«پلن B همیشگی» / چرا متخصصان آیتی در ایران به مهاجرت فکر میکنند؟
«پلن B همیشگی» / چرا متخصصان آیتی در ایران به مهاجرت فکر میکنند؟
مهاجرت متخصصان فناوری فقط یک انتخاب شغلی نیست روندی است که از دل فرسایش اکوسیستم فناوری، محدودیتهای زیرساختی و تضعیف چشمانداز آینده شکل گرفته و هر روز بر ابعاد آن افزوده میشود.
تینا مزدکی_اکوسیستم فناوری ایران سالهاست زیر بار مجموعهای از بحرانهای همزمان نفس میکشد؛ از اینترنتی که کیفیت و پایداری آن مدام زیر سؤال میرود و محدودیتهایی که دسترسی به ابزارهای جهانی را دشوار کردهاند، تا تحریمهایی که ارتباط با بازارهای بینالمللی را مختل کرده و نااطمینانیهایی که آینده شغلی نیروهای متخصص را مبهمتر از همیشه ساختهاند. در چنین فضایی، توسعه فناوری دیگر تنها به دانش و مهارت وابسته نیست؛ بلکه بیش از هر زمان دیگری به عبور از موانعی گره خورده که ارتباطی با ذات نوآوری ندارند.
پیامد این وضعیت را میتوان در تغییر چهره بازار کار فناوری دید؛ جایی که بسیاری از متخصصان، به جای تمرکز بر توسعه محصول، خلق فناوری و رقابت در بازارهای جهانی، بخش قابل توجهی از زمان و انرژی خود را صرف مقابله با محدودیتهای زیرساختی، اداری و ارتباطی میکنند. روندی که به باور بسیاری از فعالان این حوزه، نهتنها انگیزه ماندن را کاهش داده، بلکه آینده اکوسیستم فناوری ایران را نیز با چالش جدی حفظ سرمایه انسانی روبهرو کرده است. برای بررسی دغدغههای یک متخصص فناوری و آنچه او را وادار به مهاجرت میکند، با آرین اقبال متخصص امنیت شبکه که چند سالی است مهاجرت کرده در پرشین آنلاین به گفتوگو پرداختیم.
مشروح این گفتوگو را میخوانید.
اقبال در پاسخ به این پرسش که دلایل و زمینههای اصلی مهاجرت متخصصان حوزه فناوری چیست؟ توضیح میدهد: «مسائل بسیار زیادی دست به دست هم میدهند تا یک فرد تصمیم بگیرد خانواده، دوستان و محیطی را که به آن اشراف دارد رها کرده و مهاجرت کند. انگیزههای مالی هرگز نمیتواند تنها دلیل این اقدام باشد، چرا که اگر صرفاً بحث مالی بود و شرایط عمومی کسبوکار مناسب بود، کار کردن در داخل کشور—چه برای بازار داخلی و چه بینالمللی—به مراتب ترجیح داشت. مهاجرت یعنی درگیر شدن با مشکلات اقامتی، ناشناختههای محیط جدید و پیچیدگیهای سیاسی و بینالمللی، آن هم در شرایطی که فرد در کشور خودش از خیلی جهات جلوتر است. تصمیم به مهاجرت برآمده از تلفیق چالشهای فضای عمومی کسبوکار، اکوسیستم آیتی، مسائل اقتصادی و فشارهای روانی شخصی است که فرد دیگر راهی جز جابهجایی برای حل آنها نمیبیند.» او میگوید:« مشکلات اساسی متعددی نظیر تورم، سطح درآمد و ناامنی شغلی وجود دارد که البته فقط مخصوص حوزه آیتی نیست، اما کسانی که فرصت بیشتری دارند به مهاجرت فکر میکنند. در ایران فضای کاری برای نیروی متخصص پر از استرس و ناامنی است؛ کارفرما با کوچکترین اتفاقی نیروی کار را تعدیل میکند و این ناامنی شغلی شدید باعث میشود یک مهندس نرمافزار، برنامهنویس یا حتی کارمند دفتری همیشه نگران تصمیمات مدیریتی یا حوادث کشوری باشد و مجبور شود مدام پلن B داشته باشد و هرگز آرامش خاطر را تجربه نکند.» او با اشاره به این موضوع که فضای کاری بسیار پرتنشی در ایران حاکم است، میگوید:« برعکس کشورهای دیگر که در روزهای تعطیل و ساعات غیرکاری سیستمها خاموش است و آرامش برقرار است، در ایران متخصصان در تمام ساعات شبانهروز، حتی ۱۱ شب یا ۲ نصفشب و روزهای تعطیل، درگیر مسائل جانبی کسبوکار هستند. این سطح از استرس مداوم در ایران، متأسفانه استرسی مولد نیست که به نتیجهای ملموس ختم شود و همین فرسایش روانی، از اعصابخردکنترین بخشهای کار در ایران است.»
