محقق داماد: روحانیت جایگاه خود را از دست داده/ با خانم بیحجاب باید خشن و تنفربرانگیز برخورد کرد؟/ مردم میگویند خطیبان رسمی مقابل در مردماند
محقق داماد: روحانیت جایگاه خود را از دست داده/ با خانم بیحجاب باید خشن و تنفربرانگیز برخورد کرد؟/ مردم میگویند خطیبان رسمی مقابل در مردماند
آیتالله سید مصطفی محقق داماد گفت: جامعه از طلاب انتظارِ «فضل» دارد. درست است که الآن وقایع اخیر طوری شد که عدهای خیال میکنند روحانیت جایگاه خودش را از دست داده – من این را قبول دارم و منکرش نیستم که یک روحانی الآن نمیتواند در بعضی جاهای تهران با عمامه راه برود – اما هنوز هم اعتقاد دارم اگر یک طلبه فاضلی باشد و حرفی در الهیات برای گفتن داشته باشد، والله هنوز جامعه او را روی سر میگذارد.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، آیت الله سید مصطفی محقق داماد رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران با بیان اینکه روحانیت جایگاه خود را از دست داده است، گفت: مردم الآن از ائمه جمعه گلایهمندند و میگویند ائمه جمعه درد ما را در خطبههای نماز جمعه نمیگویند. مردم از خطیبهای رسمی گلایهمندند و میگویند این خطیبها درد مردم را نمیگویند و مقابل درد مردم میایستند.
در ادامه اهم اظهارات آیتالله سید مصطفی محقق داماد را به نقل از جماران می خوانید؛
* {در ارتباط با وظایف حوزه علمیه} در عمر خودم بهترین ساعتها و پرنشاطترین ایام حوزه را دیدهام؛ دیدهام چه کسانی خوب درس خواندند، چه کسانی خوب درس دادند و چه کسانی برای حوزه بهعنوان یک شخصیت علمی زحمت کشیدند.
* اما متأسفانه الآن میبینم ادعاها بسیار زیاد است. افرادی که «مقام اثبات» شان خیلی قوی است، ولی من شاهدم که فاقدِ «مقام ثبوت» بودهاند؛ اما بالعکس افرادی که مقام ثبوت بسیار قوی داشتند، زحمت کشیدند و عالِم عامل بودند، به خاطر همان احساسات شرعیه، تقوا و زهدی که در درون روحشان بوده، حالت عزلت، انزوا، گوشهگیری و عدم تظاهر را برگزیدند و با مناعت و قناعت زیستند، در حالی که ما شاهد خدمات مخلصانه و متقیانه آنها بودیم.
* در زمانی که ما طلبه جوان بودیم و مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی را درک کردیم، میدیدیم که چه حوزه بانشاطی بود. واقعاً درس درس بود، تدریس تدریس بود. شبها یک نفر بیکار در صحن دیده نمیشد که بعد از نماز به کتابخانه نرفته باشد یا به حجره یا منزل نرفته باشد که بعد از نماز مغرب و عشا مشغول مطالعه شود. یکچنین حوزهای بود. من بعدها دانشگاههای بزرگ جهان دیدم از جمله آکسفورد، هاروارد و استنفورد را دیدم؛ هیچکدام از نظر جدیت به حوزه آن زمان ما نمیرسید.
* نمیدانم چرا در فکر این نیستیم که آن جدیت را برگردانیم. آن زمان طلبه وقتی راه میرفت، ادبیات عرب خوب میدانست، معانی و بیان میدانست، تفسیر، فقه، اصول، فلسفه و کلام میدانست. فضلایی که در قم بودند جامع علوم مختلف بودند. این نیت خالص مؤسس این حوزه (مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی) بود و واقعاً باید حوزه اینها را بهعنوان طلبههای نمونه و فارغالتحصیلان نمونه برای طلاب آینده معرفی کند.
* در درجه اول از یک طلبه انتظار دارند که علوم دینیِ خودش را خوب بداند. طلبه اگر فیزیک یا شیمی را نداند، برای او نقص نیست. نقص برای یک طلبه این است که قرآن را خداینکرده غلط بخواند، حدیث را غلط بخواند و اطلاع کافی از مطالب دینی نداشته باشد.
