جان لاک اجبار دولتی در دین را غیرمشروع می‌دانست/ ایستادگی در برابر خشونت مذهبی با تاکید بر «حق رستگاری آزادانه»

تاریخ: اکتبر 8, 2026

جان لاک اجبار دولتی در دین را غیرمشروع می‌دانست/ ایستادگی در برابر خشونت مذهبی با تاکید بر «حق رستگاری آزادانه»

جان لاک: به‌راستی چه دین دلپذیری است که انسان‌ها را مجبور می‌کند برای نجات جان خود، هم به خدا و هم به انسان دروغ بگویند و تظاهر کنند! اگر حاکم فکر می‌کند که با این روش انسان‌ها را نجات می‌دهد، به نظر می‌رسد از راه رستگاری آگاهی کمی دارد؛ و اگر این کار را برای نجات آنان انجام نمی‌دهد، چرا این‌قدر مشتاق اصول ایمانی است که آن‌ها را به‌صورت قانون درآورد؟

گروه اندیشه: تنظیم، اصلاح و ویرایش: فروزان آصف نخعی: سلسله‌مقالات ترجمه‌شده از دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد، که توسط هوش مصنوعی ترجمه شده، روایتی جامع از زیست‌نامه‌ای، سیاسی و معرفت‌شناختی جان لاک — بنیان‌گذار آزادی و تجربی‌گرایی مدرن — ارائه می‌دهد؛ اندیشمندی که در دل آشوب‌های سیاسی سدهٔ هفدهم انگلستان، به جای انزوا، مبانی دموکراسی و عقلانیت غرب را پایه‌ریزی کرد. در قسمت نخست، محور بحث بر تجربیات زیسته و اندیشه‌های سیاسی لاک استوار است. این بخش نشان می‌دهد چگونه همراهی او با لرد اشلی و مواجهه با جنگ‌های داخلی و انقلاب ۱۶۸۸، به نگارش آثاری چون «رسالهٔ دوم دربارهٔ حکومت» و «نامه‌ای در باب رواداری» انجامید. لاک در این آثار، حاکمیت را از حق الهی پادشاهان به ارادهٔ مردم منتقل کرد و بر حقوق طبیعی، قرارداد اجتماعی، جدایی دین از دولت و سنجش باورها بر اساس شواهد تأکید ورزید. در قسمت دوم، تمرکز بر دفترهای اول و دوم شاهکار او، «جستاری در خصوص فهم بشری»، قرار دارد. لاک با نفی شدید «ایده‌های فطری»، ذهن انسان را در بدو تولد «لوحی سفید» (Tabula rasa) می‌نامد که تمامی داده‌های خود را صرفاً از دو مجرای «احساس» و «تأمل» دریافت می‌کند. او با ارائهٔ نظریه‌ای ذره‌ای از ترکیب ایده‌های بسیط و مرکب و تفکیک «کیفیات اولیه و ثانویه»، بنیان تجربی‌گرایی خود را تثبیت کرده و از سنت ارسطویی عبور می‌کند. در قسمت سوم، دفترهای سوم و چهارم همان کتاب تحلیل می‌شوند. در دفتر سوم، فلسفهٔ زبان و معرفت‌شناسی لاک بررسی می‌شود؛ جایی که او با تفکیک «ذات واقعی» از «ذات اسمی»، ذات‌گرایی ارسطویی را رد کرده و دسته‌بندی‌های جهان را محصول فهم بشر می‌داند. در دفتر چهارم، دانش به عنوان «ادراک توافق یا عدم توافق ایده‌ها» تعریف شده و تاکید می‌شود که معرفت یقینی انسان محدود به وجود خود، خدا و ریاضیات/اخلاق است، در حالی که شناخت جهان مادی مبتنی بر «احتمال» و شواهد تجربی است. در نهایت، لاک نسبت میان عقل، ایمان و تعصب (شورزدگی) را سنجیده و با تاکید بر این‌که قضاوت دربارهٔ اصالت وحی بر عهدهٔ عقل است، کنار زدن عقل برای رسیدن به ایمان را به «درآوردن چشم برای دیدن ستاره‌ها» تشبیه می‌کند. در قسمت چهارم  فلسفه آموزشی لاک، و ساختار دو رساله درباره حکومت  در دو بخش معرفی شد. ۱. گذر از رام‌سازی ذهن تا خودفرمانروایی: مانیفست لاک برای آزادی مدنی و ساختارشکنیِ حق الهی شاهان: فلسفهٔ جان لاک در باب آموزش و سیاست، پیوندی ارگانیک میان «پرورش عقلانیت فردی» و «شکل‌گیری شهروند جامعهٔ لیبرال» برقرار می‌سازد. ۲. مرز باریک نظریه و کارکرد تاریخی: پارادوکس بردگی مشروع در برابر استبداد تاج‌وتخت و استعمار: بخش دیگری از متن به تفکیک مفاهیم قدرت، جنگ و بردگی در رساله دوم می‌پردازد. لاک «وضعیت جنگ» را دست‌اندازی غیرعادلانه به حقوق دیگری و «بردگی مشروع» را صرفاً ناشی از شکست متجاوز در جنگ عادلانه می‌داند تا بدین وسیله، «بردگی نامشروع» یا همان قدرت مطلقه و خودسرانهٔ شاهان بر اتباع را محکوم کند. 

در قسمت پنجم و پایانی متن حاضر به بررسی مؤلفه‌های کلیدی فلسفه سیاسی جان لاک، شامل نظریه مالکیت، پیمان اجتماعی، کارکرد حکومت مدنی و مدارای دینی می‌پردازد. لاک توضیح می‌دهد که چگونه مالکیت خصوصی نخست از طریق «کار فرد بر منابع مشترک» شکل می‌گیرد و با اختراع پول، نابرابری و نزاع افزایش یافته و نیاز به تأسیس حکومت مدنی احساس می‌شود. از نظر او، حکومت مشروع بر پایه رضایت عمومی برای حفاظت از «زندگی، آزادی، سلامت و مال» تشکیل شده و حق داوری شخصی به آن واگذار می‌شود؛ دولتی که اگر خود ناقض این حقوق شود، استبدادی شده و شورش علیه آن مشروع است. در حوزه اندیشه دینی نیز لاک با تفکیک وظایف دولت از امور معنوی، بر حق آزادی وجدان و جدایی کلیسا از امور مدنی تأکید می‌کند، چرا که اجبار سلطه‌گرانه را در تغییر باورها ناکارآمد و غیرمشروع می‌داند. بخش پایانی این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

۴.۴ درباره مالکیت (Of Property)

فصل پنجم با عنوان «درباره مالکیت» یکی از مشهورترین، تأثیرگذارترین و مهم‌ترین فصل‌های رساله دوم درباره حکومت است. در واقع، برخی از جنجالی‌ترین مباحث درباره رساله دوم از تفسیرهای گوناگون همین فصل نشأت می‌گیرند. لاک در این فصل، به‌واقع، سیر تکامل «وضع طبیعی» را تا نقطه‌ای توصیف می‌کند که در آن تأسیس یک حکومت مدنی برای ساکنانش مصلحت‌آمیز می‌شود. بنابراین، این فصل نه تنها تبیینی از ماهیت و منشاء مالکیت خصوصی است، بلکه زمینه‌ساز توضیح این امر می‌شود که چرا حکومت مدنی جایگزین وضع طبیعی می‌شود (ببینید: بخش مالکیت در مدخل «فلسفه سیاسی لاک»).

لاک در بحث درباره منشاء مالکیت خصوصی با این نکته آغاز می‌کند که خداوند زمین را به تمامی انسان‌ها به‌طور مشترک عطا کرده است. از این‌رو، این پرسش مطرح می‌شود که مالکیت خصوصی چگونه پدید می‌آید؟ لاک این مسئله را دشواری جدی می‌داند. با این حال، او خاطرنشان می‌کند که قرار است ما از زمین «برای بهترین بهره‌برداری و رفاه زندگی» استفاده کنیم (رساله‌ها II.۵.۲۵). پس وسیلهٔ اختصاص مالکیت خصوصی، از اموال این انبار مشترک چیست؟ لاک استدلال می‌کند که مالکیت خصوصی از طریق رضایت همگانی حاصل نمی‌شود؛ زیرا اگر کسی مجبور بود راه بیفتد و از همه بپرسد که آیا می‌تواند از این توت‌ها بخورد، پیش از جلب موافقت همگان از گرسنگی می‌مرد. لاک معتقد است که ما بر شخص و وجود خود «مالکیت» داریم و کارِ بدن و عملِ دست‌های ما به‌حق متعلق به خود ماست. بنابراین، وقتی کسی بلوط یا توتی می‌چیند، آن اموال بدین‌وسیله به کسی تعلق می‌گیرد که آن ها را چیده است.

