دکترین امپریالیستی مارکو روبیو؛ خطرناک‌ترین مرد دولت ترامپ چگونه جهان را به آتش می‌کشد؟ / چرا آفتاب‌پرست واشنگتن از ونس و هگست خطرناک‌تر است؟

دکترین امپریالیستی مارکو روبیو؛ خطرناک‌ترین مرد دولت ترامپ چگونه جهان را به آتش می‌کشد؟ / چرا آفتاب‌پرست واشنگتن از ونس و هگست خطرناک‌تر است؟

تاریخ: آگوست 16, 2026

دکترین امپریالیستی مارکو روبیو؛ خطرناک‌ترین مرد دولت ترامپ چگونه جهان را به آتش می‌کشد؟ / چرا آفتاب‌پرست واشنگتن از ونس و هگست خطرناک‌تر است؟

ستون نویس گاردین با اشاره به شانس بالای مارکو روبیو برای جانشینی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۸ نوشت: «روبیو خطرناک است چون زمینه‌ساز و تسهیل‌گر بدترین غرایز ترامپ شده‌است و از وظیفه‌اش شانه خالی می‌کند. او خطرناک است چون به توهمات راست افراطی درباره برتری مطلق آمریکا، مشروعیتی شبه‌روشنفکرانه می‌بخشد.»

به گزارش پرشین آنلاین، سایمون تیسدال، ستون‌نویس گاردین در یادداشتی می‌نویسد: از زاویه دید وزارت امور خارجه آمریکا در واشنگتن، جهان در آتش می‌سوزد، اما موج‌های کم‌سابقه گرما مقصر آن نیستند. جنگ حل‌نشده با ایران، دونالد ترامپ را به شدت سوزانده است. کمپین نظامی او با شکستی قاطع مواجه شده، قیمت انرژی و مواد غذایی همچنان در حال افزایش است و رویداد تلخ شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر در حال نزدیک شدن است. در تحقیری تازه، اسرائیل همین هفته پیشنهادهای صلح او برای غزه را صاف و پوست‌کنده رد کرد؛ آن هم تنها چند روز پس از آنکه ترامپ بابت یک «گشایش تاریخی» به خودش تبریک گفته بود.

در اروپا، حملات روسیه به متحدان ناتو روزبه‌روز جسورانه‌تر می‌شود و بیم یک تنش گسترده‌تر را بالا می‌برد. جنگ اوکراین که ترامپ قول داده بود آن را تمام کند، اکنون وارد پنجمین سال خود شده و غیرنظامیان در هر دو طرف در کشتارگاه‌ها به دام افتاده‌اند. و این‌ها فقط آتش‌سوزی‌های بزرگ‌ترند؛ طوفان‌های بسیار دیگری نیز در جریان است.

نیاز به یک دیپلماسی حرفه‌ای و کارآمد هیچ‌گاه تا این حد احساس نشده بود. در چنین شرایطی دنبال چه کسی برویم جز مارکو روبیو؛ وزیر امور خارجه آمریکا و دیپلمات ارشد این کشور. این‌ها چالش‌هایی هستند که اگر به درستی مهار شوند، می‌توانند این سناتور سابق فلوریدا و فرزند ۵۵ ساله مهاجران کوبایی را به صدر رقابت نامزدی ریاست‌جمهوری حزب جمهوری‌خواه در سال ۲۰۲۸ پرتاب کنند. این فرصتی برای روبیو است تا منتقدانی را که او را یک چاپلوس و نوکر ترامپ می‌دانند به چالش بکشد و خود را به یک مرد دولتی و جهانی قابل احترام تبدیل کند. رئیس او در زمان رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶، او را به تمسخر «مارکوی کوچک» و یک «بازنده» خطاب می‌کرد (و روبیو هم او را یک شیاد نامیده بود). اکنون زمان آن است که روبیو بزرگ شود، شجاعت به خرج دهد و ثابت کند که یک برنده است.

یا شاید هم نه.

