هشدار تحلیلگر ارشد اسرائیلی: اولتیماتوم ایران به ترامپ را دستکم نگیرید
هشدار تحلیلگر ارشد اسرائیلی: اولتیماتوم ایران به ترامپ را دستکم نگیرید
یک کارشناس ارشد مسائل اطلاعاتی و امنیت منطقهای با هشدار نسبت به نادیده گرفتن تهدیدها و ضربالاجلهای تهران علیه کاخ سفید تاکید کرد که دکترین نظامی جمهوری اسلامی از «دفاع رو به جلو» به «تهاجم رو به جلو» تغییر جهت داده است؛ چرخشی راهبردی که در کنار ادراک آسیبپذیری دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای، ریسک پیشدستی ایران برای تشدید تنش را به شدت افزایش داده است.
به گزارش پرشین آنلاین، دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک در رشتهیادداشتی تحلیلی با تاکید بر اینکه نادیده گرفتن اولتیماتوم ایران به دولت آمریکا اشتباهی خطرناک است، به تشریح پنج عامل بنیادین در شکلگیری محاسبات جدید تهران پرداخت.
وی در تبیین نخستین عامل تصریح کرد که دکترین نظامی ایران دستخوش تحولی چشمگیر شده است.
به عقیده این کارشناس ارشد اطلاعاتی، تهران از مفهوم سنتی «دفاع رو به جلو» به سوی رویکردی حرکت کرده که میتوان آن را «تهاجم رو به جلو» توصیف کرد؛ سیاستی که نشاندهنده تمایل بسیار بالاتر برای رویارویی مستقیم با ارتش ایالات متحده و فراتر از آن، ابتکار عمل در وارد آوردن فشارهای میدانی به جای اکتفا به پاسخهای انفعالی پس از حملات واشنگتن و همپیمانانش است.
دومین متغیر محوری از دید سیترینوویچ، نگاه تصمیمگیران ایرانی به محدودیتهای شدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است.
تهران به این جمعبندی رسیده است که کاخ سفید به دلیل حساسیتهای سیاسی در داخل، تمایلی به ورود به تنشهای بزرگ نظامی ندارد، زیرا چنین درگیری جدیدی بهای جهانی نفت و بنزین را در نامناسبترین زمان ممکن برای حزب حاکم با جهشی دوباره مواجه خواهد ساخت.
از محاصره همهجانبه تا برداشت تهران از خودداری واشنگتن از تشدید تنتش
عضو ارشد شورای آتلانتیک عامل سوم را تشدید مستمر فشارهای همهجانبه اقتصادی از سوی واشنگتن دانست.
از زاویه دید تهران، رویارویی کنونی دیگر صرفاً به یک منازعه دریایی محدود نمیشود، بلکه تدابیر تازه آمریکا ماهیت یک محاصره راهبردی فراگیر را پیدا کرده که اتصالات بینالمللی و صنعت هوانوردی ایران را نشانه رفته است؛ بنابراین فرض اینکه تهران تا ابد این محاصره خفقانآور را بدون پاسخ بپذیرد، فرضیهای کاملاً باطل و گمراهکننده خواهد بود.
چهارمین نکته کلیدی، فقدان واکنش نظامی کوبنده از سوی ارتش آمریکا در برابر اقدامات اخیر ایران در تنگه هرمز و پیرامون آن است.
سیترینوویچ خاطرنشان ساخت که رهبران ایران ممکن است این مدارای نظامی واشنگتن را نه یک تاکتیک سنجیده برای مهار تنش، بلکه سندی بر ترس واقعی کاخ سفید از پیامدهای جنگی گستردهتر تعبیر کنند؛ امری که فارغ از درستی یا نادرستی آن، ارزیابی خطرپذیری تهران را دگرگون میسازد.
در نهایت، پنجمین عامل به فشارهای نظامی روزافزون انصارالله یمن علیه عربستان سعودی بازمیگردد.
درگیر شدن منابع و توجه ریاض در جبهه یمن به تهران فضای مانور و انعطاف راهبردی بالاتری اعطا کرده و این باور را پدید آورده است که محیط پیرامونی خلیج فارس، دست ایران را برای اقدامات عملیاتی در تنگه هرمز بازتر گذاشته است.
تله تقابل نامتقارن؛ چگونه درگیری محدود به جنگی بزرگ بدل میشود؟
این تحلیلگر امنیتی با جمعبندی این پنج مولفه هشدار داد که کنار گذاشتن احتمال پیشدستی ایران در تشدید تنش، خطایی فاحش است.
اگرچه شواهد نشان میدهد که تهران به دنبال کشیده شدن به یک جنگ تمامعیار و ویرانگر با ارتش آمریکا نیست، اما این امر به معنای پرهیز جمهوری اسلامی از افزایش سطح درگیریها نخواهد بود.
خطر اصلی زمانی رخ مینماید که آستانه ریسکپذیری نخبگان حاکم در ایران به سرعت رو به کاهش بگذارد؛ آن هم با این محاسبه مستحکم که واشنگتن از نظر سیاسی آسیبپذیر شده، ارادهای برای پاسخ نظامی ندارد و از تحمل هزینههای فزاینده اقتصادی عاجز است.
سیترینوویچ در پایان یادآور شد که چنین ترکیبی از محاسبات ذهنی، دقیقاً همان زمینهای را فراهم میسازد که یک منازعه مهارشده و کنترلپذیر را به نبردی بسیار گستردهتر تبدیل میکند؛ پدیدهای که نه از سر تمایل طرفین برای وقوع جنگ فراگیر، بلکه ناشی از این باور روزافزون در تهران پدید میآید که میتواند بدون برافروختن آتش جنگ نهایی، ضربات سنگینتری به حریف وارد کند.
۴۲/۴۲