درباره منظور لاک از «کار» (Labor) مجادله‌هایی وجود داشته است. دانیل راسل ادعا می‌کند که از نظر لاک، کار فعالیتی هدفمند است که موادی را که می‌توانند نیازهای ما را برطرف کنند، به منابعی تبدیل می‌کند که بالفعل این کار را انجام می‌دهند (Russell ۲۰۰۴). این تفسیر از منظور لاک درباره «کار»، به‌زیبایی با ادعای دیگر او پیوند می‌خورد که طبق قانون طبیعی، ما وظیفه داریم نخست خود را حفظ کنیم و سپس به حفظ و شکوفایی دیگران کمک کنیم.

ممکن است کسی تصور کند که پس از آن می‌تواند هر مقدار که می‌خواهد مال اندوزی کند، اما چنین نیست. لاک دست‌کم دو شرط و محدودیت مهم بر میزان تملک اموال وارد می‌کند. اولین محدودیت مربوط به «اسراف و ضایع ساختن» است. لاک می‌نویسد:

«هر کس تا آن اندازه که بتواند پیش از فاسد شدنِ اموال، از آن برای هرگونه بهره‌ای در زندگی استفاده کند، به همان میزان می‌تواند با کار خود بر آن مالکیت یابد؛ هر چه بیش از این باشد، بیش از سهم اوست و به دیگران تعلق دارد.» (رساله‌ها II.۵.۳۱)

از آنجا که در ابتدا جمعیت‌ها اندک و منابع فراوان بود، با زیستن در حدود تعیین‌شده توسط عقل، نزاع یا کشمکش چندانی بر سر مالکیت رخ نمی‌داد، چرا که یک فرد تنها می‌توانست از بخش بسیار کوچکی از آنچه موجود بود استفاده کند.

توجه داشته باشید که لاک تا اینجا درباره جامعه شکارچی-گردآورنده و محدودیت‌هایی صحبت کرده که عقل بر نوع مالکیت آنان تحمیل می‌کند. در بخش بعدی، او به کشاورزی و مالکیت زمین و محدودیت‌های مربوط به آن نوع مالکیت می‌پردازد. در واقع، ما شاهد سیر تکامل وضع طبیعی از یک جامعه شکارچی/گردآورنده به یک جامعه کشاورزی هستیم. در اینجا نیز بار دیگر این «کار» است که محدودیت‌هایی را بر میزان محصور کردن زمین تحمیل می‌کند؛ یعنی تنها به اندازه‌ای که فرد بتواند روی آن کار کند. اما یک محدودیت اضافی نیز وجود دارد. لاک می‌گوید:

«تصاحب هیچ قطعه‌زمینی از طریق آباد کردن آن، زیانی به هیچ انسان دیگری وارد نمی‌ساخت، چرا که هنوز به قدر کافی و به همان مرغوبی زمین باقی مانده بود؛ و بیش از آن چیزی بود که افرادِ هنوز تأمین‌نشده می‌توانستند استفاده کنند. بنابراین، به‌واقع به‌خاطر محصور کردن زمین برای خود، هرگز از سهم دیگران کاسته نمی‌شد؛ زیرا کسی که به همان اندازه که دیگری می‌تواند استفاده کند باقی می‌گذارد، مثل این است که اصلاً چیزی برنداشته است. هیچ‌کس نمی‌تواند خود را از نوشیدنِ فرد دیگری زیان‌دیده بداند -حتی اگر او جرعه‌ای بزرگ نوشیده باشد- در حالی که یک رودخانه کامل از همان آب برای رفع عطش او باقی مانده باشد؛ و حکم زمین و آب، در جایی که به قدر کافی وجود دارد، دقیقاً یکسان است.» (رساله‌ها II.۵.۳۳)

مرحله بعدی در سیر تکامل وضع طبیعی، شامل «پیدایش پول» است. لاک یادآور می‌شود که:

«… پیش از آنکه اشتیاق به داشتنِ بیش از نیاز، ارزش ذاتی چیزها را -که تنها به سودمندی آن‌ها برای زندگی انسان بستگی دارد- تغییر دهد؛ یا [پیش از آنکه انسان‌ها] توافق کنند که یک قطعه کوچک از فلز زرد، که بدون ضایع شدن یا پوسیدگی باقی می‌ماند، ارزنده‌تر از یک تکه بزرگ گوشت یا یک خرمن گندم باشد؛ اگرچه انسان‌ها حق داشتند با کار خود، هر یک به سهم خود، هر مقدار از اشیای طبیعت را که می‌توانستند استفاده کنند تصاحب نمایند، اما این مقدار نمی‌توانست زیاد باشد و نه به زیان دیگران تمام می‌شد، زیرا همان فراوانی برای کسانی که از همان تلاش بهره می‌بردند باقی می‌ماند.» (رساله‌ها II.۵.۳۷)

بنابراین، پیش از پیدایش پول، درجه‌ای از برابری اقتصادی هم توسط عقل و هم توسط سیستم مبادله پایاپای بر بشریت تحمیل شده بود؛ و انسان‌ها عمدتاً به برآورده ساختن نیازها و آسایش خود محدود بودند. اکثر نیازمندی‌های زندگی عمر کوتاهی دارند—توت، آلو، گوشت شکار و غیره. فرد می‌توانست معقولانه توت‌های خود را با گردو که نه چند هفته بلکه شاید یک سال کامل دوام می‌آورد مبادله کند. لاک می‌گوید:

«…اگر او گردوهای خود را در ازای یک قطعه فلز می‌داد -به دلیل لذت از رنگ آن- یا گوسفندش را با صدف، یا پشمش را با یک سنگریزه درخشان یا الماس مبادله می‌کرد و آنها را تمام عمر پیش خود نگه می‌داشت، به حق دیگران تجاوز نکرده بود؛ او می‌توانست هر چه می‌خواهد از این چیزهای باکفایت و بادوام تلنبار کند؛ چرا که تجاوز از حدود مالکیت، نه در بزرگیِ حجم دارایی، بلکه در تباه شدنِ بیهودهٔ آن نهفته است. (رساله‌ها II.۵.۱۴۶)

پیدایش پول برای افزایش نابرابر مالکیت و نابرابری اقتصادی ناشی از آن ضروری است. بدون پول، فراتر رفتن از برابری اقتصادیِ مراحل اولیه هیچ دلیلی نداشت. در یک اقتصاد پولی، درجات مختلف تلاش و جدیت می‌توانست سهم‌های کاملاً متفاوتی به انسان‌ها ببخشد:

«این تقسیم اموال در قالب نابرابری دارایی‌های خصوصی را انسان‌ها خارج از حدود جامعه و بدون قرارداد، تنها با ارزش دادن به طلا و نقره و توافق ضمنی بر سر استفاده از پول امکان‌پذیر ساخته‌اند؛ زیرا در حکومت‌ها، قوانین حقوق مالکیت را تنظیم می‌کنند و تصرف زمین توسط قانون اساسی موضوعه تعیین می‌شود.» (رساله‌ها II.۵.۵۰)

پیامد این امر آن است که این خودِ «پیدایش پول» است که باعث نابرابری می‌شود، و نابرابری نیز به نوبه خود علل نزاع‌ها، کشمکش‌ها و افزایش موارد نقض قانون طبیعت را چندبرابر می‌کند. این وضعیت به تصمیم برای ایجاد یک «حکومت مدنی» می‌انجامد. اما پیش از پرداختن به نهاد حکومت مدنی، باید بپرسیم که پس از ظهور پول چه بلایی سرِ محدودیت‌های تملک اموال می‌آید؟

یک پاسخ که توسط سی. بی. مک‌فرسون در کتاب تئوری سیاسی فردگرایی مالکانه مطرح شده این است که محدودیت‌ها به‌کلی کنار گذاشته می‌شوند و ما اکنون با سیستمی برای تملک نامحدود مالکیت خصوصی روبرو هستیم. اما این نظر درست به نظر نمی‌رسد؛ بلکه واضح است که دست‌کم شرط «عدم فسادپذیری» برآورده می‌شود، زیرا پول فاسد نمی‌شود.

