از زندگی دنیا تا سعادت آخرت؛ ولایت خداوند چه نقشی در زندگی انسان دارد؟
از زندگی دنیا تا سعادت آخرت؛ ولایت خداوند چه نقشی در زندگی انسان دارد؟
انسان برای زندگی به قانون نیاز دارد، اما پرسش مهمتر این است که مرجع حقیقی تعیین این قانون چه کسی است؟ در نگاه قرآن، انسان موجودی است که زندگی او به دنیا محدود نمیشود و قانون سعادتبخش باید هم نیازهای دنیوی و هم سرنوشت اخروی او را دربرگیرد؛ از همین رو، ولایت و حق قانونگذاری حقیقی از آن خداوند است و ولایت پیامبران و اولیای الهی نیز در امتداد همین ولایت معنا پیدا میکند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، انسان برای زندگی در جامعه به قانون و نظم نیاز دارد، اما پرسش اساسی این است که چه کسی صلاحیت تعیین این قوانین را دارد؟ در نگاه آموزههای اسلامی، انسان موجودی است که زندگی او به دنیا محدود نمیشود و از همین رو، قانون سعادتبخش باید هم نیازهای دنیوی و هم سرنوشت اخروی او را دربرگیرد؛ بر همین اساس، حق قانونگذاری و ولایت حقیقی از آن خداوند است و ولایت پیامبران و اولیای الهی نیز در امتداد همین ولایت معنا پیدا میکند.
بنابر روایت الشیعه، زندگی اجتماعی بدون قانون و نظم پایدار نمیماند. انسان برای تأمین نیازهای خود، دستیابی به خیر و منفعت و دور ماندن از آسیبها، به مجموعهای از قوانین نیاز دارد؛ قوانینی که نهتنها شرایط زندگی امروز او، بلکه آینده و سرنوشت نهاییاش را نیز در نظر بگیرد.
از نگاه آموزههای اسلامی، کسی شایستگی وضع چنین قوانینی را دارد که شناخت کاملی از انسان و نیازهای آشکار و پنهان او داشته باشد. خداوند به عنوان خالق انسان، از تمامی ابعاد وجودی او آگاه است و به همین دلیل، ولایت حقیقی و حق قانونگذاری به او اختصاص دارد.
ولایت خداوند؛ نقطه آغاز هدایت انسان
دین الهی مجموعهای از احکام و قوانین برای هدایت انسان به سوی سعادت دنیا و آخرت است. پیامبران و امامان معصوم(ع) نیز وظیفه ابلاغ، تبیین و اجرای این دستورات را بر عهده داشتهاند.
از این منظر، پذیرش ولایت خداوند تنها یک مفهوم اعتقادی نیست، بلکه پایهای برای هدایت انسان و رهایی او از غفلت و گمراهی به شمار میرود.
قرآن کریم با تأکید بر ناپایداری دنیا میفرماید:
«وَ ما هذهِ الحیوةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهُوَ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الاخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ؛[1] این زندگی دنیا، جز سرگرمی و بازیچه نیست و زندگی حقیقی همانا در سرای آخرت است، ای کاش میدانستند.»
در این نگاه، دنیا مقصد نهایی انسان نیست، بلکه مرحلهای گذرا در مسیر زندگی جاودانه آخرت است.[2]
وقتی ظاهر دنیا، انسان را از آخرت غافل میکند
یکی از آسیبهای زندگی دنیوی، گرفتار شدن در ظاهر آن و فراموش کردن حقیقتی است که در پس این زندگی قرار دارد. قرآن میفرماید:
«یَعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ؛[3] از زندگی دنیا ظاهری را میشناسند و حال آنکه از آخرت غافلند.»
این آیه نشان میدهد که زندگی دنیا تنها به آنچه در ظاهر دیده میشود محدود نیست و انسان میتواند با غفلت از آخرت، بخش مهمی از حقیقت زندگی را نادیده بگیرد.[4]
خداوند همچنین درباره کسانی که تنها زندگی دنیا را هدف قرار دادهاند، میفرماید:
«فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّی عَنْ ذِکْرِنَا وَ لَمْ یُرِدْ إِلَّا الحَیاةَ الدُّنْیا…؛[5] پس هر کس از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را خواستار نبوده، از او روی برتاب…»
بر اساس این آموزه، یاد خداوند با حرکت در مسیر الهی پیوند دارد و غفلت از او میتواند انسان را از مسیر هدایت دور کند.[6]
دنیا؛ مقصد یا مزرعه آخرت؟
در نگاه دینی، مسئله نفی کامل دنیا نیست؛ بلکه سخن بر سر نوع نگاه انسان به دنیاست. اگر دنیا هدف نهایی قرار گیرد، انسان از آخرت غافل میشود؛ اما اگر دنیا وسیلهای برای رسیدن به سعادت ابدی باشد، میتواند به «مزرعه آخرت» تبدیل شود.
قرآن کریم میفرماید:
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوبُ؛[7] آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد.»
امام علی(ع) نیز انسانها را از نظر هدف و عملکرد به دو گروه تقسیم میکنند؛ گروهی که تمام تلاش خود را صرف دنیا کردهاند و گروهی که دنیا را خانهای موقت و آخرت را مقصد اصلی خود میدانند. گروه دوم ضمن بهرهگیری از امکانات دنیا، برای زندگی ابدی خود نیز توشه فراهم میکنند.[8][9]
سرانجام، حاکمیت نهایی در آخرت از آن خداوند است:
«الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ لِلّهِ؛[10] در آن روز پادشاهی از آن خداست.»
