«قوم برگزیده» یا نگاه برترطلبانه؟ پشت پرده ادعاهای جنجالی درباره رفتار یهودیان با دیگر ملتها
«قوم برگزیده» یا نگاه برترطلبانه؟ پشت پرده ادعاهای جنجالی درباره رفتار یهودیان با دیگر ملتها
«قوم برگزیده» چه معنایی دارد و آیا برخی برداشتهای تاریخی از این مفهوم، به شکلگیری نگاه تبعیضآمیز نسبت به دیگر ملتها منجر شده است؟ برخی منابع انتقادی با استناد به مطالبی که به تلمود و دیگر متون یهودی نسبت میدهند، ادعاهایی جنجالی درباره جایگاه غیر یهودیان، مالکیت اموال آنان و مناسبات اقتصادی مطرح کردهاند؛ ادعاهایی که بررسی صحت و زمینه تاریخی هر یک، نیازمند مراجعه مستقیم به منابع و تفکیک میان آموزههای دینی، تفاسیر تاریخی و عملکرد جریانهای مختلف یهودی است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، برای تحلیل رفتارها و جهتگیریهای کلی که در تاریخ معاصر شکل گرفتهاند، نمیتوان از زمینههای فکری و بسترهایی که در پیدایش آنها نقش داشتهاند، چشمپوشی کرد. متونی که هویت جمعی را بر مبنای برتری خونی و کوچک شمردن سایر ملتها تعریف میکنند، میتوانند زمینهای برای توجیه سلطه و استیلا فراهم کنند.
نحوه تعامل پیروان ادیان مختلف با دیگر جوامع، همواره یکی از موضوعات مورد توجه در پژوهشهای مربوط به ادیان تطبیقی بوده است. برخی منابع متأخر و تفاسیر تاریخی، با طرح مفاهیم قوممحور، زمینه شکلگیری دیدگاههایی تبعیضآمیز را فراهم کردهاند.
بنابر روایت حوزه، در این متن دیدگاههایی که در برخی متون انتقادی درباره تحریفات متنی و انحصارطلبی نژادی مطرح شده، مورد بررسی قرار میگیرد.
پرسش:
شیوه برخورد یهود با دیگران چگونه بوده است؟
پاسخ:
بر اساس دیدگاهی که در برخی منابع انتقادی مطرح شده، بنیاسرائیل خود را دارای جایگاهی برتر از دیگر اقوام میدانند.
در این منابع درباره آیین یهود چنین آمده است:
«آیین تحریف شده یهود، ملت اسرائیل را ملت برگزیده خدا معرفی میکند و نژاد آنان را برترین نژاد میداند. بر اساس این ادعا، خداوند سایر اقوام و ملتها را برای خدمت، فرمانبرداری و بردگی آنان آفریده و یهودیان را مالک جان، مال و مقررات سایر ملتها قرار داده است.
در تلمود، که بهعنوان شرحی بر تورات و عهد قدیم و از مهمترین منابع مربوط به آداب و تعالیم یهود معرفی شده، مطالبی نقل شده است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تفاوت روح یهودی با روح غیر یهودی در این دانسته شده که روح یهودی بخشی از خداوند است؛ همانگونه که فرزند بخشی از پدر به شمار میرود. بر اساس این دیدگاه، ارواح یهودیان نزد خداوند جایگاهی برتر دارند، در حالی که ارواح غیر یهودیان، ارواحی شیطانی و شبیه روح حیوانات دانسته شده و نطفه غیر یهودیان نیز به نطفه حیوانات تشبیه شده است.
۲. ادعا شده است که هر یهودی باید همه توان خود را برای جلوگیری از حیات و پیشرفت ملتهای دیگر به کار گیرد تا قدرت مطلق در اختیار یهودیان باقی بماند. همچنین تا زمانی که یهود بر تمامی ملتها پیروز نشده است، استمرار جنگ ضروری دانسته شده است.
۳. در این دیدگاه، یهودیان از فرشتگان نیز برتر دانسته شدهاند و ضربه زدن یک غیر یهودی به یهودی، همانند تعرض به عزت الهی تلقی شده و برای فرد غیر یهودی مجازات مرگ در نظر گرفته شده است. همچنین ادعا شده است که اگر یهودی آفریده نشده بود، برکت از زمین میرفت، باران نمیبارید و خورشید نیز آفریده نمیشد.
در ادامه، تفاوت میان انسان و حیوان به تفاوت میان یهودیان و سایر ملتها تشبیه شده و نطفه دیگر ملتها، نطفه چهارپایان معرفی شده است. همچنین در این منابع، سایر ملتها به سگ تشبیه شدهاند و گفته شده است که اعیاد مقدس نه برای آنان و نه برای سگها آفریده نشده است. حتی در این ادعا آمده است که سگ از غیر یهودی جایگاه بالاتری دارد؛ زیرا در ایام عید، غذا دادن به سگ مجاز است، اما غذا دادن به غیر یهودی مجاز نیست.
همچنین ادعا شده است که غیر یهودیان هیچ خویشاوندی با یهود ندارند و به الاغها شبیهتر از انسانها هستند. بر اساس همین نقلها، خانههای غیر یهودیان به طویله حیوانات تشبیه شده و غیر یهودیان مانند خوکهای نجسی معرفی شدهاند که برای خدمت به یهودیان آفریده شدهاند.
۴. در ادامه این مطالب ادعا شده است که کشتن افراد صالح غیر یهودی مجاز است و یهودی نباید فرد غیر یهودی را از مرگ یا از چاهی که در آن افتاده نجات دهد؛ بلکه حتی شایسته است با قرار دادن سنگ، مانع نجات او شود.
