سرنوشت اندونزی پس از جنگ جهانی دوم چه شد؟

سرنوشت اندونزی پس از جنگ جهانی دوم چه شد؟

تاریخ: آگوست 16, 2026

سرنوشت اندونزی پس از جنگ جهانی دوم چه شد؟

داستان جنگ استقلال اندونزی، روایتی شگرف است که نشان می‌دهد جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم چگونه دگرگون شد.

به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین؛ از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹، جنبش ملی‌گرای اندونزی جنگی خونین را علیه مقامات استعماری هلند به پیش برد. هم هلند و هم اندونزی در جریان جنگ جهانی دوم اشغال نیروهای محور را تجربه کرده بودند؛ اکنون بر سر آینده بزرگ‌ترین کشور مسلمان جهان با یکدیگر می‌جنگیدند. تا سال ۱۹۴۹، جنبش سوکارنو بر هلندی‌ها پیروز شد. چگونگی رخ دادن این رویداد، داستانی خارق‌العاده است.

sarekat islam blitar
تأسیس شاخه سارکت اسلام در بلیتار، ۱۹۱۴. منبع: ویکی‌مدیا کامانز

شکل‌گیری جنبش استقلال‌طلبی اندونزی

از زمان تأسیس امپراتوری هلند در سده هفدهم میلادی، رهبران هلندی جزایر مجمع‌الجزایر اندونزی را که به «هند شرقی هلند» معروف بود، مستعمره خود کردند. آن‌ها به دنبال کنترل منابع طبیعی و ادویه‌ها بودند تا رشد اقتصادی خود را شتاب بخشند و به بازیگری قدرتمند در اروپا تبدیل شوند. فتوحات هلندی‌ها تا سال ۱۹۱۴ ادامه یافت، زمانی که برخی از قبایل ساکن در عمق جزایر آچه و سوماترا را در هم کوبیدند. سیاست‌های آن‌ها بی‌رحمانه و صرفاً برای منافع مقامات استعماری هلند و جمعیت مهاجرنشین هلندی طراحی شده بود. چنین سیاست‌هایی به ظهور جنبشی ملی‌گرا دامن زد که امید داشت مجمع‌الجزایر را از سلطه هلند رهایی بخشد.

در سال ۱۹۰۸، نخستین سازمان ضد هلندی در جزیره جاوه تأسیس شد؛ هدف آن محافظت از کارگران اندونزیایی در برابر سیاست‌های اقتصادی غارتگرانه هلند بود. این رویداد الهام‌بخش بنیان‌گذاری «سارکت اسلام» در سال ۱۹۱۲ شد و تعداد اعضای آن تا سال ۱۹۱۶ به ۵۰ هزار نفر رسید. هر بار که مقامات هلندی تلاش می‌کردند سازمان‌های مروج حق تعیین سرنوشت اندونزی را سرکوب کنند، با مقاومتی سخت روبه‌رو می‌شدند. این فضا زمینه‌ساز ظهور دو تن از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ اندونزی شد: سوکارنو و محمد هاتا.

سوکارنو مردی جاوه‌ای، تحصیل‌کرده و چندزبانه بود که بیشتر عمر خود را صرف جنبش استقلال اندونزی کرده بود. در سال ۱۹۲۷، او و همفکرانش «حزب ملی اندونزی» (PNI) را با هدف کسب استقلال برای سراسر اندونزی تأسیس کردند. او بارها توسط پلیس استعماری هلند بازداشت شد. وقتی جنگ جهانی دوم به اندونزی رسید، حزب ملی اندونزی دستور کار جدیدی در پیش گرفت.

japanese occupation indonesia
فرماندهان هلندی در حال تسلیم هند شرقی هلند به نیروهای ژاپنی، ۱۹۴۲. منبع: خانه آنه فرانک

