این مجموعه شعر، گذشته را به امروز آورده و نشان داده بعضی پیوندها با زمان کمرنگ نمیشوند
این مجموعه شعر، گذشته را به امروز آورده و نشان داده بعضی پیوندها با زمان کمرنگ نمیشوند
زهره زمانی، مترجم و مدرس ادبیات عرب، در تحلیل و بررسی کتاب «برده سوم»، مجموعه شعر 200 بیتی تمیم برغوثی( شاعر فلسطینی) برای پیامبر اکرم(ص)، تحلیل مشروحی را درباره این کتاب ارائه داد.
به گزارش پرشین آنلاین، زهره زمانی، مترجم و مدرس ادبیات عرب، در آئین پاسداشت چهره و آثار دکتر تمیم برغوثی ( شاعر و استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون) در پرشین آنلاین، شعر البرده تمیم برغوثی را از زوایای مختلفی مورد تحلیل قرار داده و به سنت های شعری عرب اشاره کرده است.
زهره زمانی، مقاله ای را درباره «کتاب برده سوم» تمیم برغوثی نوشته بود که به دلیل زمان اندک، تنها به مختصری از آن در مراسم اشاره کرد. متن کامل نگاه خانم زمانی را در زیر می خوانید:
تمیم البرغوثی را میتوان از زاویههای مختلف خواند؛ از منظر شعر فلسطین، شعر مقاومت، شعر سیاسی و اجتماعی و نیز از منظر پیوند شعر معاصر با میراث کلاسیک عرب. اما امروز میخواهم در کنار این چهرهی شناختهشده، به وجه دیگری از جهان شعری او بپردازم؛ به قصیدهای که نامش ما را به بخش مهمی از تاریخ ادبیات عرب میبرد: « البُردة» وقتی از «برده» سخن میگوییم، تنها با یک عنوان ادبی روبهرو نیستیم.
«برده» در سنت شعر عرب، یادآور قصیدهی مشهور کعب بن زهیر در مدح پیامبر اکرم(ص) و پس از آن، یادآور شاهکار امام بوصیری، یعنی «الکواکب الدریة فی مدح خیر البریة»، مشهور به «برده» است.
قرنها بعد، احمد شوقی نیز با سرودن «نهجالبرده» وارد همین سنت شد. و تمیم البرغوثی در روزگار معاصر، با سرودن «البردة»، آگاهانه وارد گفتوگویی ادبی با این میراث میشود. خود شاعر نیز تصریح کرده است که قصیدهاش را در معارضه با بردهی بوصیری و نهجالبردهی شوقی سروده است. بنابراین، «برده» را نباید تنها یک قصیدهی مدحی معاصر دانست؛
بلکه میتوان آن را گفتوگوی یک شاعر معاصر با قرنها سنت شعری دانست. این نکته از نظر ادبی بسیار مهم است. زیرا البرغوثی، در حالی که شاعر امروز است، زبان خود را به میراث دیروز پیوند میزند.
او نشان میدهد که سنت، اگر درست فهمیده شود، مانعی برای نوآوری نیست؛ بلکه میتواند بستری برای گفتوگوی نسل امروز با گذشته باشد.
یکی از ظرافتهای چشمگیر قصیده در همان آغاز آن دیده میشود. شاعر سخن خود را با نوعی حنین به کسانی آغاز میکند که حتی آنان را ندیده است؛ حنینی که در ادامه، به شناخت و محبت میرسد. این آغاز، از همان ابتدا فضای قصیده را از یک مدح رسمی و تشریفاتی دور میکند و آن را به تجربهای عاطفی تبدیل میسازد.
مالی اَحِنُّ لِمَن لَم اَلقَهُم ابَدا / و یَملِکون علیّ الروح و الجسدا
شگفتا چگونه دلتنگ وشیدای کسانی هستم که هرگز آنان را ندیده ام در حالی که جسم و جان مرا در اختیار مهر خویش دارند
در البرده شاعر نمیگوید تنها به ستایش شخصیتی بزرگ از تاریخ آمدهام؛ بلکه از عشق و تعلق سخن میگوید و رابطهای قلبی میان خود و رسول اکرم برقرار میکند. و تاکید. میکند که مدح او از جنس ستایش پادشاهان نیست؛ عظمت پیامبر را فراتر از مقایسههای معمول انسانی میبیند.
