داریوش فرضیایی: راز ارتباط با کودک، همقد و همزبان شدن با اوست / برای پیدا کردن دوباره خودم به زمان نیاز دارم
داریوش فرضیایی: راز ارتباط با کودک، همقد و همزبان شدن با اوست / برای پیدا کردن دوباره خودم به زمان نیاز دارم
داریوش فرضیایی، بازیگر «عموی بچهها» و چهره شناختهشده برنامههای کودک، از تجربه بیش از دو دهه فعالیت برای کودکان، تغییر شیوههای برنامهسازی، تأثیر جنگ و بحرانهای اجتماعی بر کودکان و تجربه شخصی خود پس از درگذشت مادرش گف
ریحانه اسکندری _ داریوش فرضیایی برای چند نسل از کودکان و نوجوانان چهرهای آشناست؛ چهرهای که از «تورنگ و پورنگ» در اواخر دهه ۷۰ تا برنامههایی مانند «هزار و شصت و شونزده»، «کتابخانه عمو پورنگ» و «محله گل و بلبل» مسیر متفاوتی را در تلویزیون کودک تجربه کرده است. او در این سالها تلاش کرده قالب اجرای خود را تغییر دهد و از تکرار فاصله بگیرد؛ مسیری که حالا با حضورش در فیلم سینمایی «عموی بچهها» به تجربهای تازه رسیده است.
فرضیایی در گفتوگو با پرشین آنلاین در حاشیه سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، از آنچه طی سالهای فعالیت در ارتباط با مخاطب کودک آموخته است گفت؛ از اهمیت شناخت زبان و جهان کودک تا تأثیر شرایط دشوار اجتماعی بر روحیه کودکان. او همچنین درباره شرایط شخصی خود پس از درگذشت مادرش و اینکه چگونه با وجود این داغ، «عموی بچهها» را برای کودکان به جشنواره رسانده است، صحبت کرد.
از «تورنگ و پورنگ» تا «عموی بچهها»
داریوش فرضیایی فعالیت خود در تلویزیون را از دهه ۷۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۷۸ با حضور در «تورنگ و پورنگ» در کنار عروسک تورنگ، با نام «پورنگ» برای مخاطبان کودک شناخته شد. پس از آن نیز در برنامههای مختلفی از جمله «هزار و شصت و شونزده»، «کتابخانه عمو پورنگ» و «محله گل و بلبل» حضور داشت و در هر دوره تلاش کرد شکل تازهای از ارتباط با مخاطب کودک را تجربه کند.
حالا «عموی بچهها» تجربهای تازه در مسیر فعالیت اوست؛ فیلمی به کارگردانی احمد درویشعلیپور که فرضیایی در آن حضور دارد و در جشنواره امسال به نمایش درآمده است.
با مرور این مسیر، این پرسش مطرح میشود که چه چیزی باعث میشود یک چهره تلویزیونی بتواند ارتباط خود را با چند نسل از مخاطبان کودک حفظ کند و کودک او را نه بهعنوان یک بزرگسالِ مقابل دوربین، بلکه بهعنوان کسی از جهان خودش بپذیرد؟
فرضیایی در پاسخ، بر اهمیت شناخت زبان و جهان کودک تأکید کرد و گفت: «من احساس میکردم با بچهها همراه هستم؛ انگار کسی هستم که همقد آنهاست و با آنها برنامه اجرا میکند و این فاصله را یکجوری برداشته بودم. به نظر من این یکی از رمزهای اجرای کودک است.»
داریوش فرضیایی