دیاسپورای دیجیتال و نسبت آن با سرزمین مادری/ نادیده انگاری «خانهسازی در دوردست» در سیاست های جمعیتی / از «محیطهای خصومتآمیز» تا خانه های فراملیتی
دیاسپورای دیجیتال و نسبت آن با سرزمین مادری/ نادیده انگاری «خانهسازی در دوردست» در سیاست های جمعیتی / از «محیطهای خصومتآمیز» تا خانه های فراملیتی
این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که برخلاف روال رایج در کشور، تنها توسط یک رشته خاص نوشته نشده، بلکه نویسندگانی با پیشینههای علمی متنوع در آن مشارکت داشتهاند. در میان نویسندگان این مجموعه مقالات، از انسانشناس و جامعهشناس سیاسی گرفته تا متخصص معماری و منظر شهری و برنامهریزی شهری حضور دارند؛ موضوعی که بهزعم او نشاندهنده رویکردی میانرشتهای است که در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
گروه اندیشه: در نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «مهاجرت، فرهنگ و هویت» (ترجمه علی حاتمی) با حضور جمعیتشناسان، انسانشناسان و جامعهشناسان در مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور برگزار شد. در این نشست، صاحبنظران با تاکید بر کمتوجهی به نقش و جایگاه مهاجران در سیاستهای جمعیتی ایران، بر لزوم عبور از آمارهای کمی و رویکردهای سنتی ادغام تأکید کردند. حاضران مهاجرت را نه یک جابهجایی ساده یا قطع تعلق، بلکه فرایندی پویا، پیچیده و میانرشتهای از «خانهسازی دوباره»، بازآفرینی هویت و شکلگیری خانوادههای فراملیتی دانستند. افشین داورپناه، انسانشناس، با اشاره به سیاستهای پنهانِ «محیطهای خصومتآمیز» در برخی کشورها برای سلب تعلق از مهاجران، بر ضرورت اتخاذ نگاهی همدلانه و کنشگرانه به مهاجران بهویژه در مطالعه وضعیت پناهجویان افغانستانی تأکید کرد. همچنین، حسن پورنیک، جامعهشناس، آسیبهای بیمکانی بر ساختار هویت انسانی را تبیین کرد و بازسازی حس تعلق را از طریق حافظه، اشیا و آرشیو حیاتی خواند. در ادامه، رسول صادقی، رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت، ضمن نقد ساختار نظری کتاب و غلبه موضوع پناهندگی بر concept عمومی مهاجرت، به نقش «دیاسپورای دیجیتال» و فناوری در حفظ پیوند با سرزمین مادری اشاره کرد. در نهایت، این نشست کتاب مذکور را قالبی الگوساز برای پژوهشهای کیفی و میانرشتهای دانست که میتواند راه گشای تصمیمسازان و پژوهشگران حوزه جمعیت باشد. گزارش پیش رو از سوی مسئولان نشست برای انتشار در اختیار خبرگزاری پرشین آنلاین قرار گرفته، در ادامه می خوانید:
****

کتاب «مهاجرت، فرهنگ و هویت»؛ نگاهی به خانهسازی، هویت و تجربه زیسته مهاجران، با حضور مترجم کتاب، علی حاتمی، جمعیتشناس، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری، و جمعی از استادان، پژوهشگران و دانشجویان، در «مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور» معرفی، نقد و بررسی شد.
در سالهای اخیر، مسئله مهاجرت به یکی از مهمترین موضوعات مطالعات اجتماعی، فرهنگی و جمعیتشناختی تبدیل شده است؛ موضوعی که دیگر نمیتوان آن را تنها در قالب شاخصهای کمی، آمارهای جابهجایی یا تغییرات جمعیتی تحلیل کرد. مهاجرت، در سطحی عمیقتر، با پرسشهایی بنیادین درباره خانه، هویت، تعلق، حافظه و بازسازی زندگی در فضایی تازه پیوند دارد. به همین دلیل، بررسی این پدیده نیازمند نگاهی میانرشتهای است که بتواند هم ابعاد جمعیتی و اجتماعی آن را ببیند و هم تجربههای انسانی، فرهنگی و زیسته مهاجران را تحلیل کند.
کتاب «مهاجرت، فرهنگ و هویت» که بهتازگی توسط علی حاتمی ترجمه و توسط نشر «شیار» به بازار کتاب عرض شده است، شامل مجموعه مقالاتی است که توسط نویسندگان متعدد و با رویکر میانرشتهای با موضوعات مهاجرت، فرهنگ و هویت نوشته شده است؛
در جلسه نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «مهاجرت، فرهنگ و هویت» که به همت «پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری» جهاد دانشگاهی در «مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور» برگزار شد، رسول صادقی، استاد جمعیتشناسی و رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، افشین داورپناه، انسانشناس و عضو هیئت پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری (بهعنوان دبیر نشست) و حسن پورنیک، جامهشناس و عضو هئیت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، کوشیدند به معرفی و بررسی ابعاد گوناگون این اثر بپردازند. منتقدان در این نشست کوشیدند تا این اثر را از منظرهای مختلف علمی، مفهومی و روششناختی بررسی کنند؛ محور اصلی گفتوگوها، تأکید بر این نکته بود که مهاجرت صرفاً ترک یک مکان نیست، بلکه فرایندی پیچیده از گسست، بازآفرینی و ساختن دوباره خانه و هویت در شرایطی تازه است.