و لستُ اَمدَحُهُ مدحَ الملوکِ فقدْ / راح الملوکُ اذا قَیِّیسوا به بَدَدا
او را چون پادشاهان نمیستایم زیرا اگر همه ی شاهان با او مقایسه شوند در مقابل او پراکنده خواهند بود
گویی فاصلهی زمانی میان شاعر امروز و پیامبرِ قرنها پیش، مانع ارتباط روحی نیست
در شعر کلاسیک، مدح میتواند وصف فضایل و بزرگی ممدوح باشد. اما در البردة ی تمیم، مدح تنها توصیف نیست. مدح به محبت نزدیک میشود.
از همین روست که در پایانبندی و تکرارِ صلوات بر پیامبر، فضای قصیده بیش از آنکه شبیه یک ستایش رسمی باشد، رنگ ارادت و مناجات پیدا میکند. متن قصیده نیز بهصراحت از «النبی وآل البیت» یاد میکند و بر پیامبر و خاندان او درود میفرستد. و این یکی از بخشهای قابل تأمل برای مخاطب شیعی است
عَلَی النَّبِیِّ وَآلِ البَیْتِ وَالشُّهَدَا / مَوْلَایَ صَلِّ وَسَلِّمْ دَائِمًا أَبَدَا
این بیت را میتوان نقطهای مهم در فهم «البردة» دانست؛ زیرا در آن، مدح به محبت میرسد و محبت به پیوند و تعلق معنوی. و از همینجاست که مفهوم ولایت در خوانش این قصیده برای مخاطب شیعی اهمیت پیدا میکند؛ محبتی که از پیامبر اکرم(ص) آغاز میشود و در ارادت به خاندان پاک او امتداد مییابد. اینجا مفهوم ولایت را میتوان در چارچوب محبت، پیروی و پیوند معنوی با پیامبر(ص) و خاندان او خواند. ولایت در این نگاه، تنها یک واژه نیست؛ نوعی رابطهی معنوی است. و اینجا شعر، از یک مدح فردی فراتر میرود و به بیان یک نگرش دینی و هویتی تبدیل میشود. شاعر با آوردن پیامبر و اهلبیت در کنار یکدیگر، تصویری از یک زنجیرهی معنوی ارائه میکند؛ زنجیرهای که برای مخاطب مسلمان، یادآور پیوند عمیق میان نبوت، محبت و هدایت است.
ساختار شعری البرده از نظر ادبی نیز قابل توجه است. این اثر در منابع منتشرشده حدود ۲۰۷ بیت دارد و در ساختار خود از زبان و موسیقی شعر کلاسیک عرب بهره میگیرد. پژوهشهای دانشگاهی نیز به کاربرد آرایههای بلاغی در آن، از جمله «التصدیر» یا بازگشت واژهها و عناصر لفظی از پایان به آغاز، پرداختهاند. این توجه به موسیقی، تکرار و ساختار، نشان میدهد که البرغوثی صرفاً نمیخواهد مضمون مذهبی را منتقل کند؛ او میخواهد آن را در قالبی قرار دهد که با میراث شعر عرب همنفس باشد.
پس در «البردة»، دو زمان با هم ملاقات میکنند: زمان گذشته و زمان حال؛ میراث و نوآوری؛ شعر کلاسیک و زبان شاعر معاصر. و این شاید یکی از مهمترین ویژگیهای هنری این اثر باشد.
اما چرا شاعری معاصر، در روزگاری که شعر اجتماعی و سیاسی بخش مهمی از ادبیات عرب را تشکیل میدهد، به سراغ قالب و سنت بردهسرایی میرود؟
پاسخ را شاید بتوان در یک کلمه یافت: نیاز انسان امروز به معنا.
