۱۲۰ سال تلاش برای رسیدن به رویای ایرانی
۱۲۰ سال تلاش برای رسیدن به رویای ایرانی
در تاریخ ما، نامهایی مثل مستشارالدولهها، محلاتیها، واعظها و فروغیها همین آدمها بودند؛ کسانی که در زمان خودشان سختی کشیدند و قدر ندیدند، اما راه را نشان دادند. رویای ایرانی یعنی همین؛ اینکه به جای چشمدوختن به قهرمانانِ زودگذر، به دنبال ساختنِ نهادهایی باشیم که بمانند، ریشه بدوانند و آینده را بسازند.
امروز ۱۴ مرداد است؛ دقیقاً ۱۲۰ سال از امضای فرمان مشروطه میگذرد. این روز بهانهای است تا کمی درباره «رویای ایرانی» فکر کنیم؛ رویایی که یک روز جامعه را تکان داد و به میدان آورد و روز دیگر زیر فشار مشکلات زمینگیرش کرد.
خیلیوقتها فکر میکنیم این که رویاهای ما در ایران دوام نمیآورند و یکشبه رنگ میبازند، یعنی مردم ثبات رأی ندارند. یا اینکه ما زود خسته میشویم . یک شبه رنگ میبازیم. مشکل اصلی اینجاست که ما عادت نکردهایم زیرساخت بسازیم و کارهایمان را ریشهدار و مستمر ادامه دهیم.
توسعه و پیشرفت، محصول هیجانِ یکشبه نیست؛ به آموزش، فرهنگ و نهادهای پایدار نیاز دارد. اگر نهادی بسازیم اما فرهنگِ جامعه با آن همراه نباشد، یا زیرساختهایش را آماده نکنیم، آن نهاد در اولین توفان از بین میرود.
بزرگترین کارِ مردمان در دوران مشروطه این بود که در دلِ یک حکومت سلطنتی، بذرِ «مجلس» و «قانون» را کاشتند؛ دو نهادی که اثرات مثبتشان تا به امروز با همه فراز و فرودها و حتی نقدها، در زندگی ما جاری است. اما چرا رویای اصلیِ آنها یعنی آزادی، عدالت، شورا و استقلال، هنوز هم کامل محقق نشده است؟
شاید بخشی از جواب به فرهنگِ خودِ ما برگردد. ما گاهی از مسیرِ طولانیِ توسعه خسته میشویم و به جای اینکه به دنبال دموکراسی و کارِ جمعی باشیم، منتظر میمانیم تا یک «قهرمان» بیاید و همهچیز را یکشبه نجات دهد. قهرمانها شاید در یک دوره گرهگشا باشند، اما وقتی میروند، جامعه دوباره به همان نقطهی قبل برمیگردد. تا وقتی به جای ساختنِ «نهادهای ماندگار»، چشمبهراهِ قهرمان بمانیم، رویاهایمان روی زمین میمانند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به تفکرِ مشروطه نیاز داریم. جامعه به انسانهایی احتیاج دارد که راهِ درست و علمی را میشناسند، میدانند حرفشان شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید و تریبونی هم در اختیار ندارند، اما از گفتنِ حقیقت نمیترسند. آنها میدانند شاید خودشان روزِ به ثمر نشستنِ این تلاشها را نبینند، اما تخمی که میکارند بالاخره روزی رویای همه مردم ایران میشود.
در تاریخ ما، نامهایی مثل مستشارالدولهها، محلاتیها، واعظها و فروغیها همین آدمها بودند؛ کسانی که در زمان خودشان سختی کشیدند و قدر ندیدند، اما راه را نشان دادند. رویای ایرانی یعنی همین؛ اینکه به جای چشمدوختن به قهرمانانِ زودگذر، به دنبال ساختنِ نهادهایی باشیم که بمانند، ریشه بدوانند و آینده را بسازند.
۲۱۶۲۱۶