ناپلئون؛ بتی که در چشم مردم فرانسه فرو ریخت
ناپلئون؛ بتی که در چشم مردم فرانسه فرو ریخت
محاصره دریاییِ بریتانیا علیه بنادر فرانسه، دادوستد با فرانسه را دشوار کرد. خیلی زود، اسکلههای بوردو، نانت و مارسی با کاهش چشمگیر فعالیت مواجه شدند. از دست رفتن تجارت پیامدهای اقتصادی گستردهای داشت و باعث شد طبقه متوسط فرانسه بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست بدهد.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، سال ۱۸۱۵ پایانِ رابطه رسمی فرانسه با ناپلئون بناپارت به عنوان رهبر این کشور را رقم زد. پیش از آن، ناپلئون بیش از یک دهه در ذهن بسیاری از شهروندان فرانسوی شکستناپذیر بود؛ نمادِ همه چیزهایی که انقلاب نتوانسته بود به مردم فرانسه بدهد: شکوه و افتخار نظامی، ثبات سیاسی، و گسترش قلمرو.
تا زمانی که ارتش ائتلاف در مارس ۱۸۱۴ وارد پاریس شد، «ارتش بزرگ» (گرانده آرمه) دیگر توانِ ادامه دادنِ کارزارهایش را نداشت. و یک سال بعد، فرانسویها امپراتور خود را کنار گذاشتند؛ نه با اکراه صرفاً به خاطر یک شکست نظامی، بلکه چون او اقتصاد را نابود کرده و آگاهانه فرانسه را از نیروهای نظامیاش تهی کرده بود. نیروهایی که بسیاری از آنان در نبرد جان باختند.
«بناپارت بر پل آرکوله» اثر آنتوان-ژان گرو، ۱۷۹۶.
منبع: موزهٔ لوور، پاریس.
سربازانی که از سربازی سر باز میزدند
از زمانِ «بسیج همگانی» (levée en masse) در سالهای انقلاب، ناپلئون دیگر نمیتوانست جنگهایش را بدون سربازگیریهای پیوسته پیش ببرد. و در فاصله کارزارهای روسیه و آلمان در سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۱۴، امپراتوری فرانسه به نقطه فروپاشی رسید. تنها در سال ۱۸۱۲، ناپلئون در لشکرکشیِ روسیه حدود ۵۰۰ هزار نفر را از دست داد. برای دفاع از امپراتوری، او در نهایت در سال ۱۸۱۳ خواستارِ نزدیک به یک میلیون سربازِ وظیفه در سراسر کشور شد. بسیاری از جایگزینهای کشتهشدگان از میانِ مشمولانِ جوانِ فرانسوی بودند که هرگز برای جنگ آموزش ندیده بودند.
وقتی در جریان «کارزار فرانسه» در سال ۱۸۱۴، خودِ فرانسه به میدان نبرد تبدیل شد، حتی دهقانان هم دیگر رمقی برای فرستادن پسرانشان به ارتش فرانسه نداشتند. تنها در سه ماه نخستِ این کارزار، سربازان با نرخی شگفتآور فرار میکردند. «سر باززنها» (refractories) ــ مردانی که آنقدر ترسیده یا لجباز بودند که حتی برای انجامِ وظایف نظامیشان راهی نشوند ــ در جنگلهای سراسر فرانسه پنهان میشدند و روستاییانِ همدل از آنان محافظت میکردند. خیلی زود غیرنظامیان فرانسوی دریافتند که اگر جنگ ادامه پیدا کند، ناپلئون نه میخواهد و شاید هم نمیتواند اجازه دهد فرانسه طعم صلح را بچشد.
«سربازان فرانسوی کالاها را در لایپزیگ بازرسی میکنند.»
منبع: دانشنامه تاریخ جهان (World History Encyclopedia).