اندونزی در جنگ جهانی دوم

زمانی که آلمان در سال ۱۹۴۰ به هلند حمله کرد و آن را اشغال نمود، در ابتدا کاری به سایر بخش‌های امپراتوری هلند نداشت. با این حال، ورود ژاپن به جنگ در دسامبر ۱۹۴۱ به‌سرعت منجر به اشغال هند شرقی هلند شد. پادگان‌های هلندی در جزایر بسیار ضعیف بودند و از حمایت متفقین نیز بی‌بهره ماندند. در ژانویه ۱۹۴۲، ژاپنی‌ها حمله‌ای چندجانبه به مجمع‌الجزایر آغاز کردند و ظرف سه ماه هلندی‌ها را شکست دادند. ژاپن از حمایت جناح‌های ملی‌گرای اندونزیایی ازجمله حزب ملی اندونزی برخوردار بود. آن‌ها از دیدن شکست استعمارگران منفور اروپایی به دست یک قدرت آسیایی به وجد آمده بودند. سوکارنو و هاتا تلاش کردند تا در دولت جدید تحت کنترل ژاپن، مناصب رهبری را به دست آورند.

با این حال، ژاپن به اشغالگری بی‌رحم در اندونزی تبدیل شد. ژاپنی‌ها تلاش کردند بومیان را به عنوان نیروی کار اجباری به خدمت بگیرند تا به ساخت زیرساخت‌ها در سراسر امپراتوری‌شان کمک کنند. کارگران اجباری که به «روموشا» معروف بودند، در طول جنگ رنج فراوانی کشیدند و بسیاری از آن‌ها هرگز به اندونزی بازنگشتند. ژاپن همچنین مواد غذایی را برای پادگان‌های خود مصادره کرد که باعث شد بسیاری از اندونزیایی‌ها بر اثر گرسنگی جان بسپارند. اردوگاه‌های اسارت ژاپن در ابتدا برای سربازان و غیرنظامیان هلندی طراحی شده بود، اما به‌مرور زمان اندونزیایی‌ها نیز در آن‌ها بازداشت شدند.

سوکارنو و سایر رهبران ملی‌گرا بر همکاری با ژاپنی‌ها پافشاری کردند و حتی از توکیو تضمین‌هایی برای استقلال خواستند. اگرچه در طول جنگ مقاومت‌های پراکنده‌ای علیه ژاپن وجود داشت، اما هرگز جنبش مقاومت بزرگی مانند آن‌چه در فیلیپین شکل گرفت، پدید نیامد. با نزدیک شدن به پایان جنگ و مواجهه ژاپن با شکست در سال ۱۹۴۵، ژاپن اعلام کرد که استقلال اندونزی تحت دولت به رهبری سوکارنو را به رسمیت می‌شناسد.

mallaby car surabaya
خودروی سوخته سرتیپ مالابی که در جریان نبرد سورابایا در سال ۱۹۴۵ کشته شد. منبع: ویکی‌مدیا کامانز

اشغال بریتانیا و آغاز جنگ استقلال

نیروهای متفقین در سال ۱۹۴۵ شروع به پیاده‌سازی در جزایر مختلف اندونزی کردند. نیروهای استرالیایی بالیک‌پاپان را تصرف کردند و به عنوان نیروی اشغالگر پس از جنگ در آن‌جا ماندند. در ۹ سپتامبر ۱۹۴۵ [۱۸ شهریور ۱۳۲۴]، نیروهای بریتانیایی وارد بنادر اصلی جاوه شدند تا تسلیم ژاپن را بپذیرند. ورود آن‌ها با استقبال مواجه نشد، زیرا حزب ملی اندونزی در ۱۷ اوت اعلام استقلال کرده بود و بیم آن می‌رفت که بریتانیایی‌ها حکومت هلند را بازگردانند. با ورود چندین لشکر از ارتش هند به جاوه، شبه‌نظامیان اندونزیایی موسوم به «پمودا» حملاتی را علیه نیروهای بریتانیایی و همچنین غیرنظامیان اروپایی و چینی آغاز کردند.

این حملات که به «برسیاپ» معروف شدند، به دلیل خشونت عریان‌شان بدنام گشتند و سوکارنو تلاش کرد جلوی آن‌ها را بگیرد. با این حال، درگیری‌ها از کنترل خارج شد و نیروهای بریتانیایی وارد نبردهای کلاسیک شدند. طعنه‌آمیز آن‌که نیروهای ژاپنی به عنوان بخشی از یک توافق برای بازگشت به میهن‌شان، به بریتانیایی‌ها کمک کردند. زمانی که سرتیپ اوبرتین مالابی، فرمانده تیپ ۴۹ هند، ترور شد، بریتانیایی‌ها در پاسخ عملیات گسترده‌ای را برای بیرون راندن پمودا از سورابایا آغاز کردند. در این نبرد و درگیری‌های خارج از شهر، حدود ۱۲۰۰ سرباز بریتانیایی کشته یا زخمی شدند و هزاران اندونزیایی دیگر نیز جان باختند.

