خاورمیانه جدید همان خاورمیانه پیشین است / تحلیلگر برجسته آمریکایی: جنگهای آمریکا و اسرائیل فقط به خشم و هیاهو دامن زد
خاورمیانه جدید همان خاورمیانه پیشین است / تحلیلگر برجسته آمریکایی: جنگهای آمریکا و اسرائیل فقط به خشم و هیاهو دامن زد
گرگوری گاس سوم، استاد ممتاز دانشگاه A&M تگزاس و پژوهشگر ارشد اندیشکده خاورمیانه، در یادداشتی مفصل در نشریه فارن افرز به تشریح موازنه قدرت جدید منطقه پس از درگیریهای اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل پرداخته است. به عقیده این تحلیلگر برجسته، علیرغم تمامی تحولات ظاهری، ماهیت و چالشهای بنیادی خاورمیانه دستنخورده باقی ماندهاند.
به گزارش پرشین آنلاین، گرگوری گاس سوم، استاد دانشگاه A&M تگزاس در یادداشتی برای فارن افرز به تحلیل اثر جنگهای اخیر در خاورمیانه پرداختهاست و تاکید میکند که این جنگها نه تنها ماهیت تنش در خاورمیانه را تغییر ندادهاست، بلکه همان شرایط قبلی را بازتولید کردهاست. به اعتقاد این تحلیلگر برجسته مسائئل خاورمیانه، اسرائیل و آمریکا باید به جای تلاش برای برای نابودی ایران از طریق نظامی به سمت راهکاری برای همزیستی در منطقه و پذیرش تهران حرکت کنند.
گاس در ابتدای این تحلیلی مینویسد: «از بسیاری جهات، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و جنگ غزه که پیش از آن رخ داد، تحولآفرین به نظر میرسند. پس از دههها جنگ سایه، ایران و اسرائیل اکنون مستقیماً به خاک یکدیگر حمله کردهاند… با این حال، خاورمیانهای که از دل این آشوب بیرون میآید، در مجموع شباهت زیادی به همان خاورمیانه پیشین دارد.»
به باور نویسنده، شکست آمریکا در ایجاد تغییرات بنیادی با آتشبس ژوئن ۲۰۲۶ آشکار شد؛ جایی که تهران علیرغم تمام فشارهای سالهای اخیر، توانایی خود را در اعمال فشار بر شریانهای انرژی جهان اثبات کرد. گاس تاکید میکند که «جنگ آمریکا و اسرائیل که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، قرار بود توان ایران را تضعیف کند، اگر نگوییم حکومت آن را سرنگون سازد؛ اما در عوض، جان تازهای به جمهوری اسلامی بخشید.»
معادله شکستخورده تغییر با بمباران
نویسنده مقاله فارن افرز با اشاره به بحران فلسطین و تداوم بنبست سیاسی خاطرنشان میسازد که استفاده بیحدوحصر از زور توسط اسرائیل، ریشههای اصلی مناقشه را از بین نبرده است: «ایالات متحده و اسرائیل نمیتوانند با بمباران راه خود را به سوی منطقهای بهتر باز کنند. یک خاورمیانه واقعاً دگرگونشده… با دولتهای مرکزی قویتر در کشورهای عربی مانند عراق، لبنان، سوریه و یمن تعریف میشود… چرا که دولتهای ضعیف نمیتوانند صلح پایدار ایجاد کنند.»
او کلید تغییر واقعی در منطقه را در چهار محور میداند: تقویت دولتهای مرکزی عربی، پایان دادن به پشتیبانی از شبهنظامیان غیردولتی، پذیرش روند دیپلماتیک برای حل مسئله فلسطین و تضمین حق تعیین سرنوشت آنها، و در نهایت دگرگونی در درون خود ایران که به احترامی متقابل نسبت به حاکمیت همسایگان بینجامد.
