در برلن شرقی مغازهها مانند برلن غربی پر از کالا نیستند/ در اینجا ساختمانهای بزرگ و زیبا دیده نمیشود
در برلن شرقی مغازهها مانند برلن غربی پر از کالا نیستند/ در اینجا ساختمانهای بزرگ و زیبا دیده نمیشود
کسی که از برلن غربی قدم به برلن شرقی میگذارد ناگهان حس میکند از یک محیط پرجنبوجوش، از یک محیط اشرافی، از محیطی پر از ساختمانهای عظیم، اتومبیلهای رنگارنگ و مغازههای پر از کالا به یک محیط خلوت و آرام قدم گذاشته است.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین، در اردیبهشت ۱۳۴۱، حدود نُه ماه پس از کشیده شدن دیوار برلن، علی بهزادی مدیر مجله «سپیدوسیاه» همراه با دکتر فرزامی، مدیر مطبوعاتی ایرانشاد، به دعوت دولت آلمان غربی برای مدت دو هفته به این کشور مسافرت کردند. خاطرات بهزادی این سفر کوتاه که در «سپید و سیاه» منتشر شد تکاندهنده بود. بخش دوم این سفرنامه را به نقل از مجله یادشده به تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۱ میخوانیم (بخش نخست را از اینجا بخوانید):
برلن غربی را میتوان ویترین آلمان غربی و حتی دنیای غرب دانست و الحق غربیها توانستهاند این ویترین را به بهترین طرزی آرایش دهند.
در این شهر که هنگام جنگ ۹۵ درصد خانهها و ساختمانهایش خراب شده بود اکنون خرابی به چشم نمیخورد و یا آنقدر کم است که قابل توجه نمیباشد.
البته قسمتهایی وجود دارد که سابقا دارای خانه و خیابان بود اکنون فقط زمین مسطح و یا چمنزار است ولی اولا هنوز احتیاجی به ساختن آن نقاط وجود ندارد و درثانی آنقدر خیابانهای وسیع، ساختمانهای زیبا، کارخانههای عظیم و مغازههای پر از کالا و مردم مرفه و خوشپوش در این شهر دیده میشوند که این موضوع به هیچ وجه از اهمیت و ابهت شهر نمیکاهد.
اجناس در برلن به نسبت قابل توجهی ارزانتر از سایر شهرهای آلمان غربی است (کارخانهها و موسسات برلن غربی مالیات کمتری میپردازند) کارخانههای برلن به طوری در حال توسعه و پیشرفت است که روز به روز احتیاجش به کارگر زیادتر میشود شما در روزنامههای برلن هر روز چندین صفحه مشاهده میکنید که موسسات و کارخانهها با حقوق خوب به دنبال کارمند و کارگر میگردند و چون در برلن افراد بیکار یافت نمیشود که در این کارخانهها مشغول به کار شوند این موسسات دست تقاضا به سوی شهرهای دیگر آلمان و حتی کشورهای دیگر دراز کردهاند و هماکنون هزارها کارگر خارجی در آلمان مشغول کار هستند.
سرمایهداران آلمانی که میبینند در کنار آنها کمونیسم منتظر استفاده از موقعیت است روز به روز در بهبود زندگی کارگران خود میکوشند. این نه مبالغه است و نه جنبه تبلیغاتی دارد ولی نمیتوان انکار کرد که قسمت عمده کارگران این شهر از چیزهایی استفاده میکنند که هنوز در کشور ما جنبه لوکس دارد و خانه شخصی، اتومبیل و تلویزیون عادیترین آنهاست.
حالا ببینیم در مقابل این ویترین باشکوه و فریبنده که غرب در قلب یک کشور کمونیست آراسته، آلمان شرقی چه کرده است.
دو ساعت در برلن شرقی
روز دوم اقامت در برلن بود که دانستیم اگرچه رفتن مردم برلن غربی به آن سمت ممنوع است ولی خارجیها حق دارند برای مدت کوتاهی به برلن شرقی بروند و چون راهنمای ما هم تبعه آرژانتین بود که به علت آشنایی به چند زبان خارجی در خدمت دولت آلمان غربی کار میکرد او هم توانست با ما به آن طرف مرز بیاید.
