از حماسهسازی تا شعر صلح/ ریشه ادبیات دفاع مقدس در مشروطه و اشغال ایران توسط متفقین
از حماسهسازی تا شعر صلح/ ریشه ادبیات دفاع مقدس در مشروطه و اشغال ایران توسط متفقین
اقتصادینیا در این نشست با تبیین پیوند عمیق و زبانی میان «شعر انقلاب» و «شعر جنگ»، نشان داد که استعارههای محوری ادبیات دفاع مقدس ریشه در سنتهای شعری مشروطه و دوره اشغال ایران توسط متفقین دارند. وی با رد یکدست بودن ادبیات جنگ، آن را به دو جریان «رسمی-ترویجی» برای تهییج و افکارسازی، و «نقادانه-انسانی» متمرکز بر ویرانی، سوگ، مهاجرت و فقر تقسیم کرد. در نهایت، اقتصادینیا با تحلیل تغییر لحن ادبیات از حماسه به تردید در سالهای پایانی و پیدایش «شعر صلح» پس از پایان نبرد، تاکید کرد که آثار و پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ هرگز محدود به جغرافیای جبههها نبوده و تا سالها در حافظه جمعی جامعه باقی میماند.
سایه اقتصادینیا در نشستی درباره شعر جنگ و صلح، با مرور تاریخچه شعر جنگ در ادبیات معاصر ایران، از پیوند شعر انقلاب و شعر جنگ، کارکردهای تبلیغاتی و تهییجی شعرهای سالهای نخست جنگ و شکلگیری روایتهای متفاوت و انتقادی از جنگ گفت…برخی به جنگ توجه داشتند؛ چه از موضع موافق حکومت و چه از موضع مخالف حکومت. نگاه آنها متوجه ماهیت سیاسی جنگ، علل و عواملی بود که این جنگ را به وجود آورده و همچنین عواملی که میتوانست از ادامه یا گسترش آن جلوگیری کند.
به گزارش خبرگزاری پرشین آنلاین به نقل از ایبنا، سایه اقتصادینیا، منتقد ادبی، نویسنده و ویراستار، در نشستی با موضوع «شعر در جنگ و صلح» که با همت مجله سیاستنامه و سرای علوم انسانی در کافه کتاب ققنوس برگزار شد به بررسی بازتاب جنگ در شعر معاصر ایران پرداخت؛ بحثی که از تاریخ شعر جنگ آغاز شد و به بررسی گونههای مختلف شعر در دوران جنگ ایران و عراق رسید.
اقتصادینیا برای بررسی این وضعیت، جنگ هشتساله ایران و عراق را محور اصلی بحث خود قرار داد و توضیح داد که قصد دارد از خلال بررسی شعرهای آن دوره، به این پرسش برسد که آیا دستهبندیهای مربوط به ادبیات جنگ همچنان برای فهم وضعیت امروز نیز کاربرد دارند یا خیر. او گفت: «برای اینکه بتوانم بحثم را تا حدی مدون و متمرکز کنم، بر جنگ هشتساله ایران و عراق تمرکز میکنم و از این طریق، اشعاری را که در آن دوره سروده شدهاند و دستهبندی موضوعی آنها را بررسی میکنم و سپس این بحث را به وضعیت امروز منتقل میکنم.»
ریشههای شعر جنگ در ادبیات معاصر
اقتصادینیا برای رسیدن به شعر جنگ ایران و عراق، بحث خود را به سالهای پیش از آن بازگرداند. به اعتقاد او، اگر قرار باشد برای شعر جنگ در ادبیات معاصر ایران پیشینهای پیدا کنیم، این سابقه بسیار قدیمیتر از جنگ هشتساله است. او گفت: «اگر بخواهیم از تاریخچه شعری که بتوان آن را شعر جنگ نامید صحبت کنیم، در دوران معاصر میتوانیم بسیار عقبتر از جنگ هشتساله ایران و عراق برویم.»
