مسجدجامعی: جامعه‌ای که شاهد فرار دختر یک حاکم باشد، نمی‌تواند مدعی توسعه شود/ نه آن‌قدر ضعیف‌اند که تصور می‌کنیم و نه آن‌قدر قدرتمند که تبلیغ می‌کنند

مسجدجامعی: جامعه‌ای که شاهد فرار دختر یک حاکم باشد، نمی‌تواند مدعی توسعه شود/ نه آن‌قدر ضعیف‌اند که تصور می‌کنیم و نه آن‌قدر قدرتمند که تبلیغ می‌کنند

تاریخ: آگوست 1, 2026

مسجدجامعی: جامعه‌ای که شاهد فرار دختر یک حاکم باشد، نمی‌تواند مدعی توسعه شود/ نه آن‌قدر ضعیف‌اند که تصور می‌کنیم و نه آن‌قدر قدرتمند که تبلیغ می‌کنند

محمد مسجدجامعی، سفیر پیشین ایران در واتیکان اظهار داشت: در هر حال، جامعه‌ای که در آن دختر یک حاکم، و حاکمی بسیار ثروتمند، ناگزیر به فرار می‌شود، حتی اگر توسعه‌هایی را نیز تجربه کرده باشد که ما آن‌ها را می‌پذیریم، بی‌تعارف هنوز جامعه‌ای توسعه‌یافته به معنای دقیق کلمه، نیست.

پرشین آنلاین ـ تحولات سال‌های اخیر در خلیج فارس نشان داده است که دیگر نمی‌توان معادلات منطقه را بدون شناخت الگوهای فکری و محاسبات راهبردی کشورهای حاشیه جنوبی این پهنه آبی تحلیل کرد. کشورهایی که با وجود برخورداری از اشتراکات تاریخی و فرهنگی، در تعریف منافع ملی، شیوه موازنه‌سازی و نحوه مواجهه با بحران‌های منطقه‌ای مسیرهای متفاوتی را برگزیده‌اند. در همین چارچوب، محمد مسجدجامعی در نشستی با عنوان «کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس چگونه می‌اندیشند؟» به بررسی نگاه این کشورها به موضوعاتی چون ایران، اسرائیل، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و روندهای توسعه‌محور پرداخته است.  

در ادامه بخشی از اظهارات محمد مسجدجامعی در این نشست را می‌خوانید؛

لزوم کلیشه‌زدایی از ذهنیت‌ها

پیشنهاد نخست من برای عنوان این نشست، این بود که «شیخ‌نشین‌ها در کدامین جهان زندگی می‌کنند»، اما بر اساس نظر دوستان، موضوع به «چگونه می‌اندیشند» تغییر یافت. در همین چارچوب، تلاش می‌کنم با توجه به محور پیشنهادی و بر اساس مشورت‌های انجام‌شده، دیدگاه این کشورها را نسبت به اسرائیل و در صورت امکان نسبت به ایران، بیان کنم. البته لازم است در ابتدا به چند نکته مقدماتی اشاره شود.

۱- پیش از هر چیز باید یادآور شوم که استفاده از برخی مثال‌ها در خلال بحث، صرفاً برای تبیین موضوع است و به معنای توهین یا تحقیر همسایگان جنوبی نیست. تمامی همسایگان مورد احترام کامل هستند.

و امّا نکته مقدماتی این است که معمولاً در فضای ذهنی عموم ما، نوعی تلقی منفی نسبت به شیخ‌نشین‌ها وجود دارد. این تصور معمولاً در تداوم همان نگاه منفی نسبت به اعراب، به‌ویژه اعراب بدوی است. واقعیت این است که چنین رویکردی علاوه بر آنکه اخلاقی نیست، از نظر علمی نیز اشتباه است؛ چرا که این جوامع در مقایسه با بیست یا پنجاه سال گذشته خود، تغییرات بنیادینی داشته‌اند.

واقع‌بینی میان افراط در تحقیر و تفریط در تمجید

عموم این کشورها در حال حاضر درک درستی از مفاهیم اقتصاد و تجارت جهانی دارند و به میزان قابل‌توجهی با سازوکارهای بهره‌برداری از ثروت نفتی، آشنا شده‌اند. آن‌ها به نوعی در مسیر توسعه‌یافتگی قرار گرفته‌اند، اگرچه همچنان چالش‌هایی وجود دارد که به آن‌ها اشاره خواهد شد. بنابراین، لازم است تصورات منفی پیشین را تغییر دهیم و نگاهی متوازن نسبت به آن‌ها اتخاذ کنیم. در مقابلِ این دیدگاه منفی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، برخی نیز دچار نوعی خوش‌بینی مفرط نسبت به وضعیت کنونی و آینده این کشورها شده‌اند. هرچند هدف آن نیست که در این باره به تفصیل سخن گفته شود، اما واقعیت این است که این نگاه بیش از حد مثبت، نیز نادرست است. در ادامه برای رسیدن به یک تلقی واقع‌بینانه و متوازن، به چند نمونه اشاره می‌کنم.

