الاخبار: ائتلاف دریایی عربستان مرده متولد شد
الاخبار: ائتلاف دریایی عربستان مرده متولد شد
اعلام تشکیل ائتلاف دریایی جدید از سوی عربستان برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ، پرسشهایی را درباره میزان موفقیت این ابتکار مطرح کرده است؛ بهویژه آنکه ائتلافها و عملیاتهای نظامی پیشین نیز نتوانستند معادلات میدانی را تغییر دهند و چالشهای امنیتی و دریایی منطقه همچنان ادامه دارد.
به گزارش پرشین آنلاین، اعلام عربستان مبنی بر تشکیل ائتلاف دریایی جدید برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، سؤالاتی را درباره احتمال موفقیت آن برانگیخته است؛ بهویژه اینکه این ابتکار پس از سلسلهای طولانی از ائتلافها و عملیاتهای نظامی که قدرتهای بزرگ در یمن هدایت کردند و همگی در دستیابی به اهداف اعلامشده خود ناکام ماندند، مطرح شده است.
به روایت ایسنا؛ بر اساس نوشته روزنامه الاخبار، همزمان با تشدید عملیاتهای یمن در دریای سرخ در حمایت از نوار غزه، ایالات متحده اقدام به تشکیل ائتلاف موسوم به «نگهبان شکوفایی» کرد که حدود ۲۰ کشور در آن مشارکت داشتند. اتحادیه اروپا نیز مأموریت نظامی «آسپیدس» را برای حفاظت از کشتیرانی ایجاد کرد. همچنین یگانهای دریایی تخصصی آمریکا در دریای عرب و خلیج عدن مستقر شدند که از جمله آنها «نیروی مأموریت ۵۱» وابسته به ناوگان پنجم آمریکا بود؛ نیرویی که مأموریت مقابله با قاچاق و حفاظت از تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز را بر عهده داشت.
موضوع تنها به ائتلافهای دریایی محدود نماند، بلکه آمریکا و انگلیس دو عملیات نظامی مستقیم علیه یمن را راهبری کردند؛ نخستین عملیات در دوره ریاستجمهوری جو بایدن و دومین عملیات در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ. هدف اعلامشده این دو عملیات، بازگشایی تنگه بابالمندب به روی کشتیهای اسرائیلی یا کشتیهای مرتبط با اسرائیل بود. با وجود برخورداری آمریکا و انگلیس از ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، زیردریاییها و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی و اطلاعاتی، این دو کشور نتوانستند واقعیت میدانی جدیدی را در دریای سرخ تحمیل کنند و همچنین در شکستن محاصرهای که «انصارالله» علیه کشتیرانی اسرائیل اعمال کرده بود، ناکام ماندند. در نهایت، این رویارویی به تفاهمی میان واشنگتن و صنعا انجامید، در حالی که تلآویو همچنان با پیامدهای محاصره دریایی مواجه ماند.
امروز عربستان بار دیگر همان گزینه را در پیش گرفته است، اما در شرایطی که بهطور اساسی با شرایط آغاز عملیات «عاصفة الحزم» در سال ۲۰۱۵ تفاوت دارد. در آن زمان، ریاض ائتلافی نظامی متشکل از ۱۷ کشور را رهبرای میکرد و از فضای سیاسی و نظامی بسیار گستردهتری نسبت به امروز برخوردار بود. با وجود این، جنگی که عربستان در همان سال علیه یمن آغاز کرد و بر ادامه آن برای سالها اصرار ورزید، بدون دستیابی به اهداف اعلامشده پایان یافت. از «ائتلاف عربی» نیز تنها «شورای ریاستی» به ریاست رشاد العلیمی باقی ماند و «انصارالله» همچنان کنترل صنعا و استانهایی را که بخش عمده جمعیت یمن در آنها ساکن هستند، در اختیار دارد.
ممکن است ریاض از ائتلاف جدید بیش از آنکه به دنبال کارآمدی نظامی باشد، در پی کسب پوشش سیاسی بوده باشد
ائتلافی که عربستان امروز از آن رونمایی کرده است، به نظر میرسد پیش از تولد مرده باشد؛ زیرا ۱۴ کشوری که حمایت خود را از آن اعلام کردهاند، یک نیروی دریایی منسجم را تشکیل نمیدهند و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز خود با پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز روبهرو هستند. در مورد کشورهایی با وزن نظامی، مانند ترکیه، مصر و پاکستان، تردید وجود دارد که آنها درگیر یک رویارویی مستقیم دریایی شوند، زیرا تجربه آمریکا و اروپا هزینه بالا و دشواری دستیابی به اهداف در چنین رویاروییهایی را نشان داده است. سایر کشورهای مشارکتکننده نیز عمدتاً از نیروهای دریایی برخوردار نیستند که بتوانند تحول عملیاتی در دریای سرخ ایجاد کنند. از این رو، احتمال میرود عربستان، همانند ائتلافهای پیشین، بر مدیریت روابط دوجانبه با هر یک از کشورها تکیه کند و از قرار گرفتن نام آنها در چارچوب این ائتلاف تازهتأسیس بهره ببرد؛ زیرا ریاض معتقد است این امر میتواند پوشش سیاسی گستردهتری برای ابتکارعملش فراهم کند، حتی اگر مشارکتهای عملی در آن محدود یا نمادین باقی بماند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که بنادر عربستان در ساحل دریای سرخ نیز در معرض محاصرهای موازی قرار گرفتهاند که «انصارالله» آن را اعلام کرده است؛ موضوعی که ارزش راهبردی گزینه دور زدن تنگه هرمز را تا حد زیادی کاهش داده است. عربستان در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از در اختیار داشتن جایگزینی برای تنگه هرمز، یعنی خط لوله «شرق ـ غرب» که به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ امتداد دارد، سخن گفته و اعلام کرده بود که از طریق آن روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت صادر میکند. با این حال، این دستاورد لجستیکی برای تأمین منافع عربستان کافی نبود؛ زیرا صنعا بهسرعت از تغییر شرایط منطقهای بهره برد و نبرد شکستن محاصره یمن را آغاز کرد و هشدار داد که ادامه محدودیتها علیه بنادر یمن، دامنه حملات را به بنادر عربستان نیز گسترش خواهد داد.
با وجود آنکه ریاض پس از آن میتوانست رویکرد خود را در قبال صنعا تغییر دهد و به دنبال راهحلی برای رفع ریشههای بحران باشد، مسیر تشدید تنش را برگزید و در نهایت تشکیل ائتلاف دریایی جدید را اعلام کرد. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که واشنگتن نیز نتوانسته است تنگه هرمز را با استفاده از زور بازگشایی کند و پایتختهای اروپایی نیز تنها از ابتکارها و ائتلافهایی برای تأمین امنیت کشتیرانی یا پاکسازی مینهای دریایی سخن گفتهاند، بیآنکه به اقدامات نظامی مستقیم روی آورند؛ آن هم با وجود درخواستهای مکرر دونالد ترامپ از متحدانش برای مشارکت در چنین عملیاتهایی.
از این رو، این پرسش همچنان مطرح است که اگر ایالات متحده، انگلیس، ائتلاف «نگهبان شکوفایی» و مأموریت اروپایی «آسپیدس» با وجود همه توانمندیهای دریایی و نظامی خود نتوانستهاند واقعیت جدیدی را در دریای سرخ تحمیل کنند، چه عاملی میتواند ائتلاف جدید عربستان را قادر سازد به آنچه این قدرتها از دستیابی به آن ناتوان بودند، دست یابد؟
315