فرسایش توان نیروی فنی در گرداب حواشی، فیلترینگ و تحریمها
اقبال در پاسخ به این پرسش که موانع زیرساختی مانند فیلترینگ و تحریم، چه تأثیری بر مهاجرت نیروی کار دارد؟ توضیح میدهد: «حس مداوم درگیر بودن با مسائلی که هیچ آوردهای برای فرد ندارد، یکی از اصلیترین عوامل فرسایش نیروهای فنی است. متخصصان با وجود سالها سابقه کار در بخشهای مختلف اکوسیستم آیتی—از فریلنسری و کار پروژهای گرفته تا کارمندی—مدام به جای تمرکز بر اصل کار،درگیر حواشی بیمعنی میشوند.یکی از بزرگترین این درگیریها، چالش دائمی با فیلترینگ و تحریمهاست؛ تا جایی که یک نیروی متخصص وقتی صبح سر کار حاضر میشود، مجبور است ابتدا یک تا سه ساعت از وقت خود را صرف دور زدن فیلترشکن و تحریم کند تا تازه شرایط ابتدایی اتصال و شروع کار فراهم شود.»
او ادامه میدهد: «این روال باعث میشود فضا مدام پر از حواشی پیدرپی باشد و در نهایت، فرد نه فرصتی برای ایجاد ارزش افزوده پیدا کند و نه توان عملی کردن ایدههایش را داشته باشد. این وضعیت تنها به خستگی شدید ذهنی منجر میشود، بدون اینکه فرد واقعاً درگیر کاری باشد که بابتش استخدام شده است. علاوه بر این، متخصصان برای انجام سادهترین کارهای فنی دچار زحمتهای طاقتفرسا میشوند؛ به عنوان مثال، کاری مثل آپدیت یک سرور ساده که باید تنها با چند دستور اجرا شود، در این شرایط نیازمند صرف ساعتها وقت و انرژی است.»
این کارشناس امنیت شبکه توضیح میدهد: «هدر رفتن بخش اعظم زمان و انرژی متخصصان پای حواشی بیربط، درست مثل این است که برای خرید یک بسته چیپس مجبور باشید ۵ ساعت در ترافیک سنگین رانندگی کنید؛ در نهایت عطایش را به لقایش میبخشید و از اصل خواسته صرفنظر میکنید. علاوه بر حواشی،کشور با مشکلات عمیق زیرساختی روبهروست؛ تکنولوژیها عمدتاً قدیمی شدهاند و حتی در صورت پرداخت هزینه هم به دلیل تحریمها و محدودیتها سرویس درستی ارائه نمیشود. این چالش از زیرساختهای فیزیکی اینترنت و فیبر نوری گرفته تا فناوریهای ۵G، اینترنت اشیاء (IoT) و سرویسهای نرمافزاری پیشرفته ادامه دارد.
به گفته این متخصص سامانهها و سرویسهای داخلی نیز با انحصار، نبود رقابت، قیمتهای بالا، عدم اعتماد و کیفیت پایین همراه هستند و همچنین الزام به اتصال به سامانههای دولتی متخصصان را با مستندات (داکیومنتیشن) فوقالعاده ضعیف و عدم وجود پشتیبانی واقعی درگیر میکند. او میگوید: «در نهایت، ترکیب این حواشی فنی، فیلترینگ و زیرساختهای فرسوده، نیروی فنی را به این حس میرساند که عمرش در حال هدر رفتن است و به هیچ نتیجه ملموسی نمیرسد؛ موضوعی که شاید مهمترین علت افسردگی ناشی از کار در فضای فناوری ایران باشد.»