در باقی‌مانده آن سال و تا سال ۱۹۴۶، نیروهای بریتانیایی وارد یک عملیات ضدچریکی خشن علیه شبه‌نظامیان سبک‌اسلحه پمودا شدند. این گروه‌ها در طول جنگ توسط ژاپن تشکیل و مسلح شده بودند. با توجه به شدت درگیری‌ها، افکار عمومی در بریتانیا و هند تیره شد و فرمانده نیروهای بریتانیایی در منطقه، دریاسالار لرد لوئیس مونتباتن، از خروج نیروها حمایت کرد. با عقب‌نشینی نیروهای مشترک‌المنافع، هلندی‌ها برای جایگزینی آن‌ها از راه رسیدند.

dutch marines operation product
پیاده‌سازی تفنگداران دریایی هلند در پاسیر پوتیه طی عملیات پروداکت، ۱۹۴۷. منبع: بنیاد هوگو ویلمار

توافق لینگاجاتی و عملیات پروداکت

پس از جنگ جهانی دوم، هلند امیدوار بود امپراتوری استعماری خود را احیا کند و در عین حال سطحی از خودمختاری به مستعمراتش اعطا نماید. با خروج نیروهای بریتانیایی، قوای هلندی برای اعمال مجدد کنترل خود وارد عمل شدند. «ویم شرمِرهورن» و «لوئی بِیل»، نخست‌وزیران هلند، امیدوار بودند با حزب ملی اندونزی (PNI) به توافقی دست یابند که امکان تداوم حاکمیت استعماری را با درجاتی از خودمختاری فراهم کند. شرمرهورن با «سوتان شاریر»، نخست‌وزیر اندونزی و دیگر مقامات در روستای «لینگاجاتی» دیدار کرد. در پی کنفرانسی که پیش‌تر در «مالینو» برگزار شده بود، مذاکره‌کنندگان توافق کردند که جمهوری اندونزی بخشی از «ایالات متحده اندونزی» باشد و در اتحادی با سلطنت هلند قرار گیرد.

این توافق که در مارس ۱۹۴۷ امضا شد، امیدوارکننده به نظر می‌رسید اما با مقاومت شدیدی روبه‌رو گردید. نیروهای مسلح تازه‌تأسیس اندونزی (TNI) می‌خواستند برتری خود را بر هلندی‌ها تثبیت کنند و در حال نبردهای کوچک با نیروهای هلندی در نزدیکی شهرهای بزرگ جاوه و سوماترا بودند. دولت هلند بیش از ۲۰۰ هزار نیرو در قالب سه لشکر و چندین تیپ دیگر برای جنگ با TNI اعزام کرد. بسیاری از تندروهای هلندی مذاکرات را به منزله تسلیم می‌دانستند؛ در حالی که بسیاری از ملی‌گرایان اندونزیایی معتقد بودند هلند دیگر نباید هیچ نقشی ایفا کند. با وجود تلاش‌های فرماندار کل هوبرتوس فان موک برای صلح، ژنرال ارشد هلندی، سیمون اسپور، سوگند یاد کرد که TNI را شکست دهد.

در ژوئیه ۱۹۴۷، نیروهای هلندی «عملیات پروداکت» را برای تأمین امنیت مزارع بزرگ در جزایر جاوه و سوماترا آغاز کردند. چندین تیپ هلندی از جهات مختلف حمله کردند و به‌راحتی موفق شدند TNI را در هم بشکنند. هلندی‌ها با کمک حملات کماندویی و عملیات آبی-خاکی، کنترل بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی و زیرساخت‌های جاوه و سوماترا را به دست گرفتند. دولت سوکارنو به یوگیاکارتا در جنوب جاوه محدود شد.

indonesian tni troops 1948
عکسی از اعضای TNI در سوماترا، ۱۹۴۸. منبع: the-low-countries.com