به گفته او، در دوره ورود متفقین و اشغال ایران نیز شعرهایی با مضمون جنگ سروده شد. پس از آن، مفهوم صلح نیز بهتدریج وارد فضای ادبی و مطبوعاتی ایران شد و در این میان، فعالیتهای حزب توده نقش مهمی داشت. اقتصادینیا توضیح داد: «در دورهای که مفهوم صلح با همین واژه وارد فضای ادبی و مطبوعاتی ما شد، این مفهوم بیشتر با تبلیغات حزب توده گره خورده بود.»
انقلاب و جنگ؛ دو تجربه درهمتنیده
یکی از محورهای اصلی سخنان اقتصادینیا، پیوند میان شعر انقلاب و شعر جنگ بود. او معتقد است فاصله بسیار کوتاه میان انقلاب ۱۳۵۷ و آغاز جنگ باعث شد ادبیات این دو دوره بهشدت درهمتنیده شود. اقتصادینیا گفت: «فاصله وقوع جنگ با انقلاب ۱۳۵۷ بسیار کوتاه بود؛ یعنی هنوز جامعه پس از انقلاب مستقر نشده بود و بنیانهایی که زیر و رو شده بودند، هنوز استقرار لازم را پیدا نکرده بودند.»
به گفته او، مفاهیمی که در جریان انقلاب دگرگون شده بودند نیز هنوز فرصت تثبیت پیدا نکرده بودند که جنگ آغاز شد. او افزود: «شعر موسوم به شعر انقلاب، بسیار به شعر جنگ نزدیک است. میبینیم که مفاهیم، تقریبا بلافاصله از همان گفتمان شعر انقلاب به شعر جنگ منتقل میشوند.»
این پیوند، به گفته اقتصادینیا، تنها در سطح مضمون باقی نماند و چهرههای ادبی و حتی زبان و تصاویر شعری نیز میان دو دوره استمرار پیدا کردند.
او گفت: «این دو دوره، به دلیل اینکه وقایعشان بسیار سریع پشت سر هم اتفاق افتاد، بهشدت درهم تنیده شدند. همین اتفاق درباره چهرهها نیز رخ داد؛ چهرههایی که در دوران انقلاب بهعنوان فعالان ادبی شناخته میشدند و با گرایشهای سیاسی مختلف از طریق شعر و قلم به جریان انقلاب پیوسته بودند، در دوره جنگ نیز فعال شدند و بخشی از شعر جنگ را شکل دادند.»
اقتصادینیا در ادامه به برخی استعارههای مشترک میان شعر پیش از انقلاب و شعر جنگ اشاره کرد. به گفته او، تصویرهایی مانند لاله، شقایق، گل سرخ و سرو، پیش از انقلاب نیز در شعر فارسی سابقه داشتند، اما در شعر جنگ با معنایی تازه یا تأکیدی متفاوت به کار گرفته شدند.
او توضیح داد: «استعاره لاله برای شهید، شقایق برای جوان شهید، گل سرخ برای خون شهید و سرو برای انسان آزاد و مبارز، همه سابقهای در شعر مشروطه دارند. این استعارهها به دوره پیش از انقلاب منتقل شدند، در شعر چپ رنگ پررنگتری گرفتند و بلافاصله در شعر جنگ نیز تکرار شدند.»
از نظر اقتصادینیا، بنابراین شعر جنگ را نمیتوان پدیدهای جدا از تاریخ شعر معاصر دانست. بخشی از زبان و تصویرهای آن، ادامه سنتهایی بود که پیش از آغاز جنگ شکل گرفته بودند و اکنون در شرایطی تازه مورد استفاده قرار میگرفتند.
