راز لانجیویتی یک خبرنگار!

راز لانجیویتی یک خبرنگار!

تاریخ: آگوست 9, 2026

راز لانجیویتی یک خبرنگار!

در روزگاری که هر ایرانی چند سیم کارت دارد و هر سیم کارت، چندین شبکه اجتماعی را ساپورت می‌کند با این اوصاف حتی شعار «هر ایرانی یک خبرنگار» هم گویای این حماسه آفرینی رسانه‌ای نیست و باید گفت: «هر ایرانی به تعداد گوشی هایش، چند خبرنگار» اما با همه این احوال، در عین حال نمی‌توان خبرنگاری را شغل دم دستی و راحت الحلقومی دانست.

هر ایرانی چند خبرنگار! در روزگاری که هر ایرانی چند سیم کارت دارد و هر سیم کارت، چندین شبکه اجتماعی را ساپورت می‌کند با این اوصاف حتی شعار «هر ایرانی یک خبرنگار» هم گویای این حماسه آفرینی رسانه‌ای نیست و باید گفت: «هر ایرانی به تعداد گوشی هایش، چند خبرنگار» اما با همه این احوال، در عین حال نمی‌توان خبرنگاری را شغل دم دستی و راحت الحلقومی دانست. اگر فکر می‌کنید با وجود 90 میلیون علاقمند به شغل سخن چینی و خبرپراکنی و همگی مشغول تحلیل و قضاوت و اظهارنظر در موارد مختلف خصوصا تخصصی، خبرنگاری شغل آسانی است باید بگوییم کاملا در اشتباهید اگر هم فکر می‌کنید یک خبرنگار فقط کافیست به مکانی خاص اعزام شود و چیزهایی که می‌بیند را غلفتی منعکس کند و تمام! باز هم با احترام باید گفت: چیزی از این حرفه نمی‌دانید. نشان به آن نشانی که اگر اینطور بود هیچوقت نمی‌گفتند: خبرنگاری قبل از کار در معدن سخت‌ترین شغل‌هاست! زیر کلمه « قبل» خط تیره می‌کشیم!

چرا روزی بنام خبرنگار؟ اصلا می‌دانید چرا روزی بنام خبرنگار داریم؟ ببینید؛ اصولا برای گرامیداشت افراد شاخص و بارز خیابانی را بنام‌شان می‌کنند اما برای افراد مظلوم و شریف، همچون: معلمی، پرستاری، سالمندان و مادران ، کودکان و …  سند یک روز از سال را در تقویم بنام‌شان می‌زنند. پس هر گاه دیدید پیشوند هر شغلی «شریف» بود و یا بنوعی در صفحات تقویم، عزیز بود بدانید و آگاه باشید که صاحب آن شغل مزایای دیگری ندارد و این ادا بازی‌ها  برای جبران و پوشش دادن به برخی از کمبودهاست.      

خبرنگار خوب خبرنگار زنده است     بگذریم و برویم سر اصل مطلب و اینکه چرا خبرنگاری آنقدرها هم ساده نیست تا برسیم به راز لانجیویتی خبرنگاران  اولا یک خبرنگار خوب یک خبرنگار زنده است بنابراین اگر شما فقط تاکتیک‌های زنده ماندن را بیاموزید خبرنگار خوبی خواهید شد. لابد می‌پرسید چطور؟ نگران نباشید ما اینجاییم که به جز آموزش راز طول عمر خبرنگار در عین حال اسرار کیفیت آن را (یا بعبارتی لانجیویتی) هم بگذاریم کف دست‌تان. اما اصل ماجرا … 

خبرنگار مستقل نه، ولمعطل  – لابد در خصوص زندگی با عزت چیزهایی شنیده‌اید. این موضوع برای خبرنگاران هم صادق است اما معمولا اختلاف نظر در تعریف و کم و کیف «عزت» است که خب، معمولا برخی معتقدند عزت نزد جناح چپ است و بس و نظر برخی دیگر هم، این است که عزت مال جناح راست است به شکل دربست. البته هر دو گروه بنوعی هم راست و هم دروغ می‌گویند. اما نکته مهم آن است که عزت هر جا باشد در «استقلال خبری» نیست. بعبارتی هیچ چیز فلاکت بارتر از یک خبرنگار مستقل و آزاد اندیش و از این پرت و پلاها نیست که باری به هر جهت آویزان به جایی نیست! خبرنگار مستقل یعنی ولمعطل! حتی خبرنگار درباری(بر ورزن شاعر درباری) یا به اصطلاح امروزی‌ها حکومتی؛ شرف دارد به خبرنگار آزاد. 

خبرنگار بدون مرز و خبرنگار بدون مغز  نکته بعدی اینکه یک خبرنگار می‌تواند پایش را به هر کشوری بگذارد که نامش می‌شود «خبرنگار بدون مرز» اما هر جا که باشد اگر فقط پایش را کمی از گلیمش دراز کند می‌شود خبرنگار بدون مغز. خبرنگاران مجوز عبور از طرح ترافیک را دارند اما مجوز از خط قرمزها را ندارند درازای خط قرمز هم از طول شلنگ لوله قلیان یک آقازاده شروع می‌شود تا شلنگ آب استخر یک ژن خوب و حقوق‌های نجومی و سوتی‌های کهکشانی و کلا چیزهای فضایی     

بیست و سی یا بی بی سی؟ نکته دیگر آنکه دیدگاه هرمنوتیک را اصولا برای حرفه خبرنگاری ساختند. بعبارتی همیشه رویدادها در عالم واقعیت به یک شکل اتفاق می‌افتند اما خبرها از یک رویداد مشترک اصلا به یک شکل منعکس نمی‌شوند و هر خبرنگار با توجه به جایی که به آن وصل است باید از ظن خود یار و راوی آن خبر باشد. بخاطر همین است که اخبار مثلا جنگ در شبکه «بی بی سی» با «بیست و سی» زمین تا آسمان  فرق می‌کند و حتی در همین کشور خودمان تیترهای نشریات توپخانه‌ای و همیشه دلواپس با نشریات سوسول و سازشکار دیگر فرق می‌کند.   

خودسانسوری  گفته‌اند قبل از اینکه دیگران به حسابت برسند خودت به حساب خودت برس. حتی اگر کسی این جمله را نگفته و من‌درآوری باشد باز هم در حرفه خبرنگاری بسیار کارساز و کار راه‌انداز است. یک خبرنگار خوب باید بداند که چگونه قلم بزند که نه سیخ بسوزد نه کباب! او باید در زمانش بتواند آهنی که در دست دارد بنابه شرائط گرد کند تا میخ شود یا درازش کند تا سیخ شود. اسم این چیزها را هر چه می‌ذارید ما به آن می‌گوییم پیش دستی حکیمانه یا سانسور مصلحتی یا همان خودسانسوری. خبرنگار باید بیاموزد که بعضی از دیده‌ها را ندیده بگیرد و شتر دیدی ندیدی را سرلوحه کارهایش قرار دهد او حتی باید به درجه‌ای از عرفان برسد که ندیده‌ها را هم ببیند! او آنقدر باید چیزی که نبوده را بتواند با آب و تاب تعریف کند که آب از لب  و لوچه همه آویزان شود. چیزی مثل روایت خوردن گوجه سبز ترش بدون وجود گوجه سبز! برای شروع کار می توایند با این موضوع شروع کنیم: چقدر ما خوبیم!     روز خبرنگار به همه خبرنگاران شریف مبارک باد