اسلام طرفدار گوشهگیری است یا حضور در جامعه؟ پاسخ آیات و روایات به یک تناقض ظاهری
اسلام طرفدار گوشهگیری است یا حضور در جامعه؟ پاسخ آیات و روایات به یک تناقض ظاهری
در نگاه نخست، میان توصیههای اسلامی به حضور در جامعه و برخی روایات درباره فضیلت عزلت و گوشهگیری، نوعی تناقض به نظر میرسد؛ اما بررسی آیات قرآن و سخنان معصومان(ع) نشان میدهد که اسلام نه انزواطلبی را بهعنوان یک شیوه دائمی زندگی توصیه میکند و نه هر نوع معاشرتی را مطلوب میداند. عزلت در منطق دینی، نسخهای استثنایی برای شرایطی است که حضور در جامعه میتواند ایمان و سلامت اخلاقی انسان را تهدید کند یا کنارهگیری، خود به ابزاری برای مقابله با فساد و انحراف تبدیل شود.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در نگاه به آموزههای دینی، ممکن است میان دعوت اسلام به حضور در اجتماع و برخی توصیهها درباره گوشهگیری و عزلت، نوعی تعارض ظاهری مشاهده شود. از یک سو، آیات و روایات بر حضور اجتماعی، همراهی با مؤمنان و پرهیز از تفرقه تأکید دارند و از سوی دیگر، در شماری از روایات، عزلت و فاصله گرفتن از مردم مورد ستایش قرار گرفته است. با بررسی دقیقتر این منابع روشن میشود که عزلتگزینی یک دستور عمومی و همیشگی برای زندگی نیست، بلکه در شرایطی خاص میتواند به عنوان راهکاری استثنایی و حتی درمانی مورد توجه قرار گیرد.
بررسی سخنان معصومان(ع) درباره حفظ ایمان و صیانت از نفس نشان میدهد که توصیه به کاهش رفتوآمدها و دوری از برخی اجتماعات، گاهی با هدف جلوگیری از آسیبهای اخلاقی و معنوی مطرح شده است. همچنین در شرایطی که جامعه گرفتار بدعت، فساد و انحراف باشد، کنارهگیری میتواند نوعی مبارزه منفی با وضعیت موجود و راهی برای حفظ دین و سلامت انسان باشد.
پرسش:
انزواطلبی و عزلتی که در برخی آیات و روایات بر آن تأکید شده است، دقیقاً به چه معناست و در چه شرایطی مطلوب شمرده میشود؟
پاسخ:
در کنار آیات و روایاتی که مسلمانان را به حضور در جامعه و حفظ وحدت و اجتماع مؤمنان دعوت میکنند، احادیثی نیز در منابع اسلامی وجود دارد که از عزلت و دوری از برخی مردم سخن گفته و برای آن فوایدی برشمردهاند.
از جمله، پیامبر اکرم(ص) در حدیثی میفرمایند:
«اَلْعُزْلَةُ عِبادَةٌ»؛ گوشهگیری و عزلت، عبادت است.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در روایتی میفرمایند:
«مَنْ اِنْفَرَدَ عَنِ النّاسِ اَنَسَ بِاللّهِ سُبْحانَهُ»؛ هر کس از مردم فاصله بگیرد، با خداوند سبحان مأنوس میشود.
آن حضرت در حدیث دیگری میفرمایند:
«فِی اعْتِزالِ اَبْناءِ الدُّنْیا جَماعُ الصَّلاحِ»؛ در کنارهگیری از اهل دنیا، مجموعهای از مصلحتها وجود دارد.
همچنین از ایشان نقل شده است:
«فِی الانْفِرادِ لِعِبادَةِ اللّهِ کُنُوزُ الارْباحِ»؛ در خلوت و تنهایی برای عبادت خداوند، گنجینههایی از سود و منفعت نهفته است.