البرغوثی شاعری است که از فلسطین، تاریخ، رنج و هویت سخن گفته است. اما در «البردة»، به سرچشمهای معنوی بازمیگردد که برای او و بسیاری از مخاطبان مسلمان، بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی آنان را شکل داده است. بنابراین، این قصیده را میتوان تلاشی برای پیوند دادن انسان امروز با یک میراث معنوی و اخلاقی دانست. اکنون میخواهیم با بیان پیوند این قصیده با فلسطین «البردة» را در کنار دیگر وجوه شعری تمیم البرغوثی قرار دهیم.
در یک سو، شاعری را میبینیم که فلسطین را فراموش نمیکند؛ و در سوی دیگر، شاعری را میبینیم که در برابر نام پیامبر اکرم(ص) و خاندان او، زبان به عشق و ارادت میگشاید. این دو جهان، در نگاه نخست شاید جدا از هم به نظر برسند؛ اما در عمق خود، یک مفهوم مشترک دارند: هویت. هویت تنها چیزی نیست که روی نقشه ترسیم میشود. هویت در حافظه است؛ در زبان است؛ در شعر است؛ در ایمان است؛ در روایتهایی است که نسلها به نسلهای بعد منتقل میکنند؛ و شاعر، حافظ این حافظه است.
شاید به همین دلیل باشد که بزرگداشت تمیم البرغوثی، فقط بزرگداشت یک شاعر نیست. ما امروز از قدرت شعر برای زنده نگه داشتن هویت تجلیل میکنیم. از شاعری که در یک سوی جهان شعری خود، از فلسطین و انسان فلسطینی سخن میگوید؛ و در سوی دیگر، در «البردة»، با زبان شعر به پیامبر اکرم(ص) اظهار عشق و ارادت میکند و از خاندان پاک او یاد میکند.
او نشان میدهد که شعر میتواند هم حافظ تاریخ باشد و هم حافظ ایمان؛ هم روایتگر رنج باشد و هم بیانگر عشق؛ هم از سرزمین سخن بگوید و هم از معنویت؛ و شاید رسالت شاعر، در نهایت، همین باشد: نگه داشتن آنچه برای انسان عزیز است.
در بخش مهمی از قصیده، شاعر پس از یادکردن از پیامبر و اهلبیت، از آنان مدد میجوید و امید دارد که از این محبت، شجاعت و توان ایستادگی به دست آورد و اینگونه مفهموم عمیق توسل و شفاعت را با بیانی دلنشین در شعر خود میگنجاند. او در یکی از ابیات میگوید:
إِنِّی لَأَرْجُو بِمَدْحِی أَنْ أَنَالَ غَدًا / مِنْهُ الشَّجَاعَةَ یَوْمَ الخَوْفِ وَالمَدَدَا
از این مدح و ارادت امید دارم که در روز بیم و هراس، شجاعت و یاری به دست آورم.
در نهایت، «البردة» تنها قصیدهای در ستایش یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه برای شاعر، راهی است برای بیان عشق، هویت، ایمان و وفاداری به یک میراث معنوی.
امروز به احترام تمیم البرغوثی میایستیم؛ به احترام شاعری که میان گذشته و امروز پل زده است؛ به احترام شعری که مرزهای جغرافیا را پشت سر میگذارد؛ به احترام فلسطین و فرهنگ آن؛ و به احترام پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاکش که قرنهاست الهامبخش شاعران و ادیبان مسلمان بودهاند.
و سخن را با این حقیقت به پایان میبرم: گاهی شاعر، سرزمینش را با شعر حفظ میکند؛ گاهی ایمانش را با شعر بیان میکند؛ و گاهی، عشق خود را چنان در کلمات مینشاند که قرنها بعد نیز شنیده شود.
تمیم البرغوثی در «البردة»، چنین کرده است: گذشته را به امروز آورده، عشق را به زبان شعر سپرده، و نشان داده است که بعضی پیوندها، با گذشت زمان نهتنها کمرنگ نمیشوند، بلکه در شعر، ماندگارتر میشوند.
مراسم پاسداشت دکتر تمیم برغوثی، شاعر، روشنفکر و استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون، به همت موسسه های فرهنگی خیمه، مبلغ و پرشین آنلاین دوشنبه 13 مهر برگزار شد. در این مراسم کتاب «برده سوم» اثر تمیم برغوثی با ترجمه محمدرضا زائری از انتشارات خیمه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
