چگونه ایرانیان هزاران سال پیش ملت سازی را قبل از غرب شروع کردند
چگونه ایرانیان هزاران سال پیش ملت سازی را قبل از غرب شروع کردند
دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست. این دیالکتیک بازتاب روح وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند. هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. باری، تاریخ ایران تاریخ خلاف آمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.
گروه اندیشه: از نظریه های مهم دکتر سیدجواد طباطبایی آن است که «ایرانیان ملت بودند زمانی که این مفهوم در جهان بیگانه بود و دولت داشتند هنگامی که این مهم در جهان تعریف نشده بود. کانال دکتر سیدجواد طباطبایی این بخش از دیدگاه وی را از کتاب «ملّت، دولت و حکومت قانون» استخراج و منتشر کرده است که در ادامه می خوانید:
**** ایرانیان ملت بودند زمانی که این مفهوم در جهان بیگانه بود و دولت داشتند هنگامی که این مهم در جهان تعریف نشده بود. ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از وحدتی فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوان بخشی اساسی از کثرتها در همهی شئون و اطوار قومی فهمیدهاند.ایرانیان یک زبان واحد را از میان زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبان مشترک همهی اقوام و زبان ملّی قرار دادهاند.
بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و…» از باب مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی شالودهی خود را به عنوان زبان ملی استوار میکند.
غزنویان و سلجوقیان در خلا «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی زبان پارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. تداوم طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است، همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبان واحد را به عنوان زبان مشترک و ملّی برگزیده بودند به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عین کثرت قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند. این وحدت در تاریخ ایران پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیات ایرانیان بوده است.
چنانکه در همهی منابعی که از کهنترین روزگاران تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزلی و عرفانی رواج داشته است «کسب جمعیّت از زلف پریشانی» بوده است. این دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست.
این دیالکتیک بازتاب روح وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند. هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. باری، تاریخ ایران تاریخ خلاف آمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.
۲۱۶۲۱۶