شکاف ساختاری توسعه؛ ماجرای شاهزاده لطیفه

چند سال پیش، یکی از دختران یکی از شیوخ همسایگان جنوبی، به نام لطیفه، پیش از اقدام به فرار، ویدیویی حدوداً چهل‌دقیقه‌ای ضبط کرد و در آن درباره شرایط سخت زندگی خود و محدودیت‌هایی که با آن روبه‌رو بود و مسائلی که داشت، به تفصیل سخن گفت. او در آن ویدیو تصریح کرده بود که پس از فرارش، این فیلم منتشر شود. سرانجام فرار کرد، اما اگر اشتباه نکنم، در نزدیکی سواحل هند توسط پلیس آن کشور بازداشت و به خانواده‌اش بازگردانده شد. نکته قابل‌توجه این بود که پدر او برای دلجویی از وی اقدام عجیبی انجام داده بود؛ به این صورت که از رئیس‌جمهور پیشین ایرلند، مری رابینسون، خانمی با اعتبار بین‌المللی دعوت کرد تا با لطیفه چند جلسه گفت‌وگو کند تا آرامش پیدا کند.

در هر حال، جامعه‌ای که در آن دختر یک حاکم، و حاکمی بسیار ثروتمند، ناگزیر به فرار می‌شود، حتی اگر توسعه‌هایی را نیز تجربه کرده باشد که ما آن‌ها را می‌پذیریم، بی‌تعارف هنوز جامعه‌ای توسعه‌یافته به معنای دقیق کلمه، نیست. این کشورها را نمی‌توان با الگوهای توسعه‌یافته‌ای که مثلاً در مورد برخی کشورهای موفق آسیایی مطرح می‌شود، در یک سطح قرار داد. بنابراین، کسانی که تصویری بیش از اندازه مثبت از این کشورها ارائه می‌کنند، در واقع برداشت جامع و دقیقی از واقعیت آن‌ها ندارند.

در جریان تحولات بهار عربی، یکی از این کشورها بدون دلیل مشخصی شمار زیادی از افراد را بازداشت کرد، در حالی که اساساً این جنبش در کشورهای مذکور بازتاب و نمود چندانی نداشت. با این توضیح، مقدمه نخست به پایان می‌رسد؛ نکته این است که نباید نه در تلقی منفی و نادیده گرفتن توانمندی‌های فعلی آن‌ها مبالغه کرد و نه در توصیف میزان توسعه‌یافتگی و چشم‌انداز آینده‌شان. ما نیازمند دستیابی به تصوری جامع‌تر و متوازن‌تر نسبت به این کشورها هستیم.

ریشه‌های انسجام شورای همکاری خلیج فارس

۲- با توجه به اینکه بحث ما درباره شیخ‌نشین‌ها است، لازم است به عنوان مقدمه دوم به این نکته نیز اشاره شود که این کشورها در عین داشتن تفاوت‌هایی با یکدیگر، شباهت‌های بسیاری نیز دارند. شورای همکاری خلیج فارس، با در نظر گرفتن ویژگی‌های حاکم بر جهان عرب، یکی از پایدارترین و منسجم‌ترین گروه‌بندی‌های منطقه‌ای به شمار می‌رود. در تاریخ معاصر عرب، اتحادهای متعددی شکل گرفته و به سرعت از هم پاشیده‌اند، اما این مجموعه تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. حتی بحران‌های جدی، نظیر تنش میان قطر با عربستان و امارات و بحرین که به تحریم قطر منجر شد، نتوانست مشکل مهمی در ارکان این همکاری ایجاد کند. با توجه به معیارهای موجود در جهان عرب، این مجموعه نسبتاً منسجم محسوب می‌شود که این انسجام دلایل گوناگونی دارد.

یکی از مهم‌ترین دلایل این انسجام که هر یک نیازمند بیان مفصلی است، به ساختار قبیله‌ای این کشورها بازمی‌گردد. این ساختار در فرآیند انتقال از شرایط سنتی و فقیرانه به وضعیت نوین، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت، تزریق ناگهانی و کلان درآمدهای نفتی در دوران گذار، به نوسانات شدید و حتی فروپاشی سیاسی منجر شده است؛ اما شیخ‌نشین‌ها به دلیل برخورداری از همان ساختار قبیله‌ای، دچار چنین سرنوشتی نشدند. به طور کلی، این جوامع علاوه بر اشتراک در ساختار اجتماعی و بهره‌مندی از منابع غنی هیدروکربنی، تجربه تاریخی مشابهی در ورود به دوران معاصر دارند و میان آن‌ها اختلاف تحولی معنی‌داری در مواجهه با جهان جدید دیده نمی‌شود. همچنین روحیات و دغدغه‌های مشترک، نوعی همگونی و مشابهت میان آن‌ها پدید آورده است.

۲۱۹