شرایط و محدودیت‌های دیگر نیز ممکن است به‌واسطه ظهور توافق‌های مربوط به مالکیت در جامعه مدنی تا حدی سالبه به‌انتفای موضوع شوند. این امر این پرسش را باز می‌گذارد که آیا لاک این تغییرات را تأیید می‌کرد یا خیر. مک‌فرسون که لاک را سخنگوی یک سیستم سرمایه‌داریِ اولیه می‌داند، او را مدافع تملک نامحدود ثروت قلمداد می‌کند.

در مقابل، جیمز تولی در کتاب گفتاری در باب مالکیت معتقد است لاک شرایط جدید، تغییر در ارزش‌ها و نابرابری اقتصادی حاصل از ظهور پول را به مثابه «هبوط انسان» می‌بیند. تولی، لاک را منتقد سرسخت و قدرتمند منفعت‌طلبی شخصی می‌داند. این اختلاف چشمگیر در تفسیر، موضوعی مهم برای بحث میان پژوهشگران در چهل سال گذشته بوده است. اگرچه تعیین این مسئله بر اساس رساله دوم درباره حکومت دشوار است، اما می‌توان اظهار نظر لاک در کتاب اندیشه‌هایی پیرامون آموزش و پرورش را در نظر گرفت که می‌گوید:

«طمع و تمایل به داشتن اموال و سلطه‌ای بیش از نیازمان، از آنجا که ریشه تمام شرور است، باید در کمال دقت و در سنین پایین ریشه‌کن شود و کیفیت مغایر آن، یعنی آمادگی برای بخشش به دیگران، در ذهن القا گردد.» (G&T ۱۹۹۶: ۸۱)

حال به بررسی نهاد حکومت مدنی بپردازیم.

۴.۵ نظریه پیمان اجتماعی (The Social Contract Theory)

همان‌طور که نظریه حقوق طبیعی و قانون طبیعی در سده‌های هفدهم و هجدهم شکوفا شد، نظریه قرارداد اجتماعی نیز به همین ترتیب رشد کرد. چرا لاک یک نظریه‌پرداز قرارداد اجتماعی است؟ آیا صرفاً به این دلیل است که این شیوه یکی از تفکرات رایج درباره حکومت در آن زمان بود و لاک کورکورانه آن را پذیرفت؟ پاسخ این است که در پروژه فکری لاک چیزی وجود دارد که او را به‌شدت به سمت قرارداد اجتماعی سوق می‌دهد.

ممکن است کسی معقتد باشد که حکومت‌ها در اصل با زور پایه‌گذاری شده‌اند و هیچ توافقی در کار نبوده است. اگر لاک این دیدگاه را می‌پذیرفت، مجبور می‌شد از بسیاری از مواردی که در قلب پروژه او در رساله دوم قرار داشت عقب‌نشینی کند، اگرچه مواردی مانند «فتح نورمان‌ها» او را مجبور می‌کند بپذیرد که شهروندان ممکن است حکومتی را که در اصل به آن‌ها تحمیل شده است، در نهایت بپذیرند. به یاد داشته باشید که رساله دوم ارائه دهنده «نظریه ایجابی لاک درباره حکومت» است و او به صراحت می‌گوید که باید جایگزینی برای این دیدگاه ارائه دهد که:

«…همه حکومت‌های جهان صرفاً محصول زور و خشونت هستند، و انسان‌ها تحت هیچ قاعده دیگری جز قواعد جانوران -که در آن قوی‌تر برنده است- با هم زندگی نمی‌کنند…» (رساله‌ها II, ۱, ۴)

بنابراین، اگرچه لاک ممکن است بپذیرد که برخی حکومت‌ها از طریق زور یا خشونت به وجود می‌آیند، اما اگر می‌پذیرفت که حکومت مشروع نیز می‌تواند از این طریق پدید آید، مرکزی‌ترین و حیاتی‌ترین تمایز، یعنی تمایز میان «حکومت مدنی مشروع» و «غیرمشروع» را از بین می‌برد. از این‌رو، برای لاک، حکومت مشروع با رضایت صریح حکومت‌شوندگان تأسیس می‌شود (ببینید: بخش رضایت، تعهد سیاسی و اهداف حکومت در مدخل «فلسفه سیاسی لاک»). کسانی که این توافق را انجام می‌دهند، حق اجرای قانون طبیعت و داوری در پرونده خود را به حکومت واگذار می‌کنند. این‌ها اختیاراتی است که آن‌ها به حکومت مرکزی می‌دهند و همین امر است که سیستم دادگستری حکومت‌ها را به کارکردی مشروع برای آن حکومت‌ها تبدیل می‌سازد.

روث گرانت به‌شکلی متقاعدکننده استدلال کرده است که تأسیس حکومت در واقع فرآیندی دو مرحله‌ای است. رضایت همگانی برای تشکیل یک «جامعه سیاسی» ضروری است. رضایت برای پیوستن به یک جامعه، پس از اعطا، الزام‌آور است و قابل پس‌گرفتن نیست؛ همین امر باعث ثبات جوامع سیاسی می‌شود.

گرانت می‌نویسد: «پس از اثبات اینکه عضویت در یک جامعه مستلزم متعهد بودن به اراده آن جامعه است، این پرسش باقی می‌ماند: چه کسی حکومت کند؟» (۱۹۸۷: ۱۱۴–۱۱۵). پاسخ این پرسش توسط «قاعده اکثریت» تعیین می‌شود. نکته اینجاست که برای تأسیس یک جامعه سیاسی «رضایت همگانی» لازم است، اما برای پاسخ به این پرسش که چه کسی باید بر چنین جامعه‌ای حکومت کند، «رضایت اکثریت» کفایت می‌کند. بنابراین رضایت همگانی و رضایت اکثریت از نظر ماهوی متفاوت هستند، نه فقط از نظر درجه. گرانت می‌نویسد:

«استدلال لاک برای حق اکثریت، پایه نظریِ تمایز میان ‘تعهد نسبت به جامعه’ و ‘تعهد نسبت به حکومت’ است؛ تمایزی که امکان استدلال برای مقاومت بدون ایجاد آنارشی (هرج‌ومرج) را فراهم می‌کند. هنگامی که حکومتِ تعیین‌شده منحل می‌شود، انسان‌ها همچنان متعهد به جامعه‌ای باقی می‌مانند که از طریق حاکمیت اکثریت عمل می‌کند.» (۱۹۸۷: ۱۱۹)

کاملاً ممکن است که اکثریت، حکومت بر جامعه را به یک پادشاه و وارثانش، یا گروهی از الیگارش‌ها (چندسالاران) یا یک مجمع دمکراتیک واگذار کند. بنابراین، قرارداد اجتماعی پیوندی تفکیک‌ناپذیر با دمکراسی ندارد. با این حال، هر نوع حکومتی باید کارکرد مشروع یک حکومت مدنی را ایفا کند.

۴.۶ کارکرد حکومت مدنی (The Function Of Civil Government)

اکنون لاک در موضعی قرار دارد که می‌تواند کارکرد یک حکومت مشروع را توضیح دهد و آن را از حکومت غیرمشروع متمایز سازد. هدف چنین حکومت مشروعی این است که تا حد امکان از حقوق شهروندان خود در زمینه «زندگی، آزادی، سلامت و مالکیت» محافظت و شهروندانی را که حقوق دیگران را نقض می‌کنند تعقیب و مجازات کند و خیر عمومی را حتی در مواردی که ممکن است با حقوق افراد در تعارض باشد دنبال کند.

