از اینستاگرام تا حاشیه کارون؛ چگونه ساحلی اهواز به باشگاه بدون دیوار تبدیل شد؟
از اینستاگرام تا حاشیه کارون؛ چگونه ساحلی اهواز به باشگاه بدون دیوار تبدیل شد؟
حضور خودجوش شهروندان در ساحلی اهواز در صبحهای جمعه، با گسترش فعالیتهای ورزشی و بازتاب در شبکههای اجتماعی، این فضای عمومی را به محلی برای دورهمیهای ورزشی و اجتماعی تبدیل کرده است؛ پدیدهای که به باور حسن جلیلی، کارشناس علوم ورزشی، میتواند فراتر از یک حرکت تفریحی، الگویی برای توسعه ورزش همگانی و بهرهگیری از ظرفیت فضاهای شهری اهواز باشد.
به گزارش پرشین آنلاین، صبحهای جمعه در ساحلی اهواز، این روزها صحنه متفاوتی دارد؛ گروهی میدوند، عدهای پیادهروی میکنند، برخی دوچرخهسواری یا بازیهای گروهی انجام میدهند و جمعی نیز برای گذراندن ساعتی در فضای باز و در کنار کارون حضور پیدا میکنند.
آنچه این اتفاق را قابل توجه میکند، فقط افزایش حضور مردم نیست؛ بلکه شکلگیری این جریان بدون فراخوان رسمی و متولی مشخص است. انتشار تصاویر و ویدئوهای حضور مردم در شبکههای اجتماعی و دعوت شهروندان از یکدیگر، باعث شده این فضا بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد و به یکی از محلهای تجمع علاقهمندان به فعالیت بدنی در صبحهای جمعه تبدیل شود. حسن جلیلی، کارشناس علوم ورزشی و فعال حوزه ورزش، این اتفاق را فراتر از یک دورهمی صبح جمعه میداند و معتقد است میتوان از آن به عنوان نمونهای از یک باشگاه ورزشی بدون دیوار یاد کرد.
جلیلی در گفتوگو با پرشین آنلاین میگوید:اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، مسئله فقط این نیست که تعدادی از مردم صبح جمعه به ساحلی میآیند. اتفاق مهمتر این است که یک فضای عمومی شهری، بدون اینکه برنامهریزی رسمی مشخصی برای آن صورت گرفته باشد، به محلی برای فعالیت بدنی و گذران اوقات فراغت مردم تبدیل شده است.
به گفته او، شاید پیش از این نیز افرادی برای پیادهروی یا ورزش به ساحلی مراجعه میکردند، اما آنچه امروز بیشتر به چشم میآید، افزایش حضور گروهی مردم در یک زمان مشخص و شکلگیری یک جریان اجتماعی حول این فضاست.
او نقش شبکههای اجتماعی در گسترش این جریان را نیز قابل توجه میداند: یک نفر از حضورش در ساحلی فیلم یا عکس منتشر میکند، دیگری آن را میبیند، دوستانش را دعوت میکند و همین روند ادامه پیدا میکند. بنابراین شبکههای اجتماعی میتوانند در شکلگیری و گسترش چنین جریانهایی نقش مهمی داشته باشند. مردم خودشان یک فضای ورزشی ساختهاند.
تفاوت این اتفاق با بسیاری از برنامههای رسمی ورزش همگانی در همین نقطه است؛ اینجا خبری از یک فراخوان سازمانی یا برنامهای که از سوی یک نهاد مشخص طراحی شده باشد نیست. مردم خودشان یک فضای شهری را انتخاب کردهاند و به مرور، حضور آنها در آن فضا پررنگتر شده است.جلیلی معتقد است همین موضوع، ارزش بررسی این پدیده را بیشتر میکند.
او میگوید:اینجا با یک برنامه رسمی مواجه نیستیم. هیچ دستگاهی اعلام نکرده که جمعه صبح همه برای ورزش به ساحلی بیایند. مردم خودشان این فضا را پیدا کردهاند و از طریق ارتباطات اجتماعی و فضای مجازی، افراد بیشتری به آن اضافه شدهاند.
