نسل Z: گوش کنید! می خواهیم اثرگذار باشیم/ حق «اثرگذاری» جایگزین «حق رای» شد؛نسل Z رویه سیاستگذاری را تغییر میدهد/ از شبکه مجازی تا صحنه تصمیمسازی
نسل Z: گوش کنید! می خواهیم اثرگذار باشیم/ حق «اثرگذاری» جایگزین «حق رای» شد؛نسل Z رویه سیاستگذاری را تغییر میدهد/ از شبکه مجازی تا صحنه تصمیمسازی
اگر حق رای، نقطه آغاز مشارکت سیاسی باشد، حق اثرگذاری میتواند تداوم آن در فاصله میان دو انتخابات باشد. دموکراسی برای نسل Z زمانی معتبر خواهد بود که شنیدن به پاسخگویی، پاسخگویی به اقدام و اقدام به نتیجهای قابل مشاهده منتهی شود. آینده مشارکت سیاسی این نسل نه با افزایش تعداد نشستهای تشریفاتی، بلکه با ساختن مسیرهای واقعی، شفاف و قابل سنجش برای اثرگذاری رقم خواهد خورد.
گروه اندیشه: امیررضا صادقی در روزنامه اعتماد مطلبی نوشته در باره نسل Z و در آن به بررسی بازتعریف مفهوم دموکراسی توسط نسل Z پرداخته است. نسلی که دموکراسی را از «حق رای» صرف به «حق اثرگذاری ملموس» ارتقا داده است. نویسنده با نقد مشارکت های نمادین و تشریفاتی و مناسکی ، بر ضرورت ایجاد سازوکارهای شفاف، ساختارمند و پاسخگو برای تبدیل نظرات جوانان به تصمیمات اجرایی تاکید میکند. همچنین با اشاره به نقش سواد رسانهای در بستر دیجتیال و ابتکاراتی مانند «شورای مشاوران نسل Z»، تاکید میکند که پایداری مشارکت سیاسی این نسل نه در افزایش نشستهای رسمی، بلکه در چرخه رفتوبرگشتی، سنجشپذیر و ملموس از ایده تا عمل نهفته است. این مطلب را در ادمه می خوانید:
****
دموکراسی را معمولا با صندوق رای میشناسیم؛ لحظهای که شهروندان از میان گزینههای موجود دست به انتخاب میزنند و اداره امور عمومی را برای مدتی معین به منتخبان خود میسپارند. حق رای بیتردید یکی از بنیادیترین دستاوردهای دموکراسی است، اما تجربه نسل جدید نشان میدهد که دموکراسی را نمیتوان تنها به روز انتخابات محدود کرد. مشارکت سیاسی زمانی معنا پیدا میکند که شهروند بتواند مطالبات خود را بیان کند، در شکلگیری تصمیمات عمومی نقش داشته باشد و نتیجه مشارکتش را مشاهده کند.
نسل Z با چنین انتظاری وارد عرصه عمومی شده است. این نسل نمیخواهد فقط در پایان یک فرآیند سیاسی یا اجرایی حاضر شود و از میان تصمیمهای از پیش طراحی شده انتخاب کند، بلکه انتظار دارد پیش از نهایی شدن تصمیمها نیز شنیده شود. از همین نقطه است که مفهوم دموکراسی، در نگاه این نسل، از «حق رای» به سوی «حق اثرگذاری» گسترش پیدا میکند.
حق اثرگذاری به معنای ایجاد یک حق حقوقی تازه در کنار حق رای نیست، بلکه بیانگر کیفیت واقعی مشارکت است. شهروند باید بداند نظر او از چه مسیری وارد فرآیند تصمیمگیری میشود، کدام نهاد مسوول بررسی آن است و در نهایت، پیشنهادش پذیرفته یا رد شده است. اگر ساختاری تنها نام جوانان را در فهرست اعضای خود قرار دهد، اما نقش، اختیار و مسیر پیگیری مشخصی برای آنان تعریف نکند، آنچه شکل گرفته، «نمایش مشارکت» است، نه مشارکت واقعی.
البته نسل Z را نباید گروهی کاملا یکدست تصور کرد. تفاوتهای اقتصادی، فرهنگی، جنسیتی، جغرافیایی و آموزشی سبب میشود جوانان خواستهها و برداشتهای متفاوتی از سیاست و جامعه داشته باشند. بنابراین سخن گفتن از نسل Z نباید به ساختن یک تصویر کلیشهای تازه منجر شود. ویژگی مشترک این نسل را شاید بتوان حساسیت بیشتر نسبت به شفافیت، سرعت گردش اطلاعات، امکان انتخاب و مشاهده نتیجه دانست.
