تهران در کمین سیلابهای ناگهانی؛ کدام مناطق پایتخت آسیبپذیرترند؟
تهران در کمین سیلابهای ناگهانی؛ کدام مناطق پایتخت آسیبپذیرترند؟
با وقوع سیلاب ۱۱ و ۱۲ مهر ۱۴۰۵ در محدوده جنوب رشتهکوه البرز و بهویژه در عظیمیه کرج، پرسش مهمی درباره ریسک سیلاب در تهران مطرح شده است؛ اینکه آیا در شرایط سوپر النینوی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ در محدوده تهران نیز باید منتظر وقوع سیلاب باشیم؟
توپوگرافی تهران به دلیل قرارگیری در دامنههای جنوبی البرز و تقاطع با درههای عمیق رودخانههای کوهستانی، این شهر را در معرض خطر جدی سیلاب قرار داده است. هفت روددره تهران نیز تحت تأثیر توسعه شهری، در بخشهایی مسدود یا منحرف شدهاند. مهمترین نواحی دارای ریسک بالا را میتوان عمدتاً در شمال تهران برشمرد.
منطقه یک؛ درههای شمالی و شمیرانات در معرض خطر
منطقه یک شهرداری تهران به دلیل شیب تند توپوگرافی و تلاقی با درههای مهم کوهستانی، از آسیبپذیرترین مناطق در برابر سیلابهای رگباری است.
درههای دارآباد، نیاوران و تجریش از جمله نقاط حساس هستند. رودخانهدره دارآباد و گلابدره از مهمترین این نقاط به شمار میروند و ساختوسازهای متراکم در بستر و حریم این مسیلها، از جمله تجربه تاریخی سیلاب تجریش در ۴ مرداد ۱۳۶۶، نشان داده است که امکان تکرار بحران وجود دارد.
درههای ولنجک و درکه نیز با توسعه رستورانها، تفرجگاهها و ساختوسازهای مسکونی، بهویژه احداث آپارتمانها و برجها در حریم رودخانهها، با تغییر شرایط طبیعی جریان آب مواجه شدهاند. این تغییرات میتواند زمان تمرکز جریان را کاهش دهد و حرکت طبیعی سیلابهای کوهستانی را مختل کند.
در فرحزاد و سعادتآباد نیز ساختوسازهای انجامشده در حریم روددره فرحزاد و پوشاندن یا مسدود شدن بخشهایی از مسیلها در بالادست، میتواند خطر پسزدگی آب و سیلاب شهری در پاییندست را افزایش دهد.
پونک، حصارک و کن؛ خطر سیلاب و جریان واریزهای
در منطقه ۲، بخشهای غربی تهران، بهویژه پونک، حصارک و بلوارهای مجاور مسیلهای بزرگ مانند مسیل پونک و کن، در معرض خطر قرار دارند. تغییر کاربری اراضی، تسطیح تپهماهورها و احداث بزرگراهها بدون پیشبینی کافی مقطع هیدرولیکی کانالها میتواند خطر سرریز آب در زمان بارشهای همرفتی را افزایش دهد.
در منطقه ۵ نیز حوزه آبریز رودخانه کن و حریم آن در شمالغرب تهران، به دلیل قرار گرفتن در دهانه درههای بزرگ البرز، مستعد سیلابهای شدید است. توسعه باغات، ساختوسازهای غیرمجاز در بستر رودخانه، تخریب پوشش گیاهی بالادست کن و توسعه مجموعه دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در حصارک کن، از جمله عواملی هستند که در صورت وقوع رگبارهای شدید میتوانند خطرات هیدرولوژیکی را افزایش دهند.
در این محدوده احتمال وقوع سیلاب واریزهای یا Debris Flood نیز وجود دارد.
محدوده دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در انتهای شمالی بزرگراههای شهید ستاری و اشرفی اصفهانی و در امتداد بلوار سیمون بولیوار، روی تپه حصارک کن قرار دارد. ارتفاع این محدوده از حدود ۱۶۳۰ متر در بخش جنوبی تا بیش از ۲۰۰۰ متر در بخش شمالی متغیر است و شیب زمین در بخشهایی به بیش از ۲۵ درصد و در برخی زونها به ۵۰ تا ۷۰ درصد میرسد.
این محدوده به دلیل موقعیت کوهپایهای، قرارگیری روی پهنه خردشده گسل فعال شمال تهران، شیب تند و تغییرات گسترده در محیط طبیعی، در معرض مجموعهای از مخاطرات قرار دارد. جادهسازی، مدیریت ضعیف جریان آب و ساختوساز گسترده، از جمله احداث دهها ساختمان در دهههای ۷۰ تا ۹۰ شمسی، از عواملی هستند که میتوانند بر این شرایط اثرگذار باشند.
حوضههای آبریز شمالی ـ جنوبی تهران، از جمله دره حصارک با وسعت حدود ۱۱ کیلومتر مربع، پتانسیل وقوع سیلاب ناگهانی و سیلاب واریزهای دارند. تغییر توپوگرافی، تخریب پوشش گیاهی و زهکشی طبیعی و ایجاد سطوح نفوذناپذیر مانند ساختمانها، جادهها و پارکینگها، رواناب را افزایش داده و زمان رسیدن سیلاب را کوتاهتر میکند.