این کارشناس علوم ورزشی ادامه میدهد: این اتفاق از منظر ورزش همگانی بسیار جالب است؛ چون نشان میدهد گاهی مردم قبل از اینکه یک برنامه رسمی برایشان طراحی شود، خودشان نیازشان را نشان میدهند.از نگاه او، همین ویژگی میتواند یک پیام مهم برای برنامهریزان ورزش همگانی داشته باشد؛ اینکه برای توسعه فعالیت بدنی مردم، همیشه لازم نیست از نقطه صفر شروع کرد و یک برنامه جدید ساخت. گاهی کافی است ظرفیتهایی را که خود مردم ایجاد کردهاند، شناسایی و تقویت کرد.
باشگاه بدون دیوار یعنی چه؟
اصطلاح باشگاه بدون دیوار که جلیلی برای توصیف این فضا به کار میبرد، به همین تغییر نگاه مربوط است. او توضیح میدهد: باشگاه را معمولاً با سالن، دستگاه، مربی و چهار دیوار میشناسیم؛ اما ورزش همگانی الزاماً به این شکل نیست. یک پارک، یک مسیر پیادهروی یا یک فضای عمومی مناسب هم میتواند مردم را به حرکت و فعالیت بدنی ترغیب کند.
به اعتقاد این فعال حوزه ورزش، وقتی یک نفر در این فضا میدود، دیگری پیادهروی میکند، فردی دوچرخهسواری دارد و گروهی نیز مشغول بازی و فعالیت هستند، دیگر نمیتوان فضای عمومی را صرفاً یک محل تفریحی دانست.اگر بخواهیم تعریف گستردهتری از ورزش و فعالیت بدنی داشته باشیم، میتوان گفت این فضا در حال تبدیل شدن به نوعی باشگاه ورزشی بدون دیوار است؛ باشگاهی که مردم خودشان آن را شکل دادهاند.
فرصتی که مسئولان نباید از کنار آن عبور کنند
رونق این جریان خودجوش، از نگاه جلیلی، میتواند فرصتی برای مدیریت شهری و متولیان ورزش باشد؛ فرصتی که البته به اعتقاد او نباید با دولتی کردن حرکت مردمی از بین برود.
او میگوید: به نظرم مهمترین کار این است که مسئولان این اتفاق را ببینند و از کنار آن ساده عبور نکنند. وقتی مردم بدون اینکه کسی آنها را دعوت کرده باشد، یک فضای شهری را برای فعالیت بدنی انتخاب میکنند، این میتواند یک پیام مشخص داشته باشد؛ مردم به فضاهای در دسترس و کمهزینه برای ورزش نیاز دارند.
جلیلی تأکید میکند که قرار نیست این حرکت خودجوش الزاماً تحت مدیریت مستقیم یک دستگاه قرار بگیرد:اتفاقاً بهتر است روح خودجوش آن حفظ شود؛ اما دستگاههای متولی میتوانند زیرساخت و شرایط مناسب را فراهم کنند. از نظر او، فراهم کردن مسیر مناسب برای پیادهروی و دویدن، روشنایی، نظافت، آبخوری، سرویسهای بهداشتی، ایمنی، محل مناسب برای دوچرخهسواری و امکانات ساده ورزشی، میتواند کیفیت استفاده مردم از این فضا را افزایش دهد.
چرا فقط جمعه؟
یکی از پرسشهای مهم درباره این پدیده، محدود ماندن آن به صبحهای جمعه است. جلیلی معتقد است اگر یک فضای شهری در یک روز مشخص و بدون فراخوان رسمی توانسته چنین جمعیتی را جذب کند، میتوان بررسی کرد که آیا همین ظرفیت در نقاط دیگر شهر و روزهای دیگر هفته نیز قابل تکرار است یا خیر.
او پیشنهاد میکند: میتوان در مناطق مختلف اهواز فضاهایی را برای ورزش همگانی شناسایی کرد و حتی در روزها و ساعات مشخص، برنامههای رایگان پیادهروی، دوچرخهسواری، ورزشهای گروهی یا فعالیتهای خانوادگی در آنها برگزار کرد. چنین برنامههایی الزاماً به بودجههای سنگین نیاز ندارند و میتوان از ظرفیت فضاهای موجود استفاده کرد؛ گاهی ساماندهی یک فضای موجود، اطلاعرسانی مناسب و فراهم کردن چند امکان اولیه میتواند شروع خوبی باشد.
