بازخوانی زیدآبادی از تندیهای لفظی دو چهره سرشناس روشنفکری
بازخوانی زیدآبادی از تندیهای لفظی دو چهره سرشناس روشنفکری
واقعیت این است که همهٔ ما گاهی تحریک میشویم که علیه فرد یا افرادی کلمات تند و تیز به کار ببریم و متأسفانه جامعه هم از آن به فراخور حال خود به سختی استقبال و این شیوه را تشویق میکند! به هر حال، من از دکتر سروش بسیار آموختهام و قدرشناس زحمات و تلاشهای خستگیناپذیر و بیوقفهٔ او هستم. به جناب غنینژاد هم از جهاتی علاقمندم و هر دوی این بزرگان را شایسته و سزاوار بالاترین سطح احترام میدانم. اینکه گاهی عنان سخن را از دست میدهند نقاط قوت و فضایل آنها را بیقدر نمیکند.
گروه اندیشه: دکتر احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی اش به بازخوانی تندیهای لفظی دو چهره سرشناس روشنفکری در نزاع بر سر شریعتی و میراث اش پرداخته است. او در یادداشت خود ضمن تسلیت به دکتر عبدالکریم سروش بابت درگذشت برادرش ، به بررسی بیانیه تند او علیه سخنان موسی غنینژاد درباره شریعتی میپردازد. نویسنده با اشاره به ادعای غنینژاد و پاسخ تند و تحقیرکننده سروش، فرهنگ نقد و بداخلاقی گفتاری میان روشنفکران ایرانی را آسیبشناسی میکند. او ضمن احترام به هر دو، تأکید دارد که جامعه با برخوردهای دوگانه خود، آتش خشونت کلامی و نقد غیرمدنی را شعلهورتر میکند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
دکتر عبدالکریم سروش دور از وطن، در دیار غربت، در سوگ از دست دادن برادر نشسته است. برای او و خانوادهاش طلب بردباری و برای متوفی آرامش ابدی از خداوند میخواهم. سوگ دکتر سروش در فقدان برادر با صدور متن شدیداللحن او در واکنش به حملات لفظی دکتر موسی غنینژاد علیه مرحوم دکتر شریعتی همزمان شده است و این شاید بهانهٔ مناسبی برای پردازش کوتاه این ماجرا باشد.
در واقع میتوان موضوع را با این پرسش آغاز کرد که چرا نسل روشنفکری پیش از ما، بعضاً برخی از مخالفان فکری یا سیاسی یا هویتی خود را با عبارات و واژههایی خطاب قرار میدهد که در چشم بخشی از جامعه خارج از اصول تعامل مدنی میآید؟
علاوه بر این، پرسش بزرگ دیگر این است که به کارگیری این قبیل عبارات و واژهها آیا اصولاً و مطلقاً علیه هر انسانی ناروا و ناپسند است و یا موضوع بستگی به جایگاه و شخصیت و عملکرد فرد مخاطب در نزد طرف مقابلش دارد؟
این بحثی بینهایت درازدامن است و به خلاف ظاهرش تعیین حدود و ثغور آن چندان هم آسان نیست!ما ایرانیان معمولاً از هر حرف و سخن درشتی علیه چهرههای مورد علاقه یا همسوی با خود، آزردهخاطر میشویم و گوینده یا نویسندهٔ آن سخنان را فاقد اخلاق و ادب و سزاوار اهانت میدانیم و تمام تواناییها و نقاط قوت او را نیز انکار میکنیم. در عوض، اگر شخصیتی مخالف ما مورد تندی و اهانت قرار گیرد آن را چون مرهمی بر زخمهای عاطفی خود میدانیم و اهانتکننده را تا عرش اعلی بالا میبریم!
با این حساب، مسئلهٔ ما خودِ اهانت نیست! مسئله این است که چه کسی به چه کسی درشتی کرده است!چرا دکتر غنینژاد به خود حق میدهد سخنان نابهنجار و بهتانگونهای علیه مرحوم دکتر شریعتی به کار گیرد؟ مردی که ۴۹ سال پیش در سن ۴۳ سالگی از دنیا رفته و اینک عملاً اثری بر فضای سیاسی کشور ما ندارد؟
آقای غنینژاد احتمالاً خواهد گفت؛ چه کسی میگوید آثار سیاسی اندیشههای شریعتی از میان رفته است؟ هر بدبختی که میبینیم حاصل مواعظ و سخنرانیهای اوست!در اینجا بحثی بیپایان شکل میگیرد که فصلالخطاب ندارد، اما میتوان آقای غنینژاد را متهم کرد که اگر اوضاع تا بدان پایه موجب انزجار و رنجش اوست چرا صاحبان اصلی قدرت را خطاب قرار نمیدهد و در عوض پای جوانی فعال در دهههای سپری شدهٔ ۴۰ و ۵۰ در قرن پیش را وسط میآورد آن هم با عبارات اتهاممآبانهٔ غیرقابل ابطالی که در شأن یک استاد اقتصاد نیست؟
قاعدتاً همین نکته آقای سروش را به خشم آورده و او را وادار به صدور متنی کرده است که از هر جهت تحقیرآمیز و اهانتآلود است.قاعدتاً از آقای سروش هم میتوان پرسید که استفاده از آن کلمات چه اثری دارد؟ به چه فرهنگی دامن میزند؟ و قرار است چگونه از مرحوم شریعتی در مقابل اتهامات آقای غنینژاد اعادهٔ حیثیت کند؟
واقعیت این است که همهٔ ما گاهی تحریک میشویم که علیه فرد یا افرادی کلمات تند و تیز به کار ببریم و متأسفانه جامعه هم از آن به فراخور حال خود به سختی استقبال و این شیوه را تشویق میکند! به هر حال، من از دکتر سروش بسیار آموختهام و قدرشناس زحمات و تلاشهای خستگیناپذیر و بیوقفهٔ او هستم. به جناب غنینژاد هم از جهاتی علاقمندم و هر دوی این بزرگان را شایسته و سزاوار بالاترین سطح احترام میدانم.
اینکه گاهی عنان سخن را از دست میدهند نقاط قوت و فضایل آنها را بیقدر نمیکند.راستش من خودم هم گاه بسیار وسوسه میشوم که به شیوهٔ مرحوم شریعتی برخی افرادی که به نظرم بسیار غیرمنطقی یا توجیهگر ستم و ناراستی میآیند به شدیدترین شکل ممکن دست بیاندازم!
در اغلب موارد اما خودم را کنترل میکنم و گاهی هم از دستم در میرود. از قضا همان موارد ازدسترونده مورد بیشترین استقبال قرار میگیرد و به طور گستردهای دیده میشود! این هم بخشی از روحیات ما ایرانیان است! یا باید آن را اصلاح کرد و یا با آن کنار آمد.
216216