انسانی که امام علی(ع) تحسینش کرد؛ چرا «کوچک دیدن دنیا» او را بزرگ کرد؟

تاریخ: اکتبر 5, 2026

انسانی که امام علی(ع) تحسینش کرد؛ چرا «کوچک دیدن دنیا» او را بزرگ کرد؟

اگر قرار باشد امیرالمؤمنین علی(ع) یک انسان شایسته را برای ما تصویر کند، چه ویژگی‌هایی را در او برجسته می‌کند؟ پاسخ در حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه، تصویری متفاوت از «انسان تراز» ارائه می‌دهد؛ انسانی که دنیا در نگاهش کوچک است، اسیر شکم و هوای نفس نیست، پیش از قضاوت به دنبال شنیدن حقیقت می‌رود، بیشتر گوش می‌دهد تا سخن بگوید و میان حرف و عملش فاصله‌ای نیست؛ الگویی که شاید بیش از هر زمان دیگری برای زندگی امروز حرف برای گفتن داشته باشد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه، تصویری روشن از انسانی تراز ارائه می‌کند؛ انسانی که با کوچک شمردن دنیا، رهایی از اسارت شکم و خواسته‌های نفسانی، سکوت به‌جا و حکیمانه، برخورداری از قدرتی پنهان در پسِ ظاهر آرام و مخالفت آگاهانه با هوای نفس، به جایگاهی بلند دست یافته است. این الگو نشان می‌دهد که معنویت تنها در مفاهیم بزرگ و دور از دسترس خلاصه نمی‌شود، بلکه در انتخاب‌های کوچک و روزانه انسان شکل می‌گیرد؛ از مکث پیش از قضاوت گرفته تا هماهنگی میان سخن و رفتار و صبر در برابر سختی‌ها.

بنابر روایت ابنا، امیرالمؤمنین علی(ع) در توصیف این انسان می‌فرماید:

«کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً، فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ، لَا یُدْلِی بِحُجَّةٍ حَتَّی یَأْتِیَ قَاضِیاً، وَ کَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّی یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ، وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ، وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ، وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَی الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَی السُّکُوتِ، وَ کَانَ عَلَی مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَمِنْهُ عَلَی أَنْ یَتَکَلَّمَ، وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی، [فَخَالَفَهُ] فَیُخَالِفُهُ. فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر.»

«پیش از این مرا برادری بود، در راه خدا که خرد بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود، هرگز بنده شکم نبود. چیزی را که نمی‌یافت، آرزو نمی‌کرد و چون می‌یافت، بسیار به کار نمی‌برد. بیشتر روزگارش در خاموشی می‌گذشت و اگر سخن می‌گفت بر دیگر گویندگان غلبه می‌یافت و عطش پرسندگان را فرو می‌نشاند.

مردی افتاده بود و همه ناتوانش می‌انگاشتند؛ اما هنگامی که زمان کوشش و جدیت فرا می‌رسید، همچون شیر بیشه و مار بیابان بود. تا نزد قاضی نمی‌رفت، حجت نمی‌آورد.

اگر درباره کسی احتمال عذری وجود داشت، پیش از شنیدن توضیح او، وی را ملامت نمی‌کرد. از درد خود شکایت نمی‌کرد، مگر زمانی که بهبود یافته بود. آنچه را انجام می‌داد می‌گفت و درباره کاری که انجام نداده بود، سخن نمی‌گفت.

اگر در سخن گفتن مغلوب می‌شد، در سکوت مغلوب نمی‌گردید. همواره شنیدن را بیش از سخن گفتن دوست داشت. هرگاه دو کار در برابرش قرار می‌گرفت، بررسی می‌کرد کدام‌یک به هوای نفس نزدیک‌تر است و سپس با همان گزینه مخالفت می‌کرد.

پس شما را به این خصلت‌ها سفارش می‌کنم؛ آنها را فرا گیرید و برای به دست آوردنشان با یکدیگر رقابت کنید. اگر توانایی رسیدن به همه آنها را نداشتید، بدانید که گرفتن اندکی از آنها بهتر از کنار گذاشتن همه است.»

