قصه قوم لوط و گناهی که کیفرش نابینایی بود

قصه قوم لوط و گناهی که کیفرش نابینایی بود

تاریخ: جولای 30, 2026

قصه قوم لوط و گناهی که کیفرش نابینایی بود

پیش از نزول عذاب، خداوند قوم لوط را با نابینایی هشدار داد، اما آنان همچنان بر فساد و انکار پافشاری کردند. آیات ۲۸ تا ۴۹ سوره قمر، روایت این هشدار و سرنوشت تلخ طغیانگران است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سوره قمر از آیه ۲۸ تا ۴۹، صفحه ۵۳۰ قرآن، یکی از منسجم‌ترین بخش‌های قرآن درباره سنت‌های تغییرناپذیر الهی در تاریخ است.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را تنها روایت چند حادثه تاریخی نمی‌داند، بلکه آنها را نمایش قانون همیشگی خداوند در برخورد با ایمان و طغیان معرفی می‌کند، قانونی که در هر عصر و جامعه‌ای تکرار می‌شود.

بنابر روایت فارس، در این بخش، ابتدا داستان قوم ثمود و حضرت صالح(ع) به اوج خود می‌رسد و سپس سرگذشت قوم لوط و در پایان هشدار به مشرکان مکه بیان می‌شود تا روشن گردد که هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر سنت الهی مقاومت کند.

آزمونی که حقیقت دل‌ها را آشکار کرد

ماجرای حضرت صالح(ع) با دستور الهی درباره شتر معجزه‌آسا ادامه پیدا می‌کند. خداوند می‌فرماید که «وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ»؛ آب باید میان مردم و ناقه الهی تقسیم شود و هر کدام در زمان مشخص از آن استفاده می‌کنند.

این تقسیم آب، صرفاً یک برنامه اقتصادی نبود بلکه آزمونی برای سنجش میزان تسلیم مردم در برابر فرمان خدا به شمار می‌رفت. خداوند گاهی انسان‌ها را با احکامی می‌آزماید که ظاهر آنها ساده است، اما پذیرش یا نپذیرفتنشان نشان می‌دهد انسان در برابر حق، اهل تواضع است یا گرفتار تکبر.

قوم ثمود اما این امتحان را برنتافتند. قرآن می‌گوید که «فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَی فَعَقَرَ» آنان خطرناک‌ترین فرد خود را فراخواندند و او شتر الهی را از پای درآورد. المیزان این اقدام را تصمیمی جمعی می‌داند هرچند قاتل یک نفر بود، اما همه قوم در این جنایت شریک بودند، زیرا با رضایت و حمایت خود زمینه آن را فراهم کردند.

قصه قوم لوط و گناهی که کیفرش نابینایی بود