برادرکشی در امپراتوری عثمانی؛ ماجرای اعدام ۱۹ برادر سلطان محمد سوم
برادرکشی در امپراتوری عثمانی؛ ماجرای اعدام ۱۹ برادر سلطان محمد سوم
سلطان محمد سوم، اعدام ۱۹ برادرش را آگاهانه نخستین اقدام رسمی خود پس از به دست گرفتن زمام امور امپراتوری عثمانی قرار داد.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین؛ در ژانویه ۱۵۹۵، نوزده تابوت با پوششهای سیاه و روکش مخمل، ردیفبهردیف از دروازه همایونی کاخ توپکاپی به راه افتادند. این تابوتها که خادمان و بردگان کاخ آنها را بر دوش میکشیدند، از آنِ ۱۹ برادر بود و به سوی آرامگاههایی میرفت که پیکر پدرشان، سلطان مراد سوم، و دیگر خویشاوندانشان در آنها آرمیده بود.
در تاریخ عثمانی هیچ صحنهای تا آن زمان تا این حد هولناک نبود. مرگ آنان نتیجه فرمان برادر بزرگترشان، یعنی سلطان تازه، محمد سوم، بود؛ کسی که عامدانه اعدام آنها را نخستین اقدام رسمی خود قرار داده بود. این کشتار براساس «قانون برادرکشی» انجام شد؛ قانونی سیاسی و هراسانگیز که امنیت دولت را بر جان شاهزادگان مقدم میدانست.

کاخ توپکاپی هنگام طلوع آفتاب
چرا امپراتوری عثمانی بقای دولت را بر خون خاندان سلطنتی ترجیح میداد؟
نگاهی کوتاه به تاریخچه قوانین جانشینی میتواند اقدامات بهظاهر هولناک محمد سوم را توضیح دهد. هنگامی که سلطانی عثمانی درمیگذشت، پسر ارشدش به طور خودکار وارث تاج و تخت نمیشد؛ بلکه همه پسران زنده سلطان، حقی برابر برای نشستن بر تخت پدر داشتند. از همین رو، شاهزادگان اغلب بر سر جانشینی با برادران خود وارد کشمکشهای خونین میشدند. نمونه مشهور پیامدهای جنگ میان شاهزادگان عثمانی، «دوران فترت» بود. در طول این جنگ داخلی یازدهساله میان پسران سلطان بایزید اول، سراسر امپراتوری در آشوب فرو رفت و تا مرز فروپاشی پیش رفت.
عثمانیها برای جلوگیری از درگیریهای خونین دیگر، برادرکشی سلطنتی را وارد فرهنگ حکومتی خود کردند. در این نظام جدید، هر سلطانی که بر تخت مینشست، برادرانش را به قتل میرساند تا هرگونه تهدیدی علیه حکومتش از میان برود. محمد سوم که بهخوبی میدانست رقبایش ممکن است روزی از برادران زندهاش به عنوان چهرههایی نمادین برای شورش علیه او بهره بگیرند، پس از درگذشت پدرش، سلطان مراد سوم، در ۱۵ ژانویه ۱۵۹۵ [ ۲۵ دی ۹۷۳]، بیدرنگ دست به کار شد. او حکمرانی ولایت مانیسا را رها کرد و برای جلوس بر تخت به استانبول، پایتخت عثمانی، رفت. او پس از رسیدن به سلطنت، دستور کشتن ۱۹ برادر کوچکتر خود را صادر کرد.