حکومت در انجام این کار، چیزی را فراهم می‌کند که در وضع طبیعی دست‌نیافتنی بود: یک «داور بی‌طرف» برای تعیین میزان جرم و تعیین مجازاتی متناسب با آن. این یکی از دلایل اصلی برتری جامعه مدنی بر وضع طبیعی است.

یک حکومت غیرمشروع در حفاظت از حقوق اتباع خود در زمینه زندگی، آزادی، سلامت و مالکیت ناکام خواهد ماند و در بدترین حالت، ادعا خواهد کرد که می‌تواند حقوق اتباعش را نقض کند؛ یعنی ادعای داشتن «قدرت مطلقه و استبدادی» (Despotic power) بر اتباع خود خواهد داشت. از آنجا که لاک علیه دیدگاه سِر رابرت فیلمر استدلال می‌کند -که قدرت پدرسالارانه و قدرت سیاسی را یکسان می‌دانست و آن‌ها را به‌واقع معادل قدرت استبدادی می‌شمرد- تلاش زیادی به خرج می‌دهد تا این سه شکل از قدرت را از هم متمایز کند و نشان دهد که معادل یکدیگر نیستند. از این‌رو، در آغاز فصل پانزدهم با عنوان «درباره قدرت پدری، سیاسی و استبدادی به‌طور توامان» می‌نویسد:

«اگرچه پیش از این فرصت سخن گفتن درباره این موارد را داشته‌ام، اما از آنجا که اشتباهات بزرگ اخیر درباره حکومت، به گمان من از خلط این قدرت‌های متمایز با یکدیگر ناشی شده است، بی‌پیوست نخواهد بود که آنها را با هم مورد بررسی قرار دهیم.»

فصل‌های ششم و هفتم به‌ترتیب تبیین لاک از قدرت پدری و سیاسی را ارائه می‌دهند. قدرت پدری محدود است؛ این قدرت تنها تا زمان صغار بودن و دوران کودکی فرزندان دوام دارد و دارای محدودیت‌های دیگری نیز هست. قدرت سیاسی که از انتقال قدرت افراد برای اجرای قانون طبیعت نشأت می‌گیرد، حق کشتن در جهت حفظ حقوق شهروندان یا پشتیبانی از خیر عمومی را با خود دارد. در مقابل، قدرت استبدادی مشروع، مستلزم حق گرفتن زندگی، آزادی، سلامت و دست‌کم بخشی از اموال هر شخصِ تحت چنین قدرتی است.

۴.۷ شورش و شاه‌کشی (Rebellion and Regicide)

در پایان رساله دوم، ما با ماهیت حکومت‌های مدنی غیرمشروع و شرایطی که در آن شورش و شاه‌کشی مشروع و مناسب است آشنا می‌شویم. همان‌طور که در بالا اشاره شد، پژوهشگران اکنون بر این باورند که این کتاب در جریان «بحران استثنا» (Exclusion Crisis) نوشته شده و ممکن است برای توجیه یک شورش عمومی و ترور پادشاه انگلستان و برادرش نگاشته شده باشد. استدلال برای انقلاب مشروع، از تمایز میان حکومت مدنی مشروع و غیرمشروع حاصل می‌شود.

یک حکومت مدنی مشروع می‌کوشد زندگی، سلامت، آزادی و اموال اتباع خود را تا جایی که با خیر عمومی سازگار است حفظ کند؛ به دلیل انجام این کار، شایسته اطاعت است. اما یک حکومت مدنی غیرمشروع می‌کوشد حقوق طبیعی اتباع خود را به‌طور سیستماتیک نقض کند و آنان را به بردگان غیرمشروع تبدیل سازد. از آنجا که یک حکومت غیرمشروع دست به چنین کاری می‌زند، خود را در «وضع طبیعی» و «وضع جنگ» با اتباعش قرار می‌دهد. حاکم یا پادشاهِ چنین دولتی، قانون طبیعت را نقض می‌کند و بدین ترتیب خود را به یک «درنده خطرناک» تبدیل می‌سازد که بر اساس اصل «حق با قدرت است» یا «قوی‌تر برنده است» عمل می‌کند. در چنین شرایطی، شورش مشروع است.

بنابراین لاک شورش و شاه‌کشی را تحت شرایط خاصی توجیه می‌کند. احتمالاً قرار بود این توجیه برای کشتن پادشاه انگلستان و برادرش در صورت موفقیت «توطئه رای هاوس» (Rye House Plot) ارائه شود. حتی اگر این هدفِ مستقیم لاک نبوده باشد، باز هم متن به بهترین شکل ممکن در خدمت آن هدف قرار می‌گرفت.

۵. لاک و مدارای دینی (Locke and Religious Toleration)

مسئله مدارای دینی در سده هفدهم در اروپا موضوعی مورد توجه همگانی بود، عمدتاً به این دلیل که فقدان مدارای دینی همراه با خشونت بسیار، فراگیر شده بود. جنبش اصلاح دینی (رفورماسیون) اروپا را به اردوگاه‌های دینی رقیب تقسیم کرده بود و این امر موجب جنگ‌های داخلی و آزار و اذیت‌های دینی گسترده شد.

جان مارشال در مطالعه جامع خود، جان لاک، مدارا و فرهنگ روشنگری اولیه، خاطرنشان می‌کند که دهه ۱۶۸۰ دهه اوج این‌گونه تعصبات و آزارها بود. جمهوری هلند، جایی که لاک سال‌ها در آن در تبعید زیست، به عنوان کشوری سکولار تأسیس شده بود که تفاوت‌های مذهبی را می‌پذیرفت.

این امر واکنشی به آزار و اذیت پروتستان‌ها توسط کاتولیک‌ها بود. با این حال، هنگامی که کلیسای کالوینیسم به قدرت رسید، آزار و اذیت سایر فرقه‌ها، مانند «رمونسترانت‌ها» (Remonstrants) را که با آن ها مخالف بودند آغاز کرد. با این وجود، جمهوری هلند روادارترین کشور اروپا باقی ماند.

در فرانسه، منازعات دینی موقتاً با «فرمان نانت» آرام گرفته بود؛ اما در سال ۱۶۸۵، یعنی همان سالی که لاک نخستین نامه درباره مدارا را نوشت، لویی چهاردهم فرمان نانت را لغو کرد و پروتستان‌های فرانسه (هوگنوها) مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. با وجود ممنوعیت، حدود ۲۰۰,۰۰۰ نفر مهاجرت کردند، در حالی که احتمالاً ۷۰۰,۰۰۰ نفر مجبور به گرویدن به کاتولیک شدند. مردم انگلستان به‌شدت از رویدادهای فرانسه آگاه بودند.

در خود انگلستان، منازعات دینی بر سده هفدهم سایه افکند و نقش مهمی در وقوع جنگ داخلی انگلستان و الغای کلیسای آنگلیکان در دوران حکومت اولیور کرامول (دوران حمایت) ایفا کرد. پس از بازگشت سلطنت چارلز دوم، آنگلیکان‌های حاضر در پارلمان قوانینی را تصویب کردند که هم کاتولیک‌ها و هم فرقه‌های پروتستان غیرپیرو (مانند پرسبیتری‌ها، تعمیددهندگان/بپتیست‌ها، کوئیکرها و یونیتاریان‌ها) را که با آموزه‌ها یا مناسک کلیسای رسمی موافق نبودند، سرکوب می‌کرد.

از میان این فرقه‌های معترض، برخی به آنگلیکان‌ها نزدیک‌تر و برخی دورتر بودند. یکی از دلایلی که شاه چارلز، شافتسبوری را فردی مفید می‌دانست این بود که هر دو نگران مدارای دینی بودند. اما راه آن ها زمانی جدا شد که مشخص شد پادشاه عمدتاً علاقه‌مند به مدارا برای کاتولیک‌هاست، در حالی که شافتسبوری خواهان مدارا برای معترضان پروتستان بود.