ولایت تکوینی؛ خداوند، ولی مطلق
یکی از ابعاد ولایت خداوند، ولایت تکوینی است؛ ولایتی که حقیقی، دائمی و مطلق است. بر اساس توحید افعالی، خداوند منشأ اثرگذاری حقیقی و مستقل در عالم است و همه موجودات در اصل وجود و بقا به او وابستهاند.
قرآن میفرماید:
«فَالَلَهُ هُوَ الْوَلِی؛[11] ولایت و سرپرستی مخصوص خدای سبحان است.»
همچنین آمده است:
«وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیر؛[12] برای انسان ولی و یاوری جز خدا نخواهد بود.»
و در آیهای دیگر میخوانیم:
«وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ؛[13] و خداوند ولی متقین است.»
خداوند برای هدایت انسانها، پیامبران و اولیای الهی را برگزیده و مردم را به اطاعت از آنان فرمان داده است. قرآن درباره جایگاه پیامبر(ص) میفرماید:
«اَلنَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛[14] پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان مقدمتر است.»
بنابراین، اطاعت از پیامبر(ص) در چارچوب فرمان الهی قرار دارد و قرآن در ادامه، اطاعت از خدا، پیامبر و اولیالامر را مورد تأکید قرار میدهد.[15]
ولایت امامان در امتداد ولایت خدا
بر اساس آموزههای مطرحشده در قرآن، ولایت پیامبر و اولیای الهی مستقل از ولایت خداوند نیست، بلکه در امتداد آن قرار دارد.
در آیه ولایت آمده است:
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا…؛[16] ولی شما تنها خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آوردهاند…»
همچنین قرآن تأکید میکند که مؤمنان در برابر فرمان خدا و پیامبر، اختیار مخالفت ندارند:
«وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا…؛[17] هیچ مرد و زن مؤمنی حق ندارد هنگامی که خدا و فرستادهاش به کاری فرمان دهند، در کار خود اختیاری داشته باشد…»
ولایت تشریعی؛ چه کسی حق قانونگذاری دارد؟
در کنار ولایت تکوینی، از «ولایت تشریعی» سخن گفته میشود؛ یعنی حق وضع و تشریع قوانین الهی. در این دیدگاه، قانونگذاری حقیقی از آن خداوند است و پیامبران وظیفه دارند احکام الهی را به مردم ابلاغ و زمینه اجرای آن را فراهم کنند.
احکام الهی شامل دستورهای تکلیفی مانند وجوب، حرمت، استحباب و کراهت و احکام وضعی مانند صحت، بطلان، طهارت و نجاست است.
قرآن درباره نقش کتاب الهی در هدایت انسان میفرماید:
«کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ…؛[18] کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آوری.»
بر این اساس، در دیدگاه مطرحشده در این متن، پیامبر(ص)، علی(ع)، امامان معصوم(ع) و ولی فقیه، عهدهدار اجرای احکام الهی هستند.[19]
پذیرش ولایت خدا؛ لازمه ایمان دینی
قرآن کریم اسلام را دین مورد پذیرش خداوند معرفی کرده است:
«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الإِسلام؛[20] دین پسندیده در نزد خداوند، فقط اسلام است.»
همچنین میفرماید:
«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الخَاسِرِین؛[21] و هر کس غیر از اسلام دینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.»
از این منظر، حکومت و قانون نیز باید در چارچوب احکام الهی قرار داشته باشد. قرآن میفرماید:
«مَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَی اللهِ؛[22] در هر چیزی که اختلاف کردید، حکم آن با خداست.»
همچنین تأکید میکند:
«فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللهُ؛[23] پس میان آنان بر اساس آنچه خدا نازل کرده حکم کن.»
جمعبندی؛ ولایت خدا، مسیر پیوند دنیا و آخرت
ولایت خداوند در این آموزهها، محور هدایت و اساس حرکت انسان در مسیر ایمان و سعادت است. ولایت پیامبران و اولیای الهی نیز در امتداد همین ولایت معنا پیدا میکند.
بر اساس این نگاه، قانون الهی برای آن است که انسان را در زندگی دنیا هدایت کند و او را برای حیات ابدی آماده سازد. انسان مؤمن با پذیرش ولایت خداوند، دنیا را هدف نهایی نمیبیند، بلکه آن را فرصتی برای ساختن آخرت قرار میدهد؛ مسیری که در آن، یاد خداوند مایه آرامش و عمل به دستورات الهی زمینهساز سعادت دنیا و آخرت است.
پینوشتها:
[1] عنکبوت/64. [2] عرفان عملی، ص13-14. [3] روم/7. [4] عرفان عملی، ص13-14. [5] نجم/29-30. [6] توسلی، عرفان عملی، ص ۱۶. [7] رعد/28. [8] سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه 124. [9] سیدرضی، نهج البلاغه، حکمت 269. [10] حج/56. [11] شوری/9. [12] بقره/107. [13] جاثیه/19. [14] احزاب/6. [15] نسا/59. [16] مائده/55-56. [17] احزاب/36. [18] ابراهیم/1. [19] جوادی آملی، گلچینی از ولایت خدا در قرآن. [20] آل عمران/19. [21] آل عمران/85. [22] شوری/10. [23] مائده/48.