جنگ چریکی، دارالاسلام و ماجرای مادیون

رهبری TNI، ازجمله فرمانده کل سودیرمان، می‌دانست که رویارویی با هلندی‌ها در نبردهای کلاسیک غیرممکن است. آن‌ها به جنگ چریکی روی آوردند به این امید که جنگ را در هلند به امری نامحبوب تبدیل کنند. با ایجاد پاسگاه‌های هلندی در سراسر اندونزی، این نیروها هدف حملات چریکی و سریع سربازان TNI و سایر شبه‌نظامیان قرار گرفتند. هلندی‌ها با نیروی برتر پاسخ دادند و روستاهای نزدیک محل کمین‌ها را به آتش کشیدند. اعضای مشکوک TNI توسط سرویس اطلاعات نظامی هلند و همکاران اندونزیایی‌شان شکنجه می‌شدند. فاجعه‌بارترین رویداد زمانی رخ داد که نیروهای هلندی روستاییان را در سولاوسی جنوبی قتل‌عام کردند. پاسخ‌گویی برای اقدامات هلندی‌ها بسیار نادر بود.

بر هرج‌ومرج جنگ، گروه «دارالاسلام» نیز دامن می‌زد که هم با TNI و هم با ارتش هلند مخالف بود. این گروه در سال ۱۹۴۸ توسط سکرمادجی ماریجان کارتوسویرجو تأسیس شد و خواستار تبدیل اندونزی به یک دولت اسلامی تحت حاکمیت شریعت بود. فعالیت‌های آن‌ها بی‌رحمانه بود؛ هرکس با دیدگاه آن‌ها مخالفت می‌کرد، یا بازداشت می‌شد، کشته می‌شد یا مجبور به فرار می‌گردید. TNI حتی برای مدت کوتاهی با هلندی‌ها در مبارزه علیه دارالاسلام همکاری کرد. وقتی جنگ در سال ۱۹۴۹ پایان یافت، دارالاسلام به مدت ۱۳ سال دیگر به جنگ علیه TNI ادامه داد.

در نزدیکی پایتخت جمهوری، یوگیاکارتا، حزب کمونیست اندونزی (PKI) شورشی را علیه سوکارنو آغاز کرد. آن‌ها که معتقد بودند انقلاب او به اندازه کافی رادیکال نیست، چندین نبرد با لشکرهای TNI انجام دادند. محمد هاتا، نایب‌رئیس حزب ملی اندونزی، به TNI دستور داد تا PKI را در مادیون سرکوب کند. پس از درگیری‌های خونین، TNI پیروز شد و این رویداد توجه سیاست‌گذاران آمریکایی را جلب کرد. آن‌ها پس از این واقعه علاقه بیشتری به سوکارنو نشان دادند.

renville meeting 1947
نمایندگان هلندی و اندونزیایی روی عرشه ناو یواس‌اس رنویل، ۱۹۴۷. منبع: ویکی‌مدیا کامانز

توافق رنویل و عملیات کراو (کلاغ)

با وجود شدت شورش TNI علیه هلندی‌ها، آن‌ها هنوز فاقد ابزار لازم برای بیرون راندن هلندی‌ها از مستعمره بودند. با ادامه درگیری‌ها، نمایندگان هلند و اندونزی روی ناو آمریکایی یواس‌اس رنویل گرد هم آمدند تا توافق جدیدی منعقد کنند و درباره آتش‌بس مذاکره نمایند. نخست‌وزیر امیر شریف‌الدین رهبری هیأت اندونزیایی را برعهده داشت. این مذاکرات به تقسیم قلمرو بین کنترل هلند و جمهوری و همچنین آتش‌بس منجر شد. اگرچه تقسیم اراضی موقتاً رعایت شد، اما درگیری‌ها فارغ از آتش‌بس ادامه یافت. توافق رنویل نیز مانند توافق لینگاجاتی، از محبوبیت چندانی برخوردار نبود.

در حالی که دولت سوکارنو با کشمکش‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، ژنرال اسپور حمله‌ای گسترده را آغاز کرد که قرار بود جمهوری را برای همیشه نابود کند. دولت جدید هلند به رهبری ویلم دریس تحت فشار زیادی بود و اسپور می‌خواست نظر کارفرمایان سیاسی خود را جلب کند. در دسامبر ۱۹۴۸، نیروهای هلندی عملیات چندجانبه‌ای به نام «عملیات کراو» (کلاغ) را علیه TNI آغاز کردند. حملات اولیه فرودگاه‌های TNI را تصرف کرد و ستون‌های زرهی به سمت مواضع TNI پیشروی کردند. اواخر همان ماه، سوکارنو، معاون رئیس‌جمهور هاتا و سایر اعضای کابینه با تصرف یوگیاکارتا توسط هلندی‌ها اسیر شدند. این حمله یک موفقیت نظامی بزرگ بود.