این سخنان را نمی‌توان صرفاً خاطره‌ای از یک دوست از دست‌رفته دانست. حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه را می‌توان نوعی «چک‌لیست خودسنجی» برای انسان جویای رشد و تعالی دانست. امام علی(ع) با تعبیر ارزشمند «برادری در راه خدا» از فردی سخن می‌گوید که اگرچه نامش در گذر تاریخ کم‌رنگ شده، اما ویژگی‌های اخلاقی او همچنان می‌تواند الگویی ماندگار برای انسان باشد. برخی مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه نیز این حکمت را به عنوان الگویی جامع از انسانیت مورد توجه قرار داده‌اند. [۲]

راز بزرگی؛ وقتی دنیا در نگاه انسان کوچک می‌شود

امیرالمؤمنین علی(ع) نخستین ویژگی این مرد را چنین بیان می‌کند: «آنچه او را در چشم من بزرگ می‌کرد، کوچکی دنیا در چشم او بود» [۳].

در واقع، حضرت یک وارونگی مهم در معیارهای ارزش‌گذاری انسان را بیان می‌کند. در جامعه‌ای که ثروت، جایگاه، قدرت و شهرت می‌تواند معیار بزرگی افراد تلقی شود، این انسان از مسیر دیگری به بزرگی رسیده بود؛ او دنیا را آن‌قدر بزرگ نمی‌دید که ارزش‌های خود را به آن گره بزند.

قرآن کریم نیز می‌فرماید:

«وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَیٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا»

«و هرگز چشمان خود را به آنچه به گروه‌هایی از آنان بهره داده‌ایم ـ یعنی شکوفه‌های زندگی دنیا ـ میفکن» [۴].

این نگاه، همان نگرشی است که در شخصیت این «برادر الهی» دیده می‌شود؛ دنیا برای او هدف نهایی نبود، بلکه وسیله‌ای گذرا در مسیر زندگی محسوب می‌شد.

رهایی از سلطه شکم

دومین ویژگی‌ای که امام علی(ع) بر آن تأکید دارد، خارج شدن از سلطه شکم است. حضرت می‌فرماید: «او از سلطه شکم بیرون آمده بود؛ نه آنچه را نداشت آرزو می‌کرد و نه وقتی می‌یافت، زیاده‌روی می‌کرد» [۵].

این ویژگی را می‌توان نشانه‌ای از آزادی درونی دانست. انسانی که تحت فرمان خواسته‌های مادی خود قرار ندارد، می‌تواند انتخاب‌هایش را بر اساس عقل و ارزش‌های بالاتر تنظیم کند. او نه در حسرت چیزهایی که ندارد گرفتار می‌شود و نه پس از دستیابی به امکانات، به زیاده‌روی و افراط روی می‌آورد.

سکوتی که از بسیاری سخنان گویاتر است

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌هایی که امیرالمؤمنین(ع) در این شخصیت بیان می‌کند، شیوه مواجهه او با سخن گفتن است.

حضرت می‌فرماید: «بیشتر روزگارش خاموش بود. اگر سخن می‌گفت، بر دیگر گویندگان غلبه می‌کرد و عطش پرسندگان را فرو می‌نشاند» [۶].

این انسان کم سخن می‌گفت، اما سکوتش از سر ناتوانی نبود. هنگامی که سخن گفتن را لازم می‌دید، کلامش چنان اثرگذار بود که پاسخگوی نیاز پرسشگران می‌شد.

امام در ادامه می‌فرماید او «به شنیدن حریص‌تر بود تا به گفتن» [۷]. این ویژگی، نشان‌دهنده جایگاه مهم شنیدن در مسیر رشد اخلاقی انسان است.

قرآن کریم نیز درباره بندگان شایسته خدا می‌فرماید:

«وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا»

«و چون بر بیهوده‌ای بگذرند، بزرگوارانه می‌گذرند» [۸].

