«علی الاصول» و هفت جریان خروج کننده

«علی الاصول» و هفت جریان خروج کننده

تاریخ: ژوئن 20, 2026

«علی الاصول» و هفت جریان خروج کننده

همواره در تجربه های حکمرانی پیشینی، پیام هایی از نوع «علی الاصول»، با بی توجهی به چهارچوب «متن پیام» و رفتن به «حواشی» و در نتیجه، خروج جریان ها و مخالفت چهره هایی روبرو شده است.

اینکه علی الاصول در آینده، آن یادداشت تفاهم در ایران چه خواهد شد، موضوع این نوشته نیست و نویسنده در این بیان، هیچ سوگیری سیاسی به هر سمتی ندارد. موضوع این نوشته آن است که همواره باورمندانی وابسته به اصول با دریافت هایی نادرست از اصل «متن پیام»، جامعه و مردم را به افراط و تفریط می کشند.  در این مجال، با توجه به کنشگران سیاسی و واکنش های رسانه ای آنان، نسبت به پیام «علی الاصول رهبر نظام»، گونه های مختلفی از خروج کنندگان(خارجی ها) تاکنون را بازشناسی می کنیم. 

پیام «علی الاصول»، تاکنون با چند گونه «خروج از چهارچوب و ساحت متن پیام» روبرو بوده است:

اولین نوع خروج:

جریان ها و کسانی که از کلیدواژه علی الاصول، اهرم فشاری می سازند برای تخریب و توهین و تندروی علیه دولتمردان داخلی می سازند و از واژگان «دلسوز» و «با حُسن نظر» در پیام رهبری غفلت می کنند. 

مصداق: جریانی که توسط چهره هایی در مجلس، مجریان و کارشناسانی در تلویزیون و برخی وعاظ نامدار و رسانه های وابسته به جریان پایداری دنبال می شود.

دومین نوع خروج:

جریان ها و کسانی که با بهره گیری از واژه هایی مانند «دلسوز»، «با حُسن نظر»، «متعهد»، «پاسداشت حقوق ملّت» در این پیام، گفتمان پیروزی ملی و موج تحلیل و پیام های مبارک باد دولتی ساخته اند، از ساحت و ساختار متن پیام رهبری، خروج کرده اند. چنانکه بندهای دیگر از جمله «زیربار زیاده خواهی نرفتن» و «عدم پذیرش نظر دشمن» را فراموش می کنند.

مصداق: جریان رسانه های مدافع دولت و مدافعان سابق برجام، این گفتمان را راهبری می کنند. 

سومین نوع خروج: 

عاملان سیاسی و رسانه ای که هر واکنشی در دفاع از اصول و هر اظهار نظری از سوی نیروهای انقلابی و بدنه فعال در اجتماعات خیابانی را فرصتی برای هوکردن و هیاهو علیه عناصر عاقل و تلاشگر انقلابی و متدین کرده اند، علی الاصول از پیام رهبری خارج می شوند. اینان نیز قسمت «مسئولیت شما ملت سرافراز » را در این پیام نادیده می گیرند. 

مصداق: جریانی که از سوی فعالان رسانه ای به ویژه در طیف های مختلف جبهه اصلاحات دنبال می شود.

چهارمین نوع خروج:

جریان ها و کسانی که از واژه علی الاصول، اینگونه برداشت می کنند که باید فورا به اصل رهبری بازگشت و یادداشت تفاهم سیاسی موجود را منتفی اعلام کرد. اینان نیز در حالی که رهبری به صراحت در متن نوشته اند: «اجازه دادم» و «منتظر خواهیم بود»، علَم خروج از اصل تفاهمنامه را برداشته اند!

مصداق: جریانی که با اعلام پویش بازگشت به اصول رهبری، توسط جناب شیخ اسماعیل رمضانی دنبال می شود.

پنجمین نوع خروج:

کسانی که از واژه علی الاصول به معادل سازی های نادرست از جنگ ها و صلحنامه های تاریخ اسلام، به تعمیم ها و نسبت دادن های ناروایی همچون «یزید سازی» از مسئولان نظام می رسند و اذهان مردم متدین و مذهبی را به سمت واکنش های تند هدایت می کنند نیز علی الاصول، از چهارچوب و ساحت پیام رهبری خروج کرده اند.

مصداق: جریان «برخی» از مداحانی که حتی با کلماتی زشت و ناروا در رسانه ها حاشیه ساز شدند. 

