انتقاد از موسی غنینژاد بخاطر حمله لو به دکتر شریعتی: در75سالگی یادتان افتاده که مثل سلطنت طلب ها به شذیعتی فحش بدهید؟
انتقاد از موسی غنینژاد بخاطر حمله لو به دکتر شریعتی: در75سالگی یادتان افتاده که مثل سلطنت طلب ها به شذیعتی فحش بدهید؟
نارضایتی از اوضاع و احوال سبب شده هر از گاهی کسانی دنبال مقصر بگردند و کم هزینهترین رفتار نقد شریعتی و در واقع نقد هم نه نفی اوست.
به گزارش پرشین آنلاین سایت عصرایران نوشت: در تازه ترین مورد آقای موسی غنینژاد حتی یک گام فراتر گذاشته و از لفظ “شیاد” استفاده کرده است. چرا؟ چون برخی از سخنان شاعرانه خود را به فردی به نام “شاندل” منتسب کرده در حالی که او وجود خارجی ندارد و شاندل یعنی شمع و شمع سرواژۀ شریعتی مزینانی علی است!
البته این کشف تازهای نیست که آقای غنینژاد در 75 سالگی به آن دست یافته باشد. 40 سال قبل همه میدانستیم و او چون تازه دریافته ذوقزده همرسانی کرده و یافتم، یافتم راه انداخته!
با این حساب لابد مولانا هم شیاد است چون برخی معتقدند شمس تبریزی وجود خارجی نداشته یا اگر بوده واجد چنین شأن و مقام و جایگاهی نبوده که در سخن مولانا متجلی است بلکه درویشی عادی بوده است و مولانا آن حجم از سخنان پیامبرگونه را به او نسبت داده و حتی نام دیوان کبیر خود را شمس گذاشته تا حمل بر خودستایی نشود.
مهمترین مشکل آقای غنینژاد این نیست که به شریعتی گفته شیاد چون او در حیات و اندکی بعد از ممات به کفر هم متهم شده بود. مشکل آقاموسای قصۀ ما اینهاست:
1. غنینژاد دیر رسیده و سخنانی که دههها قبل دربارۀ آنها بحث و گفتوگو شده را به میدان کشیده است. به بیان دیگر تنها نقش قبر میکند و اگر برای نسل تازه جذاب است چون آنها هم دنبال مقصر میگردند و حوصلۀ مطالعۀ عمیق ندارند و به همین چهار تا فرستۀ وایرال شده بسنده میکنند.