انتخابات فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام؛ فرصت اصلاح یا تکرار یک چرخه معیوب؟
انتخابات فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام؛ فرصت اصلاح یا تکرار یک چرخه معیوب؟
اکنون که مقدمات برگزاری انتخابات جدید فراهم شده، انتظار طبیعی جامعه بدنسازی این است که این بار معیار انتخاب، برنامه، تخصص، سلامت مدیریتی و نگاه توسعهمحور باشد.
سرانجام پس از ماهها کشمکش، تعویق و حواشی متعدد، قرار است مجمع انتخاباتی فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام در ۲۰ مرداد برگزار شود؛ انتخاباتی که میتواند به یکی از طولانیترین دورههای بلاتکلیفی در یکی از پرمخاطبترین فدراسیونهای ورزشی کشور پایان دهد. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا این انتخابات آغاز یک تحول خواهد بود یا صرفاً بازتولید همان مدیریتی که سالها این فدراسیون را درگیر رکود و انحصار کرده است؟ نزدیک به یک سال از اداره فدراسیون با سرپرست میگذرد؛ وضعیتی که عملاً امکان تصمیمگیریهای راهبردی را از این مجموعه گرفته و بسیاری از برنامههای توسعهای، تعاملات بینالمللی و حتی رسیدگی به مطالبات هزاران ورزشکار، مربی و باشگاه را در حالت تعلیق قرار داده است. فدراسیونی با این حجم از مخاطب و ظرفیت، نمیتواند برای مدت طولانی با مدیریت موقت اداره شود؛ چرا که سرپرستی، ذاتاً برای عبور از یک دوره انتقالی تعریف شده، نه اداره بلندمدت یک مجموعه بزرگ و اثرگذار. این بلاتکلیفی البته محصول یک اتفاق ساده نبود. انتخابات قبلی با جنجال مدرک جعلی رئیس منتخب، مجید تلخابی، به بحرانی کمسابقه تبدیل شد؛ بحرانی که نه تنها اعتبار روند انتخابات را زیر سؤال برد، بلکه باعث ابطال نتایج و ادامه یافتن بیثباتی مدیریتی شد. اتفاقی که میتوانست با دقت بیشتر در فرآیند احراز صلاحیتها هرگز رخ ندهد. اکنون که مقدمات برگزاری انتخابات جدید فراهم شده، انتظار طبیعی جامعه بدنسازی این است که این بار معیار انتخاب، برنامه، تخصص، سلامت مدیریتی و نگاه توسعهمحور باشد؛ نه روابط، لابیها و تکرار چهرههایی که سالها فرصت مدیریت داشتهاند اما کارنامهای متناسب با ظرفیتهای این فدراسیون از خود بر جای نگذاشتهاند. حضور حدود ۱۶ نامزد در این رقابت، از یک سو نشاندهنده اهمیت و جذابیت این فدراسیون است؛ فدراسیونی که هم از نظر تعداد ورزشکاران و باشگاهها و هم از منظر ظرفیتهای اقتصادی، جایگاهی ویژه در ورزش ایران دارد. اما از سوی دیگر، همین جذابیت این نگرانی را نیز ایجاد میکند که مبادا رقابت بر سر کرسی ریاست، بار دیگر به میدان سهمخواهی گروههای سنتی و چرخش قدرت میان نامهای آشنا تبدیل شود. واقعیت این است که یکی از مهمترین آسیبهای سالهای گذشته، شکلگیری نوعی حلقه بسته مدیریتی در این فدراسیون بوده است؛ حلقهای که در آن فرصتها، مسئولیتها و امتیازات عمدتاً میان افراد نزدیک به مدیران وقت دست به دست شده و بدنه اصلی ورزش، سهم چندانی از تصمیمسازیها نداشته است. نتیجه چنین رویکردی، افزایش نارضایتی، کاهش اعتماد و از بین رفتن انگیزه بسیاری از فعالان این رشته بوده است. اگر قرار باشد همان مدیران با همان نگاه و همان شیوههای سنتی دوباره بر صندلی ریاست بنشینند، بعید است خروجی انتخابات چیزی جز تداوم وضع موجود باشد. تجربه نشان داده است که جابهجایی افراد در یک دایره محدود، نه تحول ایجاد میکند و نه مشکلات ریشهای را حل خواهد کرد. فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیری نیاز دارد که علاوه بر شناخت دقیق این رشته، به اصول مدیریت نوین، اقتصاد ورزش، بازاریابی، تعاملات بینالمللی و ظرفیتهای بخش خصوصی نیز مسلط باشد. این فدراسیون با جامعه گسترده ورزشکاران خود، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از موفقترین و درآمدزاترین فدراسیونهای کشور را دارد؛ ظرفیتی که تاکنون به دلیل ضعف مدیریتی، نگاههای سنتی و تصمیمات سلیقهای، هرگز به شکلی مطلوب به فعلیت نرسیده است. گردش مداوم نامهای تکراری میان فدراسیونهای مختلف، سالهاست به یکی از آسیبهای ساختاری ورزش ایران تبدیل شده است. مدیرانی که بدون ارائه دستاوردی ملموس، تنها میان مسئولیتهای مختلف جابهجا میشوند و فرصت را از نیروهای جوان، متخصص و صاحب ایده میگیرند. فدراسیون بدنسازی نیز اگر بخواهد از این چرخه فرسایشی خارج شود، ناگزیر باید به مدیرانی میدان دهد که با برنامه، انگیزه، دانش و رویکردی متفاوت وارد عرصه شوند. انتخابات ۲۰ مرداد میتواند نقطه عطفی برای این فدراسیون باشد؛ مشروط بر اینکه رأیدهندگان، منافع بلندمدت بدنسازی و پرورش اندام را بر ملاحظات شخصی، رفاقتی و جناحی ترجیح دهند. جامعه بزرگ این رشته، بیش از هر چیز به مدیری نیاز دارد که آینده را طراحی کند، نه مدیری که صرفاً نسخههای امتحانشده و ناکارآمد گذشته را دوباره اجرا کند. اگر این فرصت نیز به تکرار چهرههای همیشگی ختم شود، نباید انتظار داشت نتیجهای متفاوت از سالهای گذشته رقم بخورد.
۲۵۸ ۲۵۱