موکب تهرانی در شلمچه؛ نظمی الگو در برابر بی‌سامانیِ دستفروشان / خوزستان همچنان در رتبه‌های پایین‌تر

موکب تهرانی در شلمچه؛ نظمی الگو در برابر بی‌سامانیِ دستفروشان / خوزستان همچنان در رتبه‌های پایین‌تر

تاریخ: آگوست 3, 2026

موکب تهرانی در شلمچه؛ نظمی الگو در برابر بی‌سامانیِ دستفروشان / خوزستان همچنان در رتبه‌های پایین‌تر

بازدید میدانی از مسیر موکب‌های شلمچه، شکاف عمیق میان نظمِ مثال‌زدنیِ یک موکب تهرانی و آشفتگیِ بی‌ضابطه‌ی دستفروشانِ محلی را نمایان کرد؛ مسئله‌ای که فراتر از یک ضعف اجرایی، زنگ خطری برای جایگاه خوزستان در میزبانی از زوار است.

نوید احمدپور – به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین خوزستان،  بازدید میدانی ز مسیر ورودی موکب‌های مستقر در گذرگاه مرزی شلمچه، نشان‌دهنده‌ی دو رویِ کاملاً متفاوت از مدیریتِ این فضای معنوی است. در یک سو، انبوه دستفروشانِ بی‌سامان که بدون هیچ برنامه‌ریزی، بساط خود را در تمامی نقاط مسیر پهن کرده‌اند و عملاً این گذرگاهِ زیارتی را به یک بازارچه‌ی شلوغ و فاقد هویت بصری تبدیل کرده‌اند. در سوی دیگر، ورودیِ یکی از موکب‌های مستقر در این مسیر، که متعلق به یکی از ادارات تهران است، چنان نظم، پاکیزگی و آراستگی‌ای دارد که گویی وارد فضایی کاملاً متفاوت شده‌اید.

فاصله‌ی چند ده متریِ این موکب، از دیوارهای ورودی و تابلوهای سردرب گرفته تا سطح پاکیزه معابر و محوطه‌ی داخلی، همگی نشان از برنامه‌ریزیِ دقیق و نگاهِ حرفه‌ایِ مدیریت شهریِ پایتخت دارد. این موکب نه‌تنها از نظر سازه‌های احداثی – که به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین، تمیزترین و منظم‌ترین موکب در کل مسیر شلمچه است – بلکه از حیث امکاناتِ رفاهی و ایمنی نیز بی‌نظیر عمل کرده است. حضور چندین دستگاه خودروی آتش‌نشانیِ مجهز، فضای اختصاصیِ کودکستان برای خردسالانِ زائران، سرویس‌های بهداشتیِ استاندارد، سیستم‌های سرمایشیِ کارآمد و…، همگی نشان از یک مدیریتِ فراگیر و آینده‌نگر دارد که میهمان‌نوازی را با نظم و ایمنیِ حداکثری تلفیق کرده است.

این در حالی است که در فاصله‌ای اندک، وقتی از این موکب خارج میشوید ناگهان وارد فضایی مختلط از دستفروشان و سایر مواکب میشوید و این مسیر به دلیل حضور بی‌ضابطه‌ی دستفروشان، نه تنها فاقد هرگونه نظم بصری است، بلکه زائران برای عبور از این مسیر، ناچار به دست‌وپنجه نرم کردن با انبوهی از بساط‌های گسترده و ترافیکِ انسانیِ ناشی از آن هستند. این تضادِ آشکار، پرسش‌های جدی را درباره‌ی عملکردِ مدیرانِ استانی و محلی و مدیر پایانه مرزی شلمچه در ساماندهیِ این گذرگاه، به ویژه در ایام اوجِ حضورِ زوار، ایجاد کرده است.

کاملا مطلع هستیم که استاندار خوزستان چند بار از این پایانه دیدار کرده است اما یا در این مسیر پایش را نگذاشته است و صرفا به حضور در پایانه بسنده کرده است و حضوری صرفا خبری داشته است و یا دیده است و منظره ای عادی برایش جلوه کرده است .