تخریب آینده شغلی با یک اختلال در اینترنت
اقبال در پاسخ به این پرسش که «روند نزولی کیفیت اینترنت، چه تأثیری بر تصمیم متخصصان برای مهاجرت میگذارد؟ توضیح میدهد: «اینترنت مهمترین ابزار ارتباطی و زیستی عصر حاضر است، اما در ایران چه در سطح زیرساختی شامل فیبر، کابل و ارتباطات رادیویی و چه در سطح سیاستگذاری حاکمیتی مانند فیلترینگ گسترده، اختلالات عمدی، عدم پاسخگویی وزارتخانه و نبود شفافیت در شورای عالی فضای مجازی با بحران عمیق مواجه است. وقتی وضعیت را با ۱۰ سال پیش مقایسه میکنید، میبینید که شرایط روزبهروز بدتر شده است؛ تا جایی که یک متخصص حس میکند ۱۰ سال دیگر عملاً اینترنتی وجود نخواهد داشت تا با آن زندگی و درآمد خود را تأمین کند. در چنین بنبستی که حتی راهکارهای مدنی و مطالبهگری هم در موارد متعدد به ناامیدی یا حتی بازداشت منجر شده است، مهاجرت تنها راهحل باقیمانده برای حفظ آینده شغلی جلوه میکند.» او ادامه میدهد:« از سوی دیگر، مسیر رشد حرفهای نیروهای فنی که تمایل دارند از کارمندی به سمت ارتقای مدیریتی، عضویت در هیئتمدیرهها یا بنانمودن استارتاپ حرکت کنند، کاملاً مسدود یا پرریسک شده است. ورود به هیئتمدیره هلدینگها و شرکتهای خصولتی داخلی،به دلیل برچسبهای سیاسی و ساختاری، امکان زیست بینالمللی و حتی رفتوآمدهای خارجی فرد را سلب میکند.همچنین راهاندازی یک کسبوکار خلاقانه و نوآورانه در ایران،بهجای قاعدهگذاری و رگولاتوری شفاف، با برخوردهای سلبی همراه میشود؛ درست مشابه تجربیاتی که در حوزه کریپتوکارنسی و بلاکچین رخ داد. متخصصان حتی پس از استعلام رسمی و اخذ اطمینان قانونی اقدام به راهاندازی کسبوکار میکنند، اما به محض رشد و بزرگ شدن مجموعهشان، با برخوردها مواجه میشوند که این مسئله خود انگیزه هرگونه فعالیت مولد را در کشور نابود میکند.»
اقبال در پاسخ به این پرسش که در این شرایط آیا امیدی به رشد فناوریهای نوظهور مانند هوش منصوعی وجود دارد؟ توضیح میدهد: «در ایران واقعاً کسی آیندهای پررونق برای کسبوکارهای حوزه آیتی نمیبیند، چرا که کشش اقتصادی کشور محدود است و سقف کوتاهی برای رشد وجود دارد. ارائه بسیاری از سرویسهای روز دنیا در ایران عملاً غیرممکن است؛ به عنوان مثال، راهاندازی زیرساختهای هوش مصنوعی نیازمند سرمایهگذاری چند میلیون دلاری یا قرارداد با غولهای فناوری مانند انویدیا (NVIDIA) برای تأمین تجهیزات و شراکت است که این امر به دلیل تحریمها کاملاً منتفی است.» این کارشناس امنیت شبکه میگوید:« کاربران و مشتریان نهایی نیز به دلیل مشکلات اینترنت و زیرساخت، تجربه کاربری استانداردی ندارند. در سرویسهای حساس به زمان (مانند استریم یا بازی آنلاین)، کارشناسان فنی مدام با اعتراض کاربرانی مواجه میشوند که با اختلال و کندی روبهرو هستند، در حالی که دست متخصصان برای حل فنی این چالشها کاملاً بسته است. در دنیا اگر مشکلی وجود داشته باشد با راهکارهای فنی، سرمایهگذاری یا خرید پهنای باند و فیبر حل میشود، اما در ایران به دلیل قوانین نوشته و نانوشته، متخصصان مجبورند به ارائه یک سرویس متوسط رو به پایین رضایت دهند و هیچ کنترلی هم روی بهبود آن نداشته باشند.
آرین اقبال