امام کاظم(ع) نیز در سخنی خطاب به هشام بن حکم میفرمایند:
«اَلصَّبْرُ عَلَی الْوَحْدَةِ عَلامَةٌ عَلی قُوَّةِ الْعَقْلِ فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ اِعْتَزَلَ عَنِ الدُّنْیا وَ الرّاغِبِیْنَ فِیْها وَ رَغِبَ فی ما عِنْدَاللّهِ…»
یعنی صبر و تحمل تنهایی نشانه قدرت عقل است و کسی که از خداوند شناخت و عقلانیت الهی پیدا کرده باشد، از دنیا و دنیاطلبان فاصله میگیرد و به آنچه نزد خداوند است رغبت پیدا میکند.
این دسته از روایات نشان میدهد که دوری از برخی افراد و اجتماعات، در شرایطی میتواند زمینهساز تقویت عقل، حضور قلب در عبادت و دستیابی به منافع معنوی باشد.
در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است:
«اِنْ قَدَرْتَ اَنْ لا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ فَافْعَلْ، فَاِنَّ عَلیْکَ فی خُرُوجِکَ اَلاّ تَغْتابَ وَ لاتَکذِبَ وَ لا تُحْسِدَ وَ لا تُرائِیَ وَ لا تَتَصَنَّعَ وَ لا تُداهِنَ»
اگر میتوانی از خانه بیرون نروی، چنین کن؛ زیرا اگر از خانه خارج شوی، باید مراقب باشی غیبت نکنی، دروغ نگویی، حسادت نورزی، ریا نکنی، ظاهرسازی نداشته باشی و اهل مداهنه و سازش باطل نشوی.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در حدیثی میفرمایند:
«سَلامَةُ الدِّینِ فِی اعْتِزالِ النّاسِ»؛ سلامت دین در کنارهگیری از مردم است.
همچنین از آن حضرت نقل شده است:
«مَنْ اِعْتَزَلَ النّاسَ سَلِمَ مِنْ شَرِّهِمْ»؛ هر کس از مردم کنارهگیری کند، از شرّ آنان در امان میماند.
آیا قرآن نیز عزلت را تأیید کرده است؟
برخی از کسانی که در طول تاریخ از عزلت و گوشهگیری دفاع کردهاند، به آیاتی از قرآن نیز استناد کردهاند. از جمله، آیه ۱۶ سوره کهف درباره اصحاب کهف است:
«وَ اِذِ اعْتَزَلْتمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدوُنَ اِلاّ اللّهَ فَأْوُوْا اِلَی الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَة وَ یُهَیَّیءْ لَکُمْ مِنْ اَمْرِکُمْ مِرْفَقا»
در این آیه، هنگامی که اصحاب کهف از جامعه خود و آنچه غیر خدا پرستیده میشد کناره گرفتند، به پناه بردن به غار دعوت شدند تا خداوند رحمت خود را بر آنان بگستراند و شرایط آرامش و گشایش را برایشان فراهم کند.
نمونه دیگر، سخن حضرت ابراهیم(ع) در سوره مریم است. آن حضرت پس از تلاش برای مبارزه با بتپرستی و در شرایطی که از قوم خود فاصله گرفت، فرمود:
«وَ اَعْتَزِلُکُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دوُنِ اللّهِ وَ اَدْعُوا رَبِّی عَسی اَلاّ اَکُونَ بِدُعاءِ رَبّی شَقِیّاً»
و در ادامه قرآن میفرماید:
«فَلَمّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ اِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ کُلاًّ جَعَلْنا نَبِیّاً»
یعنی هنگامی که ابراهیم(ع) از آنان و معبودهای غیر الهیشان فاصله گرفت، خداوند اسحاق و یعقوب را به او عطا کرد و هر یک را پیامبر قرار داد.
در هر دو مورد، عزلت و کنارهگیری در شرایطی خاص، زمینهای برای بهرهمندی از رحمت و عنایت الهی معرفی شده است. بنابراین نمیتوان اصل کنارهگیری از مردم را در همه شرایط، امری ناپسند و مذموم دانست.
عزلت؛ اصل همیشگی یا راهکاری برای شرایط خاص؟
با دقت در آیات و روایات میتوان دریافت که عزلت و گوشهگیری در منطق اسلام، یک اصل عمومی و همیشگی برای همه انسانها نیست؛ بلکه در موقعیتهای ویژه اجتماعی یا فردی، ممکن است توصیهای مناسب و حتی ضروری باشد.