شعر جنگ؛ یک جریان یکپارچه نبود
با وجود این پیوستگی، اقتصادینیا تأکید کرد که «شعر جنگ» در سالهای وقوع جنگ، برخلاف تصویری که امروز ممکن است از آن داشته باشیم، یک جریان یکدست و منسجم نبود. او گفت: «شعر جنگ، بهویژه در سالهای آغازین، آن انسجامی را که امروز در ذهن ما وجود دارد نداشت. امروز ممکن است با شنیدن عبارت شعر جنگ، مجموعهای از انواع شعر را در ذهن خود قرار دهیم، اما در زمان وقوع جنگ، چنین یکپارچگیای وجود نداشت.»
او سپس به یکی از مهمترین جریانهای شعر سالهای نخست جنگ پرداخت؛ اشعاری که به سرعت سروده و در گستره وسیعی منتشر میشدند. اقتصادینیا گفت: «یک دسته از اشعار بلافاصله پس از آغاز جنگ سروده و منتشر شدند؛ در رادیو و تلویزیون، مطبوعات، منابر و حتی پایگاههای بسیج. در هر جایی که استفاده از شعر و ادبیات برای تبلیغ و تهییج توده مردم اهمیت داشت، این اشعار شکل میگرفتند و خوانده میشدند.
او ادامه داد: «جوانی که در سن کم به جبهه فرستاده میشود و شهید میشود، باید بتواند با این گفتمان، در برابر رنج بزرگی که جنگ ایجاد میکند، تسکین پیدا کند.»
از این منظر، شعر سالهای نخست جنگ فقط یک متن ادبی نبود؛ بخشی از سازوکار اجتماعی مواجهه با جنگ بود. شعر باید هم روحیه جنگی ایجاد میکرد و هم به خانوادهها و جامعه برای تحمل پیامدهای جنگ معنا و تسکین میداد. اما به گفته اقتصادینیا، در کنار این جریان رسمی، روایتهای دیگری نیز از همان سالهای نخست شکل گرفتند؛ روایتهایی که جنگ را از زاویهای متفاوت میدیدند و گاه بر ویرانی، انسان جنگزده، سوگ، مهاجرت و حتی علل سیاسی وقوع جنگ تمرکز داشتند.
اقتصادینیا تأکید کرد: «از همان ابتدا، یک جنبه نقادانه نیز نسبت به شعر جنگ و ادبیات جنگ وجود داشت. اینطور نبود که نویسندگان و شاعرانی که با گفتمان غالب حکومت همسویی نداشتند، ساکت مانده باشند. آنها نیز تلاش کردند روایت خودشان را وارد ادبیات کنند.»
شعر جنگ؛ از ویرانی شهرها تا سوگ مادران
اگر شعرهای رسمی سالهای نخست جنگ بیشتر در پی ساختن تصویری حماسی از میدان نبرد بودند، در سوی دیگر ادبیات جنگ، نگاههایی شکل گرفت که به جای قهرمانان و پیروزیها، به ویرانی، آوارگی، سوگ و انسانهایی توجه میکردند که زندگیشان زیر فشار جنگ تغییر کرده بود. سایه اقتصادینیا در ادامه سخنانش، این تفاوت را یکی از مهمترین راههای دستهبندی ادبیات جنگ دانست. او توضیح داد: «نگاه نقادانه به جنگ را میتوان از چند جهت بررسی کرد. یکی از این جهتها، تمرکز بر مکانی است که جنگ در آن اتفاق افتاده؛ یعنی شهرهای ویرانشده، نخلستانهای سوخته و خانههای تخریبشده.»
اما مکان تنها یکی از محورهای ادبیات جنگ بود. محور دیگر، انسانهایی بودند که جنگ را تجربه کرده بودند؛ جنگزدگانی که از خانه و شهر خود دور شده بودند، خانوادههایی که عزیزانشان را از دست داده بودند و انسانهایی که پس از جنگ، با مجموعهای از مشکلات تازه روبهرو میشدند. اقتصادینیا در ادامه گفت: «شاخه دیگری از ادبیات جنگ، نگاه به افرادی است که دچار جنگ شدهاند؛ بیش از همه جنگزدهها. در اینجا شخصیتها از میان افراد جنگزده و سوگواران جنگ انتخاب میشوند. پرسوناژ داستان یا راوی اصلی، کسی است که خود دچار جنگ شده است، نه صرفاً مکانی که جنگ در آن اتفاق افتاده.»