فراموش کردم بگویم در سراسر این دیوار فقط چند قسمت هنوز آزاد مانده که افراد پیاده یا با اتومبیل میتوانند پس از کسب اجازه به آن طرف بروند ولی این نقاط بهشدت از طرف مامورین آلمان شرقی کنترل میشود.
ما در حالی که گذرنامههای خود را در دست داشتیم به دنبال راهنمایمان به طرف دیوار نزدیک شدیم. مامورین پلیس آلمان غربی که دانستند ما قصد داریم به آن سمت برویم سلامی داده بدون هیچ کنترل اجازه دادند ولی در آن طرف ما را به عمارتی بردند که شباهت به ساختمانهای گمرک مرزی داشت و پس از آنکه اسم و مشخصات کامل ما را پرسیدند و از علت آمدن ما به برلن شرقی که گردش و تماشا بود آگاه شدند کاغذی به ما دادند تا بتوانیم وارد شهر شویم.
من هیچ ادعا نمیکنم در عرض دو ساعت توقف در برلن شرقی و بدون آنکه توانسته باشم هیچگونه تماسی با مقامات رسمی آنجا پیدا کنم و بدون آنکه آمار صحیحی از صنعت و کشاورزی آنها داشته باشم آن کشور را شناختهام. اگر هم چنین ادعایی کنم مسلما شما قبول نخواهید کرد پس ناچار آنچه را که دیدم مینویسم.
کسی که از برلن غربی قدم به برلن شرقی میگذارد ناگهان حس میکند از یک محیط پرجنبوجوش، از یک محیط اشرافی، از محیطی پر از ساختمانهای عظیم، اتومبیلهای رنگارنگ و مغازههای پر از کالا به یک محیط خلوت و آرام قدم گذاشته است.
در برلن شرقی اتومبیل آنقدر کم است که در کمتر چهارراهی چراغ راهنما نصب کرده یا پاسبان راهنمایی گماشتهاند. در برلن شرقی مغازهها مانند برلن غربی دارای ویترینهای بزرگ و پر از کالا نیستند. در برلن شرقی ساختمانهای بزرگ و زیبا دیده نمیشود و قدم به قدم مانند برلن غربی سینماها و کافهها مردم را به سوی خود نمیکشند و اگر از خیابان طویل و بزرگی که در قلب برلن شرقی قرار دارد و سابقا به نام استالین خوانده میشد صرف نظر کنیم سایر قسمتهای این شهر را در مقابل برلن غربی میتوان به شهرستانی کوچک در مقابل پایتختی بزرگ تشبیه کرد و باید بگویم حتی پرچمهای فراوان و شعارهای گوناگونی هم که در گوشه و کنار این شهر دیده میشود نمیتواند این تفاوت ظاهری ولی آشکار را بپوشاند. و این تفاوت همان چیزی است که در دنیا به نام معجزه آلمان غربی نامیده میشود. این همان تفاوتی است که تا قبل از کشیدن دیوار باعث میشد روزانه بیش از هزار نفر از ساکنین آلمان شرقی خانه و زندگی خود را رها کرده به برلن غربی بروند.
آلمان شرقی با وجود آنکه مردمش شب و روز کار میکنند و با وجود آنکه دارای منابع مهمی هم میباشد و با وجود آنکه اگر منصفانه قضاوت کنیم باید بگوییم به پیشرفتهای نسبتا مهمی هم نایل شده معهذا از هیچ نظر نمیتواند با آلمان غربی مورد مقایسه قرار بگیرد.
این مطلبی است که حتی شوروی یعنی دوست و حامی آلمان شرقی هم نمیتواند آن را انکار کند. این حقیقتی است که حتی کمونیستهای متعصب چینی و فرانسوی هم آن را با ناراحتی زیر لب زمزمه میکنند.
ادامه دارد..