گاس با نقد رویکرد واشنگتن و تلآویو میافزاید: «مگر اینکه حکومت تهران از طرق دیگر فروپاشیده و با چیزی بنیادین متفاوت جایگزین شود… در غیر این صورت، مهم نیست که جنگ چقدر طول بکشد؛ دراما و خونریزی سالهای گذشته چیزی بیش از خشم و هیاهو نخواهد بود.»
بازی در چند جبهه؛ از بغداد تا خلیج فارس
در ادامه این گزارش، به وضعیت بازیگران منطقهای پرداخته شده است. نویسنده معتقد است که ایران با وجود تحمل ضربات سنگین به زیرساختها و فشارهای داخلی، توانسته برآمدگی منطقهای خود را بازیابد. متحدان تهران در عراق همچنان شریانهای قدرت را در دست دارند و در لبنان نیز، اگرچه حزبالله هدف حملات سنگین قرار گرفت، اما آسیب اصلی به دولت نوپای این کشور وارد شد که نتوانست مانع ویرانی شود.
در حوزه خلیج فارس نیز کشورهای عربی که پیشتر مایل به دوری از مناقشه بودند، زیر آتش تلافیجویانه قرار گرفتند. با این حال، گاس معتقد است رویکرد این کشورها نسبت به اسرائیل تغییر کرده است: «حمله اسرائیل به قطر و پیگیری جنگ علیه ایران باعث شده رهبران خلیج فارس تردید کنند که اسرائیل اصلاً به امنیت آنها اهمیت میدهد یا خیر. روند گسترش “توافقات ابراهیم” متوقف شده است.»
از سوی دیگر، سیاستهای بنیامین نتانیاهو به شدت مورد نقد قرار گرفته است. نویسنده تاکید میکند که تلآویو به جای تبدیل پیروزیهای نظامی به فرصتهای دیپلماتیک، نقش برهمزننده منطقهای را برگزیده است. او با اشاره به کارشکنیهای اسرائیل در قبال تشکیلات خودگردان و مانعتراشی در مسیر بازسازی غزه و تثبیت دولتها در بیروت و دمشق مینویسد: «نتانیاهو معتقد است اسرائیل زمانی امنتر است که همسایگانش ضعیف و تقسیمشده باشند. اما او این واقعیت را نادیده میگیرد که معاهدات صلح با مصر و اردن — دو دولت تثبیتشده — دههها است که ارکان پایدار امنیت اسرائیل بوده است.»
شکنندگی وضعیت و ضرورت دیپلماسی
در بخش پایانی مقاله، گاس به سقوط رژیم اسد در سوریه و روی کار آمدن دولت جدید اشاره کرده و هشدار میدهد که تا زمان عدم تسلط کامل دولت مرکزی بر تمامی قلمرو سوریه، این کشور همچنان زمین بازی قدرتهای منطقهای باقی خواهد ماند و هرگونه لغزش میتواند آتش جنگ داخلی را دوباره شعلهور کند.
او درباره مسیر پیشروی دولت آمریکا برای جلوگیری از دور باطل مناقشات مینویسد: «آنچه واقعاً منطقه را آرام میکند، یک تلاش دیپلماتیک برای دستیابی به یک “روش همزیستی” (Modus Vivendi) پایدار با تهران است… استراتژی جایگزین، یعنی تغییر رژیم از طریق جنگ، به روشنی شکست خورده است.»
گاس مقاله خود را با یک هشدار جدی به پایان میرساند و یادآور میشود که بدون حل ریشهای مسئله فلسطین و مهار ماجراجوییها، منطقه همچنان بر روی انبار باروت قرار دارد: «بازیگران منطقه تغییری نکردهاند: یک ایران جسورشده با حسابهای تسویهنشده، نیروهای نیابتی ایران که ضربه خوردهاند اما از پا نیفتادهاند، و اسرائیلی که به جای مصالحه، وضعیت جنگ تقریباً دائمی را پذیرفته است. صحنه برای اشتعال بعدی آماده است.»
۴۲/۴۲