یکی از راهبردهایی که برای کاهش منازعات دینی در انگلستان به‌طور گسترده مورد بحث قرار گرفت، «جامعیت» (Comprehension) نامیده می‌شد. فکرمایه این بود که آموزه‌ها و مناسک کلیسای آنگلیکان به حداقل کاهش یابد تا اکثر—اگر نه همه—فرقه‌های معترض در کلیسای دولتی گنجانده شوند. برای آن دسته‌ای که حتی این اقدام هم پاسخگو نبود، قرار بود «مدارا» اعمال شود. ما می‌توانیم مدارا را به عنوان «عدم آزار و اذیت از سوی دولت» تعریف کنیم. هیچ‌یک از این راهبردها در طول دوران بازگشت سلطنت پیشرفت چندانی نداشت.

هنگامی که لاک پس از کشف توطئه رای هاوس به هلند گریخت، با گروهی از پژوهشگران مدافع مدارای دینی همراه شد. این گروه شامل بنجامین فرلی (کوئیکری که لاک مدتی با او زندگی کرد)، فیلسوف نامدار پیر بایل، چندین الهیات‌دان هلندی و افراد دیگر بود. این گروه تمامی استدلال‌های موافق و مخالف بی‌مدارای دینی را مطالعه کرده و در انجمن‌های کتاب و گفت‌وگو به بحث می‌نشستند.

اعضای گروه مدارا را نه تنها برای پروتستان‌ها و معترضان پروتستان، بلکه برای یهودیان، مسلمانان و کاتولیک‌ها نیز مد نظر قرار می‌دادند. کشف اخیر برگه یادداشتی از تأملات لاک درباره مدارا با کاتولیک‌ها نشان می‌دهد که لاک حتی مزایا و معایب مدارا نسبت به کاتولیک‌ها را هم سنجیده بود (Walmsley and Waldmann ۲۰۱۹).

برخی از اعضای گروه نیز مقالات و کتاب‌هایی در دفاع از مدارا نوشتند. آن ها به یکدیگر در یافتن شغل کمک می‌کردند و برخی از اعضا مجلاتی تأسیس کردند که به نقد کتاب‌ها و مقالات دینی، علمی و موضوعات دیگر می‌پرداخت. این گروه مفهوم آزادی بیان، مدنیت و ادب در گفتمان را جدی می‌گرفتند. آن ها خود را «جمهوری نامه‌ها» یا به تعبیر لاک «جامعه مشترک‌المنافع دانش» می‌نامیدند.

دیدگاه‌های دینی لاک چه بود و جایگاه او در منازعات مربوط به مدارای دینی کجا بود؟ پاسخ به این پرسش تا حدی دشوار است. دین و به‌ویژه مسیحیت، شاید مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری فلسفه لاک باشد. اما لاک چه نوع مسیحی‌ای بود؟ خانواده لاک پیوریتن بودند. لاک در آکسفورد از کشیش شدن در کلیسای آنگلیکان اجتناب کرد. با این حال، خود لاک تا زمان مرگ ادعا می‌کرد که آنگلیکان است و فوکس بورن، زندگینامه‌نویس سده نوزدهمی لاک  را یک آنگلیکان می‌دانست.

برخی دیگر او را با «لاتیتودینارین‌ها» (Latitudinarians) (آزادی مذهبی) مرتبط دانسته‌اند؛ جنبشی در میان انگلیکان‌ها که مروج نوعی مسیحیت عقلانی بود و برای «دیسنترها» (Dissenters) یا مخالفان کلیسای رسمی نیز پذیرفتنی می‌نمود.. با این حال، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد لاک نه یک آنگلیکان ارتدوکس بود و نه یک لاتیتودینارین (Latitudinarians) (آزادی مذهبی) . لاک، اسحاق نیوتن را ترغیب کرد تا قوی‌ترین رساله ضد تثلیثی خود را بنویسد.

لاک ترتیبی داد که این اثر به‌طور گمنام در هلند منتشر شود، اگرچه در نهایت نیوتن تصمیم گرفت آن را منتشر نکند (McLachlan ۱۹۴۱). این امر به‌شدت پیشنهاد می‌کند که لاک نیز در آن زمان یک آریوسی (Arian) یا یونیتاریان (اعتقاد به توحید و نفی تثلیث) بوده است. (آریوس، حدود ۲۵۰ تا ۳۳۶ میلادی، بر تقدم خدا پدر بر پسر تأکید می‌کرد و بدین ترتیب دکترین تثلیث را رد می‌نمود و در شورای نیقیه در سال ۳۲۵ به عنوان بدعت‌گذار محکوم شد. نیوتن معتقد بود که کلیسا با محکوم کردن آریوس راه نادرستی را پیموده است.)

با توجه به اینکه یکی از تم‌های اصلی نامه در باب مدارا لاک این است که باید میان کلیسا و دولت تفکیک وجود داشته باشد، این دیدگاه به نظر نمی‌رسد متعلق به مردی باشد که خود را وقف یک دین رسمی دولتی کرده است. ممکن است این‌گونه به نظر برسد که نگارش کتاب معقولیت مسیحیت توسط لاک -که در آن استدلال می‌کند آموزه‌های اساسی مسیحیت اندک و با عقل سازگار هستند- او را به یک لاتیتودینارین (Latitudinarians) (طرفدار آزادی مذهبی) تبدیل می‌کند.

اما ریچارد اشکرافت استدلال کرده است که «جامعیت» برای آنگلیکان‌ها به معنای انطباق با مناسک موجود کلیسای آنگلیکان، یعنی دست کشیدن از مخالفت دینی بود. اشکرافت همچنین مطرح می‌کند که لاتیتودینارین‌ها (طرفداران آزادی مذهبی) یک حد وسطِ میانه‌رو بین افراط و تفریط‌های درگیر نبودند، بلکه بخشی از یکی از افراط‌ها یعنی «چهره پذیرفتنی آزار و اذیت معترضان دینی» بودند (Ashcraft ۱۹۹۲: ۱۵۵).

اشکرافت معتقد است در حالی که لاتیتودینارین‌ها ممکن است نماینده «الهیات عقلانی» کلیسای آنگلیکان بوده باشند، یک «الهیات عقلانیِ معترض»ِ رقیب نیز وجود داشت. بنابراین، اگرچه درست است که لاک دوستان لاتیتودینارین داشت، اما با توجه به تمایز اشکرافت میان الهیات عقلانی آنگلیکان و معترض، کاملاً ممکن است که کتاب معقولیت مسیحیت اثری در حوزه «الهیات عقلانی معترض» باشد.

لاک از سال ۱۶۵۹ درباره مدارای دینی می‌اندیشید، گفت وگو می‌کرد و می‌نوشت. دیدگاه‌های او تکامل یافت. در اوایل دهه ۱۶۶۰ او به احتمال زیاد یک آنگلیکان ارتدوکس بود. او و شافتسبوری مدارای دینی را در قوانین اساسی کارولینا (۱۶۶۹) گنجانده بودند. او کتاب Epistola de Tolerantia (نامه در باب مدارا) را به زبان لاتین در سال ۱۶۸۵ هنگامی که در هلند در تبعید بود نوشت.

او به احتمال زیاد شاهد آوارگان پروتستانی بود که از مرزهای فرانسه -جایی که لویی چهاردهم به‌تازگی فرمان نانت را لغو کرده بود- سرازیر می‌شدند. خود هلند یک حکومت دینی کالوینیستی بود که مشکلات زیادی با مدارای دینی داشت. اما نامه لاک خود را به مسائل آن زمان محدود نمی‌کند. لاک تبیینی اصولی از مدارای دینی ارائه می‌دهد، اگرچه این تبیین با استدلال‌هایی آمیخته است که تنها برای مسیحیان و شاید در برخی موارد تنها برای پروتستان‌ها کاربرد دارد.

او هم کاتولیک‌ها و هم آتئیست‌ها (خداناباوران) را از مدارای دینی مستثنی کرد. در مورد کاتولیک‌ها، دلیل آن این بود که او آنان را کارگزاران یک قدرت خارجی می‌دانست. در مورد آتئیست‌ها، از نظر لاک چون آنان به خدا باور ندارند: «پیمان‌ها، تعهدات و سوگندها که پیوندهای جامعه بشری هستند، نمی‌توانند هیچ تسلطی بر یک خداناباور داشته باشند» (Mendus ۱۹۹۱: ۴۷). او دفاع عمومی خود از مدارای دینی را در حالی ارائه می‌دهد که همزمان به ادبیات ضد پاپِ «حزب کشور» (Country Party) که به دنبال برکناری جیمز دوم از سلطنت بود ادامه می‌دهد.