افول سریع اقتصادی و شکست نظام قارهای
فرانسه که از همان ابتدا هم به سبب سالها تأمین هزینه ارتشها و نیروی دریایی از نظر مالی در تنگنا بود، با مشکلات اقتصادی جدی روبهرو شد. در آن زمان، «نظام قارهای» (Continental System) که بخشی از سیاست اقتصادی خارجی ناپلئون بود، هرگونه تجارت میان بریتانیا و هر کشوری را که به ناپلئون اظهار وفاداری میکرد ممنوع میساخت. قرار بود این نظام با محروم کردن بریتانیا از تجارت، صنایع فرانسه را تقویت کند؛ اما محاصره دریاییِ بریتانیا علیه بنادر فرانسه، دادوستد با فرانسه را دشوار کرد. خیلی زود، اسکلههای بوردو، نانت و مارسی با کاهش چشمگیر فعالیت مواجه شدند. از دست رفتن تجارت پیامدهای اقتصادی گستردهای داشت و باعث شد طبقه متوسط فرانسه بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست بدهد.
ارزش فرانک نیز همزمان با اوج گرفتن تورم بهشدت سقوط کرد. در این دوره، ناپلئون برای پرداخت هزینههای فزاینده جنگ، مالیاتها را بر مصرف غیرمستقیم بالا برد. با وجود همهٔ پول و منابعی که بلعیده بود، ناپلئون در نهایت فرانسه را به کشوری غیرقابل اداره تبدیل کرده بود. وقتی متحدین به خاک فرانسه رسیدند، دیدند چنگکهای کشاورزی بسیاری علیه مقامهای پاریسیِ متهم به دزدی و فساد برافراشته شده است. در برخی مناطق فرانسه، متحدین بهعنوان رهاییبخش مورد استقبال قرار گرفتند و بازگشت خاندان بوربون پذیرفته شد؛ به این دلیل ساده که احیای حکومت بوربونها یعنی ازسرگیریِ تجارت با بریتانیا. همچنین این به معنای آن بود که غیرنظامیان میتوانستند دوباره در صنعت تولید و کارخانهها کار کنند، چون بازار بزرگتری برای محصولاتشان فراهم میشد.
«ناپلئون در حال عبور از آلپ» اثر ژاک-لویی داوید، ۱۸۰۱ تا ۱۸۰۵.
منبع: ویکیمدیا کامنز.
وقتی دنبالهروی از ناپلئون مصادف با خاکسترنشینی شد
در مارس ۱۸۱۴، هنگامی که متحدان از فرماندهان ناپلئون عبور کردند و راه خود را به پاریس باز کردند، نهاد حاکم شهر، یعنی سنا، متوجه شد که اگر پایتخت به دنبالهروی از ناپلئون ادامه دهد، تا خاکستر شدن پیش خواهد رفت. بنابراین، سنای فرانسه که هیچ گزینه دیگری پیش رو نداشت، در ۲ آوریل ۱۸۱۴ [۱۳ فروردین ۱۱۹۳] به برکناری ناپلئون رأی داد و دلایل آن را نقض قانون اساسی و امتناع او از امضای پیمان صلح ذکر کرد.
اما ناپلئون، حتی پس از آنکه پاریس او را ترک کرد، همچنان تصور میکرد که میتواند با پیروزی به شهر لشکر کشیده و با زور تخت خود را پس بگیرد، حتی پس از تبعیدش به جزیره البا. او اشتباه میکرد.
نمایی هوایی از جزیره اِلْبا.
منبع: ویکیمدیا کامنز.
فرار از جزیره
در فوریه ۱۸۱۵، او از جزیره گریخت و به فرانسه آمد تا تلاش کند امپراتوری خود را پس بگیرد. دیگر ملتهای اروپایی بهسرعت ارتشهای خود را برای متوقف کردن او گرد آوردند. آخرین تلاش او برای حفظ قدرت در ۱۸ ژوئن ۱۸۱۵ [۲۷ خرداد ۱۱۹۴] در نبرد واترلو پایان یافت. ناپلئون توسط ارتشهای بریتانیا و پروس شکست خورد و مجبور شد برای دومین بار از تخت سلطنت دست بکشد. برای اطمینان از اینکه دیگر هرگز باز نخواهد گشت، بریتانیاییها او را به سنت هلن، جزیرهای بسیار دورافتاده در اقیانوس اطلس تبعید کردند. او تا زمان مرگش در سال ۱۸۲۱ تحت نظر در آنجا زندگی کرد.
منبع: www.thecollector.com