درباره اصحاب کهف باید توجه داشت که آنان در جامعهای گرفتار شرک و فساد زندگی میکردند و به دلیل ایمان به خداوند تحت فشار و تعقیب قرار گرفته بودند. در چنین شرایطی، آنان راهی جز ترک جامعه و پناه بردن به غار نداشتند.
در مورد حضرت ابراهیم(ع) نیز وضعیت مشابهی وجود داشت. ایشان تا آنجا که توانست برای مبارزه با بتپرستی و دعوت قوم خود به توحید تلاش کرد، اما هنگامی که این تلاشها نتیجه نداد و ادامه حضور، جان او را با خطر مواجه کرد، به مهاجرت و فاصله گرفتن از قوم خود روی آورد.
بنابراین، اگر شرایط مشابهی برای فردی در هر زمان و مکانی ایجاد شود، ممکن است هجرت یا عزلت به عنوان راهکاری برای حفظ ایمان و جان او مطرح شود؛ اما چنین شرایطی استثنایی است و نمیتوان آن را به عنوان یک قاعده اساسی و همیشگی برای زندگی اجتماعی انسان در نظر گرفت.
چه زمانی عزلت میتواند مطلوب باشد؟
در روایات نیز شواهد متعددی برای این برداشت وجود دارد. در مواردی که امام صادق(ع) کنارهگیری را انتخاب میکنند، شرایط نامناسب زمانه، تغییر وضعیت دوستان و از میان رفتن امکان همکاری سازنده با مردم، از عوامل این انتخاب معرفی شده است.
همچنین هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) سلامت دین را در عزلت میدانند، سخن درباره شرایطی است که معاشرت با مردم واقعاً میتواند دین و ایمان انسان را در معرض آسیب قرار دهد.
از سوی دیگر، برخی افراد از نظر روحی و اخلاقی در برابر مظاهر فساد و انحراف آسیبپذیرتر هستند. ممکن است حضور مستمر چنین افرادی در برخی محیطها، آنان را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، دوری از محیطهای آلوده میتواند برای حفظ سلامت معنوی آنان ضروری باشد.
این وضعیت را میتوان با توصیههای پزشکی نیز مقایسه کرد. هنگامی که آلودگی هوا افزایش مییابد، معمولاً به کودکان، سالمندان و افراد مبتلا به مشکلات قلبی یا تنفسی توصیه میشود کمتر در فضای آلوده حضور داشته باشند و در خانه بمانند. روشن است که چنین توصیهای به معنای ممنوعیت حضور همه مردم در اجتماع نیست، بلکه متناسب با شرایط خاص محیط یا وضعیت ویژه افراد مطرح میشود.
عزلت نیز چنین وضعیتی دارد؛ یعنی نمیتوان توصیه به کنارهگیری را بدون توجه به شرایط فرد و جامعه، برای همه انسانها و در همه زمانها و مکانها تجویز کرد.
بر همین اساس، هنگامی که امام صادق(ع) به یکی از یاران خود میفرمایند اگر میتوانی از خانه بیرون نروی، چنین کن، باید شرایط آن دوره یا وضعیت خاص فرد مورد توجه قرار گیرد. چراکه حضرت دلیل این توصیه را نیز روشن میکنند: دوری از غیبت، دروغ، حسادت، ریا، ظاهرسازی و مداهنه.
عزلت برای ارتباط با خدا
در عین حال، اجتماعی بودن انسان به این معنا نیست که او هیچگاه به خلوت و تنهایی نیاز ندارد. حتی افرادی که در متن جامعه زندگی میکنند، برای حفظ ارتباط معنوی با خداوند، نیازمند ساعاتی از شبانهروز هستند که از هیاهوی اجتماع فاصله بگیرند و به خود و رابطه خویش با پروردگار بپردازند.
بهویژه ساعات پایانی شب میتواند فرصتی برای خلوت با خداوند، راز و نیاز و بازنگری در رفتار و اعمال انسان باشد.
