هنر مأمن نامرئی بقای جامعه یا ابزاری تجملی در روزگار جنگ؟ / شعر و موسیقی با خلاقیت جانهای زخمخورده را التیام میدهند
هنر مأمن نامرئی بقای جامعه یا ابزاری تجملی در روزگار جنگ؟ / شعر و موسیقی با خلاقیت جانهای زخمخورده را التیام میدهند
فرشیدنیک: مسلم است که هنر بهتنهایی نمیتواند جنگی را متوقف کرده یا مشکلات اجتماعی را حل کند. اما قادر است نیرویی را حفظ کند که بدون آن هیچ جامعهای دوام نمیآورد: توانایی احساس کردن، همدلی کردن و امید داشتن. جامعهای که در شرایط سخت هنوز شعر مینویسد، موسیقی خلق میکند، فیلم میسازد و داستان تعریف میکند، در واقع اعلام میکند که هنوز زنده است و شاید مهمترین نقش هنر در روزگار بحران همین باشد: یادآوری این حقیقت که انسان، حتی در تاریکترین شرایط، هنوز میتواند معنا، زیبایی و امید خلق کند.
گروه اندیشه: نشست تخصصی «هنر و عبور از شرایط دشوار اجتماعی»، به همراه نقد کتابی با همین عنوان به کوشش امید شعبانی که توسط انتشارات پژوهشگاه به چاپ رسیده، در تاریخ سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت «میز تخصصی هنر و زیست اجتماعی پایدار»در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و با حضور دکتر فرزانه فرشیدنیک (عضو هیئت علمی پژوهشگاه)، دکتر پدرام جوادزاده (عضو هیئت علمی پژوهشگاه) و دبیری زهرا ملکی (عضو هیئت علمی وابسته دانشگاه آزاد اسلامی) بهصورت حضوری و برخط برگزار شد. این نشست به بررسی کارکردهای ساختاری هنر در مواجهه با تنش های نظامی، بحران های طبیعی و بازسازی امنیت نامرئی در جامعه پرداخت. سخنرانان با تاکید بر این مفهوم که هنر در دوران اضطراب جمعی و ناامنی، نه یک کالای تجملی بلکه سازوکار بقا، ثبت تجربههای انسانی و پناهگاه روانی است، سه نقش کلیدی برای آن برشمردند: ثبت ماندگار تاریخ از حنجره انسان، ایجاد همدلی و انسجام جمعی، و مقاومت در برابر عادی شدن رنج و خشونت. هنر با تقویت تابآوری، از فرسایش روانی جامعه درگیر بحران جلوگیری میکند. در بخش دوم، کتابی با همین عنوان به کوشش امید شعبانی نقد شد. منتقدان با وجود تمجید از رشد کیفی انتشارات پژوهشگاه، به چالش عدم انسجام محتوایی اثر پرداختند؛ چرا که مقالات آن به جای ارائۀ راهکارهای عملی برای عبور از بحرانهای اجتماعی، بیشتر به مباحث انتزاعی نظیر فلسفه شیلر و نسبت هنر با اخلاق و محیطزیست معطوف شده است. در نهایت، نشست با تأکید بر ضرورت نظارت کیفی دقیقتر و بهرهگیری از هنردرمانی برای تقویت جانهای خسته پایان یافت. این گفت و گوهای مطرح شده در این نشست را می خوانید:
****
در این نشست، تلاش شد تا از منظری میانرشتهای، پیوند میان «هنر» و «شرایط دشوار اجتماعی» به بحث گذاشته شود و پس از آن و از رهگذر نقد کتاب «هنر و عبور از شرایط دشوار اجتماعی»، ضرورت توجه به ابعاد غیرنظامی جنگ و آثار و تبعات روانی و اجتماعیِ آن مورد واکاوی قرارگیرد.
در ابتدا فرزانه فرشیدنیک، مدیر «میز تخصصی هنر و زیست اجتماعی پایدار»، به تبیین «نقش هنر در بازسازی معنا در جوامع بحرانزده» پرداخت و عنوان کرد در دهههای اخیر، کشور ایران انواع بحرانها اعم از طبیعی، اجتماعی و تنشهای نظامی و جنگ را تجربه کرده است. در چنین شرایطی، جامعهای که مدام در معرض فشار قرار دارد، اگر نتواند امید، حافظه و پیوند اجتماعی خود را حفظ کند، بهتدریج دچار فرسایش روانی میشود. در چنین شرایطی، هنر فقط یک فعالیت فرهنگی یا کالایی تجملی نیست؛ بلکه «بخشی از سازوکار بقا و بازسازی اجتماعی» است.