با این حال، هلندی‌ها به دلیل نقض توافق رنویل، با انتقادات شدیدی در داخل و خارج مواجه شدند. اعتراضات عمومی در هلند شدت گرفت و فرار از خدمت سربازی رواج بیشتری یافت. دولت آمریکا که در ابتدا از هلند حمایت می‌کرد، شروع به انتقاد علنی از آن‌ها کرد و تهدید نمود که کمک‌های طرح مارشال را قطع خواهد کرد.

round table conference 1949
کنفرانس میز گرد در لاهه، ۱۹۴۹. منبع: VOI اندونزی

توافق روئم-فان رویین و کنفرانس میز گرد

نیروهای هلندی با حملات مداوم، ازجمله حمله‌ای به یوگیاکارتای تازه‌تصرف‌شده، مواجه بودند. تحت فشار دیپلماتیک سنگین، دولت هلند شروع به بررسی استقلال کامل اندونزی کرد. مقامات هلندی امیدوار بودند اندونزی بتواند بخشی از یک مشترک‌المنافع تحت رهبری هلند باقی بماند. با این حال، آشکار بود که آن‌ها دیگر نمی‌توانند حضور نظامی گسترده‌ای در مجمع‌الجزایر حفظ کنند. آن‌ها تصمیم گرفتند مستقیماً از نمایندگان اندونزیایی برای مذاکره در لاهه دعوت کنند. دیپلمات اندونزیایی، محمد روئم، وارد هلند شد تا با دیپلمات هلندی، دکتر یان هرمان فان رویین، دیدار کند. پس از چندین دور مذاکره، آن‌ها بر سر آتش‌بس و آزادی رهبران اندونزیایی از زندان‌های هلند به توافق رسیدند.

توافق روئم-فان رویین زمینه را برای انتقال نهایی حاکمیت در «کنفرانس میز گرد» فراهم کرد. در اوت ۱۹۴۹، اعضای ارشد دولت‌های دریس و سوکارنو در لاهه گرد هم آمدند. با وجود توافق اولیه بر سر برخی جنبه‌های استقلال اندونزی، هلندی‌ها اصرار داشتند نیمه غربی جزیره گینه نو را حفظ کنند و ادعا می‌کردند بومیان آن‌جا نمی‌خواهند تحت حکومت اندونزی باشند. سوکارنو خواستار واگذاری آن استان به کنترل جمهوری شد. درنهایت، تصمیم‌گیری درباره این موضوع به تعویق افتاد و هلند به شناسایی استقلال اندونزی اقدام کرد. نیروهای هلندی به میهن بازگشتند و حزب ملی اندونزی کنترل تمام نهادهای جزایر را به دست گرفت. اندونزی سرانجام به استقلال کامل دست یافت.

president sukarno indonesia
رئیس‌جمهور سوکارنو اندونزی. منبع: دانشگاه لیدن

این انقلاب، لحظه سرنوشت‌ساز تاریخ اندونزی بود. ملی‌گرایان اندونزیایی به بهای جان ۱۰۰ هزار نفر، سرانجام موفق شدند اشغالگران هلندی را فرسوده کرده و دوام بیاورند. سوکارنو هرگونه پیوند با هلند را پاک کرد و کوشید اندونزی را به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل نماید. او در سال ۱۹۶۲ پاپوآی غربی را تصرف کرد و جنگ کوچکی را نیز با مالزی آغاز نمود. در سال ۱۹۵۵، سوکارنو میزبان کنفرانس باندونگ شد تا همبستگی بین‌المللی را در جنبش استعمارزدایی ترویج کند و اندونزی را به عنوان یکی از رهبران جنبش عدم تعهد تثبیت نماید. با وجود چالش‌ها و هرج‌ومرج‌های بعدی در اندونزی، این انقلاب یکی از موفق‌ترین انقلاب‌های سده بیستم بود.

منبع: thecollector.com