استدلال‌های لاک برای مدارای دینی به‌زیبایی با تبیین او از حکومت مدنی پیوند می‌خورد. لاک زندگی، آزادی، سلامت و مالکیت را به عنوان «منافع مدنی» ما تعریف می‌کند. این‌ها دغدغه شایسته و درست یک حاکم یا حکومت مدنی هستند. حاکم در جایی که برای حفظ منافع مدنی در برابر هجوم لازم باشد، می‌تواند از زور و خشونت استفاده کند؛ این کارکرد مرکزی دولت است.

با این حال، دغدغه‌های دینی انسان درباره رستگاری در قلمرو منافع مدنی جای نمی‌گیرد و بنابراین خارج از دغدغه مشروع حاکم یا حکومت مدنی قرار می‌گیرد. در واقع، لاک حق دیگری را به حقوق طبیعیِ زندگی، آزادی، سلامت و مالکیت می‌افزاید: «حق آزادی در انتخاب راه خود به سوی رستگاری» (ببینید: بخش مدارا در مدخل «فلسفه سیاسی لاک»).

لاک معتقد است استفاده از زور توسط دولت برای واداشتن مردم به داشتن باورهای خاص یا انجام مناسک و رفتارهای مشخص، غیرمشروع است. ابزار اصلی که حاکم در اختیار دارد «زور» است، اما زور ابزاری مؤثر برای تغییر یا حفظ باور نیست. فرض کنید حاکم از زور استفاده کند تا مردم را وادار کند به باور خود اقرار نمایند. لاک می‌نویسد:

«به‌راستی چه دین دلپذیری است که آدمی را ناچار می‌سازد برای رستگاریِ روح خویش، تظاهر کند و هم به خدا و هم به انسان‌ها دروغ بگوید! اگر حاکم فکر می‌کند که با این روش انسان‌ها را نجات می‌دهد، به نظر می‌رسد از راه رستگاری آگاهی کمی دارد؛ و اگر این کار را برای نجات آنان انجام نمی‌دهد، چرا این‌قدر مشتاق اصول ایمانی است که آن‌ها را به‌صورت قانون درآورد؟» (Mendus ۱۹۹۱: ۴۱)

بنابراین، آزار و اذیت دینی توسط دولت نامناسب است. لاک معتقد است: «هر آنچه در جامعه مشروع است، نمی‌تواند توسط حاکم در کلیسا ممنوع شود.» این بدان معناست که استفاده از نان و شراب، یا حتی قربانی کردن یک گوساله را نمی‌توان توسط حاکم ممنوع کرد.

اگر کلیساهای رقیب وجود داشته باشند، ممکن است کسی بپرسد کدام‌یک باید قدرت را در دست داشته باشد؟ پاسخ ظاهراً این است که قدرت باید به «کلیسای واقعی» برسد نه «کلیسای بدعت‌گذار». اما لاک ادعا می‌کند این حرف به معنای هیچ چیز نگفتن است؛ زیرا هر کلیسایی خود را کلیسای واقعی می‌داند و هیچ داوری جز خدا وجود ندارد که بتواند مشخص کند کدام‌یک از این ادعاها درست است. بنابراین، تشکیک و تردید درباره امکان آگاهی و دانش دینی، هسته مرکزی استدلال لاک برای مدارای دینی است.

سرانجام، برای مطالعه تبیینی از تأثیر آثار لاک، ببینید سند تکمیلی: ضمیمه درباره تأثیر آثار لاک.

کتاب‌شناسی (Bibliography)
منابع دست اول (Primary Sources)
آثار لاک (Locke’s Works)

انتشارات دانشگاه آکسفورد در حال آماده‌سازی ویرایش جدیدی از تمام آثار لاک است. این مجموعه جایگزین «آثار جان لاک» خواهد شد که ویرایش ۱۸۲۳ آن احتمالاً استانداردترین نسخه به‌شمار می‌رفت. ویرایش‌های جدید کلارندون با ویرایش پیتر نیدیتچ از کتاب جستاری در خصوص فهم بشری در سال ۱۹۷۵ آغاز شد. ویرایش‌های کلارندون آکسفورد حاوی بخش زیادی از مواد «مجموعه لاولیس» است که توسط پل ملون خریداری و به آکسفورد اهدا شد. این گنجینه از آثار و نامه‌های لاک -که شامل پیش‌نویس‌های اولیه جستار و مواد بسیار دیگری است- از پیتر کینگ، برادرزاده لاک که کاغذهای او را به ارث برد، به دست ما رسیده است. دسترسی به این اسناد به پژوهشگران سده بیستم دیدگاه بسیار بهتری درباره تکامل فلسفی لاک بخشیده و روزنه‌ای بی‌نظیر به جزئیات فعالیت‌های او گشوده است. از این‌رو، ویرایش جدید آثار لاک به احتمال بسیار زیاد نسخه‌ای نهایی و مرجع خواهد بود.

ویرایش کلارندون از آثار جان لاک، آکسفورد: انتشارات کلارندون:

An Essay Concerning Human Understanding (جستاری در خصوص فهم بشری)، ویراستار: پیتر اچ. نیدیتچ، ۱۹۷۵.

Some Thoughts Concerning Education (اندیشه‌هایی پیرامون آموزش و پرورش)، ویراستاران: جان دابلیو. یولتون و ژن اس. یولتون، ۱۹۸۹.

Drafts for the Essay Concerning Human Understanding, and Other Philosophical Writings (پیش‌نویس‌های جستار در خصوص فهم بشری و دیگر نوشته‌های فلسفی)، در سه جلد، جلد ۱: پیش‌نویس‌های A و B، ویراستاران: پیتر اچ. نیدیتچ و جی. ای. جی. راجرز، ۱۹۹۰.

The Reasonableness of Christianity: As Delivered in the Scriptures (معقولیت مسیحیت: آن‌گونه که در کتاب مقدس ارائه شده)، ویراستار: جان سی. هیگینز-بیدل، ۲۰۰۰.

An Essay Concerning Toleration: And Other Writings on Law and Politics, ۱۶۶۷–۱۶۸۳ (جستاری در باب مدارا: و دیگر نوشته‌ها درباره قانون و سیاست)، ویراستاران: جی. آر. میلتون و فیلیپ میلتون، ۲۰۰۶.

Vindications of the Reasonableness of Christianity (دفاعیه‌ها از معقولیت مسیحیت)، ویراستار: ویکتور نووو، ۲۰۱۲.

A Paraphrase and Notes on the Epistles of St Paul to the Galatians, ۱ and ۲ Corinthians, Romans, Ephesians (تفسیر و یادداشت‌هایی بر رساله‌های پولس قدیس به غلاطیان، اول و دوم قرنتیان، رومیان، افسسیان)، ۲ جلد، ویراستار: آرتور دابلیو. وین‌رایت، جلد ۱: ۱۹۸۷؛ جلد ۲: ۱۹۸۷.

Locke on Money (لاک درباره پول)، ۲ جلد، ویراستار: پاتریک هاید کلی، جلد ۱: ۱۹۹۱؛ جلد ۲: ۱۹۹۱.

The Correspondence of John Locke (مکاتبات جان لاک)، هشت جلد، ویراستار: ای. اس. دِ بیر، جلد ۱: مقدمه؛ نامه‌های شماره ۱ تا ۴۶۱، ۲۰۱۰؛ جلد ۲: نامه‌های ۴۶۲ تا ۸۴۸، ۱۹۷۶؛ جلد ۳: نامه‌های ۸۴۹ تا ۱۲۴۱، ۱۹۷۸؛ جلد ۴: نامه‌های ۱۲۴۲ تا ۱۷۰۱، ۱۹۷۸؛ جلد ۵: نامه‌های ۱۷۰۲ تا ۲۱۹۸، ۱۹۷۹؛ جلد ۶: نامه‌های ۲۱۹۹ تا ۲۶۶۴، ۱۹۸۰؛ جلد ۷: نامه‌های ۲۶۶۵ تا ۳۲۸۶، ۱۹۸۱؛ جلد ۸: نامه‌های ۳۲۸۷ تا ۳۶۴۸، ۱۹۸۹.