قدرتی که پشت ظاهر آرام پنهان بود

امیرالمؤمنین(ع) در ادامه، تصویری قابل تأمل از قدرت این مرد ارائه می‌دهد: «مردی افتاده بود و همه ناتوانش می‌انگاشتند. چون زمان کوشش فرا می‌رسید، شیر بیشه را می‌ماند و مار بیابان را» [۹].

در ظاهر، او فردی ضعیف و ناتوان به نظر می‌رسید؛ اما هنگامی که پای عمل و جدیت به میان می‌آمد، چهره دیگری از خود نشان می‌داد.

این توصیف می‌تواند بیانگر یک حقیقت مهم باشد: قدرت واقعی همیشه با ظاهری پرهیاهو و خشن همراه نیست. گاهی انسانی آرام، کم‌حرف و بی‌ادعا می‌تواند در موقعیت‌های حساس، شجاع‌ترین و استوارترین فرد میدان باشد.

عدالت در قضاوت؛ پیش از سرزنش، حقیقت را بشنو

از زیباترین ویژگی‌های این انسان، نحوه برخورد او با خطای دیگران است.

امام علی(ع) می‌فرماید: «کسی را که خطا می‌کرد و می‌دانست عذری دارد، تا عذرش را نمی‌شنید، ملامتش نمی‌کرد» [۱۰].

این رفتار نشان می‌دهد که او پیش از صدور حکم درباره دیگران، به دنبال شنیدن واقعیت بود. حتی اگر می‌دانست فرد مقابل احتمالاً عذری دارد، باز هم تا زمانی که توضیح او را نمی‌شنید، لب به سرزنش نمی‌گشود.

قرآن کریم نیز بر ضرورت بررسی اخبار و پرهیز از قضاوت شتاب‌زده تأکید دارد:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»

«ای مؤمنان، اگر فاسقی خبری برایتان آورد، بررسی کنید» [۱۱].

این اصل، در زندگی امروز نیز اهمیت فراوانی دارد؛ جایی که یک خبر ناقص یا یک برداشت نادرست می‌تواند زمینه‌ساز قضاوتی ناعادلانه درباره یک انسان شود.

صداقت؛ وقتی گفتار و رفتار یکی می‌شوند

امام علی(ع) در توصیف این مرد می‌فرماید:

«اگر کاری را می‌کرد، می‌گفت و اگر نمی‌کرد، نمی‌گفت» [۱۲].

این جمله کوتاه، یکی از روشن‌ترین معیارهای صداقت را مطرح می‌کند؛ یعنی انسان نباید میان ادعاهایش و عملکرد واقعی‌اش فاصله‌ای ایجاد کند.

چنین انسانی چیزی را به خود نسبت نمی‌دهد که در عمل انجام نداده باشد. اعتبار او نه از حجم سخنانش، بلکه از هماهنگی میان گفتار و رفتارش شکل می‌گیرد.

حضرت همچنین می‌فرماید او از درد خود شکایت نمی‌کرد، مگر زمانی که بهبود یافته بود [۱۳]. این ویژگی نیز بیانگر صبر و خویشتن‌داری او در مواجهه با رنج و دشواری است.

وقتی انسان در سخن شکست می‌خورد، در سکوت پیروز می‌ماند

در ادامه حکمت آمده است: «اگر در سخن مغلوب می‌شد، در خاموشی مغلوب نمی‌شد».

این تعبیر نشان می‌دهد که سکوت برای او شکست نبود. او می‌دانست که همیشه لازم نیست انسان برای دفاع از خود یا اثبات نظرش وارد گفت‌وگو شود.

در حقیقت، کسی که توانایی سکوت دارد، لزوماً ناتوان از سخن گفتن نیست؛ بلکه ممکن است آگاهانه تشخیص داده باشد که سکوت در آن موقعیت، عاقلانه‌تر و مؤثرتر از پاسخ دادن است.

به همین دلیل، حضرت تأکید می‌کند که این انسان بیش از آنکه به سخن گفتن علاقه داشته باشد، مشتاق شنیدن بود [۷].