در یک پژوهش فارسی درباره مشارکت سیاسی دانشجویان نیز تاکید شده است که جوانان معمولا به شکلهای تازهتر مشارکت گرایش دارند، از مشارکت منفعل استقبال نمیکنند و حتی در فعالیتهای سیاسی دیجیتال، شیوههایی را ترجیح میدهند که امکان انتخاب و کنش فعال را برایشان فراهم کند. همان پژوهش هشدار میدهد برنامههایی که مشارکت جوانان را صرفا ابزاری ببینند و امکان انتخاب واقعی را از آنان بگیرند، با موفقیت چندانی روبهرو نخواهند شد.
از این منظر، مساله اصلی نسل Z بیعلاقگی مطلق به سیاست نیست؛ مساله، فاصله میان «حضور» و «تاثیر» است. ممکن است از جوانان برای حضور در نشستها، شوراها و برنامههای رسمی دعوت شود، اما اگر این حضور به تغییر یک تصمیم، اصلاح یک برنامه یا اجرای یک پیشنهاد منتهی نشود، به تدریج احساس بیاثری شکل میگیرد. تکرار این تجربه میتواند اعتماد به نهادهای عمومی و انگیزه مشارکت را کاهش دهد.
پژوهشی درباره جوانان شهر یزد نیز نشان داده است که میان اعتماد اجتماعی و سیاسی و انگیزه مشارکت سیاسی جوانان ارتباط معناداری وجود دارد. یافتههای این پژوهش بر اهمیت ایجاد زمینههای مناسب برای مشارکت جوانان و تقویت اعتماد آنان به فرآیندهای سیاسی تاکید میکند. البته این پژوهش و برخی مطالعات داخلی دیگر، همه افراد نسل Z را بهطور مستقل بررسی نکردهاند؛ از اینرو باید نتایج آنها را به عنوان شواهدی درباره جامعه جوانان در نظر گرفت، نه حکمی قطعی درباره تمام اعضای یک نسل.
فضای دیجیتال نیز شکل مشارکت را تغییر داده است. شبکههای اجتماعی برای نسل Z فقط ابزار سرگرمی نیستند؛ بخشی از فضای عمومیاند که در آن خبر دریافت میشود، مساله شکل میگیرد، مطالبه بیان میشود و عملکرد مسوولان مورد ارزیابی قرار میگیرد. این فضا میتواند دسترسی جوانان به اطلاعات و امکان کنش جمعی را افزایش دهد، اما همزمان آنان را در معرض اطلاعات نادرست، قطبیسازی و روایتهای هیجانی قرار میدهد. بنابراین سیاستگذار نباید حضور سیاسی این نسل در فضای مجازی را نادیده بگیرد یا تمام آن را به هیجانهای زودگذر تقلیل دهد.
گزارش یونسکو درباره انتخابات در عصر دیجیتال نیز بر پیوند آموزش رایدهندگان با سواد رسانهای و اطلاعاتی تاکید میکند. این گزارش جوانان را یکی از مخاطبان اصلی آموزش شهروندی میداند و توضیح میدهد که شبکههای اجتماعی میتوانند اطلاعات انتخاباتی را در اختیار جوانانی قرار دهند که از مسیرهای سنتی کمتر در دسترسند. در عین حال، آموزش تشخیص اطلاعات نادرست، تفکیک خبر از نظر و شناخت شیوههای تحریک عاطفی را برای مشارکت آگاهانه ضروری میداند.
در چنین شرایطی، وظیفه سیاستگذاری عمومی عبور از مشارکت نمادین و حرکت به سوی مشارکت قابل سنجش است. گزارش ارزیابی برنامه توسعه ملل متحد تصریح میکند که مشارکت جوانان هنگامی معنادارتر میشود که آنان نقش تعریف شده، منابع لازم و مسیری روشن از «بیان نظر» تا «تصمیمگیری» داشته باشند. این گزارش همچنین هشدار میدهد که مشارکت بدون دریافت پاسخ میتواند انتظارات را افزایش دهد و در نهایت به سرخوردگی و بیاعتمادی بیشتر منجر شود.