به اعتقاد او، وقتی انسان جنگزده به مرکز روایت ادبی میآید، جنگ دیگر یک موضوع منفرد باقی نمیماند و موضوعات دیگری نیز از دل آن بیرون میآیند. مهاجرت، فقر و سوگ از جمله این مضامین هستند. او توضیح داد: «فرد جنگزده ممکن است همزمان با موضوع مهاجرت نیز درگیر باشد؛ مثلاً فردی خوزستان را ترک میکند و به شیراز میرود یا از کردستان خارج میشود و به تهران میآید. بنابراین، او فقط درگیر جنگ نیست، بلکه با مهاجرت نیز مواجه است.»
اقتصادینیا افزود: «در بسیاری از این آثار، مضمون فقر نیز مطرح میشود. فرد جنگزده، علاوه بر اینکه خانه و زندگی خود را از دست داده، مالباخته نیز هست و از فردای خود و تأمین زندگی فرزندانش نگران است. بنابراین، مضمون فقر نیز در پیوند با مضمون جنگ ظاهر میشود.»
این پژوهشگر در کنار مهاجرت و فقر، از «سوگ» بهعنوان یکی از مهمترین مضامین ادبیات جنگ یاد کرد و افزود: «بسیاری از شخصیتهای این آثار نهتنها جنگزده، بلکه سوگوار نیز هستند؛ مادری که فرزندش را از دست داده یا خانوادهای که یکی از اعضایش در جنگ کشته شده است. مضمون سوگ نیز در اینجا مطرح میشود؛ چون فرد جنگزده گاهی خانوادهاش را از دست داده است. مادری را داریم که فرزندش را از دست داده و بنابراین فقط جنگزده نیست، بلکه سوگوار نیز هست.»
جنگ بهعنوان مسئلهای سیاسی
سومین محور مورد توجه اقتصادینیا، نگاه به ماهیت سیاسی جنگ و علل و عوامل شکلگیری و ادامه آن بود. به گفته او، برخی شاعران و نویسندگان، فارغ از اینکه با سیاستهای حکومت موافق یا مخالف باشند، تلاش کردند خود جنگ را به عنوان یک مسئله سیاسی موضوع ادبیات قرار دهند. اقتصادینیا گفت: «شاخه دیگری که به جز مکان و افراد، توجه شاعران و نویسندگان را در بلای جنگ به خود جلب میکند، ماهیت سیاسی و علل و عوامل جنگ است.»
او افزود: «برخی به این موضوع توجه داشتند؛ چه از موضع موافق حکومت و چه از موضع مخالف حکومت. نگاه آنها متوجه ماهیت سیاسی جنگ، علل و عواملی بود که این جنگ را به وجود آورده و همچنین عواملی که میتوانست از ادامه یا گسترش آن جلوگیری کند.»
اقتصادینیا پس از ترسیم این دستهبندی کلی، تمرکز خود را دوباره بر شعر گذاشت. اما پیش از ورود به نمونههای شعری، به موضوعی پرداخت که به اعتقاد او در بررسی تاریخ ادبیات جنگ کمتر دیده شده است: حضور زنان.
جنگ فقط صدای مردان نبود
یکی از تصورات رایج درباره ادبیات جنگ ایران و عراق، مردانه بودن این ادبیات است؛ گویی جنگ، هم در واقعیت و هم در ادبیات، عرصهای عمدتاً متعلق به مردان بوده و زنان حضور کمرنگی در روایت آن داشتهاند. اقتصادینیا این تصور را نادرست دانست.
