سوفیا لورن؛ از فقر و پناهگاههای جنگ تا اسکار و جاودانگی در سینما / داستان زندگی ستارهای که تسلیم نشد
سوفیا لورن؛ از فقر و پناهگاههای جنگ تا اسکار و جاودانگی در سینما / داستان زندگی ستارهای که تسلیم نشد
سوفیا لورن، یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ سینمای جهان، از فقر و جنگ در ناپل تا قلههای سینمای ایتالیا و هالیوود مسیری پر فراز و نشیب را طی کرد؛ مسیری که امروز در سالروز تولدش، بار دیگر مرور میشود.
ریحانه اسکندری: بیستم سپتامبر ۱۹۳۴ (۲۹ شهریور ۱۳۱۳) در بیمارستان دولتی رژینا مارگریتا در رم، دختری به دنیا آمد که او را سوفیا کوستانتزا بریجیدا ویلانی شیکولونه نامیدند. او فرزند رابطهای خارج از پیوند رسمی میان رومیلدا ویلانی، معلم پیانو و شیفته بازیگری، و ریکاردو شیکولونه، مهندس ساختمان از تبار اشراف بود. ریکاردو هرگز حاضر به ازدواج با رومیلدا نشد و پس از مدتی خانواده را رها کرد؛ هرچند نام خانوادگی خود و عناوین اشرافی چون مارشیزه لیکاتا را برای فرزندش به جا گذاشت، اما هیچ پشتیبانی مالی یا عاطفی از آنها نکرد و رومیلدا را دستتنها رها ساخت.
با آغاز جنگ جهانی دوم، رومیلدا به همراه سوفیا و خواهر کوچکش ماریا به شهر کوچک پوزئولی در نزدیکی ناپل پناه بردند تا نزد پدربزرگ و مادربزرگ مادری زندگی کنند. پوزئولی به دلیل وجود کارخانههای تسلیحاتی، هدف پیاپی بمبارانهای هوایی متفقین بود. سوفیا دوران کودکی خود را در میان تاریکی تونلهای قطار که به عنوان پناهگاه استفاده میشد، همراه با ترشحات سمی کارخانهها، ترس، بیماری و گرسنگی مفرط سپری کرد. فقر چنان شدید بود که غذای روزمره آنها پانزانلا یا نان خشک خیساندهشده در آب با کمی روغن و گوجهفرنگی بود. سوءتغذیه شدید، جسم سوفیا را چنان لاغر و نحیف کرده بود که همکلاسیهایش او را «سوئوزیکادنته» یا چوبکبریت مینامیدند. او بعدها خاطرنشان کرد که دو سرمایه بزرگ او در بدو تولد، حکمت و فقر بوده است.
نقطه عطف خروج از این تنگنا، ظهور زنانگی او در سنین نوجوانی بود. در چهارده سالگی، سوفیا در مسابقه زیبایی منطقهای ملکه دریا شرکت کرد. مادربزرگش از پردههای کهنه اتاق میهمانی برای او لباسی دوخت. سوفیا در میان صدها شرکتکننده مقام آورد و جایزهای شامل سی و پنج دلار، کاغذدیواری برای بازسازی خانه و یک بلیط رفتوبهاشت به رم دریافت کرد؛ بلیطی که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
کودکی و نوجوانی سوفیا لورن