سلطان محمد سوم عثمانی
صفیه سلطان و سیاستهای حرمسرا در پسِ این اعدام دستهجمعی
افزون بر این، فضای سیاسی سال ۱۵۹۵ بهشدت تحت تأثیر دورهای بود که اغلب از آن با عنوان «سلطنت زنان» یاد میشود. در این دوره، مادران و همسران غیرعقدی (کنیزان) سلاطین از پشت پرده قدرت سیاسی را در دست داشتند. برای نمونه، صفیه سلطان، مادر محمد سوم، از نیروهای اصلی دسیسههای سیاسی جاری در کاخ بود. موضوع از جنبه دیگری نیز پیچیدهتر میشد: هر ۱۹ برادر از کنیزان مختلفی در درون حرمسرای سلطنتی به دنیا آمده بودند. طبیعی بود که هر مادری بخواهد پسرش سلطان شود تا جایگاه و نفوذ خود را حفظ کند. با این اعدامها، مادر محمد سوم که بر تصمیم او نیز اثر گذاشته بود، قدرت خود را در کاخ تثبیت کرد. از این رو، گمان میرود که او در این اعدامها دست داشته است.

مراسم تاجگذاری محمد سوم در کاخ توپکاپی در سال ۱۵۹۵. نسخه خطی سال ۱۶۰۰ اثر سید لقمان
آیین زه کمان ابریشمی که پایتخت امپراتوری را تکان داد
برادران جوان محمد سوم به شیوههای سنتی اعدام شدند. آنان با زه کمانی ابریشمین خفه شدند، زیرا در سنت عثمانی ریختن خون خاندان سلطنتی ممنوع بود. وقایعنگاران نوشتهاند که مردم استانبول با دیدن آنهمه تابوت، اندوهگین و پریشان به تماشا ایستاده بودند و این رویداد بهزودی پایان برادرکشیِ قانونی و دستهجمعی به نام حفظ بقای دولت را رقم زد.
هرچند محمد سوم به ثباتی که در پی آن بود دست یافت، این اعدامها زخمی عمیق بر روان جامعه عثمانی برجای گذاشت. بهویژه خونریزی سال ۱۵۹۵، باورهای بنیادین حکمرانی عثمانی را دگرگون کرد و موج فزاینده نارضایتی عمومی، همراه با تردیدهای اخلاقی نخبگان، به فرسایش تدریجی این قانون ریشهدار انجامید.
به همین ترتیب، هنگامی که محمد سوم در سال ۱۶۰۳ در ۳۷ سالگی درگذشت، پسر ۱۳ سالهاش، احمد اول، که وارث تاج و تخت شده بود، از کشتن برادرش مصطفی سر باز زد. وحشت آن تابوتها چنان در ذهن احمد نقش بسته بود که سنتهای خاندان عثمانی را تغییر داد.

چهرهنگاری آرمانی از صفیه سلطان، مادر محمد سوم و والده سلطان امپراتوری عثمانی، متعلق به قرن هجدهم
احمد اول چگونه به برادرکشی دستهجمعی پایان داد و «قفس سلطنتی» را بنا نهاد
او به جای اعدام خویشاوندان سلطنتی، نظامی برای محبوس کردن آنان در درون دیوارهای کاخ پدید آورد که به «قفس» (کافِس) معروف شد. در این نظام، شاهزادگان محبوس اجازه نداشتند پا از دیوارهای کاخ بیرون بگذارند. با وجود آسیبهای روانیای که این شیوه بر بسیاری از سلاطین وارد کرد، این رسم به کشتارهای گسترده درونخاندانی که محمد سوم آغازگرش بود پایان داد.
از دیدگاه امروزی، اقدامات محمد سوم وحشیانه به نظر میرسد، اما بر پایه قواعد عثمانی در قرن شانزدهم، این کار نوعی تدبیر برای صیانت از خود به شمار میرفت. در آن زمان، امپراتوری عثمانی در سه قاره گسترده بود و هرگونه شکاف در قدرت مرکزی میتوانست به از دست رفتن ولایتهایی کامل بینجامد. درنتیجه، این اقدام وظیفهای برای جلوگیری از «فتنه» یا آشوب داخلی تلقی میشد؛ بلایی که پیشتر گریبان امپراتوریهای اسلامی پیشین را گرفته بود.
منبع: thecollector.com