او گفت: «به نظر میرسد جنگ صدایی مردانه دارد و شاعران و نویسندگان زن در دوران جنگ هشتساله ساکت بودند یا غایب بودند، در حالی که اینطور نیست.» اقتصادینیا با اشاره به شعرهای متعدد زنان در دوره جنگ افزود: «شعرهای زیادی وجود دارد که به قلم زنان شاعر نوشته شده است. زیباترین، تأثیرگذارترین و شاید حتی از نظر ادبی مهمترین نمونهها، قطعات بیشماری است که خانم بهبهانی سرودهاند.»
اما مسئله فقط حضور زنان شاعر نبود. به گفته اقتصادینیا، زنان در سطح شخصیتها و راویان شعر نیز حضور داشتند و حتی برخی از تصویرها و استعارههای شعر جنگ از تجربه زنانه تأثیر میگرفتند. او تأکید کرد: «وقتی تاریخ شعر جنگ را بررسی کنید، اصلاً اینطور نیست که فقط مردان حضور داشته باشند. نهفقط بعضی از شعرها به قلم زنان سروده شده، بلکه پرسوناژ بسیاری از این شعرها زن هستند، راوی درون شعر زن است یا استعارهها و دایره صور خیالی، حوزهای است که در آن از تجربه و تخیل زنانه بسیار استفاده شده است.»
اقتصادینیا در ادامه، برای نشان دادن نمونهای از شعرهای رسمی و حماسی سالهای نخست جنگ، به نصرالله مردانی اشاره کرد؛ شاعری که شعرهایش در سالهای جنگ از رسانههای رسمی بسیار پخش میشد و بخشی از آنها به کتابهای درسی نیز راه یافته بود.
او توضیح داد: «نصرالله مردانی شاعری بود که نهتنها شعرهایش از رادیو و تلویزیون بسیار خوانده میشد، بلکه چهرهاش نیز در سالهای جنگ در رسانهها حضور داشت و شعرهایش با همین جنبه در کتابهای درسی نیز مطرح میشد. شعر مردانی نمونهای از استفاده همزمان از عناصر مذهبی، اسطورهای و حماسی برای ساختن فضای تهییجی جنگ است.»
وقتی جنگ به خانهها رسید
در ادامه، اقتصادینیا به وجه دیگری از شعر جنگ پرداخت؛ اشعاری که نه از منظر حماسه و پیروزی، بلکه از منظر رنج انسانی به جنگ نگاه میکنند. برای این بخش، او شعر «نام تمام مردگان یحیاست» از محمدعلی سپانلو را نمونه قرار داد. اقتصادینیا درباره سپانلو گفت: «سپانلو شاعری بسیار ملی بود. آثاری که منتشر کرده و کارهایی که درباره شاعران دوران مشروطه انجام داده، نشاندهنده همین نگاه ملی اوست.»
به گفته او، این شعر در دورهای سروده شد که بمبارانها به تهران رسیده بود و جنگ دیگر پدیدهای دور از زندگی روزمره بسیاری از شهروندان نبود. او توضیح داد: «یک تفاوت مهم جنگ هشتساله با جنگ امروز، تکنولوژی جنگ است. امروز ممکن است با فشردن یک دکمه در کشوری دیگر، خانهای در نقطهای دور ویران شود. اما در آن زمان، چهره خشن و تنبهتن جنگ بسیار پررنگتر به چشم میآمد.»
اقتصادینیا ادامه داد: «هواپیمایی که میآمد، بمبی که میافتاد، آژیر خطری که کشیده میشد و فرار مردم به پناهگاه، همه باعث میشدند چهره جنگ با خشونتی بسیار ملموس و مستقیم در برابر شهروندان قرار بگیرد. «نام تمام مردگان یحیاست» نیز در چنین زمینهای شکل گرفت.»
به گفته اقتصادینیا، سپانلو شعر را پس از ویران شدن خانهای سرود که محل برگزاری جشن تولد کودکان بوده است.
