نگاه های ساده انگارانه ما ایرانی ها / شاهنامه بخوانیم این مظهر ایرانیت / خردمند همچون فردوسی

تاریخ: مارس 10, 2026

نگاه های ساده انگارانه ما ایرانی ها / شاهنامه بخوانیم این مظهر ایرانیت / خردمند همچون فردوسی

شاهنامه حس ملیت را در ما تقویت می‌کند و پشتوانه بزرگی برای زبان فارسی ماست. این امور نشان‌دهنده اهمیت شاهنامه است، منتها اگر کسی بخواهد زیاده‌روی کند و مثلا با استناد به داستان کیکاووس بگوید ما در هزار سال پیش یا دو هزار سال پیش یا شش هزار سال پیش پرواز می‌کردیم و سخنان ابلهانه بزند، ارج و ارزش شاهنامه و افسانه‌های آن را نادیده انگاشته است. … البته این نگاه‌های ساده‌انگارانه تنها در ما نیست.

گروه اندیشه: محسن آزموده، در روزنامه اعتماد، در یادداشتی، به درگذشت جلال خالقی مطلق مصحح بزرگ شاهنامه که خبرش در اخبار جنگ گم شد، می پردازد. این یادداشت را می خوانید:

****

شب اول جنگ، در میان اخبار دلهره‌آور و فلج‌کننده، یک خبر دیگر هم آمد که متاسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفت: جلال خالقی‌مطلق، فردوسی‌شناس و مصحح بزرگ شاهنامه در ۸۸ سالگی درگذشت. افسوس و دریغ. یادش بخیر استاد خالقی، او که می‌گفت شاهنامه معشوق معنوی سراسر زندگی‌اش شده. خوش به سعادتش. چه زندگی سرشاری، چه حیات پرباری.  این قافله عمر عجب می‌گذرد.شش-هفت سال پیش بود، با فاطمه و جمعی از دوستان مشغول خواندن شاهنامه بودیم.

هر هفته در خانه دوستی جمع می‌شدیم و بخش‌هایی از شاهنامه را می‌خواندیم. آن موقع کتاب هنوز اینقدر گران نشده بود و سالروز تولد هر کدام از بچه‌ها که می‌شد، پول جمع می‌کردیم و شاهنامه چهار جلدی تصحیح استاد خالقی را به فرد متولد هدیه می‌دادیم. من از یک موهبت مضاعف هم بهره‌مند شدم. به لطف خانم صوفی دوست و همکارم در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی مجموعه بزرگ دوازده جلدی تصحیح جامع و کامل و دقیق و ارزشمند استاد خالقی‌مطلق از شاهنامه، چاپ مرکز دایره‌المعارف را هدیه گرفتم و یک‌بار هم متن را در خانه می‌خواندم.

خلاصه آنکه به همراه دوستان با راهنمایی یادداشت‌های روشنگر خالقی‌مطلق، مثل کودکی نوپا، گام به گام و لرزان در کرانه‌های اقیانوس ژرف و پرگهر خردنامه فردوسی بزرگ حرکت می‌کردیم و از آن لذت می‌بردیم. چاپ استاد خالقی بسیار شسته رفته و ترتمیز است و توضیحاتش راهگشا. خوانش شاهنامه حدودا سه سال طول کشید و در این میان بسیاری مقالات و کتاب‌های مرتبط درباره فردوسی و شاهنامه را هم خواندیم، از کتاب ارزشمند استاد خالقی‌مطلق درباره زن در شاهنامه تا مقالات تحقیقی عمیقش که در ارجنامه‌اش و سایر کتاب‌ها منتشر شده بود و کتاب کلاسیک نولدکه با ترجمه بزرگ علوی و کتاب-جستارهای شاهرخ مسکوب و نوشته‌های استادان محمدعلی اسلامی‌ندوشن و مصطفی رحیمی و مقالات کلاسیک چهره‌هایی چون فروغی و تقی‌زاده و  همزمان پادکست‌های شاهنامه‌خوانی را گوش می‌کردیم و خلاصه اینکه در هر جا هر چیزی راجع به فردوسی و شاهنامه بود، می‌بلعیدیم.