علاوه بر ویرایش انتشارات آکسفورد، چند ویرایش دیگر از برخی آثار لاک وجود دارد که شایان ذکر است:

An Early Draft of Locke’s Essay, Together with Excerpts from his Journal (پیش‌نویس اولیه‌ای از جستار لاک، به همراه یادداشت‌هایی از دفتر خاطرات او)، ویراستاران: ریچارد آی. آرون و جوزلین گیب، آکسفورد: انتشارات کلارندون، ۱۹۳۶.

John Locke, Two Tracts of Government (جان لاک، دو رساله در باب حکومت)، ویراستار: فیلیپ آبرامز، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۶۷.

Locke’s The Two Treatises of Civil Government (دو رساله لاک درباره حکومت مدنی)، ویراستار: ریچارد اشکرافت، لندن: روتلج، ۱۹۸۷.

[Axtell ۱۹۶۸], The Educational Writings of John Locke: A Critical Edition (نوشته‌های آموزشی جان لاک: ویرایش انتقادی)، ویراستار: جیمز ال. اکستل، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

[Gay ۱۹۶۴], John Locke on Education (جان لاک درباره آموزش)، ویراستار: پیتر گی، نیویورک: دفتر انتشارات دانشکده تربیت معلم کلمبیا، ۱۹۶۴.

Epistola de Tolerantia: A Letter on Toleration (نامه در باب مدارا)، متن لاتین با ویرایش و پیشگفتارِ ریموند کلیبانسکی؛ ترجمه انگلیسی با مقدمه و یادداشت‌های جی. دابلیو. گاف، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۶۸.

[G&T ۱۹۹۶] “Some Thoughts Concerning Education” and “The Conduct of the Understanding” (اندیشه‌هایی پیرامون آموزش و پرورش و هدایت قوه فهم)، ویراستاران: روث دابلیو. گرانت و ناتان تارکوف، ایندیاناپلیس: شرکت انتشاراتی هَکِت، ۱۹۹۶.

[Laslett ۱۹۶۰] Locke’s Two Treatises of Government (دو رساله لاک درباره حکومت)، ویراستار: پیتر لاسلت، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۶۰.

[Woozley ۱۹۶۴], An Essay Concerning Human Understanding (جستاری در خصوص فهم بشری – تلخیص‌شده)، ویراستار: ای. دی. ووزلی، لندن: کتابخانه فونتانا، ۱۹۶۴.

سایر منابع دست اول (Other Primary Sources)

بویل، رابرت، ۱۶۷۵ [۱۹۷۹]، «ملاحظاتی فیزیکی-الهیاتی درباره امکان رستاخیز»، در مجموعه مقالات فلسفی برگزیده رابرت بویل، ویراستار: ام. ای. استوارت، نیویورک: انتشارات دانشگاه منچستر.

میل، جان استوارت، ۱۸۴۳، دستگاه منطق قیاسی و استقرایی، لندن: جان دابلیو. پارکر.

منابع دست دوم (Secondary Sources)
زندگینامه‌ها (Biographies)

کینگ، لرد پیتر، ۱۹۹۱، زندگی جان لاک: به همراه گزیده‌هایی از مکاتبات، یادداشت‌های روزانه و دفاتر یادداشت او، بریستول: توئمز.

فوکس بورن، اچ. آر.، ۱۸۷۶، زندگی جان لاک، ۲ جلد، نیویورک: هارپر و برادران. بازچاپ: ساینتیا آلن، ۱۹۶۹.

کرانستون، موریس، ۱۹۵۷، جان لاک: یک زندگینامه، تجدید چاپ: آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۸۵.

وول‌هاوس، راجر، ۲۰۰۷، لاک: یک زندگینامه، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

کتاب‌ها و مقالات (Books and Articles)

آرون، ریچارد، ۱۹۳۷، جان لاک، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

آرسلف، هانس، ۱۹۸۲، از لاک تا سوسور: جستارهایی در مطالعه زبان و تاریخ روشنفکری، مینیاپولیس: انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا.

────، ۱۹۹۴، «تأثیر لاک»، در کتاب همراه کمبریج برای لاک، ویراستار: ویر چاپل، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، صص ۲۵۲–۲۸۹.

الکساندر، پیتر، ۱۹۸۵، ایده‌ها، کیفیت‌ها و ذرات:لاک و بویل درباره جهان بیرونی، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

آلستون، ویلیام و جاناتان بنت، ۱۹۸۸، «لاک درباره اشخاص و جوهرها»، مجله بررسی فلسفی (The Philosophical Review).

انستی، پیتر آر.، ۲۰۱۱، جان لاک و فلسفه طبیعی، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

آرمیتاژ، دیوید، ۲۰۰۴، «جان لاک، کارولینا و دو رساله درباره حکومت»، نظریه سیاسی (Political Theory).

آرنیل، باربارا، ۱۹۹۶، جان لاک و آمریکا، آکسفورد: انتشارات کلارندون.

اشکرافت، ریچارد، ۱۹۸۶، سیاست انقلابی و دو رساله لاک درباره حکومت مدنی، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

────، ۱۹۹۲، «عرض‌عریض‌گرایی و مدارا: اسطوره تاریخی در برابر تاریخ سیاسی»، در کرول، اشکرافت و زاگورین ۱۹۹۲: صص ۱۵۱–۱۷۷.

ایرز، مایکل، ۱۹۹۱، لاک: معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی، ۲ جلد، لندن: روتلج.

بارسی، جان و ریموند مارتین، ۲۰۰۰، طبیعی‌سازی روح: خویشتن و هویت شخصی در سده هجدهم، لندن: روتلج.

بنت، جاناتان، ۱۹۷۱، لاک، برکلی، هیوم: محورهای اصلی، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

بولتون، مارتا برانت، ۲۰۰۴، «لاک درباره نقش معنایی و معرفتی ایده‌های ساده احساس»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

برانت، راینهارد (ویراستار)، ۱۹۸۱، جان لاک: سمپوزیوم وولفنبتل ۱۹۷۹، برلین: دگرویتر.

بروئر، هالی، ۲۰۱۷، «بردگی، حاکمیت و ‘خون ارثی’: بازاندیشی در جان لاک و ریشه‌های بردگی در آمریکا»، بررسی تاریخی آمریکا.

چاپل، ویر، ۱۹۹۲، جستارهایی در فلسفه جدید نخستین، جان لاک – نظریه معرفت، لندن: انتشارات گارلند.

────، ۱۹۹۴، کتاب همراه کمبریج برای لاک، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

────، ۲۰۰۴الف، «سمپوزیوم: لاک و حجاب ادراک: پیشگفتار»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

────، ۲۰۰۴ب، «یادداشت‌ها»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

چامسکی، نوآم، ۱۹۶۶، زبان‌شناسی دکارتی: فصلی از تاریخ تفکر عقل‌گرا، نیویورک: هارپر و رو.

دان، جان، ۱۹۶۹، اندیشه سیاسی جان لاک، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

فار، جیمز، ۲۰۰۸، «لاک، قانون طبیعی و بردگی در دنیای جدید»، نظریه سیاسی.

فاکس، کریستوفر، ۱۹۸۸، لاک و اسکریبلریان‌ها، برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.

گارت، دان، ۲۰۰۳، «لاک درباره هویت شخصی، آگاهی و ‘خطاهای مهلک’»، مباحث فلسفی.

گیچ، پیتر، ۱۹۶۷، «هویت»، بررسی متافیزیک.

گیبسون، جیمز، ۱۹۶۸، نظریه معرفت لاک و روابط تاریخی آن، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

گوردون-روث، جسیکا، ۲۰۱۵، «اصل مکان-زمان-نوع لاک»، قطب‌نمای فلسفه (Philosophy Compass).

گرانت، روث، ۱۹۸۷، لیبرالیسم جان لاک، شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو.

گوکروگر، استیون، ۲۰۱۰، فروپاشی مکانیسم و ظهور حساسیت: علم و شکل‌گیری مدرنیته ۱۶۸۰–۱۷۶۰، آکسفورد: انتشارات کلارندون.