از تردید در ادامه جنگ تا تولد شعر صلح
ادبیات جنگ ایران و عراق، به تعبیر سایه اقتصادینیا، در سالهای پایانی جنگ وارد مرحلهای متفاوت شد. اگر در سالهای نخست، بخش مهمی از شعر جنگ در خدمت تهییج، حماسهسازی و تثبیت گفتمان رسمی جنگ بود، با طولانی شدن جنگ و افزایش هزینههای انسانی و اجتماعی آن، نشانههای تردید و اعتراض نیز در شعر پدیدار شد. اقتصادینیا در توضیح این تغییر گفت: «در دوره دوم، یعنی در سالهای پایانی جنگ، با پیدایش اشعاری با درونمایههای تردید و اعتراض روبهرو میشویم. جنگ طولانی شده بود و زمزمههایی شکل گرفته بود که این جنگ باید تمام شود و قطعنامه باید پذیرفته شود.»
او ادامه داد: «مجامع بینالمللی دائماً واسطه میشدند و تلاش میکردند به جنگ در این منطقه پایان دهند، اما به هر حال و به هر دلیلی، جنگ پایان نمیگرفت. در نتیجه، بسیاری از کسانی که از همان آغاز با جنگ همدل بودند و با گفتمان غالب حکومت هم همداستانی داشتند، بهتدریج دچار تردید و اعتراض شدند.»
از ادبیات جنگ به ادبیات پس از جنگ
با پایان جنگ، مرحله دیگری در ادبیات ایران آغاز شد. اقتصادینیا این مرحله را مشابه تجربه بسیاری از کشورهایی میداند که جنگ را پشت سر گذاشتهاند؛ دورهای که در آن ادبیات دیگر فقط درباره خود جنگ نیست، بلکه به آثار و پیامدهای آن میپردازد. او گفت: «در هر مملکتی که جنگی اتفاق افتاده، ما ادبیات زمان جنگ داریم و ادبیات پس از جنگ. البته اینکه گفتمان پس از جنگ چه باشد، در جوامع مختلف متفاوت است.»
به گفته او، در ایران نیز پس از پایان جنگ، تغییر درونمایههای شعری به تدریج زمینه تولد گونهای از شعر را فراهم کرد که میتوان آن را «شعر صلح» نامید. اقتصادینیا توضیح داد: «در دوره سوم، یعنی دورهای که بعد از جنگ شروع میشود، شاهد چرخش درونمایهها و تولد گونهای با نام شعر صلح هستیم.»
او برای نشان دادن اهمیت این تغییر به تفاوت فضای ادبی دوران جنگ و سالهای پس از آن اشاره کرد: «در دوران هشتساله جنگ، کنگره شعر جنگ داشتیم؛ کنگرهای که هر سال برگزار میشد و شاعران از شهرستانها میآمدند و شعر میخواندند. بعدتر، کنگره شعر صلح شکل گرفت و شاعرانی بودند که اشعاری با مضمون صلح میخواندند.»
از نظر اقتصادینیا، این تغییر ناگهانی نبود. به باور او، شعر صلح حاصل تجربه چندین سال جنگ و مواجهه مستقیم جامعه با پیامدهای آن بود؛ تجربهای که در نسلهای بعدی شاعران به شکل تازهای بازتاب پیدا کرد. او در این زمینه به شعری از گروس عبدالملکیان با عنوان «شعری برای صلح» اشاره کرد؛ شعری که در آن، یک سرباز یا جانباز جنگ از زاویهای متفاوت دیده میشود. اقتصادینیا درباره این شعر گفت: «در این شعر، با روایت جانبازی مواجه هستیم که از جنگ برگشته، اما در حقیقت هرگز از جنگ برنگشته است.»
در پایان او با خواندن بخشهایی از شعر، بر این نکته تأکید کرد که آثار جنگ فقط به میدان نبرد محدود نمیشوند و تجربه جنگ میتواند سالها پس از پایان آن در ذهن و زندگی فرد باقی بماند.
۲۱۶۲۱۶