این خیابان تهران بیش از صد سال قبل سمبل اراذل و اوباش بود؟
این خیابان تهران بیش از صد سال قبل سمبل اراذل و اوباش بود؟
این خیابان تا اواسط سلطنت ناصرالدینشاه محل اجتماع دزدان و اراذل و اوباش محله سنگلج بود که در قسمت غرب این خیابان قرار داشت. و کلانترهای ۲ محله سنگلج و عودلاجان هرکدام دستگیری این اراذل و اوباش را وظیفه دیگری میدانستند و در نتیجه این اراذل با خیال راحت به سرقت و قمار و دیگر کارهای خلاف میپرداختند.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین به نقل از خبر فوری: یکی از قدیمیترین خیابانهای تهران خیابان خیام است که شهرتی فراوان دارد این خیابان در زمانهای قدیم با نام جلیلآباد شناخته میشد و در زمان ناصرالدینشاه، خیابان جلیلآباد خیابان باریک و پر پیچ و خم هولناکی بود که بقایای آن از طرف شمال به اداره پست مرکزی در خیابان سپه (امام خمینی فعلی) میرسید و به طرف جنوب کشیده میشد و از چهارراه گلوبندک و بازار بزرگ تهران میگذشت و به میدان پاقاپق(محمدیه فعلی) می رسید.
حال به نقل از کتاب «طهران قدیم» نوشته جعفرخان شهری به بهانه خیابان جلیلآباد یا همان خیام به تاریخ تاسیس نظمیه یا همان شهربانی در تهران و ایران پرداختهایم.
این خیابان تا اواسط سلطنت ناصرالدینشاه محل اجتماع دزدان و اراذل و اوباش محله سنگلج بود که در قسمت غرب این خیابان قرار داشت. و کلانترهای ۲ محله سنگلج و عودلاجان هرکدام دستگیری این اراذل و اوباش را وظیفه دیگری میدانستند و در نتیجه این اراذل با خیال راحت به سرقت و قمار و دیگر کارهای خلاف میپرداختند.
به همین مناسبت وقتی در سال ۱۲۵۷ هجری خورشیدی اولین تشکیلات و نظم و نسق نظمیه (شهربانی بعدی) در تهران به وجود آمد، اداره اش در این خیابان انتخاب شد تا امنیتش سرلوحه دیگر کارها قرار گیرد.
کنت دومونت فرت ایتالیایی که به لقب نظمالملک مفتخر گردید و اولین رئیس نظمیه تهران بود، اولین اقدامش فراهم ساختن افرادی از جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله برای تشکیلات نظمیه بود و آنها را با لباسهای متحدالشکل و تعلیماتی دقیق مهیا کرد تا نظم و نسق در شهر فراهم شود.
او با گماردن پلیس روز و شب در کوچه معابر، پشتبامهای بازارها و مساجد به کنترل امور و دستگیری اراذل و اوباش پرداخت به طوری که بعد از مدتی امنیت شهر واقعا پیشرفت کرده بود.
گرچه مدتی بعد خارجی بودن کنت دومونت فرت سبب دردسر شد و او برکنار شد گرچه در ایران ماند و مدتها بعد در زمان احمدشاه در تهران درگذشت و در گورستان دولاب به خاک سپرده شد.
داستان هم از این قرار بود که در زمان نهضت تنباکو و قرارداد رژی یکی از شروط مردم برای آشتی با ناصرالدینشاه برکناری خارجیها از مناصب مهم مملکتی بود.