در محدوده مجموعه ورزشی فتح و زمینهای ورزشی نیز یک توده بزرگ خاکریزی ایجاد شده که بخشی از آن حاصل خاکبرداری از دامنههای دیگر برای ساخت ساختمانها و جادههای واحد علوم و تحقیقات و انتقال خاک به این محل است. این ناحیه در مجاورت دانشکده فنی و مهندسی و دانشکده دامپزشکی و در ارتفاع حدود ۱۸۶۰ تا ۱۸۷۰ متر از سطح دریا قرار دارد و بر روی پهنهای پرشیب و مستعد زمینلغزش ایجاد شده است.
ناپایداری دامنهها، بهویژه در زمان بارندگی شدید، میتواند باعث رها شدن حجم قابلتوجهی خاک، سنگ و واریزه به سمت درههای پاییندست شود. در چنین شرایطی، امکان حرکت مواد لغزشی به سمت پاییندست و تأثیرگذاری بر بزرگراههای ستاری، باکری و آزادگان وجود دارد.
پونک و مسیر بزرگراه ستاری نیز در مسیر زهکشی طبیعی این محدوده قرار دارند؛ بنابراین هر افزایش در حجم یا سرعت رواناب و واریزه در بالادست، میتواند خطر آبگرفتگی، مسدود شدن مسیرها یا خسارت به زیرساختها و مناطق مسکونی پاییندست را افزایش دهد.
منطقه ۲۲؛ افزایش رواناب در پهنههای جدید شهری
منطقه ۲۲ به عنوان یکی از جدیدترین پهنههای توسعهیافته شهری تهران، با چالش افزایش سطوح نفوذناپذیر مواجه است. ساخت برجهای بلندمرتبه و گسترش آسفالت و بتن، رواناب سطحی را افزایش میدهد و در صورتی که شبکه جمعآوری آبهای سطحی و کانالهای انتقال، از جمله مسیلهای در حال توسعه غرب تهران، ظرفیت لازم را نداشته باشند، احتمال آبگرفتگی شدید و سیلابهای موضعی در معابر این منطقه افزایش مییابد.
ساختوساز و از بین رفتن باغها؛ عوامل تشدیدکننده خطر
عوامل تشدیدکننده خطر سیلاب در مناطق مختلف تهران متعدد هستند. تجاوز به حریم و بستر رودخانهدرهها، ساختوسازهای مسکونی، جادهسازی و احداث تأسیسات شهری که عرض مسیلها را کاهش دادهاند، از جمله این عوامل هستند.
کانالیزه کردن غیراصولی و پوشاندن برخی مسیلها با دالهای بتنی، بدون در نظر گرفتن دبی اوج سیلابهای با دوره بازگشت طولانی، میتواند ریسک سیلاب را افزایش دهد.
از سوی دیگر، از بین رفتن باغات کن، فرحزاد و شمیرانات که به عنوان اسفنجهای طبیعی عمل میکردند، از عوامل افزایش ریسک سیلاب در دهههای اخیر در تهران است.
گلابدره و دارآباد؛ سابقه تاریخی سیلاب
دره دارآباد و گلابدره به دلیل شیب بسیار تند دامنه و کوهستانی بودن، زمان تمرکز جریان کوتاهی دارند. سابقه تاریخی سیلاب ۴ مرداد ۱۳۶۶ تجریش نشان داد که ساختوساز در بستر این روددرهها میتواند چه پیامدهای سنگینی داشته باشد.
به دلیل وسعت حوضه آبریز بالادست، حجم آب جمعآوریشده در این مسیرها در زمان رگبارهای ناگهانی میتواند به شدت افزایش یابد و پتانسیل ایجاد جریانهای آوار و گلولای یا Debris Flow را ایجاد کند.
چگونه میتوان ریسک سیلاب تهران را کاهش داد؟
برای مقابله با این چالشها، رویکردهای جدید مدیریت سیلاب از «مهندسی صلب» صرف به سمت مدیریت یکپارچه و طبیعتمحور حرکت کردهاند.
یکی از اقدامات، احداث بندهای رسوبگیر و سدهای تأخیری و ایجاد سازههای کنترل رسوب در بالادست دامنههاست تا انرژی جنبشی آب کاهش یابد و سنگ و گلولای پیش از ورود سیلاب به مناطق مسکونی به دام افتد.
باززندهسازی اکولوژیک روددرهها نیز میتواند نقش مهمی داشته باشد. در این رویکرد به جای کانالیزه کردن صرفاً بتنی، بستر طبیعی رودخانهها حفظ و پارکهای حاشیهای دشت سیلابی ایجاد میشوند تا در زمان طغیان، بخشی از آب را در خود مهار کنند.
استفاده از سیستمهای هشدار پیشهنگام نیز ضروری است. نصب رادارها و حسگرهای سنجش بارش و دبی در ارتفاعات بالادست میتواند امکان ردیابی رگبارهای همرفتی و ارسال هشدار سریع به مدیریت بحران شهری را فراهم کند.
همچنین توسعه مفهوم «شهر اسفنجی» میتواند در کاهش رواناب مؤثر باشد؛ از جمله استفاده از روکشهای نفوذپذیر در معابر و ایجاد باغهای باران در پارکها و فضاهای عمومی برای جذب اولیه روانابها.
در مجموع، کاهش ریسک سیلاب در تهران نیازمند پایش مستمر، تثبیت شیبها، بهبود شبکه زهکشی، محدود کردن ساختوساز در پهنههای پرخطر و تقویت برنامههای آمادگی بحران است. ارزیابی دقیقتر خطر نیز به مطالعات محلی هیدرولوژیکی و ژئوتکنیکی وابسته است.
*استاد دانشگاه
۴۷۴۷