* جامعه از طلاب انتظارِ «فضل» دارد. درست است که الآن وقایع اخیر طوری شد که عدهای خیال میکنند روحانیت جایگاه خودش را از دست داده (من این را قبول دارم و منکرش نیستم که یک روحانی الآن نمیتواند در بعضی جاهای تهران با عمامه راه برود)، اما هنوز هم اعتقاد دارم اگر یک طلبه فاضلی باشد و حرفی در الهیات برای گفتن داشته باشد، والله هنوز جامعه او را روی سر میگذارد.
* اما مردم الآن درک میکنند؛ طلبه بیسواد را زود تشخیص میدهند. یکمقداری حرف بزند، میفهمند که این چیزی در چنته ندارد. وقتی فضل نداشت، احترامی برای او قائل نیستند. دومین مسأله، بزرگمنشی و مناعتطبع است؛ کلّاشی و تکدّیگری زود دافعه میآورد. الآن آنچه که طلاب برای بازیافتنِ مقام روحانیت و برگشتن به جایگاه اولیه خودشان باید سعی بکنند، سه چیز است: یکی مسأله «فضل»، دوم «بزرگمنشی»، و سوم «با مردم همدرد بودن».
* طلبه نباید امروز مقابل مردم بایستد. مردم الآن از نظر سفرهشان گرفتارند، معیشتشان با مشکلات زیادی روبهرو است. مقامات کشوری دارند نهایت سعی خودشان را میکنند (میدانید که این کشور دشمن زیاد دارد و رفع کردن مشکلات معیشت مردم کار سادهای نیست)، اما مشکل مردم هست. وقتی مردم میآیند مشکلات را مطرح میکنند، روحانیون گاهی اوقات به خیال اینکه باید فقط دفاع از حاکمیت کرد، منکر این مسائل میشوند و مقابل مردم میایستند. این اشتباه است. روحانی باید دردکشیده باشد، درد مردم را بچشد، لااقل قبول کند، مقابل مردم نایستد و برای بیان دردهایشان همراه مردم باشد.
* مردم الآن از ائمه جمعه گلایهمندند و میگویند ائمه جمعه درد ما را در خطبههای نماز جمعه نمیگویند. مردم از خطیبهای رسمی گلایهمندند و میگویند این خطیبها درد مردم را نمیگویند و مقابل درد مردم میایستند.
* گاهی اوقات روحانیون تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر، به دستورات و موازین فقهی عمل نمیکنند. قرآن وقتی خطاب به موسی میگوید به سوی فرعون برو، میگوید: با فرعون با قول نرم سخن بگویید! فرض کنید یک خانم بیحجاب است، با این بیحجاب چگونه باید برخورد کرد؟ آیا با جملات خشن و تنفربرانگیز؟ قرآن مجید میگوید به خدایان مشرکین سَبّ نکنید (وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ). برخورد تلخ موجب منزوی شدن روحانیت میشود.
روحانیت ما باید بنشیند و مطالعه کند تا دوباره جایگاهش را برگرداند.
* زمانی که حوزه علمیه قم در سال ۱۳۰۱ توسط حاج شیخ مؤسس تأسیس شد، چرا او میخواست حوزه را تأسیس کند؟ در میان اسنادی که در بیت ما هست، آمده که آن زمان شیخ فضلالله نوری به دار آویخته شده بود و جامعه از تمام روحانیون زده شده بودند. چه طرفدار مشروطه، چه مخالف مشروطه، هر دو طرف مورد نفرت مردم قرار گرفته بودند. شیخ مؤسس تصمیم گرفت با تربیتِ افراد باتقوا و بافضل، دوباره روحانیت را به جایگاه اصلی خودش برگرداند. بحمدالله ما دوره جوانی شاهد این عظمت بودیم که در زمان آیتالله بروجردی، روحانیت به جایگاه اولیهاش برگشت.
* الآن هم باید باز بنشینیم و فکر کنیم که چه باید کنیم که این جایگاه برگردد. پیشنهاد من این است: حلقه اول «فضل» است؛ طلبه باید مسلح به دانش الهیاتی و دینی باشد. دوم «تقوا، قناعت، کرامت نفس و بزرگمنشی» است. و سوم «همدردی با مردم و در کنار مردم بودن» است؛ زیستِ مردمی داشتن. باید با زیستِ طبقه متوسط زندگی کرد، نه طبقه خیلی پایین و نه طبقه بالا. شخصیت روحانیت به زیستِ متوسط است.