روایت یک ترومای جمعی در میناب/ بلاگرها کار مستندسازان را دشوار کردند
روایت یک ترومای جمعی در میناب/ بلاگرها کار مستندسازان را دشوار کردند
سارا طالبیان کارگردان مستند، درباره پیامدهای جنگ در میناب گفت: مستند جدیدم، روایت یک ترومای جمعی است، مستندی درباره کودکانی که هنوز شبها با ترس میخوابند، از همهچیز هراس دارند و شهرشان همچنان از زخمهای جنگ عبور نکرده است.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین به نقل از ایرنا، سارا طالبیان این روزها مشغول ساخت مستندی درباره پیامدهای روانی جنگ بر کودکان و خانوادههای میناب است. مستندی که با تمرکز بر سه شخصیت اصلی، تلاش میکند تصویری از زندگی پس از جنگ و اثر ماندگار آن بر یک شهر را روایت کند. سارا طالبیان درباره سوژه مستند تازهاش گفت: این فیلم درباره پساجنگ، کودکان و خانوادههایی است که دچار آسیبهای روحی و روانی شدهاند. میناب به «۱۶۸» معروف شده، اما ماجرا بسیار عمیقتر از این حرفهاست. در واقع حدود ۴۰۰ دانشآموز که محصل همان مدرسه بودند، هر کدام به نوعی درگیر این حادثه شدند. قصه فیلم ما درباره کودکانی است که هنوز نمیتوانند شبها درست بخوابند، از همهچیز میترسند و ترس به بخشی از زندگی روزمره آنها تبدیل شده است. کارگردان مستند «برای کیان» ادامه داد: این بچهها دیگر حتی به اول مهر سال جدید فکر نمیکنند و شهر همچنان دچار ترومای سنگینی است. مستند سه شخصیت اصلی دارد که هر کدام به شکلی با این تروما درگیر هستند و روایت فیلم از خلال زندگی آنها شکل میگیرد. این اثر هم همزمان در مرحله فیلمبرداری و تدوین قرار دارد. کارگردان مستند «رویای ناتمام» درباره آغاز تولید مستند توضیح داد: حدود یک هفته پس از بمباران، به دنبال دریافت مجوز بودم و بعد از آن راهی میناب شدم. وقتی به آنجا رسیدم، متوجه شدم حجم زیادی از رسانهها، بلاگرها و فعالان فضای مجازی برای روایت این حادثه به منطقه آمدهاند. این اتفاق، کار مستندسازان حرفهای را دشوار کرده بود، چون بسیاری از خانوادهها از دوربین گریزان شده بودند. به همین دلیل تصمیم گرفتم کمی فاصله بگیرم و بعد دوباره به سراغ خانوادهها بروم. کارگردان مستند «آبه» درباره تعدد آثار تولیدشده پیرامون این حادثه گفت: اینکه همکاران مستندساز هر کدام از زاویه نگاه خودشان این اتفاق تلخ را روایت میکنند، اتفاق خوبی است. شاید قصهها در ظاهر تکراری باشند، اما آنچه یک فیلم را متمایز میکند، زاویه دید و شیوه روایت آن است. این مستندساز درباره تولید آثار در شرایط بحرانی توضیح داد: با مستندهایی که از دل حادثه و همزمان با وقوع آن ساخته میشوند موافقم، اما با مستندسازی که یک ماه بعد صرفاً برای انجام یک سفارش به منطقه میرود و میخواهد با عجله فیلمش را تولید کند، موافق نیستم؛ چون چنین شتابی قطعاً بر کیفیت و تأثیرگذاری اثر تأثیر میگذارد.

طالبیان با مقایسه تجربه مستندسازی در جریان جنگ دوازدهروزه و میناب گفت: سوژه من در جنگ دوازدهروزه بسیار سخت بود. «کیان» قصه ما دو رنج را همزمان تحمل میکرد؛ اولین رنج، رنج از دست دادن پدر و مادرش بود و رنج دوم، سوختگی شدید و بستری بودنش روی تخت درمان. در میناب، جنس سوگ متفاوت است؛ اینجا با یک ترومای جمعی روبهرو هستیم. البته هر دو تجربه به یک اندازه تلخ هستند و ای کاش هیچ انسانی، بهویژه کودکان، هرگز رنگ جنگ را نبیند. کارگردان مستند «پنج دقیقه تامرز» درباره دلیل انتخاب کودکان به عنوان محور روایت آثارش گفت: روزگاری معلم دوره ابتدایی بودم و شاید یکی از دلایل اصلی انتخاب این سوژهها همین باشد؛ چون عاشقانه کودکان را دوست دارم. وی ادامه داد: به قول غسان کنفانی «در شرایط جنگی، اولین و آخرین آرزوی من این است که کودکان بیگناه رنگ آرامش را ببینند، بتوانند بازی کنند، بتوانند در آرامش بخوابند و بتوانند پشت نیمکتهای مدرسه بنشینند.» این جمله، بیش از هر چیز، نگاه من به کودکان در جنگ را توصیف میکند.
طالبیان در پایان گفت: انتظار خاصی از مخاطب ندارم، اما امیدوارم کسانی که جنگ را انتخاب میکنند، لحظهای خود را جای مادران داغدار میناب بگذارند؛ مادرانی که میانگین سنی بسیاری از آنها حتی به چهل سال هم نمیرسد و آن روز، در آستانه نوروز، منتظر بودند فرزندانشان برای خرید لباس نو به بازار بروند، اما هرگز بازنگشتند.
مستند تازه سارا طالبیان تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است.
۵۹۲۴۳