در همین مسیر، یکی از اقدامات مهم دولت چهاردهم که گفتمان خود را بر «وفاق ملی» استوار کرده، تشکیل «شورای مشاوران نسل Z» ذیل شورای اطلاعرسانی دولت و آغاز گسترش این الگو در استانها بوده است. این اقدام را میتوان گامی بزرگ و اثرگذار در به رسمیت شناختن هویت و عاملیت سیاسی و اجتماعی نسل جدید دانست، زیرا مسیری مستقیمتر برای انتقال دیدگاهها و دغدغههای جوانان به ساختار اجرایی کشور ایجاد کرده است. با این حال، ارزش نهایی این ابتکار زمانی آشکار میشود که شوراهای نسل Z از سطح گفتوگو و حضور نمادین فراتر بروند، پیشنهادهای آنان در تصمیمسازیهای اجرایی اثر بگذارد و دستگاههای مسوول درباره سرنوشت ایدهها و مطالبات مطرح شده پاسخگو باشند.
برای تحقق حق اثرگذاری، میتوان چهار سازوکار عملی طراحی کرد؛ نخست، جوانان باید پیش از نهایی شدن سیاستها و برنامههای مرتبط با خود وارد فرآیند مشورت شوند، نه پس از تصویب آنها. دوم، پیشنهادهای آنان باید در سامانهای شفاف ثبت و به دستگاه مسوول ارجاع داده شود. سوم، نهاد دریافتکننده باید در زمانی مشخص پاسخ دهد که پیشنهاد پذیرفته شده، نیازمند اصلاح است یا امکان اجرا ندارد. چهارم، ایدههای قابل اجرا باید ابتدا در مقیاسی کوچک به صورت پایلوت آزمایش و نتایج آنها با شواهد قابل اندازهگیری منتشر شود. مطالعات داخلی نیز بر ضرورت ایجاد ساختارهایی تاکید کردهاند که میان خواستههای جوانان، تصمیمات دولت و دریافت بازخورد ارتباط برقرار کنند. در الگوی پیشنهادی سردارنیا، مشارکت جوانان به انتقال یکطرفه مطالبات محدود نمیشود، بلکه فرآیندی رفتوبرگشتی میان ورودیها، تصمیمات، اجرا و بازخورد است.
چنین الگویی میتواند مبنایی برای طراحی شوراهای جوانان، میزهای سیاستگذاری و هستههای مسالهمحور در سطح استان و شهرستان باشد. البته اثرگذاری تنها با تاسیس شورا و کمیته محقق نمیشود. هر ساختار مشارکتی باید ماموریت روشن، زمانبندی مشخص، مسوول پاسخگو و خروجی قابل ارزیابی داشته باشد. تعداد جلسات یا تصاویر منتشر شده از نشستها شاخص موفقیت نیست. معیار واقعی آن است که چه تعداد مساله به درستی صورتبندی شده، چند پیشنهاد به مرحله بررسی رسیده، چه تعداد طرح آزمایشی اجرا شده و کدام تصمیم در نتیجه مشارکت جوانان تغییر کرده است.
در این میان، حضور همزمان و موثر دختران و پسران، جوانان مرکز و حاشیه شهر، دانشآموزان، دانشجویان، شاغلان و گروههایی که کمتر در ساختارهای رسمی دیده میشوند، ضرورتی اساسی است. نمایندگی واقعی هنگامی شکل میگیرد که تنوع جامعه جوانان در فرآیند تصمیمسازی بازتاب پیدا کند وگرنه ممکن است صدای گروه کوچکی به اشتباه صدای تمام نسل معرفی شود.
نسل Z دموکراسی را نفی نمیکند، بلکه درباره کیفیت آن پرسشهای تازهای مطرح میکند: رای من پس از انتخابات چه اثری دارد؟ پیشنهاد من از چه مسیری بررسی میشود؟ چه کسی پاسخگو است؟ آیا میتوانم نتیجه مشارکتم را ببینم؟
پاسخ دادن به این پرسشها صرفا وظیفه روابط عمومی دستگاهها نیست؛ بخشی از مسوولیت نظام سیاستگذاری عمومی است. اگر حق رای، نقطه آغاز مشارکت سیاسی باشد، حق اثرگذاری میتواند تداوم آن در فاصله میان دو انتخابات باشد. دموکراسی برای نسل Z زمانی معتبر خواهد بود که شنیدن به پاسخگویی، پاسخگویی به اقدام و اقدام به نتیجهای قابل مشاهده منتهی شود. آینده مشارکت سیاسی این نسل نه با افزایش تعداد نشستهای تشریفاتی، بلکه با ساختن مسیرهای واقعی، شفاف و قابل سنجش برای اثرگذاری رقم خواهد خورد.
۲۱۶۲۱۶