جنگ ایران چقدر شبیه جنگ ویتنام است؟
جنگ ایران چقدر شبیه جنگ ویتنام است؟
هاوارد فرنچ، روزنامهنگار برجسته آمریکایی طی مقالهای در نشریه «فارنپالیسی» به مقایسه سیاستهای آمریکا در قبال جنگ ویتنام و جنگ ایران پرداخته است. فرنچ در ابتدای مقاله با نقلقولی از جورج سانتایانا، فیلسوف اسپانیایی نوشت: «کسانی که گذشته را به یاد نمیآورند، محکوم به تکرار آن هستند.»
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین؛ هاوارد فرنچ، روزنامهنگار برجسته آمریکایی طی مقالهای در نشریه «فارنپالیسی» به مقایسه سیاستهای آمریکا در قبال جنگ ویتنام و جنگ ایران پرداخته است. فرنچ در ابتدای مقاله با نقلقولی از جورج سانتایانا، فیلسوف اسپانیایی نوشت: «کسانی که گذشته را به یاد نمیآورند، محکوم به تکرار آن هستند.» هاوارد فرنچ در این مقاله کتاب «بهترین و درخشانترین» اثر دیوید هالبرستام، روزنامهنگار آمریکایی را که پژوهشی عمیق درباره علل جنگ ویتنام است، برای مقایسه این جنگ با جنگ کنونی آمریکا و ایران مرجع قرار داده است. این کتاب که نخستینبار در سال ۱۹۷۲ منتشر شد، شیوه کشیده شدن آمریکا به باتلاق جنگ ویتنام در دوره ریاستجمهوری جان اف. کندی و لیندون بی. جانسون را روایت میکند.
آقای فرنچ در اینباره نوشت: «جنگ ویتنام هم تراژدی انسانی بود و هم شکستی عمیق برای قدرت آمریکا. از آن زمان تاکنون چیزهای زیادی در ایالات متحده و جهان تغییر کرده است؛ اما بسیاری از مولفههای اصلی کوری شناختی که واشنگتن در پیگیری آن جنگ از خود نشان داد، امروز نیز در جنگ ایران به چشم میخورد. حتی میتوان گفت این ویژگیها تشدید شده و آشکارتر از گذشته شدهاند.»
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا بارها تاکید کرده است که جنگ ایران با جنگ ویتنام قابل مقایسه نیست، زیرا به مراتب کوتاهتر از جنگ ویتنام بوده است. این در حالی است که او اوایل این جنگ ادعا کرده بود این کارزار ظرف چند هفته به پایان خواهد رسید، اما اکنون ماههاست که این درگیری بدون چشماندازی روشن برای پایان همچنان ادامه دارد. با این همه، به گفته نویسنده این مقاله، شباهتها میان دو جنگ غیرقابلانکار است.
چه شباهتهایی میان جنگ ویتنام و جنگ ایران وجود دارد؟
نویسنده این مقاله هفت شباهت عمده میان این دو درگیری را برشمرد:
هر دو جنگ با اهدافی مبهم و دائما در حال تغییر دنبال شدند.
هر دو براساس طرحهایی پیش رفتند که افرادی ایدئولوژیک و فاقد تخصص درباره کشوری تهیه کرده بودند که واشنگتن تصمیم گرفته بود با آن وارد جنگ شود.
برنامهریزی هر دو جنگ عمدتا مخفیانه انجام شد و تقریبا هیچ بحث عمومی جدی درباره راهبرد یا اهداف آنها صورت نگرفت، چه رسد به مشورت با کنگره یا متحدان.
در هر دو مورد، تقریبا هیچ فضایی برای شنیده شدن صداهای مخالف وجود نداشت.
همچنین، هر دو بر این باور تزلزلناپذیر استوار بودند که فناوری برتر آمریکا و قدرت آتش عظیم آن پیروزی را تضمین خواهد کرد.
چه دولت کنونی و چه دولت آمریکا در زمان جنگ ویتنام بهروشنی به این فکر نکردند که پیروزی دقیقا چگونه خواهد بود یا چگونه میتوان فهمید چه زمانی و به چه شیوهای باید از جنگ خارج شد.
و با آشکار شدن ابعاد تراژدی در هر یک از این جنگها، هر دو دولت اسیر لفاظیهای خود شدند.
نویسنده این مقاله همچنین به بخشی از کتاب آقای هالبرستام اشاره کرد و نوشت که این بخش بهویژه او را به وحشت انداخته است. در این بخش آمده است: «نکته دیگری که درباره تیم کندی-جانسون آموختم این بود که با وجود شهرت قابلتوجهشان به عنوان مدیرانی درخشان و عقلانی، درواقع مدیران بسیار ضعیفی بودند. خودشان تصور میکردند مدیران بسیار خوبی هستند و مدام از باز نگه داشتن گزینههایشان سخن میگفتند، حتی در حالی که رویدادها روزبهروز و هفتهبههفته همان گزینهها را از میان میبردند. واقعیت این بود که تاریخ اربابی سختگیر بود و از اوایل تا اواسط دهه ۱۹۶۰، یعنی زمانی که آن تصمیمات سرنوشتساز را میگرفتیم، تقریبا هیچ گزینهای برایمان باقی نمانده بود.»
آقای هالبرستام در کتاب خود افزود که گزینههای باقیمانده یا پذیرش شکست و خروج بود یا اعزام نیروهای رزمی برای جنگیدن در جنگی که امکان پیروزی در آن وجود نداشت.
به گفته نویسنده مقاله، درنهایت، هیچیک از این دو درگیری از هدف اخلاقی روشنی برخوردار نبود. در مورد دونالد ترامپ، اهداف اعلامشده واشنگتن شامل وعده بیسابقه «نابودی تمدن ایران» بود. چنین هدفی حتی در جنگ با ژاپن و در پی بهکارگیری بمب اتم هم مطرح نشده بود. به گفته نویسنده، اهداف جنگی آمریکا هرگز تا چنین سطحی از نیستانگاری سقوط نکرده بود.
براساس کتاب آقای هالبرستام، غرور ایالات متحده یکی از محورهای اصلی فاجعه جنگ ویتنام بود. اما آقای فرنچ با اشاره به اظهارات آقای ترامپ نوشت که این غرور و خودبزرگبینی هرگز تا حد کنونی در آمریکا وجود نداشته است. او نوشت: «امروزه به نظر میرسد که لفاظی به هدف اصلی رئیسجمهوری تبدیل شده است. او به شکلی باورنکردنی ادعا کرده درباره امور نظامی بیش از هر ژنرالی میداند و درباره چگونگی مدیریت مشکلات اروپا نیز از خود اروپاییها بیشتر سررشته دارد. غرور و خودبزرگبینی هرگز در این ابعاد وجود نداشته است.»
آقای فرنچ همچنین تصور دولت آمریکا مبنی بر این که حملات هوایی بهتنهایی به شکست ایران منجر خواهد شد را «نابخردانه» توصیف کرد و گفت این نیز یکی از درسهایی است که دولت آقای ترامپ از جنگ ویتنام نیاموخت.
منبع: یورونیوز