۵. همچنین ادعا شده است که برای اسرائیلیها، کشتن، غصب و دزدیدن اموال غیر اسرائیلیان جایز، بلکه واجب دانسته شده است.
۶. املاک متعلق به غیر یهودیان نیز در این نقلها همانند اموال رهاشده و بدون صاحب معرفی شده و حق تملک آنها برای یهودیان مجاز دانسته شده است.
۷. همچنین ادعا شده است که خداوند به یهودیان اجازه داده است محصولات و فرآوردههای متعلق به غیر یهودیان را تحت مالکیت خود درآورند.
۸. در برخی از این نقلها، کشتن مسیحیان نیز از جمله اموری معرفی شده که باید از سوی یهودیان انجام شود.
۹. در ادامه، این ادعا مطرح شده است که تنها یهودیان ملت برگزیده خداوند در زمین هستند و خداوند از سر لطف، موجوداتی شبیه انسان ــ یعنی سایر ملتها ــ را برای آنان آفریده و در اختیارشان قرار داده است. بر اساس این دیدگاه، سایر ملتها به دو دسته تقسیم شدهاند: گروهی از حیوانات لال مانند چهارپایان و پرندگان و گروهی از حیوانات ناطق مانند مسیحیان، مسلمانان، بوداییان و دیگر ملتهای شرق و غرب که برای خدمت به یهودیان آفریده شدهاند. همچنین ادعا شده است که یهودیان باید در نقاط مختلف زمین پراکنده باشند تا از تواناییها و مهارتهای سایر ملتها برای تأمین منافع خود استفاده کنند.
در همین چارچوب، چنین ادعا شده است که بر یهودیان واجب است دختران زیباروی خود را به ازدواج پادشاهان، وزیران و افراد صاحبنفوذ درآورند و فرزندان خود را در میان پیروان ادیان دیگر قرار دهند تا در مواقع لازم بتوانند آنان را به جنگ وادار کنند، قدرت نهایی را در اختیار بگیرند و بیشترین بهره را از آنان ببرند.»[۱]
همچنین در همین منابع، مطالب دیگری به تلمود نسبت داده شده است که از جمله آنها عبارتاند از:
۱. برای حفظ سلطنت و برتری یهودیان، هر یهودی باید تمام توان و امکانات خود را برای کسب ثروت و جلوگیری از ثروتمند شدن سایر ملتها و دستیابی آنان به قدرت اقتصادی و اجتماعی به کار گیرد.
۲. از آنجا که یهودیان در عزت الهی شریک و برابر دانسته شدهاند، دنیا و مظاهر آن و همچنین حق استفاده از امکانات آن متعلق به آنان معرفی شده است. بر همین اساس، دزدیدن مال یک یهودی توسط یهودی دیگر جایز دانسته نشده، اما درباره اموال غیر یهودیان ادعا شده است که چنین تصرفی مانعی ندارد؛ بلکه اساساً دزدی محسوب نمیشود و نوعی بازپسگیری مالی تلقی میشود که دین آن را برای یهودی مباح کرده است. در این نقلها، اموال غیر یهودیان به اموال بدون صاحب یا حتی ریگهای کنار دریا تشبیه شده که هر کس زودتر آن را تصاحب کند، مالک آن خواهد بود.
۳. همچنین ادعا شده است که یهودیان میتوانند هنگام سوگند خوردن، بهخصوص در معاملات با دیگر ملتها، سوگند یاد کنند؛ زیرا اصل سوگند برای پایان دادن به اختلافات قرار داده شده است، اما سوگند آنان در برابر غیر یهودیان که در این نقلها به حیوان تشبیه شدهاند، معتبر دانسته نشده است.
در ادامه این رویکرد، روحیه دنیاطلبی و زیادهخواهی افراطی بهعنوان یکی از عواملی معرفی شده که یهودیان را به تلاش گسترده برای جمعآوری ثروت سوق داده و در نهایت، بر اساس این ادعا، آنان توانستهاند بخشهایی از اقتصاد جهان را تحت نفوذ خود قرار دهند.[۲]
در همین چارچوب، ادعا شده است که یهودیان از طریق ایجاد مؤسسات اقتصادی، بانکها و مراکز مالی مبتنی بر ربا، بر اقتصاد ملتها تأثیر گذاشته و از این طریق سیاستهای خود را بر آنان تحمیل کردهاند.
همچنین در این متن ادعا میشود که اقتصاد جهان، شرکتها و مؤسسات بزرگ و حتی احزاب مهم، با استفاده از سرمایه سرمایهداران یهودی فعالیت میکنند و سرمایهداران یهودی از طریق اعطای وامهای سنگین و دریافت سودهای فراوان، کنترل بخشهایی از اقتصاد ملتها را در اختیار گرفته و آنان را در وضعیت وابستگی اقتصادی قرار دادهاند.»[۳]
پینوشتها:
[۱]. محمّد عبداللّه الشرقاوی، الکنز المرصود فی فضائح التلمود، ص ۱۹۰ به بعد (با اندکی تغییر).
[۲]. قرآن درباره آنان میفرماید: «وَأَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَکْلِهِمْ أَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ» (سوره نساء، آیه ۱۶۱).
[۳]. زینالعابدین قربانی، اسلام و حقوق بشر، ص ۳۲۶ (با اندکی تغییر). برای آگاهی بیشتر ر.ک: محمد عبدالله الشرقاوی،الکنز المرصود فی فضائح التلمود، ص ۱۹۰ به بعد.
منبع:اسلام و اقلیّتهای مذهبی، محمد باقر طاهری، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۸۴.