تحلیل ۴ سناریوی پیشروی بابالمندب؛ از «معامله ناخوشایند» تا «منطقه ممنوعه» / چگونه گزینههای نظامی عربستان در یمن به بنبست رسید؟
تحلیل ۴ سناریوی پیشروی بابالمندب؛ از «معامله ناخوشایند» تا «منطقه ممنوعه» / چگونه گزینههای نظامی عربستان در یمن به بنبست رسید؟
بسته شدن همزمان تنگه هرمز و باب المندب، دو گلوگاه حیاتی انرژی و تجارت در خاورمیانه، واقعیتی است که تا پیش از آن، در ادبیات راهبردی فقط بهعنوان یک «کابوس» از آن یاد میشود. چه سناریوهایی در جریان است؟
رسول صَفرآهنگ – بسته شدن همزمان تنگه هرمز و باب المندب، دو گلوگاه حیاتی انرژی و تجارت در خاورمیانه، واقعیتی است که تا پیش از آن، در ادبیات راهبردی فقط بهعنوان یک «کابوس» از آن یاد میشود در حالی که تنگه هرمز از فوریه همان سال عملاً مسدود شده بود و عبور کشتیها از روزانه بیش از صد فروند به کمتر از بیست فروند کاهش یافته بود، انصارلله یمن یمن در کمتر از یک هفته، کنترل تمام ساحل غربی این کشور و جزایر راهبردی بابالمندب را به دست گرفتند . اما آیا میتوان یک تنگه بینالمللی را بدون اعلام رسمی جنگ یا نقض صریح کنوانسیونهای حقوق دریاها، «عملاً» بست؟
حوثیها در یک عملیات برقآسا، شهر بندری المخا را در دو روز تصرف کردند، سپس به سمت جنوب پیش رفتند و جزیره «مِیون» (پریم) را که دقیقاً در میانه تنگه قرار دارد و آن را به دو کانال جداگانه تقسیم میکند، به کنترل خود درآوردند . پس از آن، جزایر «حُنیش کبیر و صغیر» نیز سقوط کردند و به گفته یک مقام نظامی یمنی، «هر آنچه در ساحل غربی تحت کنترل ما بود، سقوط کرده است» . این تصرف، وضعیتی پیچیده ایجاد میکند: حوثیها یک «گروه مسلح غیردولتی» هستند که با تصرف سرزمینی، عملاً کنترل یک آبراه بینالمللی را در دست میگیرند، بدون آنکه مسئولیتهای حقوقی یک «دولت ساحلی» را بپذیرند. اما سناریوهای احتمالی ممکن است چه وضعیت هایی را پیش روی ما قرار دهد؟
سناریوی نخست: کنترل غیرمستقیم و «تهدید بدون بستن»
انصارالله یمن نیازی به اعلام رسمی بستن تنگه ندارند. چرا که افزایش «ادراک خطر» کافی است تا شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران، مسیرهای خود را تغییر دهند . این سناریو، که به «بستن از طریق ترس» شهرت دارد، در حال وقوع است. دادهها نشان میدهد که عبور روزانه کشتیها از بابالمندب از حدود ۴۷ فروند در اواسط ژوئیه به ۳۷ فروند در سپتامبر کاهش یافته است . عربستان سعودی نیز بهصراحت اعلام کرده که صادرات نفت خود به آسیا از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز در ژوئن، به تنها ۱۲۸ هزار بشکه در اوت سقوط کرده است؛ کاهشی فاجعهبار که نشان میدهد «تهدید» بهتنهایی میتواند کارکرد یک بستن کامل را داشته باشد .
سناریوی دوم: بستن کامل و هدفگیری کشتیها
اگر حوثیها تصمیم بگیرند که فراتر از تهدید بروند، میتوانند با استفاده از موشکهای بالستیک، پهپادها و قایقهای تندرو، هر کشتیای را که وارد تنگه شود، هدف قرار دهند. سابقه این گروه در حمله به کشتیها، از جمله حملات به نفتکشهای سعودی از ژوئیه ۲۰۲۶، نشان میدهد که آنها از این ابزار ابا ندارند . در این سناریو، تنگه بابالمندب عملاً به یک «منطقه ممنوعه» تبدیل میشود و مسیر جایگزین کشتیها، یعنی دور زدن قاره آفریقا از طریق «رأسالرجاء الصالح»، حدود ده روز به سفر آنها اضافه میکند.
