مقایسه دنیا و آخرت در روایات ائمه اطهار(ع)؛ چرا برای از دست دادن دنیا غصه میخوریم اما آخرت را فراموش میکنیم؟
مقایسه دنیا و آخرت در روایات ائمه اطهار(ع)؛ چرا برای از دست دادن دنیا غصه میخوریم اما آخرت را فراموش میکنیم؟
در روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع)، دنیا بارها به سایه، مهمانی، عاریه و حتی قطرهای در برابر دریای آخرت تشبیه شده است؛ با این حال، انسان گاهی برای از دست دادن کوچکترین داشتههای دنیوی ساعتها اندوهگین میشود، اما نسبت به فرصتهایی که هر روز برای ساختن آینده ابدی خود از دست میدهد، بیتفاوت میماند؛ روایات اهلبیت(ع) از ما میپرسند: چرا برای آنچه رفتنی است اینقدر نگرانیم، اما برای آنچه ماندگار است کمتر دغدغه داریم!
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نگاهی به روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نشان میدهد که در معارف اسلامی، دنیا نه به معنای بیارزش بودن زندگی مادی، بلکه به عنوان مرحلهای گذرا و مقدمهای برای حیات جاودانه آخرت معرفی شده است؛ از همین رو بزرگان دین برای تبیین جایگاه واقعی دنیا، بارها آن را با آخرت مقایسه کردهاند.
بنابر روایت مهر، تاریخ در نگاه قرآن و بزرگان دین، صرفاً مجموعهای از حوادث گذشته نیست، بلکه عرصهای برای شناخت مسیر زندگی انسان و عبرت گرفتن از سرنوشت ملتهاست. قرآن کریم بارها سرگذشت امتهای پیشین را روایت کرده و انسان را به تأمل در فرجام آنان فراخوانده است.
اشاره قرآن به حوادث تاریخی، علاوه بر بازخوانی گذشته، حاوی درسها و تجربههایی برای زندگی انسان است. از همین منظر، تاریخ در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه دارد و شناخت آن میتواند انسان را با سرنوشت نیکان و بدکاران، عوامل شکلگیری فضائل و رذائل و پیامد انتخابهای انسان آشنا کند.
قرآن کریم در بیان هدف خود از نقل داستانهای گذشتگان میفرماید: «به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است. سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایی] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و برای مردمی که ایمان میآورند رهنمود و رحمتی است.»
در همین چارچوب، یکی از موضوعاتی که در سخنان پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مورد توجه قرار گرفته، نسبت میان دنیا و آخرت است؛ مقایسهای که هدف آن کمرنگ کردن ارزش زندگی دنیوی نیست، بلکه یادآوری محدود بودن فرصت دنیا و گستردگی حیات اخروی است.
دنیا در برابر آخرت؛ یک مقایسه شگفتانگیز
یکی از شیوههای ائمه اطهار(ع) برای ترغیب انسانها به توجه بیشتر به آخرت، مقایسه این دو جهان با یکدیگر بوده است. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:
«مَا الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ، مَا یَجْعَلُ أَحَدُکُمْ إِصْبَعَهُ فِی الْیَمِّ فَلْیَنْظُرْ بِمَ تَرْجِعُ؛»
اگر کسی میخواهد نسبت دنیا به آخرت را درک کند، انگشت خود را در دریا فرو ببرد و ببیند چه مقدار آب بر انگشت او باقی میماند. نسبت دنیا به آخرت، به همین اندازه است.[۱]
این تشبیه، محدود بودن بهره انسان از دنیا در برابر گستردگی حیات اخروی را نشان میدهد. حتی اگر انسان تمام امکانات و نعمتهای دنیا را در اختیار داشته باشد، این بهره در برابر حیات آخرت همچنان محدود و گذراست.
دنیا؛ دایهای در کنار مادر اصلی
در روایتی قدسی که در شرح نهجالبلاغه نقل شده، خداوند به یکی از پیامبران میفرماید:
«اتَّخِذِ الدُّنْیَا ظِئْرًا وَاتَّخِذِ الْآخِرَةَ أُمًّا»؛
دنیا را همچون دایه و آخرت را همچون مادر قرار بده.[۲]
این تعبیر، تفاوت جایگاه دنیا و آخرت را با تصویری ساده بیان میکند. مادر جایگاه اصلی و حقیقی کودک است، در حالی که دایه در شرایطی جایگزین مادر میشود و بخشی از نیازهای او را برطرف میکند.
بر اساس این روایت، دنیا نیز مرحلهای موقت و وسیلهای برای رسیدن به مقصد نهایی است؛ انسان در این جهان زندگی میکند، از امکانات آن بهره میگیرد و در نهایت باید آن را پشت سر بگذارد.
دنیا از نگاه اولیای خدا؛ سایهای که ماندگار نیست
امام سجاد(ع) در روایتی، تمام آنچه در زمین وجود دارد را در نگاه ولیّ خدا همچون «سایه» توصیف میکنند:
«إِنَّ جَمِیعَ مَا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ … عِنْدَ وَلِیٍّ مِنْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِحَقِّ اللَّهِ کَفَیْءِ الظِّلَالِ».[۳]
این تعبیر، گذرا بودن مظاهر دنیا را یادآوری میکند؛ همانگونه که سایه با تغییر وضعیت خورشید تغییر میکند و سرانجام از میان میرود، جلوههای مادی زندگی نیز ثابت و همیشگی نیستند.
از امیرالمؤمنین(ع) نیز تعبیری مشابه نقل شده است:
«إِنَّهَا عِنْدَ ذَوِی الْعُقُولِ کَفَیْءِ الظِّلِّ، بَیْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّی قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّی نَقَص».[۴]
دنیا در نگاه صاحبان عقل مانند سایهای است که زمانی گسترده به نظر میرسد، اما ناگهان کوتاه و کمرنگ میشود.
این روایت بر یک نکته اساسی تأکید دارد: آنچه انسان در دنیا بسیار بزرگ و ماندگار تصور میکند، در واقع در معرض تغییر و زوال است.
انسان در دنیا؛ مهمانی با امکانات عاریه
پیامبر اکرم(ص) در روایتی، انسانهای حاضر در دنیا را «مهمان» و داراییهای آنان را «عاریه» معرفی میکنند:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ مَنْ فِی الدُّنْیَا ضَیْفٌ وَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ عَارِیَّةٌ».[۵]
بر اساس این روایت، انسان مالک دائمی آنچه در اختیار دارد نیست. عمر، مال، موقعیت، قدرت و دیگر امکانات زندگی، برای مدتی در اختیار او قرار گرفتهاند و سرانجام از او گرفته خواهند شد.
از این منظر، مسئله اصلی در زندگی آن نیست که انسان هیچ بهرهای از دنیا نداشته باشد، بلکه نباید امکانات موقت دنیا را با مقصد نهایی زندگی اشتباه بگیرد.
چرا برای از دست دادن دنیا ناراحت میشویم، اما برای آخرت نه؟
یکی از نکات قابل تأمل در سخنان امیرالمؤمنین(ع)، تفاوت واکنش انسان نسبت به از دست دادن داشتههای دنیوی و محروم شدن از فرصتهای اخروی است.
حضرت میفرمایند:
«مَا بَالُکُمْ تَفْرَحُونَ بِالْیَسِیرِ مِنَ الدُّنْیَا تُدْرِکُونَهُ، وَلَا یَحْزُنُکُمُ الْکَثِیرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ؟».[۶]
چرا وقتی مقدار اندکی از دنیا به دست شما میرسد خوشحال میشوید، اما از محروم شدن از مقدار فراوانی از آخرت اندوهگین نمیشوید؟
این پرسش، انسان را به مقایسهای میان ارزشهای کوتاهمدت و بلندمدت زندگی دعوت میکند. ممکن است فرد برای از دست دادن مبلغی اندک، ساعتها نگران باشد، اما نسبت به ساعتهایی که بدون بهره معنوی سپری شدهاند، همان حساسیت را نداشته باشد.
از نگاه این روایت، مشکل اصلی «غفلت» است؛ انسان نسبت به چیزی که آن را حاضر و ملموس میبیند واکنش بیشتری نشان میدهد، در حالی که نسبت به پیامدهای اعمال و فرصتهای از دسترفته اخروی کمتر توجه میکند.
وقتی دنیا به شکل یک دام ظاهر میشود
در برخی روایات، برای توضیح ماهیت دنیا از تمثیل و تصویر استفاده شده است. در یکی از این نقلها، یکی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) مشاهده میکند که حضرت چیزی را از خود دور میکنند. وقتی علت را میپرسد، پیامبر(ص) میفرمایند:
«هَذِهِ الدُّنْیَا مُثِّلَتْ لِی».[۷]
دنیا برای من به صورت چیزی مجسم شد و من آن را از خود دور کردم.