دکترین امپریالیستی و مرگ دیپلماسی

روبیو هیچ شباهتی به وزرای خارجه اخیر آمریکا ندارد؛ سنگین‌وزن‌هایی چون هیلاری کلینتون و آنتونی بلینکن، یا جان کری که به دیپلماسی پرانرژی و رفت‌وبرگشتی‌اش معروف بود. روبیو زمان چندانی برای «فرآیندهای صلح» ندارد. در عوض، او قدرت عریان آمریکا را تصویر می‌کند تا «راه‌حل‌های» مقطعی و تحمیلی را که منافع آمریکا (آن‌طور که ترامپ تعریف می‌کند) را پیش می‌برد، به دیگران دیکته کند. این شکلی مدرن از امپریالیسم است. کشورهای هدف یک انتخاب دارند: یا مانند ونزوئلا و در آینده احتمالی کوبا و گرینلند به کشورهایی دست‌نشانده تبدیل شوند، یا زیر پا له شوند. در ایران، سیاست او تغییر رژیم یا احیای دموکراسی نیست؛ بلکه «تسلیم و مطیع‌سازی نظام حاکم» است. روبیو کمتر شبیه به یک میانجی صلح و بیشتر شبیه به یک نایب‌السلطنه استعمارگر با کلاه آفتابی رفتار می‌کند که از مستعمره‌های مطیع، تقاضای بیعت دارد.

روبیو در سخنرانی ماه فوریه خود در مونیخ، دکترین کهنه و تهاجمی خود درباره برتری آمریکا را علنی کرد. او با ابراز تاسف از افول «امپراتوری‌های بزرگ غرب که با انقلاب‌های بی‌خدای شیوع‌یافته توسط کمونیسم و قیام‌های ضد استعماری شتاب گرفت»، هشدار داد که اروپا با «پاکسازی و محو تمدنی» روبرو است. او گفت آمریکا متحدانی ضعیف که «با گناه و شرم» گذشته امپریالیستی خود غل‌وزنجیر شده‌اند نمی‌خواهد: «ما متحدانی می‌خواهیم که به فرهنگ و میراث خود افتخار کنند… و در کنار ما، تمایل و توانایی دفاع از آن را داشته باشند.» این ادعایی آشنا از سلطه‌جویی آمریکا بود، اما عاری از هرگونه نوع‌دوستی ظاهری و تظاهر. این سخنان ناقوس مرگ دیپلماسی را به صدا درآورد. ترامپ در یک سال گذشته به هشت کشور حمله کرده است؛ کوبا، که وسواس فکری روبیو است، می‌تواند هدف بعدی باشد.

محاسبات سیاسی آفتاب‌پرست واشنگتن

عدم تمایل روبیو برای ورود شخصی به فرآیندهای صلح‌سازی را می‌توان تا حدی با نقش دیگر و متناقض او به عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ توضیح داد. او برون‌سپاری مذاکرات مربوط به اوکراین و فلسطین از سوی کاخ سفید به فرستادگان آماتور و کم‌توان (یعنی جارد کوشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکاف، رفیق تجاری او) را پذیرفته است. به طور کلی، روبیو از درگیری مستقیم در مذاکرات ایران نیز فاصله گرفته و اجازه داده جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و رقیب اصلی او برای سال ۲۰۲۸، تمام ترکش‌ها و انتقادات را دریافت کند. رویکرد کنترل از راه دور روبیو، بوی محاسبات سیاسی می‌دهد. یا شاید هم او واقعاً در حد و اندازه‌ی این مسئولیت نیست. شاید او هیچ فکری ندارد که خودش، یعنی مارکو، واقعاً درباره هر یک از این مسائل چه فکر می‌کند و صرفاً دستورات متغیر و بی‌ثبات ترامپ را اجرا می‌کند.

این برداشت از او به عنوان یک آفتاب‌پرست سیاسی فاقد اصول محکم، نظرات پایدار و قطب‌نمای اخلاقی قوی، با کارنامه‌اش تقویت می‌شود. مانوئل رویگ-فرانسیا، زندگینامه‌نویس او، معتقد است لغزندگی شخصی و سیاسی روبیو (او زمانی به مذعب مورمون گروید و سپس به کاتولیسیسم بازگشت) ریشه در نیاز دوران کودکیش به تعلق داشتن و قرار گرفتن در سمت برنده، به هر قیمتی دارد. سناتور روبیو یک جنگ‌طلب افراطی ضدچین بود؛ اکنون او مطیعانه خط‌مشی دلجویانه ترامپ در قبال پکن را دنبال می‌کند. او زمانی به روسیه تاخت‌وتاز می‌کرد؛ اکنون یک مصالحه‌کار و باج‌دهنده است. او از کمک‌های خارجی حمایت می‌کرد، اما در مقام قدرت، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) را از درون تهی کرده و به دنبال انحلال دیوان کیفری بین‌المللی است که سنگ بنای نظم جهانی محسوب می‌شود. او به توافق هسته‌ای باراک اوباما با ایران تاخت؛ اکنون از توافقی حمایت می‌کند که امتیازات بیشتری به تهران ارائه می‌دهد. او که از سوی واتیکان به براه انداختن جنگی غیراخلاقی و غیرعادلانه متهم شده بود، به رم سفر کرد تا از خجالت پاپ در بیاید.