ورزش میتواند به ساماندهی فضای شهری هم کمک کند
موضوع فقط ورزش نیست افزایش استفاده مردم از یک فضای عمومی، میتواند ضرورت توجه بیشتر به وضعیت همان فضا را نیز ایجاد کند. جلیلی با اشاره به همین مسئله میگوید: وقتی مردم یک فضای شهری را بیشتر مورد استفاده قرار میدهند، طبیعتاً موضوعاتی مثل نظافت، روشنایی، نگهداری، ایمنی و امکانات آن فضا اهمیت بیشتری پیدا میکند.
او معتقد است ورزش میتواند بهانهای برای توجه بیشتر به فضاهای عمومی شهر باشد؛ به این معنا که یک فضای شهری با افزایش حضور شهروندان، بیشتر دیده شود و ضرورت ساماندهی و نگهداری بهتر آن نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد. این کارشناس علوم ورزشی تأکید میکند که توسعه ورزش همگانی را نمیتوان فقط وظیفه یک دستگاه ورزشی دانست.
ورزش فقط موضوع اداره ورزش و جوانان یا هیاتهای ورزشی نیست؛ شهرداری، مدیریت شهری، آموزش و پرورش، دستگاههای فرهنگی و حتی خود مردم میتوانند در توسعه آن نقش داشته باشند.
از یک موج مجازی تا یک الگوی شهری
حضور مردم در ساحلی اهواز را شاید بتوان یک نمونه کوچک از تغییری دانست که شبکههای اجتماعی در رفتارهای شهری ایجاد کردهاند؛ فضایی که ابتدا ممکن است تنها یک نقطه برای تفریح باشد، اما با انتشار محتوا و تکرار حضور شهروندان، به یک مقصد اجتماعی و ورزشی تبدیل میشود. جلیلی معتقد است قبل از هر تصمیمی باید این پدیده را شناخت و درباره آن اطلاعات واقعی به دست آورد.
به نظرم ابتدا باید این اتفاق را اندازهگیری و مطالعه کرد؛ اینکه چه تعداد مردم در این برنامهها شرکت میکنند، چه فعالیتهایی انجام میدهند، چه امکاناتی نیاز دارند و چه نقاط دیگری در اهواز قابلیت ایجاد چنین فضاهایی را دارد.
او ادامه میدهد: بعد میتوان یک مدل مشخص برای ورزش همگانی شهری طراحی کرد و از همین تجربه ساحلی استفاده کرد و آن را به مناطق مختلف اهواز توسعه داد؛ به شکلی که مردم در نقاط مختلف شهر بتوانند به فضاهای ورزشی عمومی و رایگان دسترسی داشته باشند.
مردم قبل از مسئولان یک ظرفیت را کشف کردهاند؟
شاید مهمترین نکته این ماجرا همین باشد؛ اینکه یک حرکت ورزشی بدون طراحی رسمی، بدون فراخوان و بدون متولی مشخص شکل گرفته و حالا میتواند به موضوعی برای برنامهریزی تبدیل شود.
جلیلی در جمعبندی این اتفاق میگوید: ما نباید همیشه منتظر بمانیم یک دستگاه برنامهای طراحی کند و بعد مردم را دعوت کنیم. گاهی خود مردم یک ظرفیت را ایجاد میکنند و وظیفه مسئولان این است که آن ظرفیت را ببینند و برای توسعهاش زیرساخت فراهم کنند.
او تأکید دارد که اتفاقی که در ساحلی اهواز در حال شکلگیری است، میتواند فراتر از یک برنامه تفریحی صبح جمعه باشد: مردم نشان دادهاند که برای ورزش و فعالیت بدنی به فضا نیاز دارند و حتی اگر کسی برایشان برنامهریزی نکرده باشد، خودشان میتوانند یک فضا را پیدا کنند و از آن استفاده کنند.
شاید ساحلی اهواز هنوز یک باشگاه ورزشی به معنای معمول آن نباشد؛ اما حضور روزافزون مردم در این فضا یک سؤال مشخص را پیش روی متولیان قرار میدهد: اگر مردم خودشان یک باشگاه بدون دیوار ساختهاند، آیا وقت آن نرسیده که زیرساختهای لازم برای توسعه این حرکت در ساحلی و دیگر نقاط اهواز فراهم شود؟