نهضت ملی شدن صنعت نفت ادامه طبیعی انقلاب مشروطه بود
نهضت ملی شدن صنعت نفت ادامه طبیعی انقلاب مشروطه بود
هرگاه طرفداران مصدق تظاهراتی برگزار میکردند، او متهم میشد که از «خیابان علیه مخالفان» بهرهبرداری میکند. مصدق در برابر این اتهام به مکانیزمهای قانونی متوسل شد، زیرا اعتقاد داشت قانون اساسی مشروطه برآمده از اراده جمعی مردم است و قابلیت اصلاح دارد.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، نشست «کودتا یا گسست ملی؟ مروری بر تقصیرها و تصمیمها» سال گذشته [۱۴۰۴] ۲۶ مرداد با حضور محمود کاشانی، حقوقدان و تاریخپژوه (و فرزند آیتالله کاشانی)، و رضا مختاری اصفهانی، سندپژوه، در پرشین آنلاین برگزار شد. در ادامه بخشهایی از سخنان رضا مختاری اصفهانی را در این نشست بازخوانی میکنیم:
نهضت ملی شدن صنعت نفت ادامه طبیعی انقلاب مشروطه بود، همان نگاهی که در مشروطه وجود داشت؛ یعنی پیوند استبداد و استعمار و اتکا به ملیگرایی زاده آن دوره، در نهضت ملی نیز جریان داشت. هرچند در دوره رضاشاه هم نوعی ملیگرایی دیده میشد، اما با «کیش شخصیت» سلطنتی درآمیخته بود. در مقابل، ملیگرایی نهضت ملی شدن نفت بازگشتی به روح مشروطه و عاری از کیش شخصیت بود.
در این دوره، نهاد سلطنت برخلاف دوران رضاشاه، از قدرت مطلقه فاصله گرفته و توان تحمیل اراده کامل بر جامعه را نداشت. ناکامیهای مشروطه و عملکرد پهلوی اول (با وجود برخی پیشرفتهای اقتصادی، اجتماعی و قضایی) موجب رکود سیاسی مشروطه شده بود. سپس جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، ضربه دیگری بر پیکر ملیگرایی زد و نهضت ملی شدن نفت را به فرصتی دوباره برای احیای آن بدل کرد.
مصدق هنگام پذیرش نخستوزیری در اردیبهشت ۱۳۳۰، دو اصل را مبنای برنامه خود گذاشت و حتی در اصلاحات اجتماعی مانند حقوق زنان یا مناسبات مالک و رعیت، تصریح کرد که برخی امور را باید به آینده موکول کرد. او از همان آغاز، با فشارهای خارجی، کارشکنیهای داخلی و تغییر موضع متحدان سابق روبهرو شد؛ وضعیتی که با تجربه «هر ۹ روز یک بحران» در دولت خاتمی قابل مقایسه است.
… مجلس هفدهم به عرصه فحاشی و درگیری بدل شده و برخی نمایندگان به دست داشتن در ترور مبهم افشارطوس متهم بودند؛ پروندهای که حتی پس از کودتا هم به طور شفاف بررسی نشد.
هرگاه طرفداران مصدق تظاهراتی برگزار میکردند، او متهم میشد که از «خیابان علیه مخالفان» بهرهبرداری میکند. مصدق در برابر این اتهام به مکانیزمهای قانونی متوسل شد، زیرا اعتقاد داشت قانون اساسی مشروطه برآمده از اراده جمعی مردم است و قابلیت اصلاح دارد. با این حال، او یک خطر مهم را نادیده گرفت: نقش نیروهای نظامی در سیاست و انتخابات. نمونه بارز آن، برگزیده شدن سیدحسن امامی، روحانی شیعه، از شهر سنینشین مهاباد بود که حضور نظامیان در آن تعیینکننده بود.
قدرتهای خارجی در کارشکنی لحظهای درنگ نکردند. مصدق، از بیم شورش تهیدستان، در پی یافتن منابع مالی بود، اما اقتصاد بدون نفت در آن زمان، به دلیل فقدان زیرساخت، بیش از یک شعار نبود. او درنهایت همزمان با بحران اقتصادی، فشارهای سیاسی و ناآرامیهای اجتماعی، همچنان از حمایت گسترده مردمی برخوردار ماند. مخالفان نتوانستند پایگاه اجتماعی او را تصاحب کنند و جامعه تنها پس از کودتا دچار انفعال شد. موج دستگیریهای پس از کودتا نشان میدهد. که یاد و نام مصدق همچنان در میان ایرانیان زنده است.
متن کامل گزارش این نشست را از اینجا بخوانید.