هدف از طرح این موضوع، هرگز تقبیحِ حضورِ دستفروشانِ زحمت‌کش بومی نیست؛ آن‌ها بخشی از پیکره‌ی اقتصادیِ منطقه هستند و حضور گسترده‌شان نشان از ظرفیتِ بالای تجاریِ این نقطه دارد. اما مسئله‌ی اساسی، نبودِ ساماندهیِ هوشمندانه است؛ رویکردی که بتواند این تهدیدِ آشکار را به فرصتی پایدار تبدیل کند. تجربه‌ی موفقی چون بازارچه‌ی «کنزالمال» در آبادان یا بازارچه‌های سامان‌یافته‌ی بندر گناوه، الگویی قابل اتکا هستند؛ با یک نقشه‌ی ساختمانیِ دقیق، حمایتِ حداقلیِ مسئولان و مشارکتِ مردم یا بخش خصوصی – با اولویت‌دهی به بومیان – می‌توان یکی از زیباترین بازارچه‌های مرزیِ ایران را در شلمچه ایجاد کرد. هزینه‌ی این کار در مقایسه با دستاوردهای بلندمدت آن ناچیز است؛ از یک سو، معضلِ دستفروشیِ بی‌ضابطه ریشه‌کن می‌شود و از سوی دیگر، شلمچه از یک گذرگاهِ فصلی به جاذبه‌ای دائمی و مولد تبدیل می‌شود. برخوردِ مستقیم و قهری، راه به جایی نمی‌برد و فقط مسئله را حادتر می‌کند.

اما آنچه این گزارش را از یک آسیب‌شناسیِ صرف، به یک هشدارِ استراتژیک برای مدیرانِ ارشدِ استان ومنطقه تبدیل می‌کند، مقایسه‌ی عملکردِ شهرداریِ منطقه‌یک تهران با مجموعه‌هایِ متولیِ میزبانیِ خوزستان است. وقتی یک نهادِ مدیریت شهری از پایتخت، با وجودِ فاصله‌ی جغرافیاییِ بسیار، چنین موکبی را با این سطح از نظم، امکانات و زیبایی‌شناسی برپا می‌کند، این پرسش پیش می‌آید که چرا استانِ خوزستان – با وجودِ برخورداری از پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها، بزرگترین شرکت نفتی ایران ، شرکت ملی حفاری ایران ، شهرداریِ کلانشهر اهواز و سایر صنایعِ قدرتمند – همچنان در رتبه‌های پایین‌تری از کیفیتِ میزبانی قرار دارد؟

این واقعیت، برای استانِ خوزستان که زادگاهِ میزبانیِ اربعین است، بسیار تأسف‌بار است. اینجا خانه‌ی ماست، اینجا استانِ ماست و زائران، مهمانانِ ما هستند. ما نباید – به هر دلیلی – در رتبه‌هایِ بعدی و پایین‌تر از دیگر استان‌ها باشیم. عقب‌ماندگیِ ما نه از کمبودِ منابع که از کمبودِ نگاهِ فرابخشی، برنامه‌ریزیِ غیرمتمرکز و عزمِ جدی برای تحول ریشه می‌گیرد. دستفروشیِ گسترده در مسیر موکب‌ها، صرفاً یک پدیده‌ی گذرا و فصلی نیست؛ این صحنه، آینه‌ی تمام‌نمای وضعیتِ معیشتی و سطح زندگیِ بخشی از مردمِ منطقه است. زائرانی که از این مسیر عبور می‌کنند، برای این دستفروشان نه فقط مهمانانِ یک مراسم مذهبی، که مشتریانی هستند که در ساعاتی کوتاه، امیدِ درآمدی چند را برای آن‌ها به ارمغان می‌آورند.

از مسئولانِ استانیِ خوزستان انتظار می‌رود به همان اندازه که برای هرچه باشکوه‌تر برگزار شدنِ مراسم اربعین هزینه می‌کنند، به کیفیتِ زندگی و معیشتِ پایدارِ مردمِ بومیِ این منطقه نیز بیندیشند. شلمچه می‌تواند الگویی از توسعه‌ی متوازن باشد؛ جایی که معنویت، اقتصاد و کرامتِ انسانی در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند. اما این مهم، جز با نگاهی فرابخشی، آینده‌نگرانه و مشارکت‌جویانه – و نه با برخوردهایِ مقطعی و بخشی – محقق نخواهد شد. الگویِ موکبِ تهرانی ، نشان می‌دهد که «شدنی» است، فقط کافی است «خواستن» و «برنامه‌داشتن» نیز در کنار آن قرار گیرد.