چرا اقتدار پایدار بدون اعتماد اجتماعی شکل نمیگیرد؟
چرا اقتدار پایدار بدون اعتماد اجتماعی شکل نمیگیرد؟
هیچ جامعهای صرفاً با افزایش نیرو و تجهیزات به امنیت پایدار نمیرسد؛ همانگونه که هیچ فرهنگی بدون احساس امنیت مجال بالندگی پیدا نمیکند. امنیت و فرهنگ، دو مسیر جداگانه نیستند؛ بلکه در رابطهای دوسویه، زمینهساز و تقویتکننده یکدیگرند.
قانونپذیری، احترام به حقوق دیگران، مسئولیتپذیری شهروندی و اعتماد به نهادهای عمومی، از عناصر فرهنگی امنیتاند؛ عناصری که اگر در زندگی روزمره ریشه ندوانند، حتی مقتدرترین ساختارهای انتظامی نیز برای حفظ آرامش جامعه با دشواری روبهرو خواهند شد.
از این منظر، هفته انتظامی را نباید تنها فرصتی برای تجلیل از نیروهایی دانست که در خط مقدم حفظ نظم عمومی فعالیت میکنند. این مناسبت میتواند فرصتی برای بازاندیشی در یک مسئله بنیادین باشد: چگونه میتوان امنیت را از یک مطالبه عمومی به فرهنگی مشترک تبدیل کرد؟
پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت هفته انتظامی، ضمن ارج نهادن به مجاهدت نیروهای فراجا، بر تقویت توان انسانی، سختافزاری و نرمافزاری این مجموعه و بهرهگیری هدفمند از فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، تأکید دارد. این ضرورتها، در کنار اهمیت عملیاتی خود، پیامی فرهنگی نیز دارند: امنیت امروز به دانایی، شناخت جامعه، قدرت پیشبینی و توان برقراری ارتباط مؤثر با شهروندان نیازمند است.
تجربه جنگهای اخیر و حمله به مراکز انتظامی نشان داد که فراجا حتی در شرایط تهدید مستقیم نیز مسئولیت حفظ نظم و استمرار زندگی عمومی را بر عهده دارد. در عین حال، تداوم تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ضرورت توجه به پیوند امنیت بیرونی و انسجام درونی جامعه را دوچندان میکند. در چنین شرایطی، تجمعهای شبانه مردم در میدانها و نقاط مختلف شهرها با هدف دفاع از موجودیت کشور و اعلام همبستگی در برابر تهدید خارجی، افزون بر معنای سیاسی و اجتماعی خود، از ظرفیت فرهنگی مهمی برخوردار است: تقویت احساس تعلق به سرنوشت مشترک. این سرمایه زمانی ماندگار میشود که همبستگی ملی به گفتوگو، مسئولیتپذیری و احترام متقابل در زندگی روزمره نیز راه پیدا کند.
در این میان، نقش فراجا صرفاً به مراقبت از نظم فیزیکی این اجتماعات محدود نمیشود؛ نحوه حضور و رفتار نیروهای آن با مردم نیز در شکلگیری تجربه عمومی از امنیت تأثیرگذار است. برخورد قانونمدارانه، متناسب و محترمانه میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند؛ همانطور که بیتوجهی به شأن شهروندان، حتی در اجرای یک وظیفه قانونی، ممکن است فاصله میان مردم و نهادهای مسئول را افزایش دهد. اقتدار واقعی، در توانایی اعمال قانون همراه با تشخیص، انصاف و رعایت حقوق مردم آشکار میشود.
البته فرهنگ امنیت تنها مسئولیت فراجا نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانهها و نهادهای فرهنگی نیز در آموزش قانونپذیری، مهارت گفتوگو، پرهیز از خشونت و پذیرش مسئولیت اجتماعی سهم دارند. رسانهها، بهویژه، میتوانند با پرهیز از دوقطبیسازی و روایتهای هیجانزده، به درک دقیقتر مسائل انتظامی و تقویت گفتوگوی اجتماعی کمک کنند. جامعهای که اختلاف را الزاماً به معنای دشمنی نمیداند و اعتراض به یک مسئله را از خشونت و اخلال متمایز میکند، ظرفیت بیشتری برای حفظ آرامش و عبور از بحرانها خواهد داشت.
فناوریهای نوین و هوش مصنوعی نیز زمانی به امنیت پایدار خدمت میکنند که استفاده از آنها، در کنار کارآمدی، با آموزش، پاسخگویی و رعایت حقوق شهروندان همراه باشد. ابزارهای پیشرفته میتوانند قدرت تشخیص و پیشبینی را افزایش دهند، اما جایگزین فهم انسانی و مهارتهای ارتباطی نمیشوند.
قدردانی از مأموران، سربازان و خانوادههای آنان، بخش ضروری هفته انتظامی است؛ اما گام مهمتر، تبدیل این قدردانی به پشتیبانی مؤثر و تقویت فرهنگ مشترک امنیت است. امنیت پایدار نهفقط در حضور نیروی انتظامی، بلکه در وجدان قانونمدار شهروندان، اعتماد متقابل مردم و نهادها و مسئولیتپذیری همه اجزای جامعه شکل میگیرد. فراجا پاسدار نظم عمومی است؛ اما این فرهنگ عمومی است که به نظم، عمق، دوام و معنا میبخشد.
۴۷۴۷