در ابتدای این نشست، رسول صادقی، رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، با تأکید بر اهمیت برگزاری نشستهای علمی میانرشتهای، اظهار کرد: این برنامه فرصتی برای گفتوگو درباره یکی از مهمترین مسائل اجتماعی امروز، یعنی مهاجرت، فرهنگ و هویت، فراهم کرده است.
افشین داورپناه، انسانشناس در این نشست با تأکید بر ضرورت معرفی کاربردی کتاب «مهاجرت، فرهنگ و هویت» برای فضای علمی و سیاستی ایران، گفت: این اثر که مجموعهای از مقالات درباره مهاجرت است، نخستین کتابی به شمار میرود که در این قالب به فارسی ترجمه و منتشر شده و میتواند برای پژوهشگران و تصمیمسازان ایرانی سودمند باشد.
این نویسنده و منقد در ادامه افزود: یکی از اهداف اصلی این نشست آن است که کتاب یادشده، دستکم در میان مخاطبان تخصصی خود، معرفی و بررسی شود تا امکان بهرهگیری از ظرفیتهای آن در فضای علمی ایران فراهم آید.
او تأکید کرد که این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که برخلاف روال رایج در کشور، تنها توسط یک رشته خاص نوشته نشده، بلکه نویسندگانی با پیشینههای علمی متنوع در آن مشارکت داشتهاند. در میان نویسندگان این مجموعه مقالات، از انسانشناس و جامعهشناس سیاسی گرفته تا متخصص معماری و منظر شهری و برنامهریزی شهری حضور دارند؛ موضوعی که بهزعم او نشاندهنده رویکردی میانرشتهای است که در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در بخش دیگری از نشست، علی حاتمی، مترجم کتاب و عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری، درباره انگیزه ترجمه این اثر گفت: یکی از مهمترین دلایل انتخاب این کتاب، ارائه الگویی روششناختی برای پژوهشهای کیفی در علوم اجتماعی بوده است.
این جمعیتشناس، با اشاره به محور اصلی کتاب افزود: این اثر با تمرکز بر مفهوم «خانهسازی» در بستر مهاجرت و آوارگی، نشان میدهد که خانه صرفاً یک مکان فیزیکی نیست، بلکه فرآیندی پویا از تعلق، بازآفرینی و زیستن در فضاهای بینابینی است.
حاتمی در معرفی محتوای کتاب اظهار کرد: مجموعه مقالات این اثر، تجربههای متنوعی از مهاجرت و آوارگی را از روایت مهاجران سودانی در اردن و پناهجویان سوری گرفته تا تجربه فلسطینیان، آرشیوهای مهاجرتی، نقش هنر در حفظ حافظه و بازسازی هویت از طریق اشیا، خاطرات و مناسک بررسی میکند. به گفته او، پیام اصلی کتاب آن است که «مهاجرت پایان خانه نیست، بلکه آغاز هنر ساختن خانه در دوردست است.»
در ادامه، افشین داورپناه، گفت: ویراستاران این اثر مجموعهای از مقالات را گردآوری کردهاند که در عین برخورداری از رویکردی پژوهشگرانه، نگاهی همدلانه به مهاجران دارد و برخلاف رویکردهای رایج سیاستگذاری، در پی تعیین تکلیف درباره شیوه پذیرش مهاجران، گروههای قابل پذیرش و سازوکارهای بهرهگیری از آنان نیست.
او در ادامه با اشاره به مفهوم «محیطهای خصومتآمیز» گفت: در برخی کشورها از جمله بریتانیا، سیاستهایی با هدف ایجاد شرایطی اعمال میشود که مهاجران خود ترجیح دهند به کشورشان بازگردند. به گفته او، در این الگو تلاش میشود مهاجران در کمپها ارتباط کمتری با جامعه واقعی برقرار کنند و امکاناتی مانند فضای سبز یا امکانات تفریحی بهگونهای محدود شود که امکان ماندگاری و احساس تعلق برای آنان کاهش یابد.
داورپناه همچنین تأکید کرد این سیاستها اگرچه کمتر بهصورت صریح مطرح میشود، اما در بسیاری از کشورها بهطور ضمنی اجرا میشود و نتیجه آن، محرومیت مهاجران از شرایط زیست عزتمندانه و بروز آسیبهای روحی و روانی است.