در همین حال و هوا بود که یک روز دوست و همکارم خانم ابراهیم‌پور گفت که استاد خالقی‌مطلق به ایران آمده و اگر خواستی به دیدارش برویم و گفت‌وگویی کنیم. چه افتخار بزرگی. با سر قبول کردم. یک عصر زمستانی با استاد در کافه پشت لغتنامه دهخدا قرار گذاشتیم. جلد اول شاهنامه را هم با خودم بردم. دیدار از نزدیک استاد بسیار رشک‌برانگیز بود. چقدر به رفقا و دوستانم فخر فروختم. بیش از یک ساعت در محضر استاد بودیم و کوشیدیم از بیش از پنجاه سال تجربه زیسته او با فردوسی و شاهنامه بپرسیم.

این گفت‌وگو چند ماه بعد در روزنامه اعتماد منتشر شد.  استاد خالقی‌مطلق با ذهنی روشن و دقیق، درباره فردوسی و شاهنامه حرف می‌زد. فردوسی را یک مورخ تمام عیارخواند که فلسفه را به‌طور کامل می‌شناخته. افسوس می‌خورد که تاکنون تحقیق عمیق و جامعی درباره فلسفه و شاهنامه صورت نگرفته. به نظر او فردوسی شاعری دانشمند است و معتقد بود که احساسات ملی در شاهنامه خیلی بیشتر و عمیق‌تر از سایر حماسه‌هاست. می‌گفت فردوسی خودش هیچ داستانی را به منابع و مآخذش اضافه نکرده، اما کوشیده داده‌های آنها را با زیبایی و خلاقیتی شگفت‌انگیز صحنه‌آرایی کند. 

خالقی می‌گفت شاهنامه مظهر ایرانیت یا ایرانی بودن است و هیچ شاعر ایرانی مثل سعدی و نظامی بدون او نمی‌توانسته شاعر شود، هم از نظر دانستن زبان فارسی و واژگان این زبان و هم به علت حضور پررنگ افسانه‌های زیبای ایرانی. به گفته خالقی‌مطلق شاهنامه حتی برای نقاشان ایرانی منبعی برای تصویرسازی بوده. از دید استاد، ایران فردوسی، یک وطن فرهنگی است و ما از طریق شاهنامه درمی‌یابیم که مادران و پدران ما در هزاره‌های پیشین چگونه زندگی می‌کردند، باورهایشان چگونه بوده و به چه افسانه‌هایی علاقه داشتند. 

استاد خالقی با این همه عشق و علاقه‌اش به شاهنامه، به هیچ عنوان دچار تعصب و خودشیفتگی فرهنگی نبود و نگاهی واقع‌بینانه به ایران و ایرانی داشت. می‌گفت سعی می‌کنم واقع‌بین باشم و گرفتار رویاپردازی نشوم. خردورزی و منش عقلانی فردوسی در یکایک واژگانی که بر زبان می‌راند، پیدا بود. با جملاتی از او در همین رابطه این یادداشت را به پایان می‌رسانم: «مساله این نیست که شاهنامه چه مشکلی را حل می‌کند، مشکل حل کردن با یک اثر ادبی متعلق به هزار سال پیش است که معنایی ندارد.

شاهنامه حس ملیت را در ما تقویت می‌کند و پشتوانه بزرگی برای زبان فارسی ماست. این امور نشان‌دهنده اهمیت شاهنامه است، منتها اگر کسی بخواهد زیاده‌روی کند و مثلا با استناد به داستان کیکاووس بگوید ما در هزار سال پیش یا دو هزار سال پیش یا شش هزار سال پیش پرواز می‌کردیم و سخنان ابلهانه بزند، ارج و ارزش شاهنامه و افسانه‌های آن را نادیده انگاشته است. … البته این نگاه‌های ساده‌انگارانه تنها در ما نیست.

مثلا برخی می‌گویند مصری‌ها در دوران باستان عمل مغز انجام می‌دادند! این قبیل ساده‌انگاری‌ها چه در مورد خودمان و چه در مورد دیگران بی‌ربط است و نباید به آن توجه کرد. کسی که در جمجمه‌اش مغز باشد این سخنان را جدی نمی‌گیرد! علت اصلی اهمیت شاهنامه در حفظ و نگهداری و یادآوری آداب و رسوم پیشینیان و زبان فارسی و تقویت احساسات ملی ماست.» یادش بزرگ و جاودان و گرامی. ایدون باد. با امید.

۲۱۶۲۱۶