مخالفت با هوای نفس؛ یک روش برای انتخاب درست

شاید یکی از کاربردی‌ترین آموزه‌های این حکمت، نحوه تصمیم‌گیری این انسان باشد.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «هرگاه دو کار برای او پیش می‌آمد می‌نگریست که کدام یک از آن دو به هوای نفس نزدیک‌تر است تا خلاف آن کند» [۱۴].

این تعبیر، نوعی خودارزیابی دائمی را نشان می‌دهد. انسان در هنگام انتخاب، تنها به این فکر نمی‌کند که کدام گزینه برایش آسان‌تر یا لذت‌بخش‌تر است؛ بلکه انگیزه درونی خود را نیز بررسی می‌کند.

اگر تشخیص دهد یکی از دو راه بیشتر با خواسته نفس او هماهنگ است، آگاهانه در برابر آن می‌ایستد.

این نگاه، مبارزه با نفس را از یک مفهوم کلی و انتزاعی به یک روش عملی برای تصمیم‌گیری تبدیل می‌کند؛ روشی که فرد را وادار می‌سازد پیش از هر انتخاب، انگیزه‌های خودش را بررسی کند.

فراخوان نهایی امام؛ اگر نمی‌توانی همه را بگیری، از کم شروع کن

امیرالمؤمنین(ع) در پایان این حکمت، مخاطبان را به این ویژگی‌ها فرا می‌خواند:

«بر شما باد به این خوی‌ها، آنها را فرا گیرید و در فراگرفتنشان با یکدیگر رقابت کنید. اگر نتوانستید به همه آنها برسید، بدانید که گرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است» [۱۵].

این جمله، حکمت را از یک توصیف صرف فراتر می‌برد و به یک برنامه عملی برای زندگی تبدیل می‌کند.

قرار نیست انسان یکباره به همه این فضائل دست پیدا کند. اگر رسیدن به تمام این ویژگی‌ها دشوار است، باید از یکی از آنها آغاز کرد. ممکن است نقطه شروع، کنترل زبان باشد؛ یا پیش از قضاوت، شنیدن سخن طرف مقابل؛ یا هماهنگ کردن گفتار با رفتار؛ یا حتی یک بار مخالفت با خواسته‌ای که انسان می‌داند از هوای نفس سرچشمه گرفته است.

از این منظر، انسان تراز در کلام امیرالمؤمنین(ع)، فردی افسانه‌ای و دست‌نیافتنی نیست؛ بلکه انسانی است که در رفتارهای به ظاهر ساده و روزمره، مسیر رشد و تعالی را دنبال می‌کند.

این انسان در سکوت خود، در نحوه سخن گفتن، در واکنش به خطای دیگران، در مواجهه با درد و سختی و در تصمیم‌هایی که میان عقل و هوای نفس می‌گیرد، خود را می‌سازد.

از همین رو، حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه را می‌توان نه فقط توصیف یک «برادر در راه خدا»، بلکه تصویری از یک برنامه عملی برای خودسازی دانست؛ برنامه‌ای که امام علی(ع) در پایان آن، راه را برای همگان باز می‌گذارد: «بر شما باد به این خوی‌ها، پس آنها را ملازمت کنید» [۱۶].

پی‌نوشت:

[۱] حکمت ۲۸۹ نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع)

[۲] پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.

[۳] مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت، «حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه: الگوی اخلاقی شایسته»، ترجمه محمد دشتی.

[۴] سوره طه/آیه ۱۳۱.

[۵] ابن ابی الحدید، «جلوه تاریخ در شرح نهج‌البلاغه»، ج ۸، ص ۷۹، ترجمه و شرح.

[۶] پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.

[۷] همان.

[۸] سوره فرقان/آیه ۷۲.

[۹] پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه».

[۱۰] همان.

[۱۱] سوره حجرات/آیه ۶.

[۱۲] پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.

[۱۳] همان.

[۱۴] همان.

[۱۵] همان.

[۱۶] همان.