صدای آشنای خانههای مردم خاموش شد؛ بدرقه بهروز رضوی به ابدیت
صدای آشنای خانههای مردم خاموش شد؛ بدرقه بهروز رضوی به ابدیت
بهروز رضوی، صاحب یکی از ماندگارترین، بمترین و حماسیترین صداهای رادیو و دوبله ایران، در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست تا صندلی یکی از بزرگترین راویان ادبیات کلاسیک و تاریخ در استودیو ارگ برای همیشه خالی شود. به مناسبت درگذشت این گوینده بیبدیل، در این گزارش نگاهی انداختهایم به بیش از نیم قرن حضور او بر امواج رادیو، اصول مکتب گویندگیاش و ردپای ماندگاری که از دشتهای سمنان تا استودیوهای پایتخت از خود به یادگار گذاشت.
ریحانه اسکندری: برخی صداها در حافظه شنیداری یک ملت، فراتر از یک ابزار ارتباطی ساده هستند؛ آنها بخشی از شناسنامه فرهنگی، جغرافیا و هویت ملی میشوند. بهروز رضوی یکی از همین صداهای مخملی، اساطیری و ماندگار بود. صدایی با طنین بم، آرامشبخش و در عین حال حماسی که وقتی از رادیو شنیده میشد، گویی غبار روزمرگی را از روح مخاطب میشست و او را به تالارهای پرشکوه شاهنامه یا کوچهباغهای غزل حافظ میبرد.
خبر درگذشت این هنرمند صبح امروز(۲۵ خرداد) اعلام شد و مطابق خبر، بهروز رضوی ۲۴ ام خرداد چشم از جهان فروبست.
به همین مناسبت نگاهی میاندازیم به زندگی و کارنامه مردی که ادبیات ایران را نه فقط با واژهها، بلکه با ضربآهنگ نفسها و جادوی حنجرهاش به خانههای مردم آورد.
از دشتهای سمنان تا استودیوهای پایتخت؛ اصالت و ریشه در کویر
بهروز رضوی در دیماه ۱۳۲۶ در تهران متولد شد، اما ریشههای عمیق خانوادگی او به دیار سمنان بازمیگشت؛ منطقهای با اقلیم کویری که به پرورش ادیبان و اهل فرهنگ شهره است. از همان دوران کودکی، دو ویژگی بزرگ در بهروز عیان بود: نخست، صدای رسا و بمِ خدادادی که حتی در دوران نوجوانی هم جلب توجه میکرد و دوم، شیفتگی بیحدومرز به کتاب، شعر و ادبیات کلاسیک ایران.
او در دوران تحصیل، برخلاف بسیاری که به رشتههای فنی یا تجربی گرایش داشتند، غرق در دنیای واژهها شد. خودش در خاطراتش میگفت: «من از بچگی با صدای بلند کتاب میخواندم. انگار میخواستم وزن و آهنگ کلمات را در دهانم حس کنم. رادیو در آن زمان برای ما یک کعبه آمال بود؛ جعبه جادویی که زیباترین صداها از آن شنیده میشد.»

بهروز رضوی