وقتی «زیرزمینی بودن» امتیاز سینمای ایران میشود؛ جشنوارهها فیلم میبینند یا سیاست؟
وقتی «زیرزمینی بودن» امتیاز سینمای ایران میشود؛ جشنوارهها فیلم میبینند یا سیاست؟
جشنوارههای بزرگ سینمای جهان زمانی سکوی معرفی سینمای ایران و چهرههایی چون عباس کیارستمی بودند؛ اما امروز این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا فیلمهای ایرانی را بهخاطر کیفیت هنری میپذیرند یا به دلیل حاشیههای سیاسی و نحوه تولیدشان؟
ریحانه اسکندری: رویدادهای بزرگ سینمای جهان طی دهههای متمادی، بستری برای کشف استعدادهای نو، شکلگیری مکاتب زیباشناختی و تبادل فرهنگی میان ملتها بودهاند. با این حال، تحلیلگران حوزه فرهنگ و سینما بر این باورند که مناسبات سیاسی و ملاحظات ژئوپلیتیک همواره سایهای پررنگ بر سیاستگذاری، انتخاب آثار و اعطای جوایز در جشنوارههای الف جهان نظیر کن، برلین، ونیز و لوکارنو داشته است.
در سالهای اخیر، این رویکرد ابعاد علنیتری به خود گرفته است؛ به طوری که در بازنمایی سینمای ایران، شرایط تولید، عدم دریافت مجوزهای رسمی و زیرزمینی بودن اثر، در بسیاری از موارد به پارامتر اصلی داوران برای پذیرش و تمجید از فیلمها تبدیل شده است. این چرخش گفتمانی، پرسشهای عمیقی را درباره نسبت میان سیاست، کیفیت هنری و ماندگاری آثار سینمایی در عرصه بینالمللی برانگیخته است.
چرخش از زیباشناسی به جغرافیای سیاسی در جشنوارههای جهانی
جشنوارههای بینالمللی فیلم از بدو تأسیس تنها محفلی برای سنجش فرم و تکنیک سینمایی نبودهاند، بلکه به عنوان ویترینهای فرهنگی، در بستر تحولات ژئوپلیتیک زمانه حرکت کردهاند. در سالهای اخیر، موازنه میان ارزشهای زیباشناختی اثر و پیامهای پیرامونی آن به نفع بیانیههای سیاسی و بازنمایی بحرانهای اجتماعی سنگینی میکند.
هیئتهای انتخاب و داوری در رویدادهای معتبر جهانی، بیش از گذشته تمایل دارند تا آثار کشورهای در حال توسعه یا دارای مناسبات پیچیده سیاسی را نه صرفاً بر اساس ساختار دراماتیک، بلکه بر پایه میزان تقابل اثر با ساختارهای رسمی یا شرایط پرخطر ساخت آن ارزیابی کنند. این الگوی ارزیابی موجب شده است که پیوست رسانهای و حواشی تولید یک فیلم، گاه نقشی تعیینکنندهتر از خود فیلمنامه، کارگردانی یا تصویربرداری ایفا کند. اقبال روزافزون به فیلمهای بدون مجوز که خارج از مجاری قانونی تولید میشوند، نشاندهنده تغییر معیارهای پذیرش در جشنوارههاست؛ رویهای که در آن، صفت زیرزمینی به تنهایی کاتالیزوری برای جلب توجه منتقدان و داوران محسوب میشود.
در همین خصوص، محمود گبرلو کارشناس و منتقد سینما در گفتگو با پرشین آنلاین درباره سیاستگذاری جشنوارههای بینالمللی میگوید: «جشنوارههای مهم سینمایی جهان، در طول فعالیت خود، همواره تنها بر اساس معیارهای هنری و سینمایی تصمیم نگرفتهاند. اگرچه ساختار روایت، کیفیت کارگردانی، بازیها و ارزشهای زیباییشناختی آثار از عوامل مهم انتخاب و داوری هستند، اما فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر هر دوره نیز میتواند بر سیاستگذاری جشنوارهها اثر بگذارد. این تأثیر در مورد سینمای ایران، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آشکارتر شده است. اختلافات سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و برخی دولتهای غربی، در مواردی به مناسبات فرهنگی و هنری نیز سرایت کرده و نگاه جشنوارههای خارجی به آثار ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. به همین دلیل، نمیتوان انتخاب برخی فیلمها در جشنوارههای بینالمللی را کاملاً جدا از فضای سیاسی حاکم بر روابط ایران و غرب تحلیل کرد.»
او در ادامه تصریح میکند: «برای نمونه، جشنوارههای کن و برلین، مانند بسیاری از نهادهای فرهنگی بزرگ جهان، در کنار معیارهای هنری، نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی نیز حساساند. در سالهای اخیر، فیلمهایی که به موضوعات اعتراضی، مخالفت با برخی قوانین یا نقد ساختارهای حاکمیتی ایران پرداختهاند، بیش از گذشته مورد توجه رسانهها و جشنوارههای خارجی قرار گرفتهاند. این توجه الزاماً به معنای بیارزشبودن همه این آثار نیست؛ اما نشان میدهد که محتوای سیاسی و موضع اجتماعی یک فیلم گاهی میتواند در میزان دیدهشدن آن، همسنگ یا حتی پررنگتر از ارزشهای سینماییاش باشد.»
گبرلو همچنین اشاره میکند: «از سال ۱۳۸۸ به بعد، همزمان با افزایش تحولات و اعتراضات سیاسی و اجتماعی در ایران، حساسیت رسانهها و جشنوارههای خارجی نسبت به آثار ایرانی نیز افزایش یافت. در این دوره، فیلمهایی که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بازتابدهنده اعتراضات، نارضایتیهای اجتماعی یا مخالفت با برخی سیاستها و قوانین داخلی بودند، بیشتر در کانون توجه قرار گرفتند.»
محمود گبرلو