کرتزمان، نورمن، ۱۹۶۸، «تز اصلی نظریه معنایی لاک»، بررسی فلسفی. بازچاپ در تیپتون ۱۹۷۷: صص ۱۲۳–۱۴۰.

کرول، پیتر، ریچارد اشکرافت و پیتر زاگورین (ویراستاران)، ۱۹۹۲، فلسفه، علم و دین در انگلستان ۱۶۴۰–۱۷۰۰، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

جولی، نیکلاس، ۱۹۸۴، لاینیتس و لاک، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

────، ۱۹۹۹، لاک، اندیشه فلسفی او، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

────، ۲۰۱۵، موضوعات حساس لاک: ماده‌گرایی و نامیرایی، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

لاسلت، پیتر، ۱۹۵۴ [۱۹۹۰]، «جان لاک به عنوان بنیان‌گذار هیئت تجارت»، مجله لیسنر. بازچاپ در جی.اس. یولتون ۱۹۹۰: صص ۱۲۷–۱۳۶.

لنون، توماس ام.، ۲۰۰۴، «از پشت شیشه‌ای تاریک: دیدگاهی دیگر درباره منطق ایده‌های لاک»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

لولوردو، آنتونیا، ۲۰۱۰، «شخص، جوهر، عرض و ‘انسان اخلاقی’ در فلسفه لاک»، مجله فلسفه کانادا.

لات، تامی، ۱۹۹۸، سلطه و بندگی: جستارهای انتقادی درباره بردگی و فلسفه اجتماعی، نیویورک: انتشارات رومن و لیتلفیلد.

لاوجوی، آرتور او.، ۱۹۳۶، زنجیره بزرگ هستی: پژوهشی در تاریخ یک ایده، کمبریج، ماساچوست: انتشارات دانشگاه هاروارد.

لو، ای. جی.، ۱۹۹۵، لاک درباره فهم بشری، لندن: شرکت انتشاراتی روتلج.

مکی، جی. ال.، ۱۹۷۶، مسائلی از لاک، آکسفورد: انتشارات کلارندون.

مک‌فرسون، سی. بی.، ۱۹۶۲، نظریه سیاسی فردگرایی مالکانه، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

ماندلبوم، موریس، ۱۹۶۶، فلسفه، علم و ادراک حسی: مطالعات تاریخی و انتقادی، بالتیمور: انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز.

مارشال، جان، ۲۰۰۶، جان لاک، مدارا و فرهنگ روشنگری اولیه، کمبریج، انتشارات دانشگاه کمبریج.

مارتین، سی. بی. و دی. ام. آرمسترانگ (ویراستاران)، ۱۹۶۸، لاک و برکلی: مجموعه‌ای از جستارهای انتقادی، نیویورک: انکور بوکس.

ترن، روث، ۱۹۸۰، «علم اخلاق و مفهوم اشخاص در لاک»، بررسی فلسفی.

مک‌کان، ادوین، ۱۹۸۷، «لاک درباره هویت، زندگی، ماده و آگاهی»، آرشیو تاریخ فلسفه.

مک‌لاکلان، هیو، ۱۹۴۱، دیدگاه‌های دینی میلتون، لاک و نیوتن، منچستر: انتشارات دانشگاه منچستر.

مندوس، سوزان، ۱۹۹۱، تمرکز بر لاک درباره مدارا، لندن: روتلج.

نیومن، لکس، ۲۰۰۴، «لاک درباره معرفت حسی و حجاب ادراک—چهار برداشت نادرست»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

اولستوهورن، یوهان و لارنس ون آپلدورن، ۲۰۲۰، «’این مرد اموال من است’: بردگی و مطلق‌گرایی سیاسی در لاک و سنت کلاسیک پیمان اجتماعی»، مجله اروپایی نظریه سیاسی.

راجرز، جی. ای. جان، ۲۰۰۴، «لاک و متعلقات ادراک»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

روپر، جان، ۲۰۰۴، تکوین کارولینا: مالکان، کشت‌کاران و طرح‌ها ۱۶۶۲–۱۷۲۹، نیویورک: پالگریو/مک‌میلان.

راسل، دانیل، ۲۰۰۴، «لاک درباره زمین و کار»، مطالعات فلسفی.

اسکولز، پیتر، ۱۹۹۲، آزادی عقلانی: جان لاک و روشنگری، ایتاکا، نیویورک: انتشارات دانشگاه کورنل.

سیمونز، ای. جان، ۱۹۹۲، نظریه حقوق لاکی، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

سولز، دیوید، ۱۹۹۹، «آیا لاک یک تصویرگرا است؟»، خبرنامه لاک.

استراوسون، گالن، ۲۰۱۱، لاک درباره هویت شخصی، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

استوارت، متیو، ۲۰۱۳، متافیزیک لاک، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

تیل، اودو، ۲۰۱۱، سوژه در آغاز دوران جدید: خودآگاهی و هویت شخصی از دکارت تا هیوم، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

تارکوف، ناتان، ۱۹۸۴، آموزش لاک برای آزادی، شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو.

تیپتون، آی. سی. (ویراستار)، ۱۹۷۷، لاک درباره فهم بشری: مقالات برگزیده، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

تولی، جیمز، ۱۹۸۰، گفتاری در باب مالکیت، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

────، ۱۹۹۳، رویکردی به فلسفه سیاسی: لاک در بسترهای گوناگون، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

اوزگالیس، ویلیام ال.، ۱۹۸۸، «لاکِ ضدذات‌گرایی و انواع طبیعی»، فصلنامه فلسفی.

────، ۱۹۹۰، «هویت نسبی و اصل تشخص لاک»، فصلنامه تاریخ فلسفه.

────، ۲۰۰۷، جستاری در خصوص فهم بشری لاک—راهنمای خواننده، لندن: کانتینوم.

────، ۲۰۱۷، «جان لاک، نژادپرستی، بردگی و زمین‌های سرخپوستان»، در نائومی زاک (ویراستار)، کتاب راهنمای آکسفورد درباره فلسفه و نژاد، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

والمزلی، جان و والدمان فلیکس، ۲۰۱۹، «جان لاک و مدارا با کاتولیک‌ها: یک دست‌نوشته جدید»، مجله تاریخی. [شامل رونوشت «دلایل مدارا با پاپ‌باوران به همراه دیگران»].

ویلسون، مارگارت دولر، ۱۹۹۹، ایده‌ها و مکانیسم: جستارهایی در فلسفه جدید نخستین، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

ویلسون، توماس دی.، ۲۰۱۶، طرح اشلی کوپر: تأسیس کارولینا و ریشه‌های فرهنگ سیاسی جنوب، چپل هیل، کارولینای شمالی: انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی.

وود، نیل، ۱۹۸۳، سیاستِ فلسفه لاک، برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.

وول‌هاوس، آر. اس.، ۱۹۷۱، فلسفه علم و معرفت لاک، نیویورک: بارنز اند نوبل.

────، ۱۹۸۳، لاک، مینیاپولیس: انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا.

────، ۱۹۸۸، تجربه‌گرایان، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

یافی، گیدئون، ۲۰۰۰، آزادیِ شایسته نام: لاک درباره عاملیت آزاد، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

────، ۲۰۰۴، «لاک درباره ایده‌های جوهر و حجاب ادراک»، فصلنامه فلسفی پاسیفیک.

یولتون، ژن اس.، ۱۹۹۰، جُنگ لاک، بریستول: کتب عتیقه توئمز.

یولتون، جان، ۱۹۵۶، جان لاک و راه ایده‌ها، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

────، ۱۹۶۹، جان لاک: مسائل و چشم‌اندازها: جستارهای جدید، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

────، ۱۹۷۰، جان لاک و قلمرو فهم بشری، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.

────، ۱۹۸۳، ماده اندیشنده: ماده‌گرایی در بریتانیای سده هجدهم، مینیاپولیس: انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا.

────، ۱۹۸۴، آشنایی ادراکی: از دکارت تارید، مینیاپولیس: انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا.

۲۱۶۲۱۶