وی افزود اگر به تاریخ معاصر ایران نگاه کنیم، میبینیم که هنر همیشه در سختترین شرایط حضور داشته است. در دوران جنگ ایران و عراق، شعر، موسیقی، سینما، ادبیات و حتی نقاشی دیواری، نقش مهمی در حفظ روحیه عمومی داشتند. بسیاری از فیلمها و آثار ادبی آن دوره، صرفاً روایت جنگ نبودند؛ بلکه تلاش میکردند معنای مقاومت، فقدان، امید و زندگی روزمره مردم را ثبت کنند. پس از آن و در هنگام وقوع بحرانهای طبیعیِ گستردهای همچون زلزلههای بزرگ (از رودبار و بم تا کرمانشاه) و نیز سیلابهای سراسریِ سال 98 نیز بارها شاهد آن بودهایم که هنرمندان، نویسندگان و موسیقیدانان بلافاصله وارد میدان شدهاند. نمایشگاههای هنری، کنسرتهای خیریه، کمپینهای فرهنگی و روایتهای مستند، علاوه بر جمعآوری کمک مالی و مستندسازی بحران، به جامعه کمک میکردند دریابد که هیچگاه تنها نیست.
به گفتۀ وی، جامعهشناسان معتقدند که پس از فاجعههای جمعی، مردم صرفاً خانه و زیرساختهای فیزیکی را از دست نمیدهند؛ بلکه علاوه برآن و حتی مهمتر از آن، احساس امنیت و اعتماد اجتماعی نیز آسیب میبیند. در این هنگام، «هنر» میتواند به بازسازی همین «بخش نامرئیِ زندگی» کمک کند.
وی افزود در سالهای اخیر، برخی بحرانهای اجتماعی نیز تأثیر عمیقی بر زندگی مردم ایران گذاشته است. در چنین فضایی، هنر برای بسیاری از مردم به پناهگاه روانی تبدیل شده است. افزایش استقبال از موسیقی، تولیدات تصویری، ادبیات، تئاترهای کوچک و حتی هنرهای خیابانی را میتوان بخشی از واکنش جامعه به اضطراب جمعی دانست. اما امروز، وقتی درباره هنر و بحران صحبت میکنیم، نمیتوان از جنگ اخیر چشمپوشی کرد. در هر جنگی، علاوه بر ساختمانها و زیرساختها؛ روان انسانها نیز آسیب میبیند. اضطراب، ترس از آینده، احساس ناامنی و خستگی روانی، بخشی از تجربه اجتماعی جنگ است؛ حتی برای کسانی که مستقیماً در میدان نبرد حضور ندارند.
در چنین شرایطی، «هنر» عمدتاً ایفاگر سه نقش اساسی و تأثیرگذار میشود:
نخست، هنر به ثبت تجربه انسانی کمک میکند. تاریخ نشان داده است که بسیاری از واقعیتهای جنگ، نه فقط در گزارشهای رسمی، بلکه در شعرها، فیلمها، عکسها و روایتهای هنری باقی ماندهاند. هنر اجازه میدهد تجربه انسانیِ ترس، امید، فقدان و مقاومت فراموش نشود.
دوم، هنر به جامعه امکان همدلی میدهد. وقتی مردم یک ترانه، فیلم یا روایت مشترک را تجربه میکنند، احساس میکنند در اضطراب و نگرانی خود تنها نیستند. این حسِ «تنها نبودن» برای سلامت روان جمعی بسیار مهم است.
سوم، هنر میتواند در برابر عادی شدن خشونت بایستد. یکی از خطرناکترین پیامدهای بحرانهای طولانی، بیحسی اجتماعی است؛ زمانی که انسانها کمکم به دیدن رنج عادت میکنند. هنر میتواند حساسیت انسانی را زنده نگه دارد.
در تجربه ایران نیز این مسئله بارها دیده شده است. بسیاری از مهمترین آثار سینمایی، ادبی و موسیقایی ایران، دقیقاً در دورههای دشوار اجتماعی خلق شدهاند. انگار جامعه، در لحظه فشار، بیشتر به زبان هنر نیاز پیدا میکند.
از نگاه علمی نیز، پژوهشهای روانشناسی و گزارشهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهند که فعالیتهای هنری میتوانند به کاهش اضطراب، تقویت روانی و حفظ ارتباط اجتماعی کمک کنند. امروزه در بسیاری از کشورها، از هنر درمانی برای کمک به افراد آسیبدیده از جنگ و بحران استفاده میشود.
فرشیدنیک در پایان بخش اول سخنان خود با اشاره به ضرورت نگاه کلان به نقش هنر در افزایش تاب آوری در شرایط بحران، گفت: البته مسلم است که هنر بهتنهایی نمیتواند جنگی را متوقف کرده یا مشکلات اجتماعی را حل کند. اما قادر است نیرویی را حفظ کند که بدون آن هیچ جامعهای دوام نمیآورد: توانایی احساس کردن، همدلی کردن و امید داشتن. جامعهای که در شرایط سخت هنوز شعر مینویسد، موسیقی خلق میکند، فیلم میسازد و داستان تعریف میکند، در واقع اعلام میکند که هنوز زنده است و شاید مهمترین نقش هنر در روزگار بحران همین باشد: یادآوری این حقیقت که انسان، حتی در تاریکترین شرایط، هنوز میتواند معنا، زیبایی و امید خلق کند.