از این فراتر، سالکان راه خدا، عاشقان پروردگار و عارفان حقیقی حتی هنگامی که در میان مردم حضور دارند، دل از خداوند جدا نمیکنند. آنان در عین حضور اجتماعی، دل و جان خود را به غیر خدا نمیسپارند و ارتباطشان با مردم نیز در چارچوب محبت و بندگی خداوند معنا پیدا میکند.
کنارهگیری؛ گاهی یک روش مبارزه با فساد
گاهی نیز فاصله گرفتن از افرادی که آگاهانه و از روی لجاجت در مسیر فساد حرکت میکنند، میتواند نوعی مبارزه منفی با انحراف باشد. در چنین شرایطی، ترک کردن آنان ممکن است باعث شود جامعه نسبت به رفتار خود واکنش نشان دهد و متوجه پیامدهای عملکرد خویش شود.
در زندگی برخی عالمان نیز نمونههایی از این رفتار دیده شده است. هنگامی که مردم در انجام رفتارهای نادرست و فساد اصرار میکردند، آن عالم از حضور در میان آنان خودداری میکرد و به نشانه اعتراض، جامعه را ترک میگفت. گاهی همین کنارهگیری موجب میشد مردم فقدان حضور او را احساس کنند، نسبت به رفتار خود تجدیدنظر کرده و برای بازگرداندن او اقدام کنند.
بنابراین، عزلت در آموزههای اسلامی را نباید مساوی با جامعهگریزی و ترک همیشگی مردم دانست. اصل، حضور مسئولانه و اصلاحگرانه در جامعه است؛ اما در شرایطی که حضور اجتماعی موجب آسیب به ایمان و اخلاق فرد شود، جامعه گرفتار فساد و انحراف باشد، یا کنارهگیری بتواند نقش بازدارنده و اصلاحی داشته باشد، عزلت میتواند به عنوان یک راهکار استثنایی مورد استفاده قرار گیرد.
در نهایت، میتوان گفت آنچه در آیات و روایات از آن به عنوان عزلت و کنارهگیری یاد شده، بیشتر از آنکه دعوت به فرار از جامعه باشد، دعوت به حفظ ایمان، مراقبت از نفس، تقویت رابطه با خدا و گاهی اعتراض به فساد و انحراف اجتماعی است. از همین رو، نمیتوان توصیههای مربوط به عزلت را از شرایطی که این توصیهها در آن مطرح شدهاند جدا کرد و آنها را به صورت یک حکم کلی برای همه انسانها در هر زمان و مکانی در نظر گرفت.
پینوشتها:
۱. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج ۷۴، ص ۱۸۳، باب ۷ (ما جمع من مفردات کلمات الرسول(ص) و جوامع کلمه).
۲. غرر الحکم و درر الکلم، ص ۶۲۸، قصار ۹۸۹.
۳. عیون الحکم و المواعظ، ص ۴۷۹، قصار ۶۳.
۴. غرر الحکم و درر الکلم، همان، ص ۴۷۹، ص ۶۲.
۵. الکافی، کلینی، ج ۵، ص ۳۳۱، باب (تأکد کراهة مبیت الإنسان وحده إلا مع الضرورة و کثرة ذکر الله و حکم استصحاب القرآن و کثرة تلاوته و کراهة سلوکه وادیا وحده و مبیته علی غمر)؛ بحار الأنوار، همان، ج ۶۷، ص ۱۱۱، باب ۴۹ (العزلة عن شرار الخلق و الأنس بالله).
۶. الکافی، همان، ج ۸، ص ۱۲۸، (حدیث نادر).
۷. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۱۹.
۸. عیون الحکم و المواعظ، همان، ص ۴۵۶، الفصل الأول بالمیم المفتوحة بلفظ من؛ غرر الحکم و درر الکلم، همان، ص ۵۰۶ و ۵۹۹.
۹. قرآن کریم، سوره مریم، آیات ۴۸ و ۴۹.
منبع: اخلاق در قرآن، حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی