نشنال اینترست: چرا آمریکا به توافق هستهای با عربستان نیاز دارد؟
نشنال اینترست: چرا آمریکا به توافق هستهای با عربستان نیاز دارد؟
نشنال اینترست، توافق هستهای آمریکا با عربستان را به شدت به سود واشنگتن از لحاظ اقتصادی و از طرفی ممانعت از نفوذ و ظهر چین و روسیه در منطقه دانسته و معتقد است تبادلات فناوری و تجاری در کنار هم، به روابط واشنگتن- ریاض خصلتی راهبردی میبخشند. به همین دلیل، فروش راکتورهای هستهای عرصهای کلیدی در رقابت ژئوپلیتیکی است.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در تحلیلی به قلم «پل جی. سندرز»، رئیس مرکز منافع ملی آمریکا و ناشر این نشریه با اشاره به منافع اقتصادی این توافق برای واشنگتن آورده است: «آشکارترینِ این منافع، منافع اقتصادی، تجاری و فناورانه آمریکاست. فروش راکتورهای هستهای ایالات متحده به عربستان سعودی هزاران شغل و میلیاردها دلار درآمد ایجاد میکند و همزمان فناوری و استانداردهای فنی آمریکا را ترویج میدهد. ساخت راکتور در عربستان همچنین میتواند به شرکتهای آمریکایی در ایجاد زنجیره تأمین، ظرفیت تولید داخلی و مقیاس لازم برای کاهش هزینهها کمک کند؛ امری که انرژی را در داخل آمریکا مقرونبهصرفهتر کرده و توان رقابت بینالمللی را افزایش میدهد.
بنابر روایت ایسنا، این نشریه آمریکایی میافزاید: «نکته حیاتی اما این است که همکاری در حوزه انرژی هستهای فقط به فروش راکتور محدود نمیشود، بلکه شامل فروش خدمات مستمر — مانند نگهداری و تعمیرات — و همچنین سوخت و قطعات یدکی نیز هست. از آنجا که راکتورهای هستهای میتوانند ۶۰ تا ۸۰ سال یا حتی بیشتر بهصورت ایمن کار کنند، این منافع تجاری را تثبیت کرده و روابطی عمیق و پایدار ایجاد میکنند. این روابط شامل یک بُعد انسانی حیاتی از طریق آموزش و همکاری مهندسان، اپراتورها و سایر نیروهای کلیدی نیز میشود.»
به نوشته این روزنامه، «حساسیت فناورانه و دوام تجاری در کنار هم، به روابط واشنگتن- ریاض خصلتی راهبردی میبخشند. به همین دلیل، فروش راکتورهای هستهای عرصهای کلیدی در رقابت ژئوپلیتیکی است.»
این مجله آمریکایی در ادامه این مطلب با اشاره به عقبماندگی واشنگتن از مسکو و پکن در زمینه برنامه هستهای عنوان میکند: «آمریکا با چالشهای جدی مواجه است. روسیه هم بهعنوان صادرکننده راکتورهای هستهای و هم بهعنوان ارائهدهنده خدمات غنیسازی، نقشی مسلط را در این بازار دارد؛ شرکت دولتی روساتم ۲۰۰ میلیارد دلار سفارش عمدتاً برای نیروگاههای هستهای دریافت کرده و حدود ۴۰ درصد از ظرفیت جهانی غنیسازی اورانیوم را در اختیار دارد. ایالات متحده بسیار عقبتر است. چالش دوم، برنامه هستهای غیرنظامی چشمگیر چین — با ساخت ۳۷ راکتور توسط شرکتهای این کشور — و توانمندی قابلتوجه پکن در این حوزه است. هنگامی که چین صادرات راکتور در مقیاس گسترده را آغاز کند، رقیبی بسیار سرسخت با فناوری اثباتشده، زنجیره تأمین مستقر و هزینههای پایین خواهد بود. بدتر آنکه شرکتهای دولتی چین و روسیه میتوانند بستههای قراردادی جامعی با تأمین مالی ارزان و مزیتهای متعدد دیگر ارائه دهند.»
نشنال اینترست با اشاره به سه اصل بنیادین در بررسی این توافق آورده است: «نخست، غنیسازی حقی تضمینشده بر اساس معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) است. روشن نیست که رهبران سعودی حاضر به چشمپوشی از این حق باشند. بر این اساس، اگر ایالات متحده بر این خواسته اصرار کند — بهویژه پس از مذاکره و امضای توافقی که بنا بر گزارشها غنیسازی تحت شرایطی خاص را مجاز میداند — این امر میتواند به فروپاشی توافق منجر شده و ریاض را به همکاری با دیگران سوق دهد، هرچند این گزینه بهوضوح انتخاب دوم عربستان خواهد بود.»
سندرز میافزاید: «دوم، واشنگتن ۷۰ سال است که در حال مذاکره و امضای توافقنامههای هستهای غیرنظامی بوده و با حدود ۵۰ کشور چنین توافقهایی دارد. ما توافقهای آسان را به پایان رساندهایم. اگر میخواهیم در ۱۴۰ کشور دیگر با چین و روسیه رقابت کنیم، باید توافقهای دشوار را نیز امضا کنیم. در غیر این صورت، رقبای ما این بازارها را تصاحب خواهند کرد. آمریکا منافع اقتصادی و راهبردی خود را از دست خواهد داد و مهندسان هستهای جهان در مؤسسات چینی و روسی آموزش خواهند دید.»
تحلیلگر این نشریه آمریکایی درباره اصل سوم خاطرنشان میکند: «سوم، همانطور که رئیسجمهور دونالد ترامپ بهخوبی درک میکند، اهرم فشار زیربنای توانایی آمریکا برای دستیابی به خواستههایش است و ما میتوانیم اهرمی را که امروز در اختیار نداریم، ایجاد کنیم. بدترین سناریو را تصور کنید: کشوری — نه عربستان سعودی — دقیقاً به قصد توسعه توانمندی تسلیحات هستهای خواستار توافق هستهای غیرنظامی است و رهبرانش این نیت را از همتایان آمریکایی خود پنهان میکنند. آیا واشنگتن اهرم فشار بیشتری خواهد داشت اگر مقامات آمریکایی توافقی شامل غنیسازی را رد کنند یا شرایط مداخلهجویانه تحمیل نمایند و آن دولت را به سمت رابطه راهبردی با دشمن آمریکا سوق دهند — رابطهای که آن کشور را در برابر تحریمها یا فشارهای دیگر آمریکا محافظت میکند — یا اینکه توافق را بپذیرند و بدین ترتیب دید بیشتری نسبت به برنامه هستهای آن کشور به دست آورند و همزمان توانایی قطع یا تهدید به قطع بخشی از آنچه ارائه کردهاند را داشته باشند؟ قطعا گزینه دوم برای آمریکا و متحدانش بهتر است.»
۲۱۹