در بخش دوم نشست، کتاب «هنر و عبور از شرایط دشوار اجتماعی» که شامل شش مقالۀ گردآوری شده به کوشش امید شعبانی است، مورد نقد و بررسی قرارگرفت. در ابتدای بحث فرشیدنیک با اشاره به این نکته که از سال 1398 مطالعات اختصاصی در حوزه هنر و بحران را آغاز کرده و تازههای نشر در این زمینه را رصد میکند، به تحلیل محتوای مقالات پرداخت. عمدۀ اشارات او به عدم همخوانی موضوع و عناوین مقالات کتاب با عنوان روی جلد تأکید داشت و گفت: برخلاف عنوان کتاب، محتوای مقالات، هیچگونه ارتباطی به بحرانهای اجتماعی و یا ضروریات عبور از شرایط دشوار اجتماعی ندارد، بلکه مقالاتِ انتخاب شده، عمدتاً به نسبت میان «هنر» و «اخلاق» میپردازند و جای طرح بحث در حوزههایی که مستقیماً به کارکردهای هنر در تابآوری اجتماعی میپردازد، قویاً خالی است، در مجموع علاوه بر اینکه کتاب، ارتباطی با موضوع بحران ندارد، به لحاظ روششناسی نیز قابل نقد است: نبود محوریتی اصلی در گردآوری مقالات، ارائۀ گزارش از مقالاتی که به گفتۀ گردآورنده، به جای ترجمۀ مستقیم، گزارشی از آنها تحت عنوان مقاله در کتاب ارائه شده است، بدون قید ارجاعات مستقیم و مستند، کاستیِ دیگری است که از اعتبار علمی کتاب میکاهد.
وی در خاتمۀ این بخش از سخنان خود، ضمن اشاره به کتابهای ارزشمندی که در سالهای اخیر توسط انتشارات پژوهشگاه به چاپ رسیده، نقدِ آثارِ منتشره توسط پژوهشگاه را ضامن تحقق آرمانهای علمی و ارتقاء سطح کیفی آثار منتشر شده دانست و به این نکته اذعان داشت که به ویژه در سالهای اخیر، رشد قابل توجهی را هم به لحاظ کمی و هم کیفی در انتشارات پژوهشگاه شاهد بودهایم.
در ادامه، پدرام جواد زاده، دیگر منتقد کتاب، متن کتاب را با نام و مقدمۀ آن کاملاً متفاوت دانست. وی بر این نکته تأکید کرد که در تنظیم «مجموعه مقالات» برخورداری از یک محور انسجام بخش که به مثابه نخ تسبیح متون مختلف را به هم مرتبط نماید، ضروری است و کتاب مذکور را فاقد این ساختارِ مهمِ محتوایی دانست. به گفتۀ وی مهمترین مسئلۀ این کتاب عدم برخورداری از جانمایهای مشترک میان مقالات است. برای مثال یکی از مقالات به تحلیل نگاه مورتن به مفهوم زیبایی و نسبت آن با محیط زیست می پردازد و مقالهای دیگر، چارچوب کلی اندیشههای فردریش شیلر درخصوص آزادی و اخلاق را تبیین میکند. این مقالات، به صورت جداگانه، هریک ارزشمند است اما نسبتی میان آنها و «عبور از شرایط دشوار اجتماعی» که عنوان کتاب است به چشم نمیخورد. همچنین نسبتی میان محتوای مقالات و ادعاهایی که در مقدمه کتاب درخصوص اخلاق ذکر شده نیز به صورت منسجم به چشم نمیخورد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه در ادامه افزود: در بحرانها ما در آغاز به صورت فیزیکی خود را نجات میدهیم. در این شرایط روح آدمی آلامی را تجربه میکند که در مواجهه با آن، هنر التیامبخش جانهای زخمخورده میگردد. بهعلاوه؛ «هنر» همانگونه که از طریق مواجهه با زیبایی، حساسیت انسان را بالا میبرد، تابآوری را نیز افزایش میدهد و در نتیجه مأمنی برای انسان ایجاد میشود که در پناه آن بتوان لحظه را درک کرد. همچنین هنر، یک هویت جمعی ایجاد میکند. در همین ایام و با گذشت حدود 80 روز از جنگ، جدای از کیفیت و محتوا، انواع هنرها از جمله موسیقی، قادرند که طیفهای متنوع جامعه را کنار هم جمع کنند تا یکی شوند و یک حس مشترک همدلی را تجربه کنند. او سپس نمونههایی از بحرانهای اجتماعی را برشمرد و افزود: این کتاب برخلاف ادعای آن، هیچ راهکاری برای مشکلات موجود ارائه نمیکند.
وی در پایان با اشاره به مأموریتهای پژوهشگاه، ضرورت نظارت بیشتر بر کیفیت محتوایی کتابها را مورد تأکید قرارداد و ابراز امیدواری کرد که دورۀ حاضر شاهد اهتمام بیشتر مسئولان پژوهشگاه در راستای تقویت محتوای کیفی کتابهای منتشره هستیم و این کتاب نیز میتواند در ویراستهای آتی تقویت شود.
216216