ساغر، ستاره جوانی که طلای بزرگی گرفت
ساغر، ستاره جوانی که طلای بزرگی گرفت
ساغر مرادی در ناگویا کاری کرد که پیش از مسابقات کمتر کسی انتظارش را داشت.
پرشین آنلاین: گاهی تاریخ را کسانی میسازند که پیش از شروع مسابقه، کمتر کسی آنها را در فهرست قهرمانان احتمالی نوشته است. کسانی که بدون هیاهو میآیند، روی تشک میروند و در پایان، مدالی را به گردن میآویزند که تا چند ساعت قبل، خیلیها حتی تصورش را هم نمیکردند. ساغر مرادی یکی از همین دخترهاست؛ دختری که در ناگویا نه فقط یک مدال طلا، بلکه نخستین طلای تاریخ تکواندو زنان ایران در بازیهای آسیایی را به نام خودش ثبت کرد.
پیش از شروع مسابقات اگر قرار بود درباره شانس طلای تکواندو زنان ایران صحبت کنیم، نگاهها بیشتر از هر چیز به سمت ناهید کیانی میرفت. قهرمان جهان، چهره شناختهشده تکواندو ایران و کسی که طبیعی بود امید اول کاروان برای رسیدن به طلای بازیهای آسیایی باشد. کمتر کسی از ساغر مرادی به عنوان گزینهای جدی برای تاریخسازی حرف میزد.
اما ورزش همیشه قرار نیست مطابق پیشبینیها جلو برود. این ساغر بود که روی شیاپچانگ رفت، جنگید، از سد رقبا گذشت و در نهایت مدالی را به سینه زد که برای همیشه نامش را در تاریخ ورزش ایران ثبت خواهد کرد. طلایی که پیش از مسابقات کمتر کسی برایش حساب باز کرده بود، حالا تبدیل به یکی از تاریخیترین مدالهای ورزش زنان ایران شده است.
اما شاید چیزی که بعد از این قهرمانی بیشتر از خود مدال جلب توجه میکند، نوشتهای باشد که ساغر در صفحه شخصیاش منتشر کرد؛ متنی که برای دختری در این سن، بیش از آنکه درباره یک قهرمانی ورزشی باشد، درباره نگاه عمیق او به زندگی است.
ساغر مرادی، بعد از کسب اولین مدال طلای زنان ایران در بازیهای آسیایی، نوشت:
“شب قبل از مسابقه وقتی همه جا ساکت شده بود، من بودم و خدا… باهاش حرف میزدم؛ نه از مدال، نه از سکو… اول از ظرفیتش گفتم.
گفتم خدایا، قبل از اینکه چیزی بهم بدی ظرفیت داشتنش رو بهم بده. اگر قراره روزی مدالی رو گردنم باشه اول به اندازهی همون مدال بزرگم کن. نذار چیزی نصیبم بشه که قلب و روحم آمادگی نگه داشتنش رو نداره.
هرچی برای من در نظر گرفتی قبولش میکنم… اما اگر قراره انتخاب کنم بهترینش رو برام بخواه نه فقط بهترین مدال، بهترین خودم… اگه قراره طلا مال من باشه کمکم کن آدمی باشم که لیاقت این طلا رو داشته باشه.
فردای اون شب من بودم و سکو، من بودمو مدال طلا، سکو و مدالم رو نگاه کردم، با تمام وجود خدارو حس کردم. خداروشکر کردم بخاطر ورژنی که از خودم به خودم نشون داد بخاطر اینکه میدونم دعاهامو شنیده. قول و قرارهایی که گذاشتیمو خوب گوش داده…
شاید بزرگترین هدیهی خدا، خودِ مدال نبود؛ آدمی بود که برای رسیدن بهش از من ساخت.
خدایا… ممنونم که دعای اون شبم رو شنیدی.”
او شب قبل از مسابقه از خدا مدال نخواست، از خدا «ظرفیت داشتن مدال» را خواست. نوشت اگر قرار است روزی مدالی به گردنش باشد، اول به اندازه همان مدال بزرگش کند. از اینکه فقط بهترین مدال را نمیخواهد، بلکه میخواهد «بهترین خودش» باشد. شاید همین چند جمله، ارزش این طلا را بیشتر کند.
ساغر در سنی که خیلیها هنوز موفقیت را فقط در خود مدال و سکوی قهرمانی میبینند، درباره ظرفیت، لیاقت و آدمی که برای رسیدن به مدال از خودش ساخته شده حرف میزند. اینکه طلای ناگویا برای او فقط یک تکه فلز نیست، نتیجه مسیری است که او را به آدم بزرگتری تبدیل کرده. شاید برای همین باشد که طلای ساغر فقط یک مدال نیست.
او در ناگویا کاری کرد که پیش از مسابقات کمتر کسی انتظارش را داشت. در شرایطی که اگر قرار بود روی یک طلای تاریخی برای تکواندو زنان ایران حساب کنیم، نام ناهید کیانی بیشتر از هر نام دیگری شنیده میشد، این ساغر مرادی بود که جلوتر از همه ایستاد و اولین طلای تاریخ تکواندو زنان ایران در بازیهای آسیایی را به سینه زد.
و حالا وقتی به نوشتههایش نگاه میکنیم، شاید بتوانیم بفهمیم چرا این دختر کمسنوسال توانست در بزرگترین صحنه، چنین اتفاق بزرگی را رقم بزند. بعضیها اول قهرمان میشوند و بعد بزرگ فکر میکنند. ساغر شاید قبل از قهرمانی، بزرگ فکر کرده بود و حالا یک طلای تاریخی روی سینه دارد که به اندازه تاریخ تکواندو زنان ایران ارزش دارد.
253 258