فرصت‌های سوخته و چهره واقعی جانشین ترامپ

تناقض یا تراژدی معمای روبیو این است که او قدرت انجام کارهای بزرگ و مثبت را دارد، اگر تنها بایستد و به حساب آید. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، که در میدان نبرد و در داخل کشورش قافیه را باخته، از هر زمانی پس از سال ۲۰۲۲ ضعیف‌تر است. ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، با کمبود موشک‌های رهگیر، سرباز و حمایت سیاسی مواجه است. یک توافق آتش‌بس برای انجماد درگیری، توسط تنها کشوری که می‌تواند هر دو طرف را به طور جدی تحت فشار قرار دهد (یعنی آمریکا) کاملاً دست‌یافتنی است. به همین ترتیب در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، معمار نسل‌کشی غزه و جنگ‌های فاجعه‌بار با حماس، ایران و حزب‌الله، در انتخابات اکتبر با شکست روبرو است. این یک فرصت نایاب است تا بلاهت‌های «شورای صلح» ترامپ بی‌صدا کنار گذاشته شود، خشونت شهرک‌نشینان یهودی در کرانه باختری متوقف گردد و شروعی تازه و همه‌جانبه بر اساس قطعنامه‌های سازمان ملل شکل گیرد.

روبیو همچنین می‌توانست با برعهده گرفتن مسئولیت مذاکرات نیمه‌جان صلح با ایران و احیای یادداشت تفاهم ژوئن (که تهران تاکید دارد تنها راه خروج از بن‌بست تنگه هرمز است) خدمت بزرگی به خاورمیانه، اقتصاد جهانی، مصرف‌کنندگان آمریکایی و خودش بکند. با انجام این کار، روبیو حمایت پرشور اکثر آمریکایی‌ها، دولت‌های اروپایی و خلیج فارس، تولیدکنندگان انرژی، کسب‌وکارها و حتی حامیان جنبش بازگشت عظمت آمریکا (MAGA) را که به درستی بیم دارند ترامپ آمریکا را وارد یک جنگ ابدی دیگر کرده باشد، پشت سر خود داشت. حتی ممکن بود ترامپ هم سپاسگزار باشد؛ او می‌داند که در چاه افتاده و به کسی نیاز دارد که او را بیرون بکشد.

این حقیقت که روبیو، علیرغم داشتن چنین موقعیت قدرتمند و منحصربه‌فردی، بعید است هیچ‌یک از کارهای بالا را انجام دهد، او را به خطرناک‌ترین مرد در دولت آمریکا پس از خود ترامپ تبدیل می‌کند. او خطرناک است چون زمینه‌ساز و تسهیل‌گر بدترین غرایز ترامپ شده‌است و از وظیفه‌اش شانه خالی می‌کند. او خطرناک است چون به توهمات راست افراطی درباره برتری مطلق آمریکا، مشروعیتی شبه‌روشنفکرانه می‌بخشد. روبیو بسیار بیشتر از ونس پرخاشگر که در شبکه‌های اجتماعی به ناسزاگویی‌های کودکانه می‌پردازد، و پت هگست «وزیر جنگ» که یک فراملی‌گرای پرخاشگر است، خطرناک است؛ زیرا می‌تواند معقول و موجه به نظر برسد و سخن بگوید. او شانس بالایی دارد تا به جانشین انتخابی ترامپ و وارث نشان بازگشت عظمت آمریکا تبدیل شود.

شاید قبل از وقوع آن اتفاق، او دوباره تغییر کند. شاید چند اصل را دوباره کشف کند، جربزه دیپلماتیک پیدا کند و چند آتش را خاموش سازد. او بارها نشان داده که نظراتش تا بی‌نهایت شکل‌پذیر و انعطاف‌پذیر است. روبیو هنوز هم می‌تواند کارهای بزرگی انجام دهد؛ یا اینکه به مشکلی بزرگ‌تر یا معادل خود ترامپ تبدیل شود.

۴۲/۴۲