این عضو هیئت علمی همچنین مجموعه مقالات این کتاب را نزدیک به رویکردهای انسانشناختی دهه ۱۹۹۰ دانست و افزود: در آن دوره آثاری مانند «ملتهای رهاشده» منتشر شد که به نقد نگاه کلاسیک در مطالعات مهاجرت میپرداخت؛ در دیدگاههای کلاسیک فرض بر این بود که مهاجران پس از ورود به کشور مقصد، بهتدریج در فرهنگ جامعه میزبان ادغام میشوند و خود را با آن جامعه شبیه میکنند؛ فرآیندی که گاه داوطلبانه و گاه بر اثر فشارهای محیطی و خصمانه شکل میگیرد. بر خلاف گذشته، رویکردهای جدید مهاجران را افرادی منفعل نمیدانند، بلکه آنان را کنشگرانی فعال تلقی میکنند که میان مرزها حرکت میکنند و تا پایان عمر نیز بخشی از وجودشان در جامعه مبدأ باقی میماند.
او با اشاره به شکلگیری خانوادههای چندملیتی یا فراملیتی گفت: امروز با شکل جدیدی از خانواده مواجه هستیم که ممکن است اعضای آن در چند کشور مختلف زندگی کنند؛ برای مثال، یک برادر در آلمان، یک خواهر در کشوری دیگر و سایر اعضا در جایی دیگر باشند؛ این وضعیت دیگر با الگوهای سنتی جامعهشناسی و جمعیتشناسی قابل تحلیل نیست و نیازمند نگاهی انسانشناسانه است. اساساً در ایران به موضوع و اهمیت نقش «مهاجران» و «مهاجرت» در سیاستهای جمعیتی ایران، بسیار کمتوجهی شده است.
داورپناه با تأکید بر اینکه مقالات این کتاب به این رویکرد انسانشناختی نزدیک است، تصریح کرد: این اثر میتواند پژوهشگران را به کنار گذاشتن مطالعات کلاسیک و توجه به چارچوبهای نظری جدید در مطالعه مهاجرت دعوت کند. او همچنین با اشاره به برخی مطالعات انجامشده در ایران درباره مهاجرت، گفت اگر این پژوهشها با چنین نگاهی انجام میشد، امکان دستیابی به فهمی عمیقتر از وضعیت مهاجران، بهویژه مهاجران افغانستانی در ایران، فراهم میشد.
حسن پورنیک، جامعهشناس و عضو هئیت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، نیز با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد انسانی در مطالعات جمعیتشناسی، گفت: تجربه مهاجرت صرفاً به جابهجایی جغرافیایی محدود نمیشود، بلکه با دگرگونی در نسبت انسان با مکان، هویت و جهان پیرامون همراه است. پورنیک بازسازی حس تعلق را فرآیندی پیچیده اما حیاتی دانست که از طریق خاطره، اشیا، آرشیو و کنشهای خلاقانه تداوم مییابد.
پورنیک با تأکید بر پیوند عمیق مکان و هویت، اظهار کرد: انسان هویت خود را در نسبت با خویش، با دیگران و با جهان پیرامون میسازد و این فرایند، بدون نوعی قرار گرفتن در مکان و داشتن لنگری در جهان ممکن نیست. از نظر او، بودن در جهان صرفاً امری ذهنی یا انتزاعی نیست، بلکه وجهی مادی نیز دارد؛ نوعی چسبیدن به جایی، به چیزی، به لنگری که به فرد امکان میدهد خود و جهان را بشناسد. به همین دلیل، زمانی که فرد دچار بیمکانی میشود، این توانایی برای ساختن هویت و برقراری رابطه با خود، دیگران و جهان نیز دچار اختلال میشود.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش بر ضرورت میانرشتهای شدن مطالعات جمعیتی تأکید کرد و گفت جمعیتشناسی باید خود را به روی حوزههایی چون جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی، انسانشناسی و حتی هنر بگشاید. از نظر او، بخشی از حقیقت تجربه مهاجرت و بیمکانی را فقط از خلال همین نگاههای میانرشتهای میتوان فهمید.
در پایان نشست، رسول صادقی، جمعیتشناس شناخته شده کشور، با اشاره به اهمیت گسترش مطالعات میانرشتهای مهاجرت، بر پیوند این حوزه با انسانشناسی، جمعیتشناسی و مطالعات فرهنگی تأکید کرد. وی همچنین با طرح برخی نقدهای علمی نسبت به کتاب، از جمله غلبه مباحث مربوط به پناهندگی بر مفهوم گستردهتر مهاجرت و نیز ضرورت انسجام بیشتر چارچوب نظری اثر، به موضوع «دیاسپورای دیجیتال» پرداخت و نقش فناوریهای نوین ارتباطی را در حفظ پیوندهای فرهنگی و اجتماعی مهاجران با سرزمین مادری مورد توجه قرار داد.این نشست با هدف گسترش گفتوگوهای علمی و تقویت رویکردهای میانرشتهای در مطالعات مهاجرت برگزار شد و بر نقش پژوهش و نقد علمی در فهم ابعاد فرهنگی، اجتماعی و هویتی پدیده مهاجرت تأکید کرد.
۲۱۶۲۱۶