ششمین نوع خروج: 

جریانی که به اسم علی الاصول، تلاش می کنند با بدفهمی از جملات آغازین پیام رهبری، این گزاره را ترسیم کنند که «تفاهم نامه، بین رئیس جمهوران هست نه با حکومت ایران اسلامی». از این تفسیر هم در عمل اجتماعی، مردم و سیاسیون را به تلاش و فشار برای عدم تحقق اهداف یادداشت تفاهم ترغیب می کنند.

مصادق: جریانی که توسط آقای یاسر جبرائیلی در فضای رسانه ای «حکمران» و فعالان حزب تمدن نوین اسلامی دنبال می شود.

هفتمین نوع خروج:

اشخاصی که به اسم علی الاصول، توسط رسانه های شخصی فعال در عرصه سیاست، «شخص – رسانه»ها، «سلبریتی های سیاسی» و فضای مجازی شخصی دنبال می شود و مهمترین شاخصه آن درخواست های نادرست از رهبر نظام است که « لطفا نظرتان را صریح بگویید» و برخی که نوشته اند: « علی الاصول دیگر چه صیغه ای ست»؟!

مصداق: از یادداشتی مانند حسین قدیانی که بسیار دست به دست شده، بگیرید تا موج صفحات بچه های انقلابی در اینستاگرام و توئیتر(ایکس) همگی خروج از چهارچوب پیام اصولی رهبری هستند.

نمونه ای از تصویرسازی هایی که – در عین منطق درست نه گفتن به استکبار جهانی –  توسط برخی گروه های بالا، «خروج» از چهارچوب و ساحت پیام رهبری را ترویج می کند

«علی الاصول» و هفت جریان خروج کننده

از کلید «جام زهر» تا کلید « علی الاصول»

مهمترین مساله «علی الاصول» در تاریخ حکمرانی ما، «خروج از چهارچوبه های متن پیام» بوده است.  پیام آیت الله سیدمجتبی خامنه ای در آغاز و پایان، شباهت های نزدیکی به پیام  امام خمینی در قطعنامه 598 دارد. امام نیز در آغاز آن پیام، با صراحت تمام، پذیرش قطعنامه را حاصل گزارش مقامات ارشد دولت، مسئولان سیاسی و فرماندهان جنگ می نامند و در پایان، از واژه ای بهره می گیرد که آغاز بیشماری از اختلاف ها شد: «جام زهر»؛ به یاد داریم که همان زمان نیز این کلید واژه، دقیقا مثل امروز، زمینه اختلاف های بسیاری را بین رزمندگان، فرماندهان و مقامات سیاسی ایجاد کرد و کشمکش های گسترده ای را در مساجد و مراکز دینی و انقلابی به راه انداخت.

علی الاصول امام خمینی برای مدیریت اتحاد ملی

علی الاصول پیام پذیرش قطعنامه امام خمینی، یک پایان بندی برای مدیریت اتحاد ملی داشت؛ آنجا که ایشان نوشته است: « گفتم جلسه ای تشکیل گردد تا آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی، شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند. صریحا می گویم باید تمام همت تان در توجیه به این کار باشد. قدمی انحرافی، حرام است و موجب عکس العمل می شود…. »

دقیقا خروج بخشی از انقلابی ها، جبهه رفته ها، جنگ دیده ها و دلبستگان انقلاب، از همین پیام در سال 67 آغاز شد و سپس با پیام عزل آیت الله منتظری در سال 68 تکمیل شد. پیام قطعنامه 598 امام خمینی دو شاخصه مهم برای جامعه امروز دارد: اول اینکه امام با صراحت و شفافیت تمام، از شخص خود و پشتیبانی ملت، اهرمی محکمی ساخت برای تحقق چهارچوبه های قطعنامه و ترسیم مسیر آینده؛ دوم اینکه همگان را از خروج از چهارچوب متن پیام و اختلاف سیاسی و برهم زدن اتحاد ملی پرهیز داد.

دو مساله در مراقبت از «علی الاصول»

بی تردید باید همواره مراقب بود که: اول: در عین توجه به اتحاد ملی، جریان ها و اشخاص دلبسته و وابسته به نظام جمهوری اسلامی از هر سوی سیاست را که با رویکردهای انتقادی و فهیمانه به یادداشت تفاهم می پردازند، نباید تخطئه کرد. دوم: باید مراقب بود که مبادا به اسم حفظ وحدت و همراهی با دولت و حاکمیت، مسیر کشور از اصول استقلال نظام دور شود و نیز «علی الاصول» های حکمرانی که ریشه در تجربه های 47 ساله انقلاب اسلامی دارند، به حاشیه نرود.