سناریوی سوم: پاسخ نظامی گسترده و «آزادسازی» تنگه
این سناریو، که عربستان سعودی و متحدانش آن را ترجیح میدهند، شامل یک عملیات نظامی گسترده برای بازپسگیری ساحل غربی یمن و جزایر بابالمندب است. اما این گزینه با موانع جدی مواجه است: نخست، تجربه جنگ ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ نشان داد که عربستان در دستیابی به اهداف نظامی خود در یمن ناکام مانده است . دوم، زیرساختهای انرژی عربستان، از جمله خط لوله «شرق-غرب» که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ هدف حملات قرار گرفت و بهطور پیشگیرانه بسته شد، در برابر حملات حوثیها آسیبپذیر هستند . سوم، و مهمتر از همه، ایالات متحده آمریکا بهصراحت اعلام کرده که تمایلی به گشودن «جبهه دوم» در یمن ندارد؛ ترامپ درخواست محمد بن سلمان برای حمله به حوثیها را رد کرده و دستور داده تمرکز نیروهای آمریکایی بر هرمز و ایران باقی بماند .
سناریوی چهارم: دیپلماسی و «معاملهای ناخوشایند»
سناریوی چهارم، که اگرچه بعید به نظر میرسد اما غیرممکن نیست، شامل مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم با حوثیها برای کاهش تنش است. حوثیها خواستار رفع محاصره یمن و به رسمیت شناخته شدن نقش خود در مدیریت تنگه هستند . اما این خواستهها برای عربستان، بهمعنای پذیرش یک «شکست راهبردی» است. از سوی دیگر، ایران نیز که از این تحولات بهعنوان «پیروزی مدوّی» استقبال کرده، ممکن است در چارچوب مذاکرات گستردهتر با آمریکا، بر سر مدیریت تنگهها معاملهای انجام دهد .
بسته شدن تنگه ها از منظر حقوق بین الملل چه پیامدهایی دارد؟
از منظر حقوق بینالملل دریاها، تنگه بابالمندب یک «تنگه بینالمللی» است که کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، رژیم «عبور ترانزیت» را برای آن به رسمیت میشناسد. این رژیم، حق عبور «مستمر و سریع» برای کشتیهای تمام کشورها را تضمین میکند. اما سؤال بنیادین این است. آیا یک «گروه مسلح غیردولتی» میتواند مسئول نقض این رژیم شناخته شود؟ حقوق بینالملل سنتی، مسئولیت را بر عهده «دولتها» میگذارد. حوثیها دولت نیستند، اما کنترل سرزمینی دارند. این وضعیت، خلأ حقوقی ایجاد میکند که شورای امنیت سازمان ملل متحد باید آن را پر کند. تاکنون، شورای امنیت واکنش مشخصی نشان نداده است؛ امری که خود نشاندهنده فلجشدگی نهادی در نظام بینالملل است.
از منظر «حق دفاع مشروع»، عربستان سعودی میتواند به ماده ۵۱ منشور ملل متحد استناد کند، اما این حق، مشروط به «ضرورت» و «تناسب» است. حمله به زیرساختهای غیرنظامی یمن، همانگونه که در سالهای گذشته رخ داد، نهتنها این شرایط را برآورده نمیکند، بلکه میتواند به «مجازات دستهجمعی» منجر شود که خود نقض حقوق بشردوستانه است.
در سطح راهبردی نیز، بسته شدن بابالمندب، همراه با مسدود بودن هرمز، یک «تله انرژی» برای جهان ایجاد کرده است. عربستان سعودی که با بستن هرمز، به خط لوله شرق-غرب و مسیر بابالمندب متکی شده بود، اکنون با تهدید همزمان از دو سو مواجه است چرا که حملات به خط لوله از داخل خاک خود (منتسب به گروههای عراقی) و تهدید حوثیها در تنگه توانست بر آن اثرگذار شود. قیمت نفت برنت در ۱۱ سپتامبر به حدود ۱۰۹ دلار در هر بشکه رسید و کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه این وضعیت، میتواند به رکود اقتصادی جهانی منجر شود .
مصر نیز که از بحران هرمز بهطور موقت سود برده بود (افزایش ۲۷ درصدی عبور کشتیها از کانال سوئیس در ژوئیه)، اکنون با خطر بزرگی روبرو است. اگر بابالمندب بسته شود، کشتیهایی که از کانال سوئیس به سمت آسیا میروند، دیگر نمیتوانند از این مسیر عبور کنند و کانال سوئیس که منبع حیاتی درآمد ارزی مصر است، با کاهش شدید ترافیک مواجه خواهد شد . مصر یک تیم بحران تشکیل داده و با آمریکا، عربستان و ایران در تماس است .آنچه در سپتامبر ۲۰۲۶ رخ داد، تحقق یک پیشبینی راهبردی بود که بر اساس آن، حوثیها، توانستهاند با هزینهای اندک، تأثیری جهانی ایجاد کنند.
توییتر نویسنده گزارش را اینجا (safarahang@) دنبال کنید