در ادامه این روایت، دنیا خطاب به پیامبر(ص) میگوید اگر تو از من رها شوی، کسانی که پس از تو میآیند، از دام من رهایی نخواهند یافت.
این تمثیل، دنیا را به عنوان عاملی معرفی میکند که میتواند انسان را به خود مشغول و از هدف اصلی زندگی غافل کند.
دنیایی که به شکل زنی شوهرکش ظاهر شد
در روایت دیگری، از تمثل دنیا برای حضرت عیسی(ع) سخن گفته شده است. دنیا در قالب زنی ظاهر میشود و هنگامی که حضرت درباره همسران گذشته او میپرسد، پاسخ میدهد که هیچکدام او را طلاق ندادهاند، بلکه همه آنها را کشته است.[۸]
این روایت با زبانی تمثیلی، بر ناپایداری دنیا تأکید میکند؛ انسان ممکن است سالها برای رسیدن به قدرت، ثروت، موقعیت یا شهرت تلاش کند، اما هیچیک از این امور تضمینکننده ماندگاری او نیست.
گفتوگوی امیرالمؤمنین(ع) با دنیا
یکی دیگر از تمثیلهای مشهور درباره دنیا، روایتی است که امام حسین(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل کردهاند.
بر اساس این روایت، امیرالمؤمنین(ع) در فدک مشغول کار بودند که ناگهان زنی زیبا در برابر ایشان ظاهر شد. آن زن خود را «دنیا» معرفی کرد و وعده داد که اگر حضرت با او همراه شود، از کار با بیل بینیاز خواهد شد و به گنجینههای زمین و سلطنت دست خواهد یافت.[۹]
امیرالمؤمنین(ع) این پیشنهاد را نپذیرفت و دنیا را از خود دور کرد. در بخشی از اشعاری که به حضرت نسبت داده شده، آمده است:
«غُرِّی سِوَایَ فَإِنَّنِی عَزُوفٌ عَنِ الدُّنْیَا وَلَسْتُ بِجَاهِل»
مرا رها کن و دیگری را فریب بده؛ من دلبسته دنیا نیستم و نادان نیستم.
حضرت در ادامه، بیاعتنایی خود به وعدههای دنیا را بیان میکند و تأکید دارد که به روزیای که خداوند برای او مقدر کرده، قانع است.
دنیا نفی نمیشود؛ دلبستگی به دنیا مورد هشدار است
مجموع این روایات را میتوان در یک نکته اساسی خلاصه کرد: در نگاه معارف اسلامی، مسئله اصلی نفی زندگی دنیا نیست، بلکه هشدار نسبت به غفلت از آخرت و تبدیل دنیا به هدف نهایی زندگی است.
دنیا محل زندگی، تلاش، انتخاب و عمل انسان است؛ اما از منظر این روایات، نباید جایگاه «وسیله» با «مقصد» اشتباه گرفته شود. انسان میتواند از نعمتهای دنیا بهره ببرد، برای زندگی تلاش کند و مسئولیتهای خود را انجام دهد، اما همزمان بداند که هیچیک از این داشتهها ماندگار نیستند.
روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) با استفاده از مثالهایی مانند انگشت در دریا، دایه و مادر، سایه و شاخص، مهمان و عاریه، تلاش میکنند تصویری روشن از نسبت دنیا و آخرت ارائه دهند؛ تصویری که در نهایت انسان را به بازنگری در اولویتهای زندگی و توجه به فرصتهای از دسترفته دعوت میکند.
شاید پرسش اصلی این آموزهها این نباشد که «چقدر از دنیا داریم؟» بلکه این باشد که با فرصت محدود دنیا، برای حیات ماندگار آخرت چه اندوختهایم؟
پینوشت:
[۱]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط – القدیمة)، ج۲، ص۴۴۰.
[۲]. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج۶، ص۲۳.
[۳]. تحف العقول، ص۳۹۱.
[۴]. بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۱۹.
[۵]. همان، ج۷۴، ص۱۸۷.
[۶]. نهجالبلاغه، ص۱۶۸.
[۷]. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج۱۹، ص۳۳۰.
[۸]. تحف العقول، ص۳۹۶.
[۹]. کشف الریبة، ص۹۰.