نجاتیافته از مرگ/ مَردی که همهچیز را یکجا تجربه کرد: از «دار زدهشدن» توسط مادر تا «تحقیرشدن» توسط برادرهای ناتنی
نجاتیافته از مرگ/ مَردی که همهچیز را یکجا تجربه کرد: از «دار زدهشدن» توسط مادر تا «تحقیرشدن» توسط برادرهای ناتنی
علی شاهمحمدی، فیلمساز درباره روایت زندگی «بلا اف. گالو؛ روانشناس مجارستانی» در فیلم تازهاش؛ «ترینیتی: مادر، من و خانه» میگوید: «البته که زندگی بلا از خلال این فیلم روایت میشود. البته که این فیلم درباره بلا است اما فقط درباره بلا نیست. درباره مجارستان کمونیست ایدئولوژیزده هم هست. درباره زخمهای مشترک انسانی هم است. درباره مادر هم است که در هر صورت با هر ویژگی که داشته باشد به راحتی از زندگی ما قبل حذف نیست و البته تجربه من با زبان سینماست.»
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، علی شاهمحمدی، فیلمسازی است که بیش از دو دهه از عمر خود را با سینما گذرانده است؛ مسیری که از ساخت فیلم کوتاه داستانی در ابتدای دهه ۱۳۸۰ آغاز شده و در سالهای بعد، با فعالیت در حوزه فیلمنامه و مشاوره فیلمنامه، دراماتورژی و نیز تحصیل و تجربهاندوزی در چند کشور اروپایی ادامه پیدا کرده است. او طی سالها فعالیت حرفهای، چندین فیلمنامه را در مقام دراماتورژ همراهی کرده و چند سال نیز در بنیاد سینمایی فارابی به عنوان کارشناس، مشاور فیلمنامه و مدیر سامانه فیلمنامه فعالیت داشته است. شاهمحمدی همچنین نویسنده کتاب «دوهفته، ده گام برای آغاز نگارش فیلمنامه» است؛ کتابی آموزشی درباره فیلمنامهنویسی که از معدود آثار منتشرشده در این زمینه به زبان فارسی به شمار میرود.
«ترینیتی: مادر، من و خانه» حاصل یکی از همین دورههای تجربه است؛ فیلمی که در مجارستان و به صورت مستقل تولید شده و زندگی مردی را روایت میکند که گذشتهای سنگین و پرزخم را با خود به امروز آورده است اما «ترینیتی…» برای شاهمحمدی صرفاً روایت زندگی «بلا اف. گالو؛ روانشناس مجارستانی» نیست. او تلاش کرده است به جای ساختن یک پرتره مستند کلاسیک، زندگی این مرد را به یک تجربه روایی سینمایی تبدیل کند؛ تجربهای که در آن حافظه، خانه، بدن، مادر، تنهایی و زخمهای گذشته در کنار تصویر، صدا، موسیقی، سکوت و بازسازیهای سینمایی قرار میگیرند. ساخت این فیلم نیز مسیری کوتاه و ساده نبوده است. پس از پایان فیلمبرداری، حجم گستردهای از مواد خام، فیلمساز را وارد فرایند طولانی تدوین و بازآفرینی ساختار روایت کرد؛ فرایندی که پس از نزدیک به دو سال، از مواد خام اولیه به نسخه سهونیمساعته رسید و پس از چند بازنگری اساسی، به نسخه نهایی فیلم انجامید. تدوین این فیلم به تازگی به پایان رسیده است. اکران خصوصی «ترینیتی…» با حضور جمعی از چهرههای سینما و تلویزیون، فعالان اقتصادی و فرهنگی برگزار شد؛ از جمله امیرحسین شریفی، داریوش بابائیان، هوشنگ گلمکانی، سیدجلال چاوشیان، سیدهفاطمه مقیمی، سارا صوفیانی، علا پیشرو، رضا گیلک و داود استادی.
شاهمحمدی در این گفتوگو درباره مسیری صحبت میکند که از یک زندگی واقعی آغاز شده، اما در نهایت به پرسشهایی فراتر از زندگی «بلا اف.گالو» رسیده است: درباره حافظه و زخم، معنای خانه، نسبت گذشته و حال، صبر در تماشای یک زندگی و اینکه سینما چگونه میتواند چیزی را که در کلمات قابل توضیح نیست، به تجربه تبدیل کند.

چه چیزی در زندگی و شخصیت بلا اف.گالو شما را آنقدر درگیر کرد که تصمیم گرفتید این زندگی را به یک فیلم داکیو درام سینمایی (Docu drama) تبدیل کنید؟
اگر بگویم من ۲۵ سال است که فیلم میسازم شاید پذیرشش کمی سخت باشد. اما حقیقت دارد و من اولین فیلم کوتاه داستانیام را با عنوان «جاییکه پیادهروها تمام میشوند» در زمستان ۱۳۷۹ ساختم. بارها از خود پرسیدم چه چیزی در سینما هست که سبب شد مهمترین سرمایه زندگیام؛ عمر و جوانیام را صرف فیلمسازی کنم و با وجود فاصله فراوان نتایج با تلاشهایم، همچنان و با امید و اشتیاقی بسیار بیشتر از زمانی که سینما را شروع کردم ادامه بدهم؟! راستش را بخواهید هیچوقت پاسخ روشنی به این سوال نداشتم شاید پاسخ در نقل قول فروید باشد که میگوید: «بخش بزرگی از آنچه امروز هستیم، ریشه در کودکی ما دارد» اما سالهاست جواب روشنی به این سوال نیافتهام. به سوال شما بازگردم؛ نکتهای که درباره بلا من را جذب کرد. این انسان با وجود طردشدن در بدو تولد و سپردهشدن به یتیمخانه، «دار زده شدن»های متوالی توسط مادر رواننژندش در دوران کودکی تا هفت سالگی، تحقیرها و توهینها و کتکهای برادرهای ناتنی بزرگتر، تجاوزهای متعدد در یتیمخانه، دهها بار اقدام به خودکشی، زخمهای عمیق دوران کمونیست و اعدام نمایشی توسط پلیس مجارستان، سقط و سپس سوزاندهشدن فرزند که هنوز در دوران جنینی بود توسط یکی از معشوقههایش و… هنوز ادامه میدهد و زندگی میکند. حتی بیان چنین چیزهایی هم بسیار سخت است اما بلا اینها را تجربه کرد. آنیکو، یکی از شاگردانش که توسط او به زندگی برگشت جایی در فیلم میگوید میخواستم به زندگیام خاتمه دهم اما در اولین دیدار با دیدن مردی که همسنوسال پدرم است و با وجود حال بد و سرمهای فراوانی که به او وصل است و قرصهای فراوانی که مصرف میکند هنوز میل به زندگی دارد از خودم خجالت کشیدم.
بلا در طول زندگی خود با تجربههایی مثل جدایی از مادر، زندگی در پرورشگاه، خشونت، تنهایی و جستوجوی احساس تعلق مواجه بوده است. چرا تصمیم نگرفتید این زندگی را صرفاً به شکل یک مستند پرتره یا روایت تاریخی بازگو کنید؟
داستان، ابدع بشر برای فهم نادانستههایش یا مواجهه با ترسهایش بود. از همان آغاز، از سپیدهدم حیات، انسان با تخیل داستانهایی درباره مبدا آفرینش، شب و روز، زندگی قبل از تولد و زندگی پس از مرگ و… نادانستههایش را تبدیل به قصههای قابل فهم کرد. برخی مانند مصریان برای مواجهه با مرگ، داستان حیات پس از مرگ در زیرزمین را ابداع کردهاند و سایر فرهنگها صعود روح به عالم بالا را. بدین ترتیب، داستان در ژنوم و دیانای ما ذخیره شده و ما لاجرم برای فهم بهتر پدیدهها یا داشتن مخاطب مجبور به داستانگویی هستیم. به همین خاطر سعی کردم زندگی تلخ در عین حال اودیسهوار بلا را در قالب داستان بیان کنم که مخاطب احساس تجربه یک زندگی را داشته باشد و نهایتا بلا یا زندگیش در خاطرش بماند.
به نظر میرسد برای شما تفاوت مهمی میان «گفتن داستان یک زندگی» و «تجربه کردن آن زندگی از طریق سینما» وجود دارد. در «ترینیتی…» چگونه تلاش کردید مخاطب فقط اطلاعاتی درباره بلا دریافت نکند، بلکه برای مدتی وارد جهان او شود؟
به نظرم قصهگویی (نه لزوما به شکل کلاسیکش) مهمترین دستاورد یا وظیفه سینماست. اگر قرار بود فقط اطلاعاتی درباره بلا به مخاطب بدهم، شاید یک مستند روایی کلاسیک با استفاده از تصاویر آرشیوی مجارستان در دهههای ۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ (به فراخور مطرحشدن این زمانها در فیلم) که در یوتیوب هم فراوان است یا حتی یک گفتوگوی طولانی کافی بود. هیچ تصویر ارشیوی حتی یک پلان در فیلم وجود ندارد در صورتیکه این فیلم به این فرم خیلی راه میداد. با این حال، در فیلم هروقت از گذشته صحبت میشود از معادلهای بصری در زمان حال و از المانهای محلهای سکونت بلا در گذشته و حال که به آنها سفر کردیم استفاده میشود. چراکه دوست داشتم تجربه گذشته در زمان حال در فرم بصری فیلم احساس شود. چون سینما برای من زمانی معنا پیدا میکند که مخاطب بتواند برای مدتی چیزی را نه فقط بداند، بلکه احساس و تجربه